به گزارش گروه فرهنگی ایسکانیوز، امروز ۲۱ دی برابر با ۱۱ ژانویه تقویم میلادی است. روزی که در تاریخ آبستن وقایع و اتفاقات زیادی در ایران و جهان بوده است. به مرور برخی از این وقایع میپردازیم.
رویداد ها:
۴۶۲ - پیروزی نیروهای اسلام بر "یزدگرد سوم" و انقراض سلطنت ساسانی
ساسانیان که بیش از ۴۰۰ سال بر ایران حکومت کرده بودند در روزگار پس از قتل خسروپرویز به دست فرزندش، به دلایل گوناگونی در سراشیبی سقوط و انحطاط قرار گرفتند. در همین هنگام آشفتگی بسیاری در اوضاع ایران پدید آمد و در طی چهار سال بیش از ۱۰ نفر به سلطنت رسیدند، تا سرانجام یزدگرد سوم بر تخت سلطنت نشست. در زمان وی دولت ساسانی در اوج ضعف و درماندگی خود بود و خوشگذرانی امرا و ظلم و ستم بیش از حد پادشاهان، فشار زیادی بر مردم محروم وارد میآورد. استبداد پادشاهان، قدرت بیحساب مُغان یا مقامات مذهبی، عدم تساوی اجتماعی، نظام غلط طبقاتی، اخذ مالیاتهای سنگین و شکلگیری یک نوع بردگی فکری از جمله دلایلی بودند که باعث شد هرگونه ندای اصلاحطلبی و جنبش آزادی خواهی مورد استقبال عمومی مردم ستمدیده ایران واقع شود. از سوی دیگر اسلام به عنوان دینی مطرح گردید که اعتقادات آن با مبانی عقلی و فکری منطبق بود و جایگزینی توحید و یکتاپرستی به جای دو خدایی و پذیرش احکام و عمل به آن، برای ایرانیان که خواهان خروج از سختگیریهای موبدان زرتشتی بودند به عنوان مائدهای آسمانی تلقی گردید. آنان با پذیرش دین اسلام، مساوات، برابری و برادری میان ضعیف و قوی و رهایی از جامعه طبقاتی ساسانیان را به دست میآوردند.
همچنین مدارا و عدم سختگیری اولیه مسلمانان و آزادی در عقیده و مذهب بدون تعرض، از عواملی بود که به سقوط ساسانیان وحاکمیت مسلمانان انجامید. در این اوضاع و احوال بود که سپاهیان اسلام در زمان خلیفه دوم به ایران حمله کردند و در طی جنگهای قادسیه و نهاوند، ارتش مجهز ایران را شکست داده و اسلام را در آن نواحی منتشر ساختند. عقبنشینی برخی امرا و اشراف و دهقانان ایرانی و حتی موبدان در برابر امواج هجوم نیروهای اسلام، نارضایتی از حکومت ساسانیان و اسلام آوردن ایرانیان و همدلی با مسلمانان از عوامل مهم سقوط و اسلامی شدن تدریجی ایران بود و مقاومتها و شورشهای ضدعربی که در خلال فتح و پس از آن، در شهرها رخ میداد، مانعی جدی دربرابر گسترش اسلام نبود. همدلی برخی از اشراف و امرای ایرانی با مسلمانان باعث شد که بر جان و مال خود ایمن شوند و حتی از عطایای اسلامی بهرهمند گردند و گاه موقعیت اجتماعی و سیاسی خود را نیز حفظ کنند.
۷۹۸ - بپاخیزی پسران «آذرک» در سیستان بر ضد حکومت عباسیان
کرونیکلر های اروپایی شکست سپاه اعزامی خلیفه عباسی از خراسان به سیستان [سیستان بزرگتر] برای سرکوب کردن بپاخیزی پسران آذرک را یازدهم ژانویه سال ۷۹۸ میلادی نوشته اند. این بپاخیزی از نخستین قیامهای مسلحانه ایرانیان در جنوب خاوری وطن برای کوتاه کردن دست عرب و احیاء استقلال و حاکمیت ملی بود. حمزه پسر بزرگ آذرک پس از این که شنید علی بن عیسی بن ماهان ژنرال و فرماندار عباسیان پسر خود عیسی را مامور سرکوبی قیام سیستانیان کرده است، با چندصد تن انقلابی استقلال طلب در کوههای سر راه کمین کرد و لشکر اعزامی را پراکنده ساخت. علی بن عیسی بن ماهان، خود ۱۴ سال بعد در دو نبرد در ری و همدان، از نیروهایی «انقلاب استقلال ایران» مرکب از داوطلبان مسلح شکست خورد و کشته شد.
سالها بعد یعقوب لیث تلاش پسران آذرک را دنبال کرد و موفق شد. قیامگران سیستانی می گفتند که حکام عباسی همان می کنند که در اسلام نهی شده است؛ ظلم، اسراف و توجه به تجملات و تشریفات. آنان استدلال می کردند که منظور از ردّ حکومت عباسیان دفاع از اسلام راستین است و تاکید داشتند که اسلام نگفته است که ایرانیان برای ثبوت مسلمان بودن خود، لزوما حاکم اعزامی عرب داشته باشند و به عربی سخن بگویند.
۱۹۰۶ - صدور فرمان تأسیس عدالتخانه توسط مظفرالدین شاه قاجار
۱۹۱۹ - انگلیسی ها ۱۴ افسر ایرانی را که برای دفاع از وطن با آنان جنگیده بودند اعدام کردند!
خانواده های افسرانی که توسط انگلیسی ها اعدام شده بودند برای شکایت از وثوق الدوله رئیس الوزراء وقت که به اعتراض آنان توجه نکرده بود ۲۲ دیماه۱۲۹۷ (۱۱ ژانویه ۱۹۱۹) مقابل کاخ گلستان اجتماع کردند ولی از دست دربار سلطان احمدشاه هم در این زمینه کاری برنیامد!. انگلیسی ها ۲۲ تیرماه همان سال (ژوئیه ۱۹۱۸) درست چهارماه مانده به پایان جنگ جهانی اول، چهارده افسر نیروهای مسلح ایران را بدون کوچکترین دلیل اعدام کرده بودند ــ موضوعی که مورخان ما، آن طور که باید به آن توجه نکرده اند.
این افسران به منظور دفاع از وطن که قبلا [و در قبال قدرتهای درگیر در جنگ جهانی اول] اعلام بی طرفی کرده بود با نیروهای انگلیسی [که این بی طرفی را نقض کرده بودند] جنگیده و بعدا دستگیر شده بودند. اعدام این افسران [چهارماه پیش از پایان یافتن جنگ جهانی اول] و در آستانه تنظیم قرارداد ۱۹۱۹ معروف به «قرارداد وثوق الدوله» و با هدف ارعاب مخالفان احتمالی قرارداد صورت گرفته بود.
پس از این که لنین سازشنامه آگوست ۱۹۰۷ سن پترزبورگ میان روسیه و انگلستان [قرارداد تقسیم ایران میان این دو قدرت] و همه معاهدات مغایر تمامیت و حاکمیت ایران و امتیازات و مطالبات روسیه و روسها را یکجانبه لغو کرد؛ انگلیسی ها درصدد سازش محرمانه با وثوق الدوله برای عقد قراردادی که چندی بعد تنطیم شد (قرارداد سال ۱۹۱۹) برآمدند و برای اغفال افکار عمومی اعلام کردند که نیروهای نظامی خودرا از ایران بیرون خواهند برد و «اس پی آر» را منحل خواهند کرد!. قرارداد ۱۹۱۹ (معروف به قرارداد لندن و وثوق الدوله) بگونه ای تنظیم شده بود که در صورت تصویب مجلس و اجرا وطن مارا دربست تحت سرپرستی انگلستان قرار می داد و عملا تحت الحمایه آن دولت می شد و ....
۱۹۵۸ - پایان مسئله «دادشاه»
پس از ده ماه و ۱۷ روز تعقیب و زد و خورد بالاخره ۲۱ دی ماه ۱۳۳۶ (دهم ژانویه ۱۹۵۸) دادشاه بلوچ که سردبیر وقت روزنامه اطلاعات اورا «دادشاه یاغی» می نوشت کشته شد و دو همسر و باقیمانده همدستان وی که چند نفر بیش نبودند دستگیر شدند!. برای بدام انداختن دادشاه که یک خرده مالک ناراضی و عاصی از رفتار ماموران دولتی بود، ژاندارمری ایران (که در دهه ۱۳۶۰ با پلیس ادغام و نیروی انتظامی نام گرفته اند) متوسل به یک سرشناس محلی شد و این سرشناس به قید سوکند و با ارسال یک جلد قرآن مجید و تعهد تامین، دادشاه را برای مذاکره و سازش با دولت دعوت کرده بود که ژاندارمهایی که در هشتکوه بر سر راهش به خانه سرشناس محل کمین کرده بودند او، برادرش محمد و دو تن از همدستانشان را کشتند. در این آخرین زد و خورد، چند ژاندارم نیز جان خودرا از دست داده بودند. (اواخر تابستان سال ۱۳۳۶ - سپتآمبر ۱۹۵۷ - نگارنده این سایت به عنوان خبرنگار وقت روزنامه اطلاعات برای چند روز به محل فرستاده شده بود تا از نزدیک چگونگی تعقیب دادشاه را به تهران گزارش کند. اعزام خبرنگار از تهران، به صورت نوبتی انجام می گرفت).
ماجرا از چهارم فروردین ۱۳۳۶ شروع شده بود. در این روز دادشاه و برادرش محمد با چند تن دیگر در نیمه راه چاه بهار ـ ایرانشهر و در پیچ و خمهای تنگ سرخ (سرخه) واقع در منطقه کوهستانی «الاشار ـ سپید کوه» راه را برخودرو رئیس منطقه ای کرمان «اصل چهار ترومن» بستند که با همراهانش از ایرانشهر رهسپار چاه بهار (چابهار) بود. در این ماجرا، کارول (کرول) رئیس ۳۷ ساله اصل چهار ترومن، ویلسون ۳۵ ساله همکار او، همچنین مترجم و راننده ایرانی این گروه کشته شدند و بانو آنیتا همسر ۳۵ ساله کرول به اسارت درآمد. هفت روز بعد از وقوع حادثه، جسد بانو آنیتا در چند کیلومتری محل ربوده شدن او به دست آمد که ضعف ژاندارمری ایران تلقی شد که نتوانسته بود در یک فضای محدود و در فرصتی که داشت مخفیگاه ربایندگان را بیابد.
ژاندارمری ایران همه تلاش خودرا بکار برد ولی نتوانست دادشاه و همدستانش را که از این کوه به آن کوه می رفتند در مدتی کوتاه که انتظار می رفت دستگیر کند. [مشابه قضیه بن لادن در قرن ۲۱، البته در ابعادی کوچکتر]. این وضعیت باعث شده بود که شاه، دادن ترفیع درجه افراد و افسران ژاندارمری را موکول به دستگیری دادشاه کند. قضیه یکبار دیگر و هنگامی که آن چند نفر با تفنگ برنو (تک تیر) هواپیمای حامل رئیس ستاد ژاندارمری را سرنگون و اورا کشته بودند بزرگ شده بود و خبرگزاری های پرمشترک جهان (معروف به بیگ ـ ۴) خبرنگار به محل فرستاده بودند. پس از کشته شدن دادشاه، روزنامه های تهران به اصرار دولت عکس جنازه وی منتشر ساختند تا مردم گزارش مرگ او را باور کنند. همچنین عکس یکی از دو زن اورا.
۱۹۲۰ - روزی که قاتل شماره یک بشر معرفی شد
امروز درست ۴۸ سال از روزی می گذرد که رئیس نظام پزشکی آمریکا رسما اعلام کرد که دخانیات کشنده و عامل چند نوع سرطان از جمله سرطان ریه، حلق و زبان، همچنین بوجود آورنده و تشدیدکننده بیماری های قلب و عروق، سکته مغزی، برونشیت و ... هستند. دکتر لوتر تری Luther leonidas Terry فهرست بیماری های ناشی از مصرف دخانیات را یازدهم ژانویه ۱۹۶۴ در اعلامیه ای قرارداد و به رسانه ها داد تا گوشزدی برای مردم باشد. در این اعلامیه آمده بود؛ موادی که کارخانه های دخانیات به برگ توتون و تنباکو هنگام ساخت سیگار و توتون پیپ می زنند تا تاثیر بیشتری داشته و خوشبو و خوش طعم شود خطر مرگ از دخانیات را افزایش می دهد. این اعلامیه در آن روز در جهان همانند بمب صدا کرد. آمریکای شمالی از زمان مهاجرت انگلیسی ها در قرن هفدهم، بزرگترین تولید کننده توتون، تنباکو و بعدا سیگار بوده است. توتون و تنباکو از گیاهان قاره آمریکا بودند که کریستف کلمب در دهه آخر قرن پانزدهم بذر آن را از کوبا به اروپا برد و مصرف دخانیات جهانی شد. قبل از اعلامیه دکتر تری، در دهه ۱۹۲۰ در آلمان برای محدودکردن مصرف سیگار اقدام شده بود.
اعلامیه دکتر تری که خود پزشک قلب بود از سوی پژوهشگران پزشگی دیگر دنبال شد و هرکدام خطر تازه ای کشف کردند. در پی این اکتشافات، نخست انتشار آگهی تبلیغ سیگار در رسانه های بیشتر کشورها ممنوع شد و بازیگران فیلمهای سینمایی از دود کردن سیگار هنگام فیلمبرداری که مشاهده آن ایجاد تشویق در بیننده می کند منع شدن و حتی به مولفان کتاب و سردبیران رسانه توصیه شد که عکس های معاریفی همچون چرچیل، فیدل کاسترو، استالین و ... درحال دودکردن سیگار و یا به دست داشتن آن را چاپ نکنند، سپس دودکردن سیگار در ادارات، رستورانها، وسائط نقلیه عمومی ازجمله هواپیماها و حتی منازل (در زیر سقف) ممنوع شد و در آمریکا قانون منع فروش دخانیات به افراد زیر ۲۱ سالگی تمام به تصویب رسید و آنگاه در بیشتر کشورها تبلیغات دولتی برضد مصرف آن آغاز گردید و سازمان جهانی بهداشت دخانیات را بزرگترین قاتل انسان اعلام داشت و تاکید کرد که سیگار هر سال شش میلیون انسان را می کشد؛ از هر جنگی، بیشتر. در کشورهای پیشرفته در چندسال اخیر کارخانه های سیگار سازی و یا شرکتهای وارد کننده آن مجبور شده اند که برهر پاکت سیگار برچسبی بزنند که خطرات ناشی از مصرف آن را ذکر کرده باشد. در این کشورها دادگاهها به قبول و دادرسی ادعای غرامت از کارخانه و وارد کننده سیگار دست زده اند و بعضی احکام در این زمینه در دادگاههای آمریکا سر به صدها میلیون دلار می زند. این غرامات سنگین به شاکیانی داده می شود که ثابت کرده باشند مصرف سیگار آنان را سرطانی، مرض قلبی و ... کرده باشد و حتی وارثان متوفیان از سیگار.
این تبلیغات باعث شده است که در کشورهای پیشرفته و از جمله آمریکا مصرف سیگار تا ۴۲ درصد کاهش یابد ولی برغم این تبلیغات، مصرف سیگار در کشورهای دیگر و عمدتا فقیر ۳ و ۴ دهم درصد افزایش یافته است.
۱۹۶۶ - نخست وزیر هند در جریان مذاکره بر سر کشمیر دچار حمله قلبی شد و جان سپرد!
لعل بهادر شستری نخست وزیر ۶۱ ساله وقت هند که برای مذاکرات صلح با پاکستان، در پی دومین جنگ دو کشور به شوروی (شهر تاشکند - آسیای میانه) رفته بود ۱۱ زانویه ۱۹۶۶ در جریان مذاکرات دچار حمله قلبی شد و درگذشت. شستری جانشین نهرو، از ۱۹۶۴ تا زمان مرگ رئیس دولت هند بود. مسئله کشمیر که از زمان تجزیه شبه قاره (هندوستان) باعث سه جنگ تمام عیار میان هند و پاکستان شده است ریشه دارتر از آن است که با مذاکرات کم عمق که هدف از آنها عمدتا بهره برداری تبلیغاتی است حل شود. این مسئله را انگلیسی ها روی دست دو کشور که عامل تقسیم شبه قاره بودند گذارده اند تا روی آرامش نبینند.
۱۹۶۳
شورای وزیران وقت تصویب کرد که اصول شش گانه معروف به انقلاب سفید ششم بهمن ماه آن سال (سال ۱۳۴۲) در سراسر ایران به رفراندم گذارده شود.
۱۹۹۱
کنگره آمریکا به جورج بوش (پدر) اجازه جنگ با عراق را داد. عراق که همواره ادعای مالکیت کویت را کرده بود این سرزمین را تصرف و یک ایالت داخلی عراق اعلام کرده بود.
۱۳۹۰ - شهادت مصطفی احمدی روشن
مصطفی احمدی روشن در ۱۷ شهریور ۱۳۵۸ چشم به جهان گشود. در سال ۱۳۷۷ در رشته مهندسی شیمی وارد دانشگاه صنعتی شریف می شود. وی از بسیجیان فعال بود و در دوران دانشجویی به عنوان معاون فرهنگی بسیج دانشجویی دانشگاه شریف فعالیت می نمود. شهید احمدی شخصی ولایتمدار و از شاگردان آیت الله خوشوقت استاد اخلاق تهران بوده است. در سال ۱۳۸۱ در رشته مهندسی شیمی موفق به دریافت مدرک کارشناسی گردید. وی دانشجوی دکترای دانشگاه صنعتی شریف و از نخبگان این دانشگاه به شمار می رفته است. این شهید که به عنوان استاد دانشگاه نیز فعالیت می کرد دارای چندین مقاله ISI به زبان های انگلیسی و فارسی بوده است. شهید احمدی روشن عضو هیئت مدیره یکی از شرکت های تامین کالای نیروگاه هسته ای نطنز اصفهان بود که در زمینه تهیه و خرید تجهیزات هسته ای فعالیت داشت. این شهید بزرگوار در هنگام شهادت معاون بازرگانی سایت نطنز بوده است. معاون بازرگانی سایت نطنز شخصی شوخ و باصفا و در عین حال در مدیریت جدی و قاطع بوده است.
به گفته دوستان وی، شهید احمدی روشن فردی ولایتمدار، اخلاق مدار و شوخ طبع بود، شهادت آرزوی شهید احمدی روشن بود، او از شهادت نمی ترسید و امروز به آرزویش رسید. شهید احمدی همیشه می گفت دعا کنید تا من شهید شوم و اگر شهید شدید دست من را هم بگیرید. شهید احمدی دارای روحیه بسیجی و جهادی بود. او فردی خاص بود و دشمنان خوب فهمیدند که چه کسی را ترور کنند. وی اهل نماز اول وقت بود. ایشان دارای پشتکار بالا، پرتوان، پرتلاش، پرانرژی و توانمند در عرصه اجرایی و علمی بود. او در خط ولایت و سرسپرده بود، همیشه می گفت دعا کنید مثل ابراهیم مالک اشتر نشوم و مختار را تنها نگذارم. شهید احمدی در راهپیمایی عظیم ۹ دی حضور داشت و یک ولایتمدار به معنای واقعی بود، او شیفته رهبر معظم انقلاب اسلامی بود. شهید احمدی روشن صبح چهار شنبه ۲۱ دی ماه ۹۰ بر اثر انفجار یک بمب مغناطیسی در خودروی خود در میدان کتابی ابتدای خیابان گل نبی تهران بدست عوامل استکبار به شهادت رسید. از شهید احمدی روشن یک فرزند به نام "علی" به یادگار مانده است.
انتهای پیام/
نظر شما