وقتی «نفر دوم» به «نفر اول» تبدیل می‌شود

در فوتبال ایران شاهد ستاره هایی بوده ایم که به واسطه محبوبیتشان تمایل زیادی به آغاز کار مربیگری نشان دادند؛ آن هم به عنوان مرد اول نیمکت یک تیم بزرگ!

به گزارش خبرنگار گروه ورزشی خبرگزاری ایسکانیوز، سروش سِیری؛ بیراهه نیست اگر مهمترین درد جامعه ی ایرانی را "ترجیح منافع شخصی بر منافع جمعی" بدانیم. جامعه ای که اصولاً از پذیرش قواعد کار جمعی بیزار است و به زبان ریاضی همیشه"نفر را مساوی با جمع" می داند. محاسبه ای که در فوتبال ایران هم رواج دارد و به ویژه در نسل اخیر بازیکنانی که وارد عرصه‌ی مربیگری شده اند، فراوان دیده می شود. بازیکنانی که به دلیل محبوبیت و یا سابقه ی حضور در تیم‌های خارجی، خودشان را بیش از هر فرد دیگری شایسته ی حضور بر نیمکت سرمربیگری می دانند. در این گزارش سعی داریم به رواج استفاده از مربیان محبوب اما بی سابقه،در تیم‌های لیگ برتری بپردازیم و از ستاره‌هایی یاد کنیم که به هردلیل از "نفر دوم"بودن بیزار هستند.

"امیر قلعه نویی"
شاید بیزارترین فرد از نفر دوم بودن ،کاپیتان استقلال در سالهای ابتدایی دهه‌ی هفتاد باشد. کاپیتانی که به دلیل کاریزما و قدرت رهبری و همچنین توان ارتباط مناسب با مراتب تصمیم ساز و تصمیم گیر استقلال؛ توانست به محض بازنشستگی به عنوان دستیاراول "ناصرحجازی"شروع به فعالیت کند. اما طولی نکشید که قلعه نویی رنج "نفر دوم" بودن را تاب نیاورد و به هرترتیب توسط ناصر حجازی از کادر فنی استقلال کنار گذاشته شد. چند سال بعد قلعه نویی به عنوان کمک اول "رولند کخ" برگزیده شد در حالی که  فقط یک دوره ی شخصی مربیگری را در کنار "کریستوف دام" گذرانده بود. اما این همکاری نیز پیش از شروع لیگ و در همان اردوی پیش فصل به بن بست رسید  و از آن پس قلعه نویی هرگز "نفر دوم" بودن را تجربه نکرد.

"علی کریمی"
شاید برای بسیاری از ستاره ها "نفر دوم"بودن ، فقط در فوتبال غیر قابل تحمل باشد، اما برای علی کریمی دوم بودن در هر عرصه ای قابل پذیرش نیست. چنانکه اگر با رییس جمهوری رو در رو شود که نفر اول اجرایی مملکت است ، باز هم جادوگر، جایگاهش را به کمتر از اولی تقلیل نخواهد داد. و یا اگر او حتی انتخاب سرمربی تیم ملی برای دستیاری باشد، باز هم دوم بودن را در محدوده ی حکومت "کارلوس کی روش" بر نمی تابد. بر این اساس دوران سرمربی گری او با چنین طرز تفکری آغاز شد و کریمی بی مقدمه بر صندلی سرمربیگری نفت تهران نشست، در حالی که فرصت تجربه اندوزی در کادر فنی کی روش را بی دستاورد رها کرده بود.وجه مشترک دوران سرمربیگری کریمی، نیمه تمام ماندن کار و اختلاف همیشگی با مدیران بوده است، اتفاقی که در آخرین حضور او در سپید رود رشت نیز تکرار شد ،درحالی که این بار او خودش به طور غیر مستقیم مالک تیم محسوب می شد. با این اوصاف می توان گفت،علی کریمی تنها ستاره ی معترض فوتبال ایران است،که از تیغ تیز اعتراضش، هیچ نفر اولی در این مملکت در امان نیست!!

"علیرضا منصوریان"
شماره 10 محبوب آبی ها هم به جز دوران حضور در کادر "کارلوس کی روش" هرگز نفر دوم بودن را تجربه نکرد. او یک دوره ی کوتاه و ناموفق به عنوان سرمربی در پاس همدان را سپری کرد و پس از آن به لطف رابطه ی خوبش  با "مهدی محمد نبی"، دبیرکل وقت فدراسیون فوتبال برای سرمربی گری تیم ملی امید برگزیده شد. انتخابی که در نهایت به دلیل بی تجربگی کادر فنی ، منجر به استفاده از بازیکن دو اخطاره در رقابت های مقدماتی المپیک شد و به این ترتیب پروژه ی نیمه تمام منصوریان در تیم امید، بدون دستاوردی به پایان رسید. با این وصف حضور منصوریان در استقلال کمی متفاوت بود. او به لطف نتایج خوبش در نفت تهران به مطالبه ی هواداران برای سرمربی گری در استقلال تبدیل شد. اما  طولی نکشید که با حضورش بر نیمکت استقلال از "فوبیایی" رونمایی کرد که نشان می‌داد منصوریان بیش از از "نفر دوم بودن" از حضور "نفر دوم" در تیمش هراس دارد. فوبیایی که او را مجبور کرد به جای استفاده از همکارِ فنیِ کاردان به هم اتاق هایِ قدیمیِ راز دار،دل ببند.
دلبستگی که در باخت شش گله ی استقلال مقابل العین به شدت ناکارآمد بود، به طوری که منصوریان در لحظات بحرانی تیمش در این بازی، مدام به پشت سرش نگاه می کرد، اما به جای همراهِ فنیِ کاردان؛ هم اتاق های، قدیمی،ِ رازدارش را روی نیمکت می‌دید!!

"فرهاد مجیدی"
شاید "نفر دوم" بودن برای"هفت محبوب " آبی‌ها چیزی فراتر از بیزاری و در حوالی نفرت بود. او در عجیب ترین انتصاب تاریخ استقلال، به عنوان سرمربی انتخاب شد در حالی که به جز دوران فرمایشی حضور در کنار "وینفرد شفر" سابقه ی روشنی در مربی گری  نداشت. مجیدی که  با شعار"نمی خواهم نفر اول باشم"  آمده بود ، با برکناری شفر به شعار" نمی خواهم نفر دوم باشم" رسید و در نهایت  طی یک استعفای بی موقع نیمکت استقلال و البته قهرمانی در جام حذفی را از  دست داد. شاید او در زمان استعفا نمی دانست  که یک مربی جوان، هرگز روی نیمکت پارک مربی نمی شود!!

"محرم نویدکیا"
آقای خاص فوتبال اصفهان، پس از آویختن کفش ها، چهار سال خانه نشینی را تجربه کرد تا روزی به عنوان نفر اول روی نیمکت سپاهان بنشیند. بازیکنی که در چهار فصل انتهایی حضورش در سپاهان ، فقط در چهل بازی به میدان رفت، اما در همین دوران نیز پادشاه بلامنازع میدان و البته خارج از میدان بود. و اینگونه سلسله ی پادشاهی نویدکیا تا عصر سرمربی گری او تداوم یافت، بی آنکه پادشاه، حتی یک روز ولیعهدی را تجربه کرده باشد. حالا هواداران سپاهان چشم به شروع مربی گری او دارد، درحالی که این پایان مربی گری اوست که ثابت می کند، محبوبیت برای عبور از زمستان اصفهان کافیست یا خیر؟

"مهدی رحمتی"
مورد عجیب رحمتی در سرمربیگری تیم شهر خودرو شاید، قواعد بیزاری از "نفر دوم" بودن را به کلی تغییر داد. او در حالی که به عنوان بازیکن، توسط سرمربی وقت اخراج شده بود،مدتی بعد خودش به عنوان "نفر اول"کادر فنی معرفی شد. اتفاقی که ثابت کرد مسیر سخت و پر زحمت سرمربی شدن در فوتبال دنیا، راه میان بری به نام رابطه در فوتبال ایران دارد. به طوری که دروازبان شهر خودرو در کمتر از یک هفته سرمربی این تیم شد، در حالی که شروع نا امید کننده اش در لیگ قهرمانان، کابوس بن بست بودن، میانبرهایی است که حمیداوی احداث کرد و رحمتی پیمود!!

"در ستایش "
اما در نقطه ی مقابل ستاره هایی که یاد شد دو ستاره معروف آبی و قرمز حضور دارند که در افتخار و سابقه کم از افرادی که در این گزارش نامشان به میان آمد نیستند.
"صمد مرفاوی" و "کریم باقری" که ازنفر دوم بودن نفرت و بیزاری ندارند. در مورد صمد مرفاوی باید گفت که تاریخ فوتبال ایران به ندرت کسی را به یاد می آورد که با داشتن سوابق سرمربی گری، برای منفعت جمع،  بازگشت به "نفر دوم" بودن را قبول کند. اما مرفاوی این بازگشت را پذیرفت  و نامش را در تاریخ استقلال به عنوان تنها فردی ثبت کرد که برای تیم و در جهت منافع جمع حاضر شد در کنار محمود فکری به عنوان دستیارحضور داشته باشد. هرچند که به شخصه معتقدم، مرفاوی همیشه یک دستیار فنی خوب و یک سرمربی متوسط بوده است اما باید پذیرفت که چنین بازگشتی تنها از افرادی بر می‌آید که فوتبال را  به خاطر فوتبال دوست دارند و برای "ژنرال شدن" و "سلطان بودن" هرگز دست و پا نزده اند.
و البته کریم باقری که بدون شک در میان پرافتخارترین و بهترین بازیکنان تاریخ فوتبال ایران قرار دارد اما بر نشستن روی نیمکت مربیگری استقلال این سابقه و محبوبیت را به رخ نمی‌کشد.
حلقه ای که به خوبی زنجیره ی ،کادر فنی، بازیکنان و حتی مدیریت را در پرسپولیس حفظ کرده و بی جهت نیست که پیشنهاد جدایی او از پرسپولیس و پیوستن به کادر فنی تیم ملی با مخالفت‌های شدید هواداران این تیم مواجه شد. کریم باقری ثابت کرد که می‌توان در افتخار و سابقه سنگین بود اما نه سنگین تر از نام "پرسپولیس"!!

"جمع مساوی با نفر نیست"
با تمام آنچه که در این گزارش ذکر شد، باید گفت که در تاریخ فوتبال ایران بوده اند افرادی که به رغم فضای حاکم بر جامعه و فوتبال، از "نفر دوم" بودن شروع کرده  و به جایگاه  اول رسیدند. شاید مهمترین فرد با این تفکر،"منصور پورحیدری" باشد که از دستیاری "جکیچ" و حتی "عباس رضوی" آغاز کرد و به پرافتخار ترین سرمربی استقلال تبدیل شد. و یا"یحیی گل محمدی" که در کارنامه اش دستیاری "علی دایی" و" مانوئل ژوزه" دارد و آهسته و پیوسته مسیر پیشرفت در مربیگری را طی کرده است. بنابراین می توان گفت پدیده ی بیزاری از "نفر دوم"بودن اگرچه در فوتبال ایران قالب نیست اما به طرز نگران کننده ای رایج شده است و از این جهت نیاز به بررسی دارد که آیا وزن محبوبیت یک بازیکنان فوتبال با آموختن دانش مربیگری برابر است یا خیر؟ پدیده ی رایجی که اگر قالب شود، شتاب بیشتری به سقوط آزاد فوتبال ایران خواهد داد که حالا جز یک ساختمان به نام"فدراسیون فوتبال" ساختار دیگری ندارد.

انتهای پیام/

کد خبر: 1077465

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 6 + 5 =