بایدن، ترور و ایران؛ او با ما نیست!

در چند ماه منتهی به انتخابات آمریکا «فضای عمومی» جامعه با تبلیغات گسترده داخلی و خارجی در نوعی سکون و انتظار برای اتفاقی قرار گرفته بود که بنا بود، در آنسوی آتلانتیک رقم بخورد.

به گزارش باشگاه خبرنگاران دانشجویی (ایسکانیوز)، جواد بخشی الموتی در یادداشتی نوشت: در چند ماه منتهی به انتخابات آمریکا «فضای عمومی» جامعه با تبلیغات گسترده داخلی و خارجی در نوعی سکون و انتظار برای اتفاقی قرار گرفته بود که بنا بود، در آنسوی آتلانتیک رقم بخورد. انتخابات آمریکا و پیگیری روزانه اخبار آن در ایران «فرهنگی عمومی» را شکل داده بود و اظهار نظر پیرامون آن در بین سطوح مختلف جامعه و اقشار گوناگون بیانگر التهابی بود که پیوندی عمیق با "سوء مدیریت" داشت.

تحریم های ظالمانه و عملکرد مدیران کشور دو علتی بودند که دوشادوش یکدیگر سفره مردم ایران را کوچک تر و مشکلات آنها را از هر زمانی بیشتر کرده بود. مشکلاتی از جنس معیشت که حالا تبدیل به مسئله ای بغرنج برای اغلب خانواده های ایرانی شده بود. اینکه تحریم بی سابقه آمریکا علیه ملت ایران یکی از دلایل وضعیت بوجود آمده بود، قابل تردید نیست ولی انفعال و بی تدبیری، خود عامل مضاعفی شد تا شرایط بر وفق مراد ایرانیان نباشد.

در شرایطی که در کوچه پس کوچه های کشور سخن از انتخابات آمریکا بود با رسیدن به زمان انتخابات، اسم ایالت های آمریکا نیز بر سر زبان ها افتاد، تا جایی که حالا سخن از این بود که افرادی که حتی نام خیلی از شهرهای کشورمان را نمی دانند حالا از تعداد آرای الکترال ایالت های آمریکا سخن می گفتند و این زمینه ساز پذیرش تاثیر تصمیمات دیگران بر کشور و شکل دهی فرهنگی است که راه برون رفت از مشکلات را در خود نمی بیند.

* تاثیرگذاری و تاثیرپذیری

کنش های اجتماعی در چندماه گذشته حکایت از نوعی تاثیرپذیری فرهنگی دارد. تاثیرپذیری ای که اگر چه در دوره های مختلف وجود داشته است اما بواسطه گسترش و توسعه رسانه ها و دسترسی افراد جامعه با محتوای تولید شده برای احاطه فرهنگی، نوعی دگردیسی در رفتارها را به رخ می کشد. پیگیری لحظه به لحظه اتفاقات جامعه ای دیگر، الگوسازی و مقایسه ای را در پی می آورد که برگرفته از اطلاعات ناقص فضای رسانه ای جدید است. تصمیمات آمریکایی ها و بطور عام غربی ها در مقابله با ایران با هدف تاثیرگذاری و پذیرش فرهنگی است که باید در قالب مباحث جهانی شدن اتفاق افتاده و نوعی فرهنگ جهانی را شکل بدهد.

فرآیند جهانی سازی با سرعت تبادل اطلاعات می تواند فرهنگ جوامع و شیوه زیست آنها را تحت تاثیر قرار داده و از سوی دیگر این تاثیرپذیری، سلطه پذیری ها و سلطه گری ها را ظهور و بروز می دهد.

امیل دورکیم جامعه شناس فرانسوی، جامعه را تا حد زیادی یک پدیده اخلاقی و احساس همبستگی را گرد هم‌آورنده اجزاء و عامل پایداری جامعه می داند. وی در پاسخ به این سوال که چه عواملی موجب حفظ جامعه از ابتلا به اضمحلال و فروپاشی می شود؟ به نظریه «همبستگی» یا «وفاق اجتماعی» دست یافت و بر این عقیده بود که همبستگی اجتماعی موجب قوام جامعه می شود و از بی نظمی و نابسامانی جلوگیری می کند. جامعه از نظر دورکیم، به همان اندازه که یک اندیشه و باور است، مجموع ملموسی از افراد و اعمال نیز هست. برای مثال، وی به هنگام نوشتن در خصوص دین، این اصرار را هم دارد که دین صرفاً مجموعه ای از اعمال نیست، بلکه در عین حال نظامی است از افکار که هدفشان توصیف جهان است. دورکیم برای نقش فرهنگ، به عنوان عامل ایجاد «ثبات اجتماعی» و همچنین «تعادل اجتماعی»، اهمیت زیادی قائل است.

تاثیرپذیری از فرهنگی دیگر زمینه اضمحلال یک جامعه مستقل را فراهم می کند و ارزش ها و باورهای آن را به بوته نقد نادرست می کشاند. انتخابات آمریکا و پیروزی «بایدن» و پوشش لحظه به لحظه آن در رسانه های ایران در ناخودآگاه انسان ایرانی این اندیشه را می پروراند که زندگی او تابعی از اقدامات دولت آمریکا است و در مقایسه این نوع فراگیری، با انتخابات در کشورهای دیگر و حتی کشورهای مهم اروپایی به این نتیجه می رسد که حتی باید فرآیند تصمیم در داخل را در ذیل رفتار و تصمیمات دولتی دیگر تحلیل و ارزیابی کند.

* ترور و وابستگی

ترور «شهید محسن فخری زاده» در ادامه ترور شخصیت های علمی در کشور، نشان از ادامه سلطه گری و شرایط ایجاد شده در داخل است. شناسایی نخبگان هسته ای و علمی توسط سازمان هایی که داعیه بی طرفی دارند و ارسال اطلاعات آنها برای سازمان های اطلاعاتی و امنیتی و همچنین نگاه صفر و صدی به تصمیمات دولتی دیگر و پذیرش تاثیرگذاری بالای این تصمیمات، همه زمینه را برای محاسبات گستاخانه فراهم می سازد.

سفر اخیر وزیر خارجه آمریکا به اسرائیل و ادعاهای رسانه های صهیونیستی در رابطه با ارتباط این سفر با عملیات اخیر ترور در ایران، همه بیانگر رویکرد دستگاه امنیتی کشوری است که دولت آن در دوره های مختلف تاریخی فرمانبردار و تابع، تصمیماتش بوده است. این تصور که تغییر شخص رئیس جمهور در آمریکا به تغییر رویکردهای این کشور علیه ایران می انجامد و اقتصاد، فرهنگ و سیاست کشور را برای یک دوره تاریخی به فرآیندهای سیاسی آن گره زدن، زمینه های اقدام گستاخانه ترور را فراهم می کند تا پیشرفت علمی با دست انداز مواجه شده و آنها برای وابستگی ایران تلاش های بیشتری انجام دهند.

بایدن تفاوتی با ترامپ و اوباما نخواهد داشت و بهره گیری از یک سیاست منسجم و کارآمد، در مقابله با طراحی ها برای به چالش کشیدن ایران، راه برون رفت از وضعیتی است که بوجود آمده است. در این میان نقش رسانه ها به جای ارائه چهره ای فرهنگی از اتفاقات سیاسی کشورهای دیگر و فرهنگ سازی در راستای منافع آنها، باید با چرخش به سمت شناسایی نقاط قوت و داشته های سیاسی و فرهنگی، زمینه ساز عبور از مشکلات باشند.

* دانشجوی دکتری جامعه شناسی سیاسی

انتهای پیام/

کد خبر: 1082210

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 5 + 3 =