چرا در ایران تلاشی برای بررسی سلامت‌روان معلمان نمی‌شود؟/معضل استخدام بی‌ضابطه معلم

دوشنبه 14 تیر 1395 - 16:59
کد مطلب: 659224

درتمامی کشورهای جهان معلم ها برای مدت کوتاهی استخدام می شوند و باید در دوره های مختلف آزمون بدهند و با مشاور صحبت کنند تا سلامت روان آنها تایید شود. این درحالی است که در ایران برای استخدام معلمان معیار اداری مدنظر است نه آموزشی.

به گزارش ایسکانیوز و به نقل از خبرآنلاین چرا هنوز تنبیه در مدارس ایران جایگاه ویژه‌ای دارد؟ اصلا جایگاه ویژه‌ای دارد یا چون فضای مجازی گسترده شده و شبکه های اجتماعی در دسترس همه هستند، گمان می‌رود که تنبیه در مدارس زیاد است؟ البته طرفداران این توجه آخر، در اموزش و پرورش بسیارند. به هرحال دنبال پاسخ به این سوال نیستیم. سوال مهمتر برای ما این است؛ در آموزش و پرورش به سلامت روان معلمان چقدر اهمیت داده می شود؟

برای پاسخ به این سوال که البته حواشی مختلفی هم دارد، از دکتر فریبا عدلی، عضو هیئت علمی دانشگاه الزهرا و دکترای مدیریت آموزشی، دکتر نادر جهان آرا مدرس و مشاور معاونت آموزشی آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش و سید رضا میرقاسمی مدیر یکی از دبیرستان مفید وکارشناس ارشد مدیریت آموزشیدعوت کردیم در کافه خبر حضور پیدا کنند.

موارد خشونت معلمان علیه دانش آموزان در چند ماه گذشته پررنگ بوده است. فارغ از اینکه این موارد زیاد شده یا امکان اطلاع رسانی پیدا کرده است، موضوع مهمتر، بحث روانشناسی و سلامت روان معلمان است، موضوعی که بیراه نیست اگر بگوییم تا کنون نگاه ویژه ای به ان نشده است، در دنیا با چنین مسائلی چگونه برخورد می شود. اصلا پرونده روانشناسی برای معلمان تشکیل می شود؟

جهان آرا: خوشبختانه رسانه سبب می شود تا چنین مسائلی موشکافانه پیگیری شود و مسئولان درصدد بررسی و یافتن راه حل برآیند . نظام آموزشی درسراسردنیا متشکل ازافرادیست که هرکدام به ایفای نقشی می پردازند، نقش دانش آموزی، معلمی، کادراداری ونقش والدین که البته می توان به جرات اظهار کرد نقش معلم دراین میان ازمهمترین وتاثیرگذارترین نقش ها دراین ساختاراست . همه ما می دانیم که الگوی دانش آموز دردوران تحصیل تنها معلم است و اگر در این میان خدشه ای به شخصیت و ارزش معلم وارد شود . مضرات غیر قابل جبرانی آینده دانش آموز را تهدید می کند. مسئولان نظام آموزشی باید دریابند که برجسته ترین نقش ازآن معلمان است و برای این مهم چاره ای بیاندیشند. اینکه معلمان از سلامت روان برخوردار باشند و آموزش های روانشناسی لازم را در این زمینه کسب کرده باشند . دردوره تحصیلات دانشجویی و یا در غیر اینصورت دوره های آموزشی ضمن خدمت می تواند در این راستا موثر واقع شود .برای رسیدن به این مقصود فراز و نشیب های بسیاری باید طی شود و برنامه ریزی مدون و مفصلی لازم است .این نکته را هم متذکر می شوم که نباید همه مسئله را صفر متلق و یا سیاه ببینیم . این موضوع نکات امیدوار کننده ای هم دارد . هم اکنون دانشگاه فرهنگیان و دانشگاه تربیت معلم واحد های درسی مرتبط در خصوص روانشناسی کودک و نیز ادبیات با کودک و نوجوان را در مقاطع تحصیلی دانشجویان تعلیم و تربیت گنجانده اند .

اما تکلیف معلمانی که در دولت قبل بدون گذراندن هیچ دوره معلمی و امور تربیتی استخدام شدند چه می شود؟ در دوره قبل متاسفانه تعداد بی شماری معلمان بدون تخصص در زمینه تعلیم و تربیت وارد نظام آموزشی شدند. همانطور که می دانید بسیاری از این افراد مدرک تحصیلی مرتبط هم ندارند. چه برسد به فارغ التحصیلی از دانشگاه تربیت معلم و فرهنگیان .

جهان آرا: نمی توان بروز چنین مشکلی را نادیده گرفت اما در این راستا توجه داشته باشید که این روزها شبکه های اجتماعی باعث بروز بیش ازحد این معضلات شده است و مردم بیشتر در جریان هستند. درگذشته هم بسیار ازاین دست تخلفات صورت می گرفته و کسی هم با خبر نبود اما هم اکنون اگر در دورترین نقاط ایران با چنین تخلفاتی مواجهه شویم همه مردم به سرعت از آن با خبر می شوند .نکته دیگر آن است که دراین میان نقش والدین را نمی توان نادیده انگاشت، براستی دانش آموزی که وارد مراکز آموزشی می شود دارای چه شخصیتی است. آیا این دانش آموز راه های تعامل با همکلاسی ها ومعلم را می داند؟ بخشی از این تعامل و آموزش مرهون تلاش والدین است. این روزها پدران و مادران نقش تربیتی شان را کاملا به معلم ومربی می سپارند وخود درصدد کسب درآمد بیشتر هستند وحتی حداقل زمان را برای تربیت فرزندان نمی گذارند .دانش آموزان هم باید دارای ویژگی هایی باشند باید در اعمال نقش خود آگاهی داشته باشند که این آگاهی را از پیش والدین باید به او بدهند . حال اگر در این میان مشکلی بروز پیدا کند از این مثلث سه ضلعی والدین، معلم، دانش آموز کدام را می توان مقصر دانست .بحث دیگر هم بحث آماری است . هم اکنون بیش از 100 هزار مدرسه داریم که حداقل در مقطع ابتدایی 300 هزار کلاس و هفت میلیون و چهارصد هزار دانش آموز ابتدایی حضور دارند با یک میلیون نیروی انسانی و بیش از 600 هزار کلاس درسی با این آمار نمی توان بروز چنین حوادثی را هم بعید دانست.

آیا نگاه آماری به این موضوع می تواند توجیه کننده بروز مشکلات دانش آموزان در سلامت روان و آسیب های تربیتی باشد؟

عدلی: من به هیچ عنوان در این خصوص نمی توانم حتی از یک مورد هم بگذرم. هر دانش آموز می تواند نقش تعیین کننده و بسزایی در آینده کشور داشته باشد .ما با تعلیم و تربیت در صدد هستیم تا آینده مملکت را به همین دانش آموزان بسپاریم . چگونه امکان دارد حتی بتوانیم از یک مورد هم بگذریم . دانش آموزانی که به سیستم آموزشی سپرده می شوند بستر پاک و بی آلایشی دارند و هر انچه اتفاق بیافتد به دلیل نوع تعلیم وتربیت معلمان است . شما توجه کنید به نکاتی که در کشور ما مسئله ساز هستند و باید ریشه یابی و حل شود . اینکه چرا باید در کشور ما معلم سی سال به کلاس درس برود و 25 دانش آموز را به اون بسپاریم . چرا باید معلمان به محض استخدام خیالشان راحت باشد که سی سال شغل دارند ودیگر کسی نمی تواند آنها را از داشتن شغلشان محروم کند . درتمامی کشورهای جهان معلم ها برای مدت کوتاهی استخدام می شوند و باید در دوره های مختلف آزمون بدهند و با مشاور صحبت کنند تا سلامت روان آنها تایید شود . در کتب تعلیم و تربیت اسلامی و نیز تدوین شده توسط استادان دانشگاهی هم معیارهای موثق و دقیقی در این رابطه داریم اما آیا مسئولان در این رابطه تدبیری اتخاذ کرده اند ؟ چرا باید برای استخدام معلمان معیار اداری داشته باشیم نه معیار آموزشی ؟ معلمان ما چگونه گزینش می شوند و چگونه و هر حسب چه معیاری پذیرفته می شوند ؟ براساس پژوهش های دکتر فیوضات درامر تعلیم و تربیت ثابت شده که درایران بر خلاف دیگر کشورهای دنیا ، بهترین مغزها وارد آموزش و پرورش نمیشوند . بازهم طرح سوال می کنم تا شاید به جواب قانع کننده ای برسیم و آن اینست که آیا معلم های ما درباره مدیریت کلاس که خود سازمانی کوچک است آگاهی لازم را دارند وآیا می توانند کلیه قوانین انضباطی را در کلاس لحاظ کنند ؟
در پاسخ گفته دکتر جهان آرای که در خصوص تعامل دانش آموزان گفتند باید عنوان کنم ؛ معلم ها چه مهارتی برای کنترل کلاس دارند تارفتارشان منجر به خشونت نشود وبه طورکلی کلاسی ناهنجار مقابلشان قرارنگیرد ؟ چرا در کلاس ها بازرسی حضور ندارد تا درطول هفته یا ماه دوساعت با روش تدریس ورفتار معلم آشنا شود و آن را بررسی کند . براساس تحقیقات و معیارهای اندیشمندان جهان دراین عرصه همه کشورها نظام های آموزشی خود را تغییردادند ما دراین راستا چه اقدامی صورت داده ایم .

اگربخواهیم درمیان کشورهایی که نظام آموزشی خود را بروز کرده اند انگلیس را مد نظر قرار دهیم؛ برایمان بگویید چه استانداردهایی در نظام آموزشی این کشورمد نظر قرار گرفته است و طبق آن عمل می شود ؟

عدلی: اتفاقا انگلیس از اولین کشورهایی است که نظام آموزشی خود را تغییر داد و ساختار اصولی را برای آن تدوین کرد .چه به لحاظ گزینش معلمان چه تدوین شاخصه ها .به طورمثال دراین کشورمهم ترین شاخصه این است که قلمرو متعلق با دانش باشد و دانش معیاراصلی قرارگیرد اما این دانش مبتنی بردانش روانشناسی نیزهست ، مهارت های ارتباط بین فردی و گروهی ، تفکرخود انتقالی ، قابلیت های مهارتی ، نظارت همه جانبه برکلاس های درس از جمله این شاخصه هاست.

سوال دیگری که مطرح است وضعیت معاش معلم هاست، اینکه این روزها بسیاری از کاستی ها، بداخلاقی ها و تنش ها در کلاس درس مرتبط می شود با وضعیت نابه سامان معیشت معلم ها. چنین توجیهی درست است؟

عدلی: به نظر می رسد ایران تنها کشوری باشد که در این رابطه معلمان را در رده آخر حقوق و دستمزد قرار داده است. در تمامی کشورهای دنیا حقوق معلمان سالانه ده برابر بیشتر از حقوق یک معلم ایرانی است در واقع اگر معلمی در دیگر کشورها سالانه 50هزار دلار داشته باشد در ایران این رقم 6هزاردلاراست و این برای معلمان ایرانی رقم بسیار اندکی است که کفاف زندگی آنها را نمی دهد اما به طورکلی بهتره که وارد بحث کشورهای برخوردار نشویم چرا که شکاف بسیار عمیقی بین نظام آموزشی ما با نظام آموزشی دیگر کشورها وجود دارد .

جهان آرا: دراین میان باید عنوان کنم که متاسفانه برخی از معلم ها هم به همین دلیل شان و منزلت معلم بودنشان را نادیده می گیرند. نمی توان خرده گرفت چون غم نان و معاش از مهمترین دغدغه های انسان امروز است . اما اینکه دیده می شود همان معلمی که سر کلاس درس به دانش آموز امرو نهی می کند ، عصردانش آموزرا به عنوان راننده سرویس به منزل می رساند . درماشین رابرای دانش آموز باز و بسته می کند و دانش آموز درمی یابد که معلم از چه کمبود ها و کاستی های برخوردار است . این روش بسیار غلط در مدارس ما متداول شده است و معلمان بسیاری به این روند تن داده اند .

عدلی: همه ما به خوبی می دانیم که در کلاس ها چه می گذرد . اینکه معلم ها دائم ساعت خود را نگاه می کنند تا زمان بگذرد ، کلاس ها برای دانش آموزان هم جذاب نیست و در بسیاری مواقع دانش آموزان هم همین حس را نسبت به کلاس دارند . می توان اظهار کرد معلمی در ایران از جایگاه ویژه ای برخوردار نیست .

جهان آرا: به نظر من اینقدرهم سیاه نیست و من این سیاه نبودن را به همه موارد تعمیم می دهم. خیلی هم صفر و یک نبینیم.

عدلی: تایید نمی کنم، استثنا و مورد را هم قبول نمی کنم . همانطور که کاستی برای حتی یک دانش آموز را نمی پذیرم.

جهان آرا: به نظر من استثناها در این مورد بلد می شوند که شایسته نظام آموزشی ما نیست . اینطورهم نیست که در هیچ جنبه ای هیچ آموزشی دیده نشود . درست است که دردوره دولت پیشین جذب معلمان حساب نشده صورت گرفت اما من خودم از جمله کسانی هستم که تدریس برای معلمان از دغدغه های من به شمار می رود. هم مطالعه تطبیقی و هم مطالعه تحقیقی در این زمینه انجام داده ام .تنبیه بدنی درهمه کشورها رخ می دهد و تنها مختص به ایران نیست . این بدان معنا نیست که اتفاق ناخوشایند را می بایست از دیگر کشورهای جهان الگو برداری کنیم بلکه باید نیمه پرلیوان را هم ببینیم . اینکه کیفیت آموزشی بالاتر رفته است و هم اکنون در کشور ما این موضوع به حداقل رسیده است. بازهم تکرار و تاکید می کنم مواردی که گزارش می شود تنها به دلیل حضور شبکه های اجتماعی برجسته می شود این در حالی است که این روزها در نظام آموزش و پرورش کشورمان کمتر از این دست موارد به چشم می خورد وهر روز تعداد موارد تنبیه و بی اخلاقی کمتر می شود.

میرقاسمی: البته بخش خصوصی یا همان مدارس غیر انتفاعی متفاوت از مدارس دولتی رفتار می کنند. عمدتا گزینش سرسختانه ای نسبت به انتخاب معلمان در مدارس دارد و در این رابطه تعهد خود به والدین را دچار خدشه نمی کند. ما خود را موظف به پاسخگویی به والدین می دانیم و این در تمامی موارد دیده می شود. نظارت بر آموزش و کلاس ها از دغدغه های اصلی مان به شمار می رود.

در واقع شما براین باور هستید که اگر مدارس خصوصی بشوند به اقبال و ایده آل نزدیک تر می شوند و همه این دغدغه هایی که از آن صحبت کردید به دلیل مسئله هزینه ها و جلب مشتری است.

میرقاسمی: به نوعی بله.

عدلی: در واقع مشتری مداری معیار اصلی است نه دغدغه آموزشی . هم اکنون انگیزه ها برای کادر آموزشی از میان رفته است و هرچه هست و نیست مقیاس کمی است نه مقیاس کیفی. البته اگر منجر به آرامش دانش آموزان شود یقینا اتفاق خوشایندی رخ داده است.

میرقاسمی: ما دغدغه مشتری داریم؛ بله اما راهکارهای علمی و آموزشی مبتنی بررسیدن به ایده آل آموزشی را مد نظر قرار می دهیم. اینکه شورایی تشکیل داده ایم تا سه درصد درآمد مدرسه را هزینه برای آموزش معلمان کند و معلمان دانش روز پیدا کنند .

تا آنجا که تحقیقات ما نشان می دهد بیشتر آموزش های ضمن خدمت برای معلمان مربوط به فراگیری دانش رایانه ای و حضور در دنیای مجازی است و یا کلاس های توجیهی کتاب های جدید مقاطع مختلف. درواقع ارتباطی با روانشناسی و امور تربیتی ندارد،‌ چون هیچ معلمی از این منظر ارزشیابی نمی شود.

جهان آرا: در این رابطه باید بگویم که این گفتار ناصحیح متاسفانه رواج پیدا کرده است؛ آموزش و پرورش وزارت خانه فقیری نیست و این میان عامه مردم دائما گفته می شود. آموزش و پرورش ایران مدارس را دارد و هر مدرسه می تواند با دانش روز و ارائه خدمات بهتر با ایجاد رقابت بین مدارس درآمد مناسبی را کسب کند . این بدان معنا نیست که بیاییم همه مدارس را خصوصی کنیم اما می توان خدماتی را ارائه داد تا هم والدین راضی و برخوردار شوند و هم ازآن استقبال کنند . ما در آموزش و پرورش ایران فراز و نشیب های بسیاری را پشت سر گذاشتیم اما همه این ها عمدی بوده است قطعا می توانستیم سیاست دیگری را پیش بگیریم و هنوز هم می توان تغییر و تحولاتی عمیق و شگرف انجام داد اما مسئولان نمی توانند چنین خطر پذیری را در دوران مسئولیت خود بپذیرند . نکته ای دیگری که برای من از اهمیت ویژه ای برخوردار است همانطور که گفتم شآ نیت معلم است که تنها به دست خود معلم نگاه داشته می شود . معلم های ما باید علاوه بر بروز کردن دانش خود روانشناسی رفتاری بیاموزند و آن را بکار برند و بدانند جایگاه و شان آنها چه تعریفی دارد . دست به هر کاری برای امرار معاش نزنند.

عدلی: اگربر این باور باشیم که بهترین ها بهترین را می سازند؛ آنوقت به بسیاری از اهداف دست پیدا خواهیم کرد. براستی شاخصه های یک معلم خوب چیست؟ البته اگر ما شاخصه و تعریفی برای این موضوع داشته باشیم. معلم را خالی از هر مهارتی به کلاس ها نمی‌فرستیم.

نکته ای که وجود دارد این است که آیا جایگاه و شأن معلم در ایران را خود معلم باید تعریف کند؟ اینکه فرزند یک معلم با فرزند یک پزشک قابل مقایسه نباشد و همیشه شکاف بین این دو قشر باشد عذاب آور است. در واقع باید ببینیم کمبودها و کاستی ها ریشه در چه دارد؟ این در حالی است که در نگاه مردم معلمان ساده ترین شغل را دارند، سیزده روز عید تعطیل هستند، سه ماه تابستان تعطیل هستند ، برف می آید تعطیل هستند ، هوا آلوده می شود همین طور. یک شیف کاری دارند و همواره حقوق کامل را دریافت می کنند . پس چرا باید رفتارهای ناشایست ازآنها سر بزند؟

جهان آرا: من خودم سال ۶۴ وارد سیستم آموزش و پرورش شدم و دو سال در تربیت معلم مشغول فراگیری دانش تعلیم و تربیت بودم و در همین بستر ادامه تحصیل دادم تا کنون که برای معلمان تدریس می کنم. در اوایل دهه ۶۰ که دانشگاه ها تعطیل شد در دوره شهید رجایی، دانشگاه تربیت معلم تعطیل نشد و همچنان به کار و فعالیت خود ادامه داد . هنوز هم شاهد هستیم که معلمان در مقاطع مختلف با آموزش های بسیاری روبرو می شوند و به سادگی سر کلاس نمی روند .شما دقت کنید درایران ما تا چه اندازه رفتارهای پر خطردیده ایم که از معلمان سر بزند، اما درآلمان آمریکا و یا کشورهای برخوردار این اتفاق به امری بدیهی تبدیل شده است، تاجایی که اسلحه به روی هم می کشند و گاه قتل و تهدید و ارعاب صورت می گیرد .همانطور که در اخبار درباره آمریکا شنیدیم . خب حالا در ایران اسلحه ای وجود ندارد.

نکته هم همین جاست که اگر در ایران اسلحه بود چه اتفاقی قرار بود بیافتد و قرار بود چه فاجعه ای بین معلمان و دانش آموزان رخ دهد؟

عدلی: این همان نکته ای است که من در ابتدا گفتم اینکه شاخص های معلمی را در ایران گم کرده ایم و چرا باید یک معلم دریک سال تحصیلی ارزشیابی اخلاقی و آموزشی نشود و دوباره سر کلاس برگردد و این روند سی سال ادامه پیدا کند. اخلاق گرایی و داشتن دیگر شاخصه های لازم برای تربیت یک نسل و تحویل دادن یک انسان به جامعه در کجای شاخصه های معلمی ما در ایران تعریف شده است؟

جهان آرا: بیراه نیست اگر بگوییم در چند سال اخیر با جذب بی رویه برخی معلمان و ورود آنها به آموزش و پرورش مشکلات هم سر باز کردند اما همچنان ساز و کاری وجود دارد تا دبیران و معلمان با ساختار استاندارد آشنا شوند اما همان جذب بی رویه و در حین آن تغییر ساختار آموزشی سبب شد تا آسیب های غیرقابل جبرانی به بدنه نظام آموزشی وارد شود.

عدلی: مشکل اینجاست که ساختار استانداردی تعریف نشده است .

میرقاسمی: البته در اصل سند بنیادین تعاریف و سازو کارهای آموزشی ایرانی اسلامی کاملا تدوین شده است اما هنوز متاسفانه قدرت اجرایی لازم در این رابطه وجود ندارد. به عنوان مدیر یک مدرسه می گویم که بسیاری از ما همواره دغدغه این را داریم که آیا گزینش مدیران درسطوح مختلف براساس شایسته سالاری و پیشگامی آنان در ارزش های الهی و انسانی و معیارهای علمی ، کارآمدی و باور به اهداف نظام تعلیم وتربیت رسمی اتفاق می افتد ؛ امید می رود که برهمین مبنا مدیران ما انتخاب شوند. اگراینچنین باشد می توان انتظارداشت که گزینش معلمان هم به درستی اتفاق می افتد ودرنتیجه خروجی بهتری از این ساختار خواهیم داشت.

مسئله دیگری که همواره بر سرآن اما و اگر وجود دارد و به نتیجه واحدی درساختارآموزش وپرورش کشورمان دراین رابطه نرسیدیم، مسئله زمان است . اگردرایران ساعت تدریس و حضور بچه ها در مدرسه بیشتر بود می توانستیم انتظار همذات پنداری و آرامش بیشتری میان دانش آموزان و معلمان داشته باشیم؟

جهان آرا: هم مطالعات تحقیقی و هم مطالعات تطبیقی نشان می دهد که در بیشتر کشورهای برخوردار همچون ژاپن، آلمان، ایتالیا، فرانسه، انگلستان به ویژه فلاند و نروژ اهمیت بسزایی به پیش دبستانی ها داده می شود و این گروه سنی ازنظام آموزشی خاصی برخوردار خواهند شد. ساعتی که در شبانه روز به تعلیم و تربیت این گروه سنی اختصاص داده می شود با ایران قابل مقایسه نیست.

عدلی: این در حالیست که ما در ایران ساعت بیشتری را به گروه سنی دبیرستان اختصاص می دهیم حتی والدین هم با همین رویکرد و ذهنیت برای فرزندانشان امکانات فراهم می کنند . در بسیاری از خانواده ها به گروه سنی پیش دبستانی حتی در منزل هم توجه خاصی نشان داده نمی شود .ما هنوز روحیه پژوهشگری را که همه دنیا بر مبنای آن پیش می روند را بین دانش آموزان خود تقویت نکرده ایم وهنوز راهکارعلمی آموزشی برای آن تدوین نکرده ایم .این در حالی است که باید در همین سنین پیش دبستانی و دبستان دانش آموزان بر اساس تحقیق و پژوهش آماده یادگیری مطالب دیگر شوند . در واقع روحیه مطالعه و نشر و گسترش کتاب هم کم کم از میان می رود و این تفاوت گسترده بین نظام آموزشی ما و دیگر کشورهای جهان یا به قولی برخوردار ما را به جلو نخواهد برد ، باید تا جایی که امکان دارد شکاف ها را برطرف کنیم .معلمان ما ابتدا باید شوق خواندن را در دانش آموزان ایجاد کنند . تا چه اندازه و چه تعداد از معلمان ما اینکار را انجام میدهند .سوال من این است چرا استعدادها را با این رویه می کشیم . چرا طوری با دانش آموز رفتار می کنیم که یا باید پزشک بشود و یا اگر نشد دیگر هیچ جایگاهی در جامعه و در میان خانواده ندارد . در واقع چرا طوری با دانش آموز رفتار نمی کنیم که بخواهد معلم شود ؛ معلم شود تا نسل پرورش دهد و ایراد نظام آموزشی ما همین است که ماهیت خود را نفی می کند .نکته دیگری هم می خواهم دراین فرصت بگویم در جواب گفته آقای جهان آرای مبنی بر تشکیل کلاس های ضمن خدمت و دوره های آموزشی معلمان است . چه تعداد از معلمان انگیزه ای به غیر از دریافت امتیاز دارند . چرا طوری کلاس های ضمن خدمت را طراحی می کنیم که معلمان برای دریافت امتیاز بدان مراجعه کنند و باز هم ساعت بگذرانند . پس بنابراین باور کنیم که معلم خود را ملزوم به یادگیری بیشتر نمی کند . معلم همواره براین باور است که محفوظاتش درقالب فیزیک ، شیمی ، زیست و ...کافی است و همین که ساعتی در کلاس حضور دارد برای دانش آموز کافی است . چرا نباید معلمان ما انگیزه ای برای یادگیری بیشتر داشته باشند و هدف آنها تربیت انسان باشد و نه هیچ هدف دیگری .مقیاس های کیفی نداریم ، همه مقیاس ها کمی است و این مقیاس کمی جوابی به ما بر مبنای اخلاق گرایی ، ارزش های انسانی و ...نمی دهد .بنابراین بیراه نیست اگر بگوییم که در حالی که معلمان ما با این شیوه تدریس می کنند ، ما باید شاهد دانشگاه های کمی گرا و بیمارستان ها و کادرهای پزشکی کمی گرا ، مهندسان کمی گرا و دیگر اقشار جامعه در این رابطه باشیم .این مبنایی بود که بیست سال پیش پایه ریزی کردیم .متعلق به امسال و سال گذشته نیست . کمبود ها را باید در بیست سال پیش جستجو کرد که هم اکنون دچار چنین معضلاتی هستیم .یکی دیگر از شاخصه های کمی که این روزها با آن بسیار روبرو می شویم دادن آمار آموزشگاه ها و مدارس درباره قبولی کنکوری های آن مدرسه است . در واقع بر همین اساس ثبت نام ها صورت می گیرد و معیارها تدوین می شود .

میرقاسمی: ضمن تایید فرمایش شما باید بگویم که به عنوان مدیریک مجتمع غیردولتی تجربه نشان داده است که اگر نگاه همواره کمی بود، هیچ کدام از همکاران ما وارد این عرصه کار و فعالیت نمی شدند چرا که در زمینه های دیگری می توان براحتی و بدون داشتن مسئولیت فعالیت کرد و درآمدی بیشتر حتی گاها چند برابررا کسب کرد . حداقل میتوان به جرات اظهار کرد که در تهران همین طور است، این را به عنوان یک مدیر مالی نمی گویم بلکه دغدغه ها و مسئولیت های مدیریتی در این رابطه دارم برای همین معتقد هستم که دغدغه داشتن کار تعلیم و تربیت انگیزه مهمی است که همه معلمان در همه مقاطع و اصولا تمامی کارکنان آموزش و پرورش با آن روبرو هستند .ضمن اینکه هم اکنون در ایران پیک جمعیتی رو به کاهش است پس امر مدرسه داری نمی تواند تنها به دلیل مسائل مالی باشد ، این نگاه کم انصافانه ترین بینش نسبت به این مسئله است.

بحث ما هم اکنون درخصوص زیر بنای ساختار آموزشی در ایران است؛ آن هم زیر بنای فلسفی و روانشناسی حاکم بر آن، آیا هم اکنون آقای فانی وزیر فعلی آموزش و پرورش با داشتن 50 سال سابقه کار آموزشی می تواند تغییر کلی در نگرش خود بدهد؟ آیا آقای دکتر مهرمحمدی به عنوان یکی از افراد تاثیر گذار در این عرصه می تواند ایده ای بدیع در این راستا اعمال کند. ایده ای که بتوان آن را اجرایی کرد . ایده ای مبنی بر انسان گرا شدن نظام آموزشی نه رفتارگرا بودن.

میرقاسمی: مسئولانی که نام بردید افرادی توانمند در زمینه آموزش و پرورش هستند و در امر تعلیم و تربیت اشراف کامل دارند. اما این تحول اراده ای فراتر از اراده وزیر و مشاور وزیر می خواهد. اراده ای در حد و اندازه مصوبات دولتی. این در حالی است که هر حرکتی در آموزش و پرورش شروع شده و نهادینه شده بعد از دو تا سه سال نتیجه کافی و موثر از آن گرفته شده است به طور مثال عده ای از دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف بر آن شدند تا با ارائه برنامه ای مصوبه ای را عملی کنند؛ اینکه آستان قدس رضوی با همه ملاحظات حکومتی بخشی از درآمد خود را به عدالت آموزشی اختصاص دهد. پس اگر مسئولان آموزشی بخواهند هراتفاقی میسراست مهم آن است که به نتیجه مطلوب دست پیدا کنند و شکل جامعی در نگرش ها ایجاد شود .نگاهی که همسو و هم جهت باشد.

جهان آرا: در ادامه صحبت شما من باید چند نکته عنوان کنم . ببینید زمانی که من در سال 1355 دانش آموز بودم معلمان کمتر از تحصیلات بالای فوق دیپلم برخوردار بودند و چه بسا بسیاری از آنها در حد همان دیپلم وارد کلاس های درس می شدند . باید بپذیریم که بعد از انقلاب بسیاری از معلمان انگیزه برای ادامه تحصیل پیدا کردند و رفتارها و اخلاق ها با گرایش اسلامی شکل بهتری به تعلیم وتربیت نظام داد . نکته ای دیگری که در این راستا قابل اهمیت است بحث جمعیت شناسی است که در آن تخصص دارم و بر خلاف گفته آقای میر قاسمی هم اکنون پیک جمعیتی بازروی نمودار رو به رشد قرار دارد . این آمار در یزد و سیستان و بلوچستان به وضوح دیده می شود .

میرقاسمی: بحث خشونت کلامی و عدم اخلاق گرایی و یا به قولی کم اعصابی بیشتر در پایتخت مشهود است . شما ببینید درشهرستان ها بیشتر انگیزه های آموزشی و اخلاقی مد نظر است و کمتر با معلمی روبرو می شویم که به زور و از روی ناچاری وارد کارآموزششده

باشد . در شهرستانها بیشتر معلم ها با عشق این شغل را انتخاب کرد ه اند و می توان به خوبی این موضوع را لمس کرد . به طور مثال همین یزد چون خود من یزدی هستم . معلم ها واقعا الگوی تربیتی خوبی برای بچه ها هستند و بحث معاش کمتررنگ و لعاب پیدا می کند .

جهان آرا: متاسفانه گاه شاهد هستیم که فقط معاش مطرح نیست و طمع نقش آفرینی معلمان را کم رنگ و کم رنگ تر می کند . بهترین روش برای رسیدن به هدف متعالی تعلیم و تربیت تنها این است که معلم اهمیت نقش آفرینی خود را بداند وبا شغل و حرفه خود عجین

شود .

عدلی: موضوع هم همین است که آیا معلمی یک حرفه و تخصص است یا یک شغل برای کسب درآمد، این دو با هم فرق بسیاری دارد . اگر نگاه شغلی به این معلمی داشته باشیم از جوانب مختلف ممکن است در معرض آسیب قرار بگیریم وانتظارات ما را برآورده نکند اما اگر نگاه حرفه ای و تخصصی به مقوله تعلیم وتربیت داشته باشیم نه تنها عاشقانه خدمت می کنیم بلکه هیچ جایگزین دیگری هم برای آن در نظر نخواهیم گرفت معلمی ارزشمند ترین حرفه ای است که می توان بدان اشتغال پیدا کرد. آراستگی ظاهر، حضور با وقار و احترام در کلاس، حتی انتخاب جای نشستن و برخاستن می تواند در ابعاد شخصیتی معلم موثر و تعیین کننده باشد.

میرقاسمی: من باید در این رابطه به موضوعی اشاره کنم و آن این است که هر کسی که گام اول را برای معلم شدن بر می‌دارد قطعا به این حرفه عشق ورزیده است. اگر این روزها گه گاه می شنویم که دانش آموزی مورد خشونت کلامی قرار گرفت این بدان معنی نیست که واقعا خشونت کلامی و یا رفتار توهین آمیز از یک معلم سرزده باشد . در بسیاری از مواقع جملاتی از زبان معلم جاری شده است که به مذاق دانش آموز خوش نیامده است. به نظر می رسد باید کمی منصفانه تر به موضوعات نگاه کنیم . در کشورهای توسعه یافته هم اگر این اتفاق بیافتد به سرعت موضوع محکمه ای می شود و این تفاوت عمده و شکاف عمیقی است که بین ما و کشورهای برخوردار است که باید ریشه ای بررسی شود. آخرین نکته ای که خود را محق می دانم مطرح کنم آن است که مسئولان نگاه ستادی را از مدارس و نظام آموزشی بردارند و از هزینه کردن برای برنامه های ستادی و اجرای بسیاری از مسابقات و غیره چشم پوشی کنند و این هزینه ها را صرف آموزش برای معلم و دانش آموز کنند. در این صورت است که می توان توقع داشت معلمان آگاهانه تر رفتار کنند ودانش آموزان پر بار تر از مدارس فارغ التحصیل شوند. سالانه بودجه قابل توجهی صرف هزینه های ستادی می شود که هیچ خروجی مثبتی نمی توان از آن دریافت کرد.

105105

20 / 20
کد خبر: 659224 0 0

نظرات

1- لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
2- نظرات حاوی مطالب توهین‌آمیز یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران و مغایر با قوانین کشور منتشر نمی‌شود.
3- نظرات پس از تایید منتشر می‌شود.

ایسکاTV

اخبار پر بازدید

آخرین اخبار