ایسکانیوز - علی اصغر شربتی: یکی از بزرگترین ادیان تاریخی و الاهی، که سابقه چندین هزار ساله دارد، دین یهود است. زبانِ قوم یهود عبری است و کتاب مقدسِ آنان نیز به این زبان نوشته شده است. این نوشتار می کوشد نگاهی اجمالی به متون دینی آیین یهود داشته باشد. رویکرد این جستار، انتقادی است و بی شک لازم است در یادداشتی جداگانه، نگاه درون دینی و همدلانه تر به این متون را نیز بررسی کرد تا بتوان به قضاوت صحیحی در این باب دست یافت.
واژه Judaism، که معادل فارسی آن «یهودیت» است، برای نخستین بار، نزدیک به صد و سی سال قبل از میلاد مسیح در ادبیاتِ یونانی یهودی برای معرفی دین عبری ها به کار گرفته شد. یهودیت دارای میراثِ مکتوب گسترده ای است. این میراث عمدتا شامل متون دینی است که می توان از میانشان به کتابِ مقدس عبری، مجموعه های خاخامی میشنا، تلمودهای اورشلیم و بابل، نوشته های میدارشی، شروح فقهی بر تلمود و آثاری مشتمل بر موسار یا تعالیم عرفانی اشاره کرد.
یهودیان، کتاب مقدس خود را تَنَخ یا کتاب مقدس عبری می نامند. اصطلاح عهد عتیق، که ما برای اشاره به کتاب مقدس یهودیان به کار می بریم، نزد پیروان این دین جایگاه و کاربردی ندارد و صرفا نامی است که مسیحیان به آن اطلاق کرده اند و آن را در مقابل کتاب مقدس خود، که عهد جدید می خوانند، قرار می دهند.
تنخ سی و نه کتاب به زبان عبری است و از نظر موضوع سه بخش دارد:
- تاریخی
- حکمت، مناجات و شعر
- پیشگویی های انبیا
بخش تاریخی هفده کتاب دارد. پنج کتاب اول این بخش، تورات نام دارد و به اسفار خمسه نیز معروف است. بخش حکمت، مناجات و شعر، پنج کتاب و بخش پیشگویی نیز هفده کتاب دارد.

کتاب نخست تورات، سِفر پیدایش نام دارد و به داستان آفرینش جهان و روایت زندگی آدم، ابراهیم، اسحاق، یعقوب و یوسف می پردازد. سِفر خروج، عنوان کتاب دوم است که ماجرای تولد و بعثت حضرت موسی، خروج بنی اسراییل از مصر به سینا را شامل می شود.
کتاب سوم، با نام سِفر لاویان، احکام روحانیون یهودی که از نسلِ هارون و از خاندان لاوی هستند را روایت می کند. سِفر اعداد، کتاب چهارم تورات، آمار بنی اسراییل در عصر موسی، شریعت و تاریخِ ایشان را نقل می کند و در نهایت، کتاب پنجم با نام سِفر تثنیه، تکرار احکامی است که در اسفار پیشین آمده و همچنین تاریخ بنی اسراییل تا رحلت موسی را در بر دارد. عقیده ی سنتی یهودیان بر این است که مصنف اسفار پنجگانه، حضرت موسی است.
احادیث و احکامِ یهود که در واقع تفسیر و تاویلِ تورات است، در کتابی بسیار بزرگ به نام تَلمود جمع شده است. با تبعید یهودیان به بابل در قرن پنجم قبل از میلاد مسیح، گروهی کاتب با عنوان سوفِر، به رهبری سوفر عَزرا پدید آمدند. این گروه، آغازگرانِ سنت شفاهی یهود هستند.
علاوه بر این، سنت تفسیری و تأویلی میدارش توسط ایشان و شروح آن ها به نام گَمارا برای یهودیان تنها ارزش تاریخی ندارد، بلکه همه ی آن ها از درجه ای تقدس برخوردارند و متن هایی زنده و راهنمای سلوک دینی و اخلاقی هستند.
در یهودیتِ قدیم، مجموعه ای رسمی به نامِ کتابِ مقدس یافت نمی شود. در دوران میشنایی (تا پایان قرن دوم) درجه تقدس متون دینی یکسان نبود. دسته ای از نوشته ها، حاصل وحی و الهام و در نتیجه مقدس بودند و دسته ای دیگر، زاییده عقل آدمی بوده و ماهیتی غیرقدسی داشتند.
متون مقدس یهودیان، حاصل یک فعالیت ادبی مستمر در طول ده قرن است. در دوره ی پس از سقوط اورشلیم، عالمانِ یهودی که در فلسطین مانده بودند، به جمع آوری و تدوینِ میراث شان پرداختند.
مهم ترین مسأله برای آن ها حفظ تورات با تمامِ جزییات بود تا چیزی از میراثِ فرهنگی و دینی آن ها کم نشود. نوشتار های گوناگون (شاملِ آثار مربوط به قوانین قضایی و حقوقی، و آثار مشتمل بر داستان ها و افسانه ها و تعالیم برگرفته از برخی بزرگان مذهبی) به صورت مجموعه ای از آثار مکتوب درآمد. این تحول در فلسطین (اورشلیم) ظهور کرد و در قرنِ ششم در تلمود ها جمع شد.
چنان که ذکر شد، تورات در میان اهل یهود، سخن مستقیم حضرت موسی دانسته می شود. ولی با مطالعه و دقت در متن تورات، مشکل است که بتوان چنین ادعایی را تایید کرد. چگونه ممکن است حضرت موسی در زمینه ی مُردن خود و مقایسه ی خود با پیامبران بعد از خود چیزی نوشته باشد؟ علاوه بر این حضرت موسی در بسیاری موارد سخنگو نیست و متن به صورت سوم شخص روایت می شود و گاه به حوادث پس از حضرت موسی نیز اشاره شده است.
تحقیقاتی منتقدانه نشان داده است که تورات جنبه ترکیبی دارد و قسمت های عمده ی آن در فاصله زمانیِ حضرت سلیمان تا پیامبران ادیب متقدم تر نوشته شده است.
شاید این نکته مویدِ مطلبِ فوق باشد که پس از فتح بابل توسط کوروش، با علنی شدنِ حرکتِ عزرای کاتب، یوشیا (پادشاه یهود) از مردم درخواست کرد تا بیشتر مطابق با شریعت عمل کنند. در زمان تبعید و اسارت یهود به دلیل نفوذ حزقیال نبی، آداب دینی تقلیل و تلخیص شد و در قالب یک برنامه جامع به عمل آمد و در روزگار عزرا با نام نظامنامه ی طبقه ی روحانی شناخته می شد. این مجموعه در سِفرهای خروج، لاویان و اعداد یافت می شود.
با رویکردی علمی که نتیجه ی تحولات فکری پس از رنسانس در اروپا بود، تناقضاتی میان نگاه مبتنی بر علم به جهان و بیاناتِ کتاب مقدس پدیدار گشت. پس از مقاومت و برخورد قاطعانه کلیسا با مخالفانش، سرانجام میانِ خودِ اهالیِ کلیسا تردید هایی پیدا شد که آیا تورات، بیانات و تقریر های موسی است؟ در نهایت، کلیسا مجبور شد بپذیرد که این کتب، پس از حضرت موسی تدوین شده است، ولی این ادعا باقی ماند که مطالبِ مربوط به زمانِ حضرت موسی، عیناً به نویسندگان بعدی نیز الهام شده است.
بنابراین، در این بافتار، مقدس بودن این بخش ها، به این معنا که اندیشه ی بشری در آن ها راه ندارد، تبدیل به ادعایی شد که می توان آن را نقض کرد.
از میان متفکران نیز، افرادی با قاطعیت و مصمم علیه متون مقدسِ یهودیت (و مسیحیت) انتقاد می کردند. در این میان باروخ اسپینوزا، فیلسوف یهودی-هلندی، جالب توجه است. وی معتقد بود که با توجه به آشفتگیِ متنِ کتب مقدس و تعلق به چند زبان (عبری، یونانی، آرامی) و در نتیجه عدم وجودِ روح همگن، تورات نه گفته خداوند و نه نوشته انبیای الهی است. اسپینوزا با مطرح ساختنِ تئولوژی عقل به مخالفت با کنیسه و کلیسا پرداخت. وی معتقد بود «دین حقیقی اجازه می دهد که هر کس با آزادیِ کامل به تفکر فلسفی بپردازد.»
منابع:
آلَن آنترمن، باورها و آیین های یهودی، ترجمه رضا فرزین، قم: انتشارات دانشگاه ادیان و مذاهب
جلال الدین آشتیانی، تحقیقی در دین یهود
