آنکه رفت همانی نیست که برگشت

با اقتدار رفت، بی اقتدار برگشت/ داستانِ مردی که با پورشه سواریِ پسرش خون دل می خورد

دوشنبه 4 آذر 1398 - 04:52
کد مطلب: 1043792
داورزنی

سطرهایی باید نوشت در مورد محمدرضا داورزنی. مردی که ریاست را با معاونت عوض کرد و بعد که دوردورهایش را زد، دوباره معاونت را داد تا رئیس شود. این سطرها حاوی نگاهی انتقادی به وضعیت مردی است که در این رفت و برگشت بیش از آنکه به دست آورد، از دست داد.

به گزارش خبرنگار گروه دانشگاه ایسکانیوز، هومن جعفری_ «در این 2 سال خون دل زیادی خوردم اما باز هم به حواشی دامن نمی‌زنم تا والیبال به حاشیه نرود». این نطق محمدرضا داورزنی بعد از پیروزی مجدد در انتخابات فدراسیون والیبال است که هیچ نشانی از پیروزی نداشت. حتی تعظیم کردن رئیس یک هیئت ورزشی به او بعد از انداختن رای اخلاصش به صندوق هم برای شیرین کردن کام تلخ او کافی نبود. همچنین سخنرانی نامزدهایی که به نفع او کنار کشیدند نیز حال رئیس جدید را خوب نکرد.

نامزدهایی که با درخواست «او» در انتخابات حاضر شدند، به درخواست «او» پای بلندگو ایستادند و پس از گفتن مدح و ثنای او به نفع «او» کنار کشیدند. او، او، او!

تمام این خبر را باید با ضمیر او تنظیم کرد که دوسه سال پیش در اقدامی طعنه آلود، ریاست را با معاونت عوض کرد و حالا که می داند دیگر جای در معادلات ورزش ندارد، دوباره معاونت را داده تا ریاست را پس بگیرد. برای ما شهروندان عادی معاونت از ریاست پایین تر است اما آنکه بازی را بلد باشد می داند چطور در گردش روزگار این دو را با هم تاخت بزند تا بر دامنه نفوذ و قدرت خود بیفزاید.

مردی که می داند

محمدرضا داورزنی، از آن روزهایی که عنوان یک رئیس فدراسیون موفق را داشت تا روزهایی که در محافل خصوصی گلایه می کرد که چرا وزارت ورزش را به اونمی دهند، تا روزهایی که معاونت وزیر ورزش را پذیرفت و دامنه نفوذ و اعتبار خود را در ورزش کشور افزایش داد، تا روزهایی که فهمید دوران روی اوج بودنش به آرامی در حال گذر است و وزیر ورزش دیگر توصیه ها و مشورت هایش را به هیچ نمی گیرد، سیاستمداری بود و هست در لباس ورزش. می داند کی بیاید و کی برود و می داند چطور برود و چطور بیاید، چطور یارکشی کند و چطور اطرافیانش را در سمت های مختلف بگذارد و مراکز حساس قدرت در ورزش را به آنها بسپارد.

مردی که دو سمت جوب ایستاده بود

با این همه، خبر بد اینکه آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت. داورزنی، در سال های اخیر، کوشید تا همزمان دو سمت جوب بایستد. هم والیبال را دورادور اداره کند و هم بر فدراسیون های دیگر نظارت داشته باشد. هم کارهای وزارت را پیش ببرد و هم در بزنگاه های خطیر، فرمان فدراسیون والیبال را با ریموت کنترل کند. نتیجه این شد که والیبال بعد از داورزنی، در حالی زمین خورد که خود او بالای سر کار بود. درست عین استقلال زمان صمدمرفاوی که امیرقلعه نویی مدیرفنی اش بود و کار را او می چرخاند آن جمله تاریخی «فوقش جریمشو می دیم و خلاص» را بر زبان آورد که بعدها بارها و بارها چون چماق بر سرش فرود آمد.

چه کسی جز خودت مقصر این روزهای والیبال است؟

داورزنی در سخنرانی بعد از پیروزی اش، گله کرد که فدراسیونی آباد با حساب بانکی پر را تحویل داده و فدراسیونی کم رمق و بدهکار را تحویل گرفته است. مبارک چنگت رئیس. می خواستی در این چند سال از والیبال کامل کنار بکشی تا رئیس بعدی جای پاکسازی فدراسیون از ترس تو، سرش گرم کارش باشد! احمدضیایی را جانشین خودت گذاشتی که فدراسیون والیبال را بعد از تو اداره کند. حاصل یازده ماه ریاست پرحاشیه او مگر چه بود غیر از جابه جایی های فراوان و بی فایده در بدنه فدراسیون و «داورزنی زدایی افراطی» برای فرار از دستان کنترلگر تو و سرانجام جدایی اجباری به بهانه بازنشستگی درست وقتی داشت آخرین نفرات وفادار به تو را از فدراسیون بیرون می کرد؟

چطور متوجه ضعف های ضیایی نشدی؟

فقط مرور حواشی یازده ماه حضور احمدضیایی ، نایب رئیس فدراسیون والیبال و بعد رئیس این فدراسیون بعد از جدایی داورزنی و انتقالش به وزارت ورزش، این سوال را ایجاد می کند که آیا داورزنی در طول دورانی که رئیس بود، متوجه توانایی های مدیریتی محدود معاونش نبود که فدراسیون را دودستی در سینی نقره ای تقدیمش کرد؟

داورزنی حالا دوباره به فدراسیون والیبال برگشته است. با این همه آنکه برگشته، همانی نیست که رفته بود. داورزنی به عنوان یک رئیس موفق به وزارت ورزش رفت و حالا به عنوان یک معاون جنجالی، پرحاشیه و صد البته ناموفق بازگشته است. هرکه نداند، ما که می دانیم و فرایند حذف اطرافیان داورزنی از مناسب قدرت و پست های ورزشی را یک به یک در حال تماشا کردن بودیم. ما که دیدیم چطور در ماه های اخیر او به صورت کامل از تصمیم گیری در موارد کلان کنار گذاشته شد، حضور اطرافیانش در پست های مهم به تدریج محدود و محدودتر شد و از دایره نفوذ در ورزش به آرامی کنارش گذاشتند.

کاش دستکم این بار در انتخاب آدم ها به گونه ای عمل کنی که حاصل حضورشان ورشکستگی فدراسیون نباشد!

مطمئنی تا پایان ریاستت بر فدراسیون بازنشسته نمی شوی؟

داورزنی حالا با حضوردرفدراسیون والیبال، بقای خود در ورزش را برای چهارسال دیگر تامین کرده است. اگرچه همین حالا هم در مورد او می گویند که بازنشسته است و باید کنار بماند و خودش هم می کوشد تا از زیر بار این اتهام بگریزد اما ماندگاری اش در این سمت برای چهارسال خیلی قطعی نیست. هیچ بعید نیست شتری که در خانه معاونش خوابیده بود- عده ای می گویند خودش خواباند - سراغ خانه او هم بیاید و بازنشستگی مانع از ماندنش در این پست شود.

داستان پسر پورشه سوار و مزایده سالن فدراسیون تکواندو

داستان پسر داورزنی و وصف خدماتش به ورزش هم صد البته قابل بررسی است. اویی که بعد از گسترش دامنه اختیارات پدر در ورزش، پایش به فدراسیون های دیگر هم باز شد. تا قبل از حضور داورزنی در وزارت ورزش، همه جا صحبت از شراکت پسر داورزنی و سعید معروف در والیبال بر سر زبان ها بود. بعد از حضور داورزنی در وزارت ورزش، کار به فدراسیون تکواندو کشیده شد که خود داورزنی ناچار شد رسماتایید کند که پسرش سالن آنجا را به صورت تجاری اداره می کند. سوال اصلی البته بی جواب ماند که در کجای دنیا پسر معاون وزیر در مناقصه و مزایده اماکن ورزشی فدراسیون های زیردست پدرش شرکت می کند که در ایران انقلابی و اسلامی چنین چیزی رخ دهد؟ عکس های پورشه سواری پسر آقای داورزنی یادتان هست که چقدر حاشیه درست کرد؟ کلا معاون وزیری که دخترش در آمریکاست و پسرش پورشه سواری می کند، چقدر قرار است درد آدم های بدون حقوق مانده در ورزش را درک کند؟ کلا چقدر می توان از آدمی انتظار درک واقعیت فقر و بی بودجگی را داشت که وضعیت خودش و فرزندانش فرسنگ ها دور ازچنین واقعیتی هایی است؟

تو زودتر می روی یا سلطانی فر؟

این سطرها را اینگونه تمام کنیم. اینگونه شنیدیم که داورزنی باید از وزارت ورزش به بهانه ای می رفت چرا که کوپنش آنجا سرآمده بود. این بهانه می توانست بازگشت به فدراسیون والیبال یا استعفا به خاطربازنشستگی یا حمله وایت واکرها به دیوار یخی در سریال بازی تاج و تخت باشد. خیلی اهمیت نداشت به کدام دلیل از وزارتخانه برود. حالا سوال اینجاست که حضور دوساله سلطانی فر در وزارت ورزش زودتر تمام می شود یا حضور چهارساله محمدرضا داورزنی در فدراسیون والیبال! به نظرتان کدام زودتر ناچار می شوند با پست فعلی خود وداع کنند؟

انتهای پیام /

351 / 167

نظرات

1- لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
2- نظرات حاوی مطالب توهین‌آمیز یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران و مغایر با قوانین کشور منتشر نمی‌شود.
3- نظرات پس از تایید منتشر می‌شود.

ایسکاTV

اخبار پر بازدید

آخرین اخبار