|
|
|
|
|
|
عضو سابق تیم ملی کوهنوردی : |
| مشکلات کوهنوردی حاصل جزیره ای عمل کردن فدراسیون است |
| تهران- خبرگزاری ایسکانیوز: جواد گیاه شناس عضو سابق تیم ملی کوهنوردی کشورمان گفت: حوادث اخیر ورزش کوهنوردی کشور ماحصل سوء مدیریت حاکم براین ورزش است. |
 |
|
|
عضو سابق تیم ملی کوهنوردی روز سه شنبه درگفتگو با خبرنگار ورزشی خبرگزاری ایسکانیوز گفت:متاسفانه سالجاری ، سال خوبی برای ورزش کوهنوردی ما نبود . در این سال حوادث منجر به فوت بسیاری رخ داد که بازخورد مناسبی در جامعه کوهنوردی کشور نداشته است . فوت سامان نعمتی در ارتفاعات نانگا پاربات و دو تن از کوهنوردان کشور در ارتفاعات لنین و نهایتا فوت دکتر بهاء لو در ارتفاعات هیمالیای نپال هزینه بسیار سنگین و دشواری را برای جامعه کوهنوردی کشور ایجاد نمود و دست آخر فوت همنورد خوبمان خلیل عبد نکویی پور نیز جامعه کوهنوردی را داغدار نمود. در خصوص علت و چرایی این حوادث موضوعات و مباحث بسیاری مطرح می گردد . عده ای آنرا جزء قوانین این ورزش تلقی کرده و مرگ در کوهستان را اجتناب ناپذیر می دانند . عده ای دیگر نیز ضعف سرپرستی را در تمامی حوادث کوهستان معیار عمده می دانند و اینچنین عنوان می کنند که مشکل سرپرستی است . وی در خصوص حادثه اخیر فوت دکتر بهاءلو در ارتفاعات نپال نیز گفت: فکر می کنم که فدراسیون کوهنوردی در این رابطه رویکرد نادرستی را انتخاب کرده، و برای فرار از واقعیت در حال فرار به جلوست، البته می بایست چند موضوع را در این رابطه مورد توجه قرار دهیم . فدراسیون کوهنوردی در ابتدای امسال با صدور بخشنامه ای ضوابط صعودهای هیمالیانوردی را مشخص کرد. در این ضوابط که چندین آیتم داشت در بخشی از آن موردی به چشم می خوردکه در آن صرفا برای رفع مسئولیت حقوقی فدراسیون در نظر گرفته بودند و آن الزام تیم ها به داشتن پزشک بود. حال با آن حادثه و با آن موضع گیری که در خصوص قله تیلچوپیک بوجود آمد این سئوال مطرح می شود که چه الزامی برای حضور پزشک وجود دارد؟ آیا صرفا کارکرد پزشک یک ماکت از عنوان پزشکی است که تیم ها آن را همراه خود داشته باشند ؟ فدراسیون کوهنوردی موضع گیری کرده و عنوان نموده که پزشک نمی بایست از بیس کمپ بالاتر می رفت اگر مصدومی صد متر بالاتر نیاز به فوریت های پزشکی داشت آیا سرپرست می توانست با این توجیه که بنا به دستور فدراسیون نمی توانم پزشک را به بالاتر فرا بخوانیم مصدوم را به حال خود رها سازد. شنیدم دبیر فدراسیون گفته که بایست در چنین وضعیتی مصدوم به پایین حمل می شد این حرف واقعا از آقای افلاکی که خود سرپرستی چند برنامه را داشته بعید بود ؟ باید پرسید که در حادثه گاشربروم و اورست عدم حضور پزشک چه مصائبی را بدنبال داشت؟ فکر می کنم حادثه امسال برای فدراسیون چاهی بود که سالها فدراسیون برای دیگران می کند اما خود در آن گرفتار شد و باید گفت رویکرد کنونی فدراسیون رویکرد اشتباهی است . در ورزش ما سرپرستان مظلوم ترین افراد هستند درد سرهای فراوان ، مخاطرات جدی ، توانایی های بالاتر برای هدایت و تصمیم گیری در یک برنامه طولانی مدت را نیاز دارند و بعد اگر برنامه خوب باشد قله صعود شود ناآگاهان به مسائل بطور عادی از کنار آن رد می شوند و یا نهایتا می گویند قله ای نبوده و اگر صعود با چالش روبرو شود و یا خدای ناکرده حادثه ای رخ دهد همه او را متهم می کنند بدون آنکه شرایط را در نظر بگیرند . هر چند در خصوص آموزش سرپرستان نیز هیچ کاری صورت نگرفته است . عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی همدان درپاسخ به این سوال که" اساسا انتخاب تیم ها در ایران بر اساس چه معیاری صورت می گیرد ؟"به خبر نکار ایسکانیوز گفت: ببینید در ایران امروز ما دوران تب هیمالیانوردی را پشت سر می گذاریم بطوریکه بعد از چندین صعود ملی که بر روی قلل مرتفع از جمله اورست، گاشربروم 2 و لوتسه یا ماکالو و یا چند قله دیگر بصورت رسمی از جانب فدراسیون صورت گرفت برخی هیئت ها یا گروهها نیز به اعزام تیم می پردازند. در قبل نیز اعزام بود اما نه به این گستردگی . امروز همه در تب و تاب هیمالیا نوردی اند از جمله فدراسیون. در مقررات قبلی که فدراسیون بزرگترین نهاد اعزام کننده بود همه چیز در درون فدراسیون هدایت می شد از برگزاری اردوها تا انتخاب نفرات و بعد تعیین سرپرست که بنظر من در جای خودش و موقعیت زمانی آن دوره با تنگنا ها و مشکلات مختلف سیستم مناسبی بود هر چند که ضعف هایی بر آن وارد بود اما امروزه دیگر چنین وضعیتی وجود ندارد دید کوهنوردان ما به هیمالیا روشن تر شده آنها دیگر موانع ابتدایی را در راه رفتن نمی بینند و منتظر فراخوان فدراسیون نمی شوند اما هنوز آگاهی آنان نسبت به هیمالیا تکمیل نشده یعنی احساس می کنند که هیمالیانوردی یعنی کوهنوردی و بعد مترادف گرفتن این موضوع درد سر ساز است . خود من به شخصه در صعود امسال لنین دیدم که چگونه بی محابا تیم های ایرانی در لنین صعود می کردند . آنها بدون کمترین آگاهی در زمینه هیمالیا نوردی و همچنین سرپرستی و با یک تصور غلط و ویران کننده و آنهم صعود به هر قیمت ممکن صعود می کردند. این تفکر اشتباه است شما در صعودهای مختلف کوهنوردان خارجی را می بینید که با وجود و حس مخاطرات منطقه را ترک می کنند یا لااقل تا فراهم آمدن شرایط مناسب صبر می کنند اما برای ما هنوز تفکر هیمالیانوردی کامل نشده وقتی فکر دچار نقص باشد خوب طبیعتا بسیاری از عملکردهای ما هم اشتباه است . فکر می کنید چگونه می شود این رویه معیوب را اصلاح کرد ؟ اساس این اشکال در فدراسیون کوهنوردی شکل گرفته و مشکلات جامعه کوهنوردی ما حاصل جزیره ای عمل کردن بخش های مختلف این ورزش است از جمله در راس آن فدراسیون کوهنوردی است . مرزبندی فدراسیون برای موضوعات و مسائل و تبدیل این ورزش به بخشهای رسمی و غیر رسمی و خودی و غیر خودی و بعد موضع گرفتن در برابر به اصطلاح غیر رسمی ها یا غیر خودیها و عدم تفکر و مدیریت جامع در ورزش کوهنوردی سبب ساز چنین موضوعی شده است . در برخورد با صعود نانگاپاربات می توانست بهتر ومناسب تر صورت پذیرد . متاسفانه امروزه چندین و چند آژانس توریستی صرفا با هدف کسب درآمد در حال فرو بردن فرزندان این کشور به کام مرگ هستند . شرکتهای واسطه ای که صرفا گرفتن مسافر را در برنامه خود دارند و نه تنها فدراسیون کوهنوردی و حتی سازمانهای مرتبط به آنان نیز حاضر نیستند نظارت جدی بر آنان داشته باشند . شرکت هایی که به بهانه های مختلف در آن سوی مرزها مسافرین ایرانی را سرکیسه می کنند و به هیچ کس هم پاسخگو نیستند . شما به جزیره ای عمل کردن فدراسیون کوهنوردی اشاره کردید اما من خاطرم هست شما نیز بعنوان یکی از نامزدهای احراز پست ریاست فدراسیون کوهنوردی در آخرین مراحل به نفع آقای شعاعی کنارکشیدید علت اینکه همگی بر روی وی توافق کردید چه بود ؟ و آیا امروز نیز با فدراسیون کوهنوردی ارتباط دارید و با عملکرد آن موافقید ؟ ببینید من همیشه گفتم فدراسیون کوهنوردی خانه ورزشی من است من با حضور در تیم های ملی و صرف هزینه هایی که از بیت المال برایم صورت گرفته در کسوت تیم ملی قرار گرفتم . من به این مردم مدیونم چراکه پولی که می بایست صرف چه و چه در مملکت می شده صرف من شده که مثلا در ترکیب تیم ملی قرار بگیرم در دوران مهندس هوایی نیز که سوء مدیریت ها در فدراسیون به بالاترین سطح آن رسیده بود نیز انتقاد کردم برخورد کردم . چراکه فدراسیون را از آن خودم و خودم را نیز یک ایرانی می دانم و فدراسیون را نیز از آن تمام ایرانیان. الان هم همین اعتقاد را دارم اگر بر روی نام مهندس شعاعی توافق کردیم الان هم معتقدم باید او را کمک کنیم و باید رویه ها اصلاح شود. خدا رو شکر همه چهره های دلسوز و ورزشی هستند اما گاهی اوقات یک دانه ارزن اجازه نمی دهد که انبار رو ببینیم . هنوز هم اعتقاد دارم که با این چهره ها که در فدراسیون کوهنوردی داریم می شود یک بار دیگر برای ایران افتخار آفرینی نمود . در فدراسیون بخش های مختلفی در حال کارند برخی بخشها قوی و برخی بخشها ضعیفند ما نمی خواهیم تخریب کنیم و نباید هم باشد فدراسیون مثلا در بخش آموزش بسیار خوب و بروز کارکرده در بخش سنگنوردی و استعداد یابی در حال بالندگیست اما یکی از بخش های چالش زای آن هیمالیانوردیست . مشکلات هم از عدم نگرش صحیح بدان و انتخاب بد در خصوص تیم ها صورت می گیرد من حس می کنم امروز تیم مناسبی مشورت درست نمی دهد و بعضی نیز بدنبال وارد کردن نام ها به جای برنامه در فدراسیونند که مثلا در جلسه فلان ما حتما فلانی و فلانی وجود داشته باشد برای آنکه خدای نکرده از ما رنجیده خاطر شود .مهمترین مشکل کنونی فدراسیون فقدان برنامه ریزی و فقدان افق لازم در برنامه هاست . مثلا نمی دانیم چرا هیمالیا می رویم . تیم امید بر روی یک قله ناشناخته می رود نمی دانیم بعد می خواهیم تیم امید را چه کنیم آیا می خواهیم آن را در آسمان رها کنیم که این هدر دادن نیروهاست . یا نسبت به صعودهای دیگران با تنگ نظری نگاه می کنیم صعود امسال تیم نانگا پاربات یک افتخار ملی بود هر چند که ضعف هایی هم داشت . اما چرا از صعود کنندگان توسط رییس فدراسیون استقبال نشد چرا با بحث های مختلف باعث شویم که در برابر یکدیگر موضع گیری شود عاقبت این فکر تخریب یکدیگر به کجا منتهی خواهد شد باید به یکدیگر کمک کنیم یاری کنیم این پیام کوهستان است و فدراسیون باید الگوی این ورزش باشد . تابستان امسال در نامه ای به رییس فدراسیون خواستم که نگاهش به هیئت ها را تصحیح کند خواستم در انتخاب نفرات هیئت های کوهنوردی را ببیند متاسفانه جریانی اصل موضوع را نادیده گرفت و با بوق و شیپور کردن اینکه من با فلانی مشکل دارم مرز خودی با غیر خودی را گسترش داد بدون اینکه بدانند اصل موضوع چی بوده و چرا این موضوع در نظر گرفته شده اساس اختلاف نظر من مثلا با فلان قهرمان ملی بر چیست نادیده گرفتن سرمایه های انسانی نبوده ما همواره به تعداد زیاد هم استانیهای خودمان در تیم های ملی بالیدیم تنها چیزی که باعث اختلاف نظر شد سنگ اندازی آقایان در کمیته هیمالیا نوردی بر صعودهای مستقل بود و نادیده گرفتن هیئت ها بود . هیئت ها بازوان اجرائی فدراسیون کوهنوردی هستند . اما نگاه فدراسیون به آنها نگاه ارباب و رعیتی است دید فدراسیون در این رابطه نادرست است مگر این هیئت ها با چه امکانات و پشتوانه ای شبانه روز در حال کارند. افرادی که با کمترین امکانات کار می کنند نباید توسط نهاد نظارتی و ستادی شان یعنی فدراسیون تخریب شوند . ما هدفمان رشد هماهنگ تمام بخش های کوهنوردیست. گیاه شناس همچنین اظهارداشت:ببینید فدراسیون جلوی حرکت های مستقل مقاومت می کرده هنوز هم می کند. من برای شما اسنادی می آورم که فدراسیون سنگ اندازی حقوقی می کرده . میزان حمایت مالی فدراسیون را از حرکت های مستقل ببینید . آنها تلاش می کردند تا شرایطی را فراهم آورند که در صورت بروز حادثه هیئت ها را به چهار میخ بکشند و این همان چاهی است که می گویم فدراسیون در آن افتاده من بدون سند ومدرک حرف نمی زنم سوابق آنه را هم دارم در صعود موستاق آتا 85 و لنین نامه های فدراسیون به هیئت استان همدان موجود است . اما ما تلاش کردیم تا برای کشورمان افتخار آفرینی کنیم . گیاه شناس در جواب این سوال "ایسکا نیوز"که شما برای اصلاح این روند چه کرده اید گفت:. ببینید همانگونه که اشاره کردم متاسفانه یک دلخوری بین ما بوجود آمده که رییس محترم فدراسیون هنوز هم نمی خواهد اصل داستان رو آگاه شود . نمی خواهد یا نمی گذارند رو هم من کار ندارم . آنها فکر می کنند که من چون نامزد بودم قصد دارم با نظراتم تخریب کنم و بعد از این داستان برای خودم سوابقی بتراشم و بعد در آینده کاری بکنم . من فکر می کنم هر کس دوره ای دارد یا لااقل هر کس برای خودش دوره ای را در زندگی طراحی کرده . برای من نگرش حرفه ای به کوهنوردی یکسال است پایان گرفته امسال هم از خط قرمز خودم عبور کردم و هیمالیا رفتم . اساسا پرونده کوهنوردی رو بستم و خوشحالم که سیر حوادث هم داره کم کم من رو به حاشیه رفتن از این ورزش سوق میده ، اما این دلیل نمی شه که حساسیت به خرج ندهم و هشدار ندهم یک روز هم که حس کنم این موضوع داره ضربه می زنه آن را قطع می کنم چراکه معتقدم باید کمک کرد و ورزش گسترده کوهنوردی رو که فی الواقع کرانه نداره و همیشه کار دارد رو کمک کرد .طرحی را در زمینه هیمالیانوردی نوشتم و برای آقایون فرستادم اما فکر می کنم چندان استقبال نشده اشکالی هم ندارد شاید خیلی ها بخواهند که بمیریم اما ما خودمان بدست خودمان این شرایط را مهیا نمی کنیم و اساسا خود کشی نمی کنیم آنها می خواهند ما فراموش شویم اما اینگونه نخواهد بود ما مواظبیم . وی در پایان افزود:امیدوارم در آینده شاهد رشد وگسترش ورزش کوهنوردی و احتزاز پرچم پرافتخار جمهوری اسلامی ایران بر فراز قله های رفیع جهان باشیم ./158/125
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|