اینک پنج شبانه روز از توقیف روزنامه ای که افزون بر 12 سال، مهمان دستان هموطنان آذری، کرد، لر، فارس، بلوچ، کهکیلویه و .... در جای جای ایران پهناور بوده سپری شده و کاریکاتوریست و سردبیر ایران جمعه نیز همچنان در اوین، بازداشت هستند. صاحب این قلم به عنوان یک آذری زبان، وقتی صفحه کودک و نوجوان ایران جمعه 22 اردیبهشت 85 را خواند همانند بسیاری از هموطنان – از هر قوم و نژاد رنجیده خاطر شد. چه کنیم که سوسکها سوسکمان نکنند، این عنوان با کاریکاتوری که در کنار مطالب به اصطلاح طنزگونه خودنمایی می کرد حالا با توقیف روزنامه، افزون بر 300 کارمند، خبرنگار، نویسنده، لیتوگراف، کارمند چاپخانه و ... که هر یک نان آور خانوده ای ایرانی اند را خانه نشین کرده و هنوز هم خبرهای تلخی از گوشه و کنار خطه آذری زبانان کشورمان به گوش می رسد.
در این وادی اما واقعیتی غیرقابل انکار است که صدای شکستن قلم برای هیچ کس خوشایند نیست و اگر آرشیو روزنامه ایران را ورق بزنیم در یادگارهای آن خواهیم دید احترام به ایرانی از هر قوم و نژاد، چه شهری و چه روستایی و حفظ وحدت و انسجام ملی، همواره سرلوحه مدیران، خبرنگارن و نویسندگان آن بوده و اشتباه یک کاریکاتوریست را نباید به حساب تمامی آنان نوشت. در این وادی پرفراز و نشیب که چشم تنگان مساله انرژی هسته ای ایران را در بوق و کرنا کرده اند و می کوشند ما را از این حق مسلم محروم کنند منطق حکم می کند دشمن شاد کن نباشیم. به عنوان روزنامه نگاری که قریب به یک دهه خاک تحریریه مطبوعات وطنش را خورده بر خود فرض می دانم تاکید کنم اگر دلسوزان میهن اسلامی، پیش از شدت موج اعتراض آذری زبانان عزیز با درایت و تدبیر و مهار احساسهای شخصی، شیوه کدخدامنشی را در دستور کار خود قرار می دادند، عذرخواهی رسمی همصنفانم در روزنامه ایران را به خاطر اشتباه یک کاریکاتوریست به گوش آزرده دلان میرساندند و از آنان برادرانه میخواستند شرایط حساس کشور را در این برهه زمانی مد نظر قرار داده و به جای اعتراضهای خیابانی که مجال آشوبگری را برای فرصت طلبان فراهم کرده و میکند اجازه میدادند پرونده از سوی دستگاه قضایی و حتی خانه ملت پیگیری شود حالا شاید کاممان بیش از این تلخ نمیشد. آذربایجان شرقی و غربی، زنجان و ... همه و همه ریشه در هویت ایران و هر ایرانی دارد و مردم ایران زمین، همواره به خود میبالند که از رشادتهای ستارخان و باقرخان آذری زبان به عنوان شخصیتهای ملی انقلاب مشروطه در تاریخ این سرزمین سخن بگویند.
یک کاریکاتور در صفحه کودک و نوجوان روزنامه که نه، بلکه هیچ چیز دیگری نمیتواند به هویت و تاریخ تبریزیها، اردبیلیها، زنجانیها و ... کوچکترین خدشه ای وارد کند.
این کهن دیار از مردان و زنان بزرگ لر، کرد، ترک، فارس،گیلک، بلوچ و ... خاطرهها و درسها دارد و من افتخار میکنم که یک ایرانی ام. 300 نان آور خانوادههایی هم که با تعطیلی روزنامه خود، غمنان، مسکن و فردای همسر و فرزند دارند ایرانیاند. بیایید در سال مزین به نام پیامبر اعظم (ص) از خدا بخواهیم توفیق عمل.
بهروز الف
دبیر سرویس حوادث و حقوق ایسکانیوز