رنج برای فوتبال و گنج برای وزارت ورزش و صدا و سیما

این واقعیت بر کسی پوشیده نیست که فوتبال ایران سال‌هاست در گرداب مشکلات و مصائب متعدد به سر می‌برد.

به گزارش خبرنگار باشگاه خبرنگاران دانشجویی(ایسکانیوز)- مجید خاتونی، این واقعیت بر کسی پوشیده نیست که فوتبال ایران سال هاست در گرداب مشکلات و مصائب متعدد به سر می برد. سایه سنگین دولت از یک سو موجب کژکارکردها و بحران‌های ادواری شده و زیاده خواهی و حق خوری صدا و سیما در زمینه حق پخش مسابقات از سوی دیگر مانع از پیشرفت و شکوفایی پرطرفدارترین ورزش کشور گردیده است.

رشد قارچ گونه مشکلات و مسائل فوتبال، نیازمند تصویب قوانین تحول گرایانه و حمایت کننده از سوی مجلس به جهت کاهش تصدی گری دولت و حضور موثر و مشارکت بخش خصوصی است.

اما در سال‌های گذشته همواره شعارگرایی، ترجیع بند گفتمان اهالی مجلس بوده و مغروق شدن در فضای تسویه حساب‌های جناحی و سیاسی موجب غفلت آنان از مسائل بنیادین ورزش کشور شده است.

آنچه تعجب و نارضایتی اهالی فوتبال (ورزش حرفه ای)را در لایحه بودجه سال ۱۴۰۰ موجب گردیده، سکوت و حمایت مجلس از حاتم بخشی درآمد ۱۵۰ میلیاردی تبلیغات پخش مسابقات ورزشی بین وزارت ورزش و صدا و سیما می باشد.
تایید و حمایت مجلس از لایحه یک طرفه دولت به تداوم آشفتگی ها و تشدید منازعات فوتبال و دولت می انجامد و به جای گره گشایی، گره کوری بر این مسئله می زند.

سال هاست فوتبال ایران به واسطه حضور مداخله گرانه دولت‌ها از مدار توسعه دور مانده است و بر خلاف رویه های استاندارد جهانی که آن را به صنعتی پویا و ارزش آفرین مبدل ساخته با ناهمراهی سایر نهادها، ارزش وجایگاه واقعی خود را به دست نیاورده است .در این میان، اعتراض ها و توصیه های بعضا کلیشه ای و تکراری دلسوزان و کارشناسان امر، موجب هم فهمی میان اهالی مجلس و جامعه فوتبال و دولتمردان نشده است.

هر چه تصدی گری دولت نسبت به ورزش حرفه ای کم تر ،استقلال و خود اتکایی فوتبال بیشتر می شود. در این وانفسا هر چه اصطکاک میان دو نهاد فوتبال و وزارت ورزش کمتر شود مسائل به سرعت حل و فصل شده و افق گشایی حاصل می گردد.

اما یکی از مهم ترین موانع درآمدزایی فوتبال سال هاست با عدم همکاری صدا و سیما محقق نگردیده که پس از سال ها کشمکش و دعوی، حق پخش تلویزیونی بدون اطلاع و لحاظ نمودن سهام دار اصلی آن (فوتبال) مابین وزارت ورزش و صدا و سیما تقسیم و مصوبه ای در این خصوص از سال گذشته صادر شده‌ است.

بدیهی است طبیعت فوتبال در پی رهایی از دولت سالاری است و قوه مقننه به جای تاکید بر رعایت فاصله گذاری دولت با ورزش حرفه ای، با تصویب این لایحه چالش برانگیز به آتش اختلافات میان فوتبال و دولت دامن زده و بر فهرست مشکلات فوتبال می افزاید.

"با توجه به ممنوعیت هرگونه کمک به باشگاه های حرفه ای از محل بودجه عمومی دولت و همچنین چالش ها و مشکلات فراروی درآمدزایی ورزش حرفه ای از طریق حق پخش تلویزیونی، بنابراین قانون گذار متناسب با شرایط موجود و برای جبران این محدودیت و کمک به ورزش حرفه ای، موضوع بند «پ» ماده (۹۲) برنامه ششم توسعه را با موضوع پیش بینی تمهیدات قانونی لازم درخصوص نحوه تقسیم درآمدهای تبلیغاتی ناشی از حق پخش مسابقات ورزشی را با مشارکت سازمان صدا و سیما و وزارت ورزش و جوانان تصویب کرد.
بر اساس لایحه بودجه سال ۱۴۰۰ درآمد حاصل از تبلیغات ناشی از پخش مسابقات ورزشی ۱۵۰ میلیارد تومان برآورد شد که باید به نسبت ۳۰ به ۷۰ بین وزارت ورزش و جوانان و سازمان صدا و سیما تقسیم شود، این درحالی که در لایحه بودجه سال ۹۹ مبلغ مربوطه به نسبت مساوی ۵۰ درصدی در نظر گرفته شد".

پاراگراف بالا نشان دهنده آن است که یا چراغ فهم مسئولان نسبت به ورزش حرفه ای خاموش شده که تمام قدرت و بخش های ورزش کشور را در دولت کانالیزه می کنند یا گروگان گیری و دست درازی به منافع فوتبال به امری عادی بدل شده و تذکر و هشدارهای فیفا محلی از توجه و اعراب ندارد.

این تصمیم به مثابه "آب از دریا بخشیدن" است که در نقطه ای پارادوکسیکال با استقلال فوتبال مورد تاکید در اصل اساسنامه جدید فدراسیون قرار داشته و با فلسفه ورزش حرفه ای همخوانی ندارد.

بدیهی است فوتبال در پیشانی ورزش ایران به اصلاح مدیریتی و جراحی اقتصادی نیاز دارد که با رویکردی تعاملی میان صدا و سیما و فدراسیون فوتبال می تواند این اصل اساسی و منطبق با اصول اقتصاد مقاومتی محقق گردد.

اساسا درآمدهای ناشی از حق پخش رویدادهای فوتبال متعلق به سازمان لیگ/فدراسیون و باشگاه های فوتبال است که از مالیات بر آن هاست که دولت بهره مند می گردد.

اما گویی در اقتصاد ورزش کشور رویکرد مشترک المنافعی جایش را با مدیریت بر مبنای پارادایم غارتی معاوضه نموده و فوتبال همچنان نقش بچه یتیم پولداری را ایفا می کند که اغیار با کشیدن دست نوازش بر سر آن، ثروت و درآمدش را وجه المعامله قرار می دهند.

پیرامون این موضوع، یک مثل سوئدی به ذهنم متبادر می‌گردد که می گوید: همه برای عدالت ارزش قائلند ولی وقتی که می آید در را به رویش می بندند.

باید اذعان نمود بدفرجامی و سیه بختی؛ رعد و برق نیست که از آسمان ببارد، بلکه محصول بی خردی و رفتارهای مخرب و ناعادلانه است.

فرجام سخن آنکه برای جراحی اقتصاد ورزش باید این قبیل لوایح دچار بازنگری و تغییرات اساسی شوند. در پس "مراقبت جمعی از تمامیت فوتبال" است که منابع درآمدزایی این ورزش جامعه پسند، حیات یافته و با گام نهادن در مسیر حرفه ای سازی، شام تاریک فوتبال ایران به سحرگاه نزدیک می شود.

انتهای پیام/

کد خبر: 1083838

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 3 + 3 =