به مناسبت قیام 15 خرداد 42؛

از طرح" انقلاب سفید" پهلوی تا "هت تریک شاه" از سوی آیات عظام

سه‌شنبه 15 خرداد 1397 - 11:00
کد مطلب: 953799
15 خرداد

پانزدهم خرداد، نقطه عطفی است در تاریخ معاصر؛ یادگاری است از پیوند معنوی توده های عظیم مردم کشور ما؛ واکنشی است از احساس عمیق مذهبی ملت ایران؛ نمایشی است ازبه پاخاستن مردمی که می خواستند ظلم و ستم را از بن بر کنند؛ تجسمی است از تاریخ اسلام و درجه ای است برای سنجش فداکاری و از خود گذشتگی انسان هایی که به دنبال آرمان الهی حرکت می کنند.

به گزارش گروه سیاسی ایسکانیوز، قیام 15 خرداد 1342 یکی از مهم ترین وقایع در خیزش مردم انقلابی ایران علیه رژیم ستمشاهی و طاغوت است. این قیام نقش بسیار مهمی در شکل گیری حرکت هایی اعتراض آمیز مردم بر علیه دستگاه طاغوت داشته است. اگر بخواهیم تا ریشه ها، زمینه ها و علل پیدایش این قیام را بررسی و مطالعه کنیم؛ باید تا به بررسی علل مهم در شکل گیری این قیام بزرگ بپردازیم. به همین دلیل گروه سیاسی ایسکانیوز بر آن شده تا به مناسبت سالروز این قیام، علل آن را بررسی و تشریح کند.

*روایت کلی

قیام 15 خرداد ماه 42، مجموعه وقایعی است که در خرداد ۱۳۴۲ خورشیدی به دنبال بازداشت امام خمینی در انتقاد به لایحهٔ انجمن‌های ایالتی و ولایتی و انقلاب سفید رخ داد. تظاهرات در شهرهای تهران و قم علیه دولت اسدالله اعلم برگزار شد.

این تظاهرات به زد و خورد بین مأموران شهربانی و مردم انجامید؛ برخی تحلیل‌گران و نیز امام خمینی معتقدند: قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ نقطه عطفی در آغاز انقلاب اسلامی به‌شمار می‌آید.

تصاویر از قیام خونین 15 خرداد 1342

در دی‌ماه ۱۳۴۲ خورشیدی، اصلاحات اقتصادی-اجتماعی توسط شاه با عنوان «انقلاب سفید» یا «انقلاب شاه و میهن» اعلام و طی یک همه‌پرسی تصویب شد. طرح انقلاب سفید، با مخالفت‌هایی از سوی جبهه ملی و همچنین محافل مذهبی، روبرو شد.

یکی از مهم‌ترین مخالفان این طرح‌ها، امام خمینی بود؛ وی، ضمن دوری جستن از طرح موضوعاتی چون اصلاحات ارضی و حق رأی زنان که موضوع اصلی مورد مخالفت دیگر روحانیون بود، به مسائلی پرداخت که بیشتر، توده مردم را خشمگین می‌ساخت و مرکز ثقل مخالفتش با شاه بر سر نفوذ آمریکا در ایران بود. اعتراضاتی که در خرداد ۱۳۴۲، در شهرهای بزرگ ایران به وقوع پیوست، با دستور شاه و توسط ارتش، با سرکوبی خونین مردم مسلمان ایران پایان یافت.

*پیش زمینه قیام

مواردی که در زیر مطرح شده است، به عنوان مهم ترین پیش زمینه های آغاز قیام خونین 15 خرداد 42 مطرح و مورد بررسی قرار گرفته است.

-تصویب‌نامه انجمن‌های ایالتی ولایتی

قانون انجمن‌های ایالتی و ولایتی در اولین دورهٔ مجلس شورای ملی به منظور تشکیل شوراهای استان و شهرستان به تصویب رسیده بود و تا زمان نخست وزیری اسدالله اعلم این قانون بدون تغییر مانده بود. قانون مذکور در ۱۵ مهر ۱۳۴۱ با ۹۲ ماده و هفده تبصره از تصویب کابینه امیر اسدالله اعلم گذشت و خبر آن در ۱۶ مهر در روزنامه‌های کیهان و اطلاعات منتشرشد.

به موجب این مصوبه که در غیاب مجلس، حکم قانون را داشت، به زنان حق رأی داده می‌شد و همچنین شرط مسلمان بودن و سوگند به قرآن مجید از شرایط انتخاب شوندگان حذف شد.این تصویب‌نامه اعتراض علما و مردم مسلمان ایران را برانگیخت.

سید روح‌الله خمینی علمای طراز اوّل قم را به نشست‌ها و گفتگوهای متعدد برای لغو این تصویب‌نامه فراخواند، وی با تشریح نقشه‌های استعمار و توطئه‌های آن‌ها مسئولیت علما را در قبال صیانت از اسلام و استقلال کشور یادآور شد و مقرر شد با ارسال تلگرافهایی به شاه، لغو فوری تصویب نامهٔ مذکور درخواست شود.

بریده روزنامه اطلاعات - خبر اعلام لغو لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی توسط اعلم

در ۷ آذر ۱۳۴۱ امیراسدالله اعلم نخست‌وزیر وقت در تلگرافی به علمای قم، لغو مصوبه انجمنهای ایالتی و ولایتی را اعلام کرد.

-انقلاب سفید

در دی‌ماه ۱۳۴۱ طرحی جدید توسط شاه با عنوان «انقلاب سفید» یا «انقلاب شاه و میهن» با اصولی شش‌گانه اعلام شد. این منشور شش ماده‌ای شامل اصلاحات ارضی برای الغای نظام ارباب و رعیتی، ملی کردن جنگلها و مراتع، فروش کارخانه‌های دولتی به بخش خصوصی، سهیم شدن کارگران در سود کارخانه‌ها، اعطای حق رای به زنان و ایجاد «سپاه دانش» می‌شد.

سکه های ضرب شده به مناسبت انقلاب سفید شاه و ملت

طرح های مندرج در انقلاب سفید اعتراض همه علماء و مردم را برانگیخت و موجب خشم و ناراحتی آنان شد؛ در میان معترضان، چهره مخالف جدیدی به نام سید روح‌الله خمینی خود را در اذهان، مطرح ساخت. این روحانی مجتهد در مدرسه معروف فیضیه قم به تدریس فلسفه و فقه می‌پرداخت.

وی سخنرانی‌های انتقادی خود را از سال ۱۳۴۱ آغاز کرده بود و در آن هنگام بیش از شصت سال داشت؛ امام(ره) این اصلاحات را بیش از هر چیز به سود شاه و سلطنت او و زمینه برای نفوذ بیشتر آمریکا و اسرائیل به ایران می‌دانست.

حکومت پهلوی اصول انقلاب سفید را در تاریخ 6 بهمن 1341 به همه پرسی گذاشته و طبق اعلام رسانه های دولتی با آرای بالایی این اصول تصویب شد؛ پس از تصویب انقلاب سفید، شاه در ۲۳ اسفند آن سال در سخنانی تند، کسانی را که رفراندوم را تحریم کرده بودند به سرکوب و شدت عمل تهدید کرد.

متعاقب این عمل امام خمینی طی بیانیه‌ای نوروز سال جدید، یعنی ۱۳۴۲ را عزای عمومی اعلام کرد. او در این بیانیه از انقلاب سفید شاه به «انقلاب سیاه» تعبیر کرد و آن را هم‌سو با اهداف آمریکا و اسرائیل دانست.

*حادثهٔ مدرسهٔ فیضیه قم

روز دوم فروردین سال ۱۳۴۲، مصادف با ۲۵ شوال ۱۳۸۳ هجری قمری، سالروز شهادت امام صادق(ع) مجالس بسیاری به همین مناسبت در قم برگزار شده بود. منزل امام خمینی در محلهٔ «یخچال قاضی» نیز مملو از عزاداران بود، شماری از مأموران مخفی با لباس شخصی نیز در جمعیت درصدد راه‌اندازی اغتشاش و هیاهو در مجلس بودند.

شخص امام، متوجه حضور مشکوک آن‌ها شد و از طریق یکی از روحانیان هشدار داد که برای سخنرانی در حرم حضرت معصومه (س) حاضر خواهد شد اینکار موجب دفع اهداف اغتشاشگرانه مأموران دژخیم شاه شد.

اسکناس هزار ریالی یادبود مدرسه فیضیه قم

عصر همان روز به دعوت ایت الله سید محمدرضا گلپایگانی از آیات عظام و مراجع تقلید، مجلسی در مدرسهٔ فیضیه برگزار شد. مأموران مذکور در اواسط سخنرانی، وارد شدند و طلاب را مورد حمله قرار دادند. زد و خورد بین طلاب و مأمورین مخفی شدت گرفت. در این هنگام، نیروهای مسلح وارد درگیری شدند و گروه بسیاری از طلاب را زخمی و مجروح کردند.

در زمان حمله به فیضیه، امام خمینی برای حضور در مدرسه به راه افتاد، اما حاضران او را از این تصمیم منصرف کردند.

ایشان همان‌جا در یک سخنرانی، شخص شاه را به‌ عنوان عامل اصلی جنایت و هم‌پیمان با آمریکا و اسرائیل یاد می‌کند و از سکوت علمای قم و نجف و دیگر کشورهای اسلامی گلایه می‌کند و می‌گوید: «امروز سکوت، همراهی با دستگاه جبار است.»

روز بعد، امام بیانیه‌ای را با عنوان «شاه‌دوستی یعنی غارتگری» منتشر کرد که در تاریخ انقلاب جایگاه ویژه‌ای دارد. در این اعلامیه، او به محاکمهٔ حکومت شاه پرداخت و «تقیه» را در آن شرایط حرام دانست.

سخنرانی امام خمینی در مدرسه فیضیه که ماموران به این مراسم حمله ور شدند

پس از این وقایع، شاه خدمت نظام وظیفه را برای طلاب جوان الزامی کرد. این کار، یعنی برتن کردن لباس نظامی و خدمت زیر پرچم شاهنشاهی برای طلاب مخالف بسیار دشوار و سخت بود. اما امام پیکی به سربازخانه‌ها فرستاد و از طلاب درخواست کرد که «تزلزل به خود راه ندهند» و «از این فرصت برای تقویت جسم و روح خود استفاده کنند.»

ایشان در چهلم حادثهٔ فیضیه، دولت آن زمان را محکوم کرد که به فرمان آمریکا و اسرائیل، خواهان از ریشه‌ برکندن اسلام است و خود را مصمم به مبارزه با این امر نشان داد.

*سخنرانی روز عاشورا ۱۳ خرداد ۴۲​

در فاصلهٔ میان حادثهٔ مدرسهٔ فیضیه و آغاز ماه محرم، یعنی ۲ فروردین تا ۴ خرداد ۱۳۴۲، مبارزات امام در قالب صدور اعلامیه‌های متعدد بود.اما با آغاز ماه محرم، اعتراضات رفته‌رفته به یک قیام تبدیل شد.

سخنرانی سید روح‌الله خمینی در ۱۳ خرداد ۱۳۴۲ در قم به مناسبت دهم محرم یا عاشورای حسینی بسیار موثر بود. ایشان پس از اشاره به واقعهٔ کربلا حادثه مدرسه فیضیه را به کربلا تشبیه کرد و گفت:

.. من به شما نصیحت می‌کنم آقای شاه، من به تو نصیحت می‌کنم دست از این اعمال بردار من میل ندارم که اگر روزی اربابها بخواهند تو بروی مردم شکرگزاری کنند... من نمی‌خواهم تو اینطور باشی من میل ندارم تو مثل پدرت بشوی، نصیحت مرا بشنو، از علمای اسلام بشنو، اینها صلاح ملت را می‌خواهند، اینها صلاح مملکت را می‌خواهند، از اسراییل نشنو، اسراییل به درد تو نمی‌خورد، قرآن به درد تو می‌خورد.

بدبخت بیچاره چهل و پنج سال از عمرت می‌رود، یک کمی تأمل کن، یک کمی تدبیر کن، یک قدری عواقب امور را ملاحظه کن، کمی عبرت بگیر، عبرت از پدرت بگیر، اگر راست می‌گویند که تو با اسلام و روحانیت مخالفی، بد فکری می‌کنی، اگر دیکته می‌کنند و به دست تو می‌دهند در اطراف آن فکر کن. چرا بی تأمل حرف می‌زنی؟ آقای شاه! اینها می‌خواهند تو را یهودی معرفی کنند که من بگویم کافری تا از ایران بیرونت کنند و به تکلیف تو برسند...

... مگر با رفتن چند زن به مجلس مملکت مترقی می‌شود؟ مملکت با برنامه‌های اسراییل درست نخواهد شد...

تصویر یکی از سخنرانی های حضرت امام (ره)

صبح روز عاشورا ۱۳ خرداد مردم تهران به ویژه بازاریان دست به راه پیمایی زدند. تظاهرکنندگان در برابر کاخ مرمر توقف کردند و فریاد مرگ بر دیکتاتور می‌زدند. جمعیتی که از جانب مقامات دولتی به پنج هزار نفر تخمین زده شده بود، در مسجد حاج آقا ابوالفتح اجتماع کردند یک از روحانیون دربارهٔ واقعه مدرسه فیضیه گفت. شمار جمعیت را در ساعت ۹ به تفاوت بین ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۰۰ برآورد کردند.

روز بعد، حجت الاسلام باهنر و آیت الله مطهری از جانب مأموران شهربانی دستگیر شدند.

*بازداشت امام و آغاز قیام

ساعت ۳ بامداد ۱۵ خرداد، چند مأمور در تاریکی شب و پس از محاصرهٔ خانه امام ، به درون خانه ریختند و او را دستگیر کرده و ابتدا به بازداشتگاه باشگاه افسران و س‍پس غروب روز بعد، به زندان قصر واقع در تهران بردند.

تصاویر اولین لحظات بازداشت و انتقال امام به تهران - نیمه شب 15 خرداد 42

بعد از انتقال وی به تهران، خبر دستگیری امام ابتدا در قم و سپس در شهرهای دیگر به سرعت پیچید و واکنش‌هایی را به‌دنبال داشت. مردم در تهران، قم،شیراز، مشهد و ورامین و پیشوا به خیابان‌ها ریختند و شعارهایی نظیر «یا مرگ یا خمینی» سردادند. این قیام‌ها توسط نیروهای امنیتی سرکوب شد. تظاهرات تا دو روز بعد از ۱۵ خرداد نیز ادامه یافت و ۳۲ نفر در این تظاهرات کشته شدند.

در تهران از ساعت ۹ صبح خبر بازداشت امام خمینی پخش شد و دانشجویان با شعار "خمینی را آزاد کنید " به خیابان‌ها ریختند.

نخستین کانون تظاهرات در تهران میدان بارفروشان بود و گروهی به دستور طیب حاج رضایی به راه افتاده بودند و خواستار آزادی امام از بند رژیم شاه بودند.

*ورود نخست وزیر برای سرکوب قیام مردم

اعلَم پیش‌بینی کرد که اینبار مسئله بغرنج خواهد بود بنابراین به تدارک گسترده برای مواجهه با آن دست زد و در گفتگویی با شاه در مورد تظاهرات آینده می‌گوید «... باید بزنیم» و در برابر پرسش شاه که چگونه باید زد پاسخ می‌دهد «... یعنی با گلوله بزنیم اگر موفق شدیم که چه بهتر، و گر نه مرا مسئول معرفی کنید»

تصویر اعلم در جمع ارتش گارد و دستور سرکوب معترضان

اسدالله اعلم با شدت عمل و با سرکوبی اغتشاش گران در روزهای ۱۵ و ۱۶ خرداد و اعلام حکومت نظامی و بازداشت جمعی از میدانداران و وعظ کنندگان و بازاریان به این بلوا پایان داد.

شماری از شورشگران و نیروهای نظامی کشته و مجروح شدند؛ نهضت آزادی در ۱۹ خرداد اعلامیه‌ای به مردم مسلمان ایران نوشت و در آن شمار مقتولین و مجروحین در شهرهای مختلف را بیش از ده هزار نفر قلمداد کرد و افزوده بود " شما مردم مسلمان ایران می‌دانید که قیام مراجع عالیقدر و روحانیون بزرگوار علیه مظالم دستگاه حاکمه و دیکتاتوری است و به هیچ وجه این مبارزهٔ مقدس با موضوعات ظاهری اصلاحات ارتباط ندارد."

*مبارزه برای آزادی امام خمینی(ره)

-تایید مرجعیت امام خمینی توسط آیات عظام و مراجع تقلید اسلام

رژیم شاه بنا داشت تا با بیان این که امام خمینی مرجع نیست و دستگیری و محاکمه او اشکالی ندارد، مخفیانه او را محاکمه و با شرایط خاصی ایشان را آزاد کند.

پس از گفتگوهای فراوان و پیام‌های تلفنی یا حضوری بین مظفر بقایی کرمانی نماینده مجلس شورای ملی در ادوار 15،16 و 17 ام با واسطه‌هایی که با آیات عظام مذاکره می‌کردند، سرانجام قرار شد که سؤالی به عنوان استفتا دربارهٔ مقام علمی سید روح الله موسوی خمینی از آیات عظام به عمل آید و آن‌ها در پاسخ تأیید کنند که ایشان یکی از مراجع تقلید می‌باشد.

پس در تاریخ ۱۵ تیر ۱۳۴۲ آیت الله میلانی ساکن مشهد مرجعیت سید روح الله موسوی الخمینی را تایید کرد؛ سپس در ۱۶ تیر آیت الله سید کاظم شریعتمداری و آیت الله شهاب الدین مرعشی نجفی هم مرجعیت ایشان را تأیید کردند.

در ۵ مرداد ۱۳۴۲ آیت اعظام شریعتمداری و میلانی و گلپایگانی فتوای مشترکی صادر کردند و ازاصل دوم متمم قانون اساسی مشروطه، تفسیری در فتوای خود نوشتند. که به شرح ذیل است:

"مطابق مفهوم اصل دوم متمم قانون اساسی علما طراز اول مصونیت داشته و حبس و توقیف و تبعید آنان مخالف قانون است"

-آزادی امام خمینی از بند رژیم طاغوت

حضرت امام خمینی پس از آزادی در جمع مردم حضور پیداکردند

در روز ۱۱ مرداد ۱۳۴۲ سرلشکر پاکروان رئیس سازمان اطلاعات و امنیت کشور(ساواک)، به دیدار امام خمینی در پادگان عشرت آباد رفت و به وی اعلام داشت که او آزاد است.

*قیام 15 خرداد ریشه انقلاب اسلامی سال 57 بود

تصاویری از انقلاب اسلامی و در مرکز تصویر لحظه ورود حضرت امام به میهن در سال 1357

اکثر کارشناسان و تحلیل گران سیاسی قیام ۱۵ خرداد را سرآغاز انقلاب اسلامی ایران می‌دانند.

در مقدمهٔ قانون اساسی جمهوری اسلامی چنین آمده:

«اعتراض در هم کوبنده امام خمینی به توطئه آمریکایی «انقلاب سفید» که گامی در جهت تثبیت پایه‌های حکومت و تحکیم وابستگی‌های سیاسی، فرهنگی و اقتصادی ایران به امپریالیزم جهانی بود عامل حرکت یکپارچه ملت گشت و متعاقب آن انقلاب عظیم و خونبار امت اسلامی در خرداد ماه ۴۲ که در حقیقت نقطه آغاز شکوفایی این قیام شکوهمند و گسترده بود مرکزیت امام را به عنوان رهبری اسلامی تثبیت و مستحکم نمود و علی‌رغم تبعید ایشان از ایران در پی اعتراض به قانون ننگین کاپیتولاسیون (مصونیت مستشاران آمریکایی) پیوند مستحکم امت با امام همچنان استمرار یافت و ملت مسلمان و به ویژه روشنفکران متعهد و روحانیت مبارز راه خود را در میان تبعید و زندان، شکنجه و اعدام ادامه دادند.»

تهیه و تنظیم : مهدی طلوع وند

269 / 131

نظرات

1- لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
2- نظرات حاوی مطالب توهین‌آمیز یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران و مغایر با قوانین کشور منتشر نمی‌شود.
3- نظرات پس از تایید منتشر می‌شود.

ایسکاTV

اخبار پر بازدید

آخرین اخبار