پیام میانجی‌گری جدید الیزه حاوی چیست؟

بسته فرانسوی به نام ایران به کام آمریکا!؟

دوشنبه 4 شهریور 1398 - 05:00
کد مطلب: 1025744
فر

پروژه میانجی‌گری «انجماد در برابر انجماد» فرانسه، با القای نوعی از جانبداری به نفع ایران توجه‌ها را از همسویی استراتژیک اروپا با آمریکا منحرف می سازد.

به گزارش گروه بین‌الملل ایسکانیوز، تاریخچه مواضع و سیاست‌ورزی کشورهای اروپایی در قبال برنامه هسته ای ایران و بعدها برجام همواره با نوعی از تشکیک و عدم اعتماد همراه بوده است و آنان حتی در بزنگاه‌های حساس با تغییر رویکرد خود به دنباله‌روی از عمو سام پرداخته اند. با این حال و به رغم این بدبینی‌ها این بار اروپایی ها و به ویژه فرانسه درصدد هستند با طرح میانجی‌گری جدیدی بن بست موجود را حل و فصل کنند.

پروژه انجماد در برابر انجماد آنچنان که ادعا می شود، می خواهد با کاهش تنش ها، ایران و آمریکا را دوباره به میز مذاکره بازگرداند؛ اما هم‌زمان با اعلام بخش هایی از این پروژه، فرانسوی ها در کمال ناباوری با طرح چهار مساله عمده از همسویی راهبردی با کاخ سفید خبر دادند، بنابراین و در چنین وضعیتی می پرسیم که آیا میانجی گری این بار فرانسه می تواند موفقیت آمیز باشد و یا اینکه پاریس و واشنگتن با نوعی از تقسیم کار دو روی یک سکه را تشکیل می دهند؟

معمایی که باید کدگشایی شود

هنوز جزئیات کامل پروژه میانجی‌گری فرانسه و ابعاد آن به طور رسمی اعلام نشده است؛ اما بنا به گزارش ها در حاشیه اجلاس دیدار گروه هفت و در یک ناهار کاری «امانوئل مکرون» و «دونالد ترامپ» به بررسی جزئیات آن پرداخته اند.

در این باره «خبرگزاری آسوشیتدپرس» به نقل از یک دیپلمات فرانسوی نوشت پاریس برای تنش زدایی در این پرونده پیشنهاد کرده است که آمریکا با لغو تحریم فروش نفت ایران به چین و هند و ایران با توقف غنیسازی اورانیوم فراتر از میران تعیین شده در برجام دوباره به میز مذاکره بازگردند.

پیش از این شماری از رسانهها طرح پیشنهادی فرانسه را طرح «انجماد در برابر انجماد» نام داده و در توضیح آن گفته بودند که بر اساس این طرح، لازم نیست آمریکا به برجام بازگردد همچنان که ایران نیز لازم نیست از کاهش تعهداتش دست بکشد، بلکه هر دو کشور برای دورهای کوتاه اقدامات خود را متوقف میکنند.

تا این جای کار طرح پیشنهادی با ارفاق معمولی است؛ اما برخی از خبرگزاری ها و رسانه های بین المللی در ادامه اعلام کردند همچنین ایران باید «نقش خود در منطقه را کاهش داده» و مذاکرات را آغاز کند.

این میانجی گری زمانی تمام تعادل خود را از دست می دهد که رئیس جمهور فرانسه به همتای آمریکایی خود گفته است: من فکر میکنم ما هدف مشترکی در مورد ایران داریم؛ جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای، کاهش فعالیتهای ایران در زمینه موشکهای بالستیک، مهار فعالیتهای منطقهای ایران و استقرار صلح در منطقه، چهار اولویت مشترک فرانسه و آمریکا در مورد ایران است.

اگرچه کاخ الیزه در بیانیه ای تلویحاً اذعان کرده است که اختلافاتی بین رؤسای جمهور فرانسه و آمریکا در خصوص موارد فوق وجود داشته؛ اما میزان این اختلافات کاهش یافته و مواضع دو طرف «همگرا» شده است.

همین مساله هرگونه شک و تردیدی را در مورد نیات فرانسه برطرف می سازد و نشان می دهد تروئیکای اروپایی همان نقشه و برنامه های ترامپ علیه ایران را با بیانی دیگر دنبال می کنند و آنان ضمن آنکه بی طرفی خود را در میانجی گری از دست داده اند می خواهند با ظرافت و نوعی از حیله دستورکارهای جدیدی به مذاکرات آتی اضافه کنند که هیچ گونه ارتباطی با پرونده هسته ای و توافق برجام ندارد.

اروپای پیر پشت سر آمریکا

در عرصه روابط بین الملل، باور و اعتقاد به نقش مستقل اروپا در مقابل آمریکا بیشتر به یک خودفریبی تلخ می‌ماند که هیچ پایه قدرتمندی در جهان واقعی ندارد. اگرچه اروپایی ها همچنان یکی از قطب های قدرت جهان را تشکیل می دهند؛ اما دو مساله عمده و ساختاری در پایان آن را به دنباله روی و تبعیت از آمریکا وا می‌دارد.

در وهله اول اروپایی ها در قبال مسائل مرتبط با اقتصاد بین الملل، ارزش های مقوم یک نظام سیاسی و مقوله‌های فرهنگی تمایز خاصی با آمریکا یا برادر بزرگ‌‌تر خود ندارد.

نگته مکمل دیگر این است که اروپایی ها حفره های بزرگی در زمینه امنیتی و نظامی دارند و بدون حمایت های آمریکا نمی توانند به طور مستقل امنیت خود را تامین کنند. این رویه از دوران جنگ سرد تاکنون در معادلات امنیتی این قاره وجود داشته و به بزرگ‌ترین پاشنه آشیل اروپایی ها در مقابل آمریکا بدل شده است.

بنابراین در چنین فضایی بعید به نظر می رسد اروپایی ها بنابه مصالح تاکتیکی و غیراستراتژیکی حاضر به توزان بخشی ایالات متحده باشند. سیاست‌گذاری رئالیستی حکم می کند که آنان همچنان به دنباله روی از واشنگتن با گوشه نگاهی به منافع خاص خود بیندیشند. به عبارت بهتر بعید است اروپایی ها و به ویژه فرانسه به خاطر جانبداری از ایران نیازمندی و اشتراکات عمیق خود با آمریکا را نادیده بگیرند.

همکاری استراتژیک به‌رغم اختلافات

شاید در این جا، این شائبه درست شود که این تحلیل اندکی و یا به عبارتی دیگر تا حد زیادی بدبینانه به استقلال اروپایی ها نگاه کرده است؛ بنابراین برای تبیین دقیق و علمی‌تر این مساله به سراغ یک کارشناس مسائل اروپا می رویم تا نظر او را در این باره جویا شویم.

صرف نظر از اختلافاتی همچون آینده پیمان آب و هوایی پاریس، تعرفه های تجاری و حتی برجام، اما در مسائلی همچون برنامه موشکی ایران و نفوذ منطقه ای کشورمان در خاورمیانه اجماع تنگاتنگی در میان اروپا و آمریکا وجود دارد. این بخشی از سخنان «پیروز ایزدی» بود.

ایزدی براین باور است اروپایی ها تاکنون اراده مستقلی از خود برای اجرای برجام و تعهدات خود در قبال ایران نشان نداده اند و همین امر نیز شائبه بزرگی در مورد استقلال عمل آنان در قبال ایران ایجاد می کند. اگر آنان به تعهدات خود عمل کنند ما می توانیم از شیفت و تغییر سیاست اروپایی سخن بگوئیم در غیر این صورت آنان همچنان در قالب دنباله روی از واشنگتن تقسیم بندی می شوند.

ایزدی معتقد است تنها یک مساله می تواند ماهیت سیاست اروپا در قبال آمریکا را تغییر دهد. اروپا به واسطه همسایگی با خاورمیانه از افزایش تنش ها در این منطقه متاثر می شود؛ همچنین اقتصاد این منطقه به نفت خاورمیانه و همچنین تنگه استراتژیک هرمز مرتبط است. بنابراین افزایش تنش ها اروپا را آسیب پذیر می کند در حالی که آمریکا در این مساله مصونیت های خاص خود را دارد.

سناریو تکراری

رهیافت واقع گرایی به سیاستمداران توصیه می کند در ورای خیال پردازی،آرزوهای سیاسی و گرفتار شدن در تارهای خوشبینی باید به بررسی دقیق راهبرد، رویکرد و دکترین کشورهای دیگر پرداخت تا از این رهگذر با کاهش آسیب های احتمالی، امنیت ملی و منافع عالی کشور را تضمین کرد.

در چاچوب این الگو و با توجه به پیشینه تعامل ایران با کشورهای اروپایی و بسته های پیشنهادی کنونی می‌توان به این نتیجه رسید آنان پتانسیل بازیگردانی و نقش آفرینی مستقل از آمریکا را ندارند. یک سال گذشته نیز آزمایشگاه مناسبی بود تا از رهگذر آن میزان استقلال اراده اروپایی ها و مسائلی همچون عملکرد اینستکس مشخص شود؛ اما در نهایت آنان نمره قابل قبول و حتی متوسطی نیز به دست نیاوردند.

همچنین باتوجه به تشابه و این همانی سیاسی و راهبردی دو سوی آتلانتیک به نظر می رسد آنان با یک نوع تقسیم کار آمریکا را در قامت پلیس بد و اروپا را در شمایل پلیس خوب طراحی کرده اند در ظاهر این دو تمایز جدی باهم دارند با این حال درصدد تحقق یک راهبرد کلان هستند. بنابراین لازم است دستگاه سیاست خارجی کشورمان با عطف به این موضوع رویکردی واقع گرایانه‌تر در مذاکرات پیشرو در پیش گیرد.

183 / 156

نظرات

1- لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
2- نظرات حاوی مطالب توهین‌آمیز یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران و مغایر با قوانین کشور منتشر نمی‌شود.
3- نظرات پس از تایید منتشر می‌شود.

ایسکاTV

اخبار پر بازدید

آخرین اخبار