اما میرکریمی در این تجربه تازه اگر چه موضوعی بسیار قدیمی به نام "زن" را دست مایه اصلی قصه قرار داد اما نوع نگاه او به "زن" دراین فیلم توانست "به همین سادگی" را به عنوان برترین فیلم جشنواره بیست و ششم معرفی کند.
میرکریمی همراه با شادمهر راستین به جای اینکه" زن" را در "بطن جامعه" جستجو کند به درون خانه ها رفت و این بار مشکلات زن ایرانی را در خانه دنبال کرد، مشکلات "زنان خانه دار" که تا امروز به آنها توجه نشده بود.
موضوعی که میرکریمی برای روایت ساختار منسجم پنجمین اثر سینمایی خود برگزید اینقدر ساده و قابل دسترس بود که برای آن نام "به همین سادگی" را برگزید. "به همین سادگی" که روایت گر رنج های پنهان زنی خانه دار است بدون آنکه تغییری در زندگی اش ایجاد شود روز را به شب و شب را به روز می رساند، روایتی که اینقدر ساده است که انگار هیچ اتفاقی در زندگی ظاهری آن زن - مادر(طاهره) رخ نمی دهد اما از درون روز به روز بیشتر دچار رخوت و ناامیدی می شود
.
وجه تمایز "به همین سادگی" این است که میرکریمی و شادمهر راستین که بار دیگر توانایی های خود را در نگارش فیلمنامه "به همین سادگی" نشان داد به هیچ وجه
قصد بزرگی نمایی ندارند حتی آنجایی که طاهره با بازی "هنگامه قاضیانی" قصد ترک خانه را دارد باز هم هیچ اتفاق خاصی در زندگی او نیافتاده نه خیانتی از سوی همسر و نه پای عشقی دیگر در میان است او فقط خسته است، خسته از تکرار مکررات و «به همین سادگی» قصد تغییر می گیرد اما در آخرین گام باز هم تسلیم شرایط می شود و در آن زندگی بدون هیجان خود را حل می کند.
وجه دیگر "به همین سادگی" که باعث می شود با وجود اینکه تماشاگر شاهد اتفاق خاصی در فیلم نیست اما تا پایان کنجکاوانه به تماشای آن بنشیند فیلمبرداری روان، منسجم و مطلوب "محمد آلادپوش" است. آلادپوش توانسته در فضای بسته و محیط تنگ آپارتمان فیلمبرداری بسیار روانی را ارایه دهد به طوری که برخی مواقع تماشاگر به هیچ عنوان احساس نمی کند فیلم را از دریچه لنز او می بیند و این دقیقا ویژگی و نقطه قوت کار آلادپوش به حساب می آید که نورپردازی "عبدالله به افروز" به آن بیش از پیش کمک کرده است.
در میان نیز نباید از کار موثر "شیوا رشیدیان" در خلق فضای باورپذیر یک زندگی معمولی به عنوان طراح صحنه و لباس و "مهران ملکوتی" به عنوان صدابردار "به همین سادگی" به سادگی گذشت.
و شاید بزرگترین ویژگی مثبت "به همین سادگی" بازی زیبا و روان "هنگامه قاضیانی"باشد. بازیگری که هر چقدر تا امروز در تئاتر شناخته شده و توانایی های خود را نشان داده بود در سینما فرصت ابراز توانایی های خود را نیافته بود و بدون شک میرکریمی با بازی گرفتن از وی در پنجمین فیلم بلند سینمایی خود یکی از بزرگترین کشفیات سینمای ایران را در سال 86 به ارمغان آورد.
میرکریمی در چهار فیلم قبلی خود "کودک و سرباز"، "زیر نور ماه"، "اینجا چراغی روشن است" و "خیلی دور خیلی نزدیک" ثابت کرده بود که فیلمساز خوبی است.
در "به همین سادگی" سادگی موج می زند، چه در تیتراژ ابتدایی فیلم که "عباس کیارستمی" آن را نوشته است و چه در بازی بازیگران حتی بازیگران خردسال فیلم و در نهایت به خاطر همین سادگی های آشکار فیلم که آگاهانه از سوی میرکریمی مورد استفاده قرار گرفته است تماشاگر موفق می شود تراژدی روحی یک انسان نیمه مدرن را در شکل زن ایرانی به ساده ترین وجه ممکن با تمام وجود درک کند و با او همزاد پنداری کند و پرهیز هوشمندانه میر کریمی از قضاوت به نقطه قوت اثرش تبدیل شده است و پرداختن به ویژگی های ظریف ظاهرا کم اهمیت که همه در زندگی روزمره با آنها درگیر هستیم فیلم را دارای قدرت اثربخشی کرده است.
نکته ای که در فیلمی مانند "به همین سادگی" حائز اهمیت است این است که در این فیلم موسیقی متن وجود ندارد، در بسیاری از فیلم ها براری قدرت بخشیدن به درام صحنه از موسیقی استفاده می شود اما میرکریمی در استفاده از موسیقی هم دست به تجربه زد و برای فیلم خود موسیقی متن استفاده نکرد اما هیچگاه حتی در پایان فیلم کمبود موسیقی احساس نمی شود.
"به همین سادگی" دارای یک جریان ساکن است که همین سکون ویژگی بارزی به آن داده است و علیرغم اینکه ممکن است مخاطب چیز فوق العاده ای در آن مشاهده نکند اما در عین حال از آن لذت خواهد برد. فیلمی که در مقایسه با سه فیلم دیگر اکران نوروزی (مجنون لیلی، زن دوم و دایره زنگی) نگاه کمتری به گیشه دارد اما مسلما تماشاگران از آن لذت خواهند برد و پس از مدت ها لذت دیدن یک فیلم واقعی را در سینمای ایران درک خواهند کرد.
فیلمی که اگر چه تماشاگران را نمی خنداند اما با بکارگیری نماهای پیچیده و استفاده هوشمندانه از بازی کادر و صدا و تاکید بر عناصر یک زندگی شهری به اثری قابل اعتنا تبدیل شده است./120


