جمع ایدئولوژی و عقلانیت در بیانات مقام معظم رهبری در دیدار پوتین

بهزاد حمیدیه*

گروه سیاسی ایسکانیوز - مقام معظم رهبری روز سه شنبه 28 تیر 1401 در دیدار پوتین چنین اظهار داشتند: «جنگ یک مقوله خشن و سخت است و جمهوری اسلامی از اینکه مردم عادی دچار آن شوند به هیچ وجه خرسند نمی‌شود اما در قضیه اوکراین چنانچه شما ابتکار عمل را به دست نمی‌گرفتید، طرف مقابل با ابتکار خود، موجب وقوع جنگ می‌شد». برخی منابع داخلی و خارجی از جمله رادیو فردا و بی بی سی فارسی، این عبارات را تایید حمله روسیه به اوکراین تلقی کرده اند و بر این اساس، آن را تناقض گویی یا سیاست یک بام و دو هوای ایران دانسته اند. آیا این موضع گیری، عدول از شعار اصیل «نه شرقی، نه غربی ...» نیست؟

از تحلیل دستور زبانی عبارت مزبور شروع میکنیم.  کلمه ربط «اما» (معادل «لکن» عربی) را «حرف استدراک» مینامند و کارکردش را دفع توهم برآمده از جمله سابق میشمارند. جمله اول یک موضع صریح و شفاف و دارای کلمه تاکید (به هیچ وجه) در عدم خرسندی و رضایت ایران به جنگ اوکراین است. این موضع گیری میتواند موهم این برداشت باشد که ایران، محکوم اصلی و اول و آخر این جنگ را روسیه می‌داند. با کلمه ربط «اما» توضیح داده میشود که چنین برداشتی صحیح نیست. جمله دوم، سخن از عوامل غیرمباشر جنگ است، عواملی که مقام رهبری، آنها را دارای اهمیت و بسیار اثرگذار میشمارد. به لحاظ حقوقی، «سبب اقوی از مباشر»، غیر قابل چشم پوشی است و باید آثار حقوقی و کیفری ویژه ای را بر دوش بکشد. در جنگ اوکراین، «طرف مقابل» که همان جبهه متحد ناتو باشد، آنچنان موثر بوده است که اگر عامل مباشر، جنگ را برنمی افروخت، خود، مباشرتا اقدام میکرد. پس به لحاظ دستورزبان، جملات مقام معظم رهبری، یک اظهار نظر کارشناسانه درباره وقایع منطقه بالکان است به علاوه اظهار ناخشنودی اساسی ایران از جنگ اوکراین و البته سکوت درباره تعیین محکوم نهایی.

در اینجا صغرایی داریم و کبرایی. صغرا آن است که ناتو، سبب اقوی از مباشر است و اگر روسیه، مبادرت به جنگ نمیکرد، جنگ از سوی ناتو رخ میداد و کبرا تعیین محکوم اصلی جنگ است (که آیا مباشر و سبب اقوی، هردو محکوم اصلیند یا تنها یکی از آن دو).

بحث صغروی (سهم ناتو در جنگ اوکراین)

ناتو (سازمان پیمان آتلانتیک شمالی) در فضای جهان دوقطبی پس از جنگ جهانی، در روند یارکشیهای سیاسی و نظامی شکل گرفت و تنها پیمانی بود که باقی ماند و گسترش یافت. دیگر پیمانها همچون سنتو (در ایران، عراق، پاکستان و ترکیه)، سیتو (در جنوب شرق آسیا) و ورشو (همپیمانی کشورهای شرق اروپا با شوروی سابق) پس از مدتی از میان رفتند. ناتو که امروزه مهمترین و قدرتمندترین پیمان نظامی جهان است، باقیمانده و ادامه «جنگ سرد» است. ناتو اصالتا پیمانی علیه شوروی سابق (و امروزه روسیه) بوده است و با گسترش مستمر، از 12 به 30 عضو رسیده و همچنان «هل من مزید» می گوید. ناتو بویژه در 2004 زمانی که توانست گروه ویلنیوس را در بر بگیرد یعنی بلغار، استونی، لتونی، لیتوانی، رومانی، اسلواکی و اسلوونی (کشورهای شرق اروپا که عمدتا از شوروی سابق جدا شده اند)، حلقه محاصره علیه روسیه را تنگتر کرد. روسیه، طبق مفاد ۵ ناتو در برابر دشمنی بسیار متحد است که حمله به هریک، حمله به کل همپیمانان تلقی می‌شود. البته این خطر بزرگ، علاوه بر روسیه، متوجه دیگر نقاط مهم جهان هم هست خصوصا منطقه نفت خیز و استراتژیک خاورمیانه. جنگ ویرانگر آمریکا علیه ویتنام، جنگ عراق علیه ایران، تقویت بیش از پیش اسرائیل، ایجاد و مداخله در جنگ یمن، منازعات ارمنستان- آذربایجان، حضور نظامی در افغانستان و عراق، ایجاد جریان پرهیاهوی داعش و ... نشانه هایی آشکار از اهداف و طرز فکر ناتو است: تلاشی خونین برای برقراری نظم نوین جهانی به ریاست ایالات متحده آمریکا، نظمی در راستای منافع آمریکا و همپیمانان آن. ساده لوحانه است که نظم نوین را به معنی جهانی عادلانه و امن بدانیم که هرکس، آقای خودش باشد و سودی مناسب ببرد.

گسترش ناتو، در مورد اوکراین، جالب توجه است. اوکراین نقطه بسیار حساسی در منطقه بالتیک است، هم به لحاظ اقتصادی و هم سیاسی، نظامی و جغرافیایی: از آنجاست که 80 درصد گاز روسیه به اروپا صادر میشود، ... در اهمیت آن، همین اشاره کافی است که برژینسکی (Zbigniew Brzezinski) سیاستمدار مشهور و مشاور امنیت ملی کارتر که 2017 در 89 سالگی درگذشت، به سال 1998 در کتاب تخته شطرنج بزرگ ( که چند ترجمه فارسی از آن انجام شده از جمله ترجمه قره داغی، صالحی و توکلی) تصریح میکند که روسیه بدون داشتن اوکراین، در شرق اروپا هیچ ندارد.

طبعا جنگ قدرت میان روسیه و متحدان غربی در اوکراین، داغ است. مشاهده میکنیم که هر دو سوی نزاع تلاش کرده اند بر انتخابات ریاست جمهوری اوکراین تاثیر بگذارند. یوشچنکوی غرب گرا از ۲۰۰۵ پس از انقلاب و اعتراضات موسوم به نارنجی بر سر کار آمد. پروشنکو در ۲۰۱۴ و زلنسکی از ۲۰۱۹ به ریاست جمهوری رسیدند که همگی غربگرا، موافق پیوستن به ناتو و تجارت آزاد با اروپا هستند. تنها رییس جمهور روسگرا و مخالف ناتو، یانوکویچ بود که از ۲۰۱۰ مشغول به کار شد، اما پیش از پایان دوره ۵ ساله ریاست جمهوری او، یعنی در ۲۰۱۴ بر اثر اعتراضات گسترده، با رای پارلمان خلع شد. شخصیت خانم تیموشنکو هم بسیار اثرگذار بوده. او که نخست وزیر یوشچنکو و در عین حال یک سرمایه دار بسیار بزرگ بود به شدت علیه خواسته های روسیه فعالیت می‌کرد و بخشی از انقلاب رنگی هم، قائم به او بود.

سال۲۰۱۴ سال مهمی بود. غربیها مردم را به اعتراضات علیه یانوکویچ (به دلیل نپذیرفتن الحاق به تجارت آزاد اروپا) و نهایتا تسخیر کاخ ریاست جمهوری تشویق کردند. از سوی دیگر، جزیره مهم کریمه توسط روسیه محاصره شد و در رای گیری عمومی، ۹۶ درصد اهالی آن، به الحاق به روسیه رای دادند. متعاقب آن، اهالی دو استان شرقی پرجمعیت و مهم اوکراین یعنی دونتسک و لوهانسک نیز بالای 80 درصد به خودمختاری رای دادند. به رغم رای قاطع مردم، مقاومت غرب در این امور بسیار شدید بوده و هست. عملا جامعه اوکراین از 2005 تا کنون، صحنه رقابت دو نیروی بزرگ بیگانه بوده است که نه تنها به صورت دیپلماتیک و در عرصه سیاسی بروز کرده، بلکه حتی به تسخیر مناطق حساس دولتی، جنگها و شورشهای خیابانی، بمباران و ... هم دامن گسترده است. گزارشها حاکی از آن است که در 2014 در درگیریهای خونین میان دولت اوکراین و جدایی طلبان این دو استان، حدود 14 هزار نفر کشته یا زخمی شده اند. حساسیت همپیمانان ناتو نسبت به شبه جزیره کریمه که بنادر تجاری آن، یکی از شاهراههای ترانزیتی میان شرق و غرب است، بسیار بالاست و در هفت سال اخیر به تحریمهای گسترده علیه مقامات و سرمایه داران روسیه، اقدامات تحریک آمیز در اوکراین، صدور قطعنامه 262/68 مجمع عمومی سازمان ملل متحد و دیگر فشارهای ژئوپلیتیک علیه روسیه منجر شده است. 
بحث کبروی (محکوم اصلی جنگ کیست؟)

با نگریستن به این فضای آکنده از تنش و جنگ قدرت از سویی و اهمیت سرنوشت ساز منطقه اوکراین از سوی دیگر، میتوان وقوع جنگ نظامی در این منطقه را رخدادی کاملا قابل انتظار و علی القاعده دانست که بالاخره از سوی یک طرف باید آغاز میشد. هرچند نزاع روسیه و اعضای ناتو، هر دو بر سر منافع خویش است و مداخلات هردو در امور اوکراین به عنوان کشوری مستقل، نامشروع است، اما چند نکته، کفه بار مسئولیت ناتو را سنگینتر میکند. یکی اینکه اصولا هژمونی ناتو در مداخلات بین المللی هفتاد سال اخیر، بسیار سنگینتر و گسترده تر از روسیه بوده است (مداخله آمریکا در بیش از 100 مورد تغییر حکومتها همچون عملیات خلیج خوکها، کودتای 28 مرداد ایران، کشتار ضد کمونیستی اندونزی، جنگ بزرگ ویتنام، مداخله ناتو در افغانستان، عراق، سوریه و ...) و همین سیاست هژمونیک در مورد اوکراین، موجب شده ناتو، نقش مهاجم و روسیه، بیشتر نقش دفاعی داشته باشد. دوم و سوم اینکه آمریکا در راس ناتو، به مداخله و تحرک در مرزهای روسیه، جایی چند هزار کیلومتر دورتر از مرزهای خود، اقدام کرده است. چهارم آنکه تشویق اوکراین به عضویت در ناتو، نقض وعده ها و قرارهایی بوده است که ناتو در دهه 1990 مبنی بر عدم گسترش به مرزهای روسیه ارائه کرده بود و پنجم اینکه اقدامات سیاسی و نظامی روسیه در پاسخ به درخواستهای کمک از سوی مردم روس تبار در شرق اوکراین بوده است، کسانی که از دست نئونازیهای اوکراینی آسیب دیده اند، شاهد آن، رای بالای مردم کریمه و دو استان شرقی به جدا شدن از اوکراین است. 

موضع ایران (جمع ایدئولوژی و عقلانیت)

در هر صورت، چه کفه ترازوی جرائم برای روسیه سنگینتر باشد و چه برای غرب، هردو طرف در وقوع جنگ اوکراین، آوارگی مردم و کشته و مجروح شدن عده ای قابل توجه مقصرند. آیا در جنگ قدرت میان دو نیرویی که به دنبال منافع شخصی و بی اعتنا به زندگی انسانهای بی گناه، به نزاع و جدال می پردازند، نباید موضع بی طرفی داشت؟ آیا نشستها و دیدارهای سیاسی ما با مقامات روسیه که در عالی ترین سطح دیپلماتیک انجام میشود و گسترش همکارهای همه جانبه با روسیه، نقض دستورات دینی مبنی بر نفی ظلم و استکبار نیست؟ آیا شعار مرگ بر آمریکا در عین دوستی با روسیه، سیاست یک بام و دو هوا محسوب نمیشود؟ و آیا خون مردم بی گناه اوکراین، کم رنگتر از مردم یمن و فلسطین است؟

موضع رسمی جمهوری اسلامی آنچنان که در سخنان مقام معظم رهبری به پوتین آمده است، مشتمل بر دو پاره است. پاره نخست، برخاسته از ایدئولوژی است و چنین بیان میشود: «جنگ یک مقوله خشن و سخت است و جمهوری اسلامی از اینکه مردم عادی دچار آن شوند به هیچ وجه خرسند نمی‌شود» و پاره دوم، برخاسته از عقلانیت است که در قالب جمله ای هوشمندانه بیان میشود: «اما در قضیه اوکراین چنانچه شما ابتکار عمل را به دست نمی‌گرفتید، طرف مقابل با ابتکار خود، موجب وقوع جنگ می‌شد». عقلانیت در اینجا یعنی ائتلاف با نیرویی علیه نیروی خطرناکتر. 

این عقلانیت با ایدئولوژی ناهمخوان نیست، بلکه اصولا برآمده از آن است. یک دلیل قرآنی بر چنین عقلانیتی را میتوان در آیه 64 سوره مبارکه آل عمران جست: «قل یا اهل الکتاب تعالوا الی کلمه سواء بیننا و بینکم». روشن است که مسیحیان و یهودیان، کافرند، اما حتی با کفار هم میتوان نقاط اشتراک جست و بر اساس اشتراکات عمل کرد. در آیه 60 سوره مبارکه توبه هم سخن از آن است که میتوان صدقات و زکات را از جمله به «المولفه قلوبهم» داد. این اصطلاح در فقه اسلامی به کفاری اطلاق میشود که با پرداخت مالی (اختصاص بخشی از زکات) به آنها انتظار میرود به اسلام تمایل یابند یا در جهاد و دفاع، مسلمانان را همراهی کنند.

علاوه بر این دو مبنای قرآنی، سیره اولیای دین هم به روشنی نشان میدهد ظلم ستیزی و مقابله با مستکبرین، باید به صورت عقلایی، با هوشمندی سیاسی و به کارگیری تاکتیکهای دیپلماتیک انجام شود، نه بی محابا، بی تامل و از سر شتاب نابخردانه. صلح حدیبیه، پیمان پیامبر با یهود مدینه، پذیرش حکمیت در صفین، پیمان صلح امام حسن مجتبی علیه السلام و سکوت امام سجاد علیه السلام در برابر غارت مدینه و مکه را میتوان از جمله صحنه های تاریخ اسلام دانست که موید به کارگیری عقلانیت در سیاست دینی است. همکاری خواجه نصیر الدین طوسی با دربار مغولان را باید در همین راستا درک کرد. در تاریخ انقلاب اسلامی ایران هم نمونه فراوان است. از جمله میتوان به حفظ آرامش از سوی ایران و عدم حمله نظامی در ۱۳۷۷ پس از کشته شدن ۱۲ دیپلمات ایران در مزارشریف اشاره کرد. درایت رهبر معظم در عین تصمیم دولت وقت به پاسخ نظامی به طالبان، عقلانیتی بود که پس از محرز شدن عدم مداخله طالبان در این جنایت، به خوبی درخشید. این عقلانیت در چهل سال انقلاب، نه تنها ایدئولوژی ما را به انحراف یا تعطیل نکشانده بلکه ما را به مرزهای اسراییل رسانده است. امروز ما قدرتی واقعی در منطقه شده ایم و فاعل بالاراده منطقه هستیم. اگر اسرائیل و حامیانش در مورد حاکمیت یمن، سوریه، عراق و افغانستان خواست و اراده ای دارند، اما در عمل آن چیزی رخ می دهد که ایران اراده کرده است. به این جمع عقلانیت و ایدئولوژی باید اعتماد کرد.

امروزه باید با عقلانیت و هوشیاری، جایگاه خود را در جهان تعیین کنیم و واکنشهایی دقیق و مناسب با جو حاکم بر جهان داشته باشیم، خصوصا با توجه به دو قطبی تیز و تندی که جهان امروز تجربه میکند، رشد غولهای جدید اقتصادی، سیاسی و فرهنگی و کلان روندهای جهانی (meta-trend) نظیر بازارهای نوظهور موسوم به N11، رشد کریدورهای حمل و نقل جدید، رشد فناوریهای جدید اطلاعات و مانند آن. ایران در دیپلماسی عقلانی خود، تلاش دارد به ویژه با کشورهای همسایه ائتلافهای موثر علیه تهدیدات مشترک (ناتو، تحریم و تروریسم منطقه) داشته باشد. در همین سفر اخیر مقامات روسیه و ترکیه شاهد امضای تفاهم‌نامه های بسیاری بودیم از جمله: سرمایه‌گذاری ۴۰ میلیارد دلاری غول گازی روسی در نفت و گاز ایران، ارتقای 30 میلیارد دلاری تجارت سالانه با ترکیه (به‌رغم عضویت این کشور در ناتو و هم‌پیمانی با آمریکا). این فقط بخشی از قدرت‌نمایی ایران با حفظ اصول و زبان انقلابی خویش و در شرایط برجامی و تشدید تحریم‌ها و فشارهای غربی است.

*مدرس حوزه

کد خبر: 1148629

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 6 + 3 =