مردم بجنورد در صد روز گذشته هر غروب با یکدیگر قرار داشته‌اند

یکصد شب گذشته، مردم بجنورد هر غروب با یکدیگر قرار داشته‌اند؛ قرارگاهی که نه با دعوت رسمی، نه با اجبار و نه با برنامه‌ریزی‌های پیچیده شکل گرفته؛ بلکه با اراده و حضور خود مردم استمرار یافته است. از نخستین شب‌هایی که فضای شهر آکنده از اندوه و ناباوری بود تا امشب که یکصد شب از آن روزها گذشته است، یک موضوع ثابت مانده و آن حضور مردم در صحنه بوده است.

به گزارش خبرگزاری ایسکانیوز از بجنورد؛ شهری که در دامنه‌های سرسبز شمال خراسان آرام گرفته است، در طول تاریخ خود فراز و نشیب‌های بسیاری را به چشم دیده است. مردمان این دیار که همواره به دینداری، وفاداری، غیرت و حضور در صحنه‌های مختلف اجتماعی و سیاسی شناخته شده‌اند، در روزهای پس از شهادت رهبر انقلاب اسلامی وارد دوره‌ای شدند که بسیاری از شهروندان از آن به عنوان یکی از مهم‌ترین و ماندگارترین مقاطع زندگی خود یاد می‌کنند.

از نخستین ساعات انتشار خبر شهادت رهبر انقلاب، فضای شهر دگرگون شد. صدای قرآن از مساجد و حسینیه‌ها بلند شد. خیابان‌ها مملو از مردمی شد که ناباورانه در کنار یکدیگر ایستاده بودند. بسیاری اشک می‌ریختند، برخی در سکوت فرو رفته بودند و گروهی دیگر با قرائت دعا و زیارت عاشورا تلاش می‌کردند بر اندوه سنگین خود غلبه کنند.

سبرذسنترمنتسدرتسدرمسدریمظسیر

آنچه در روزهای بعد رخ داد، تنها یک مراسم سوگواری نبود. به تدریج اجتماعات مردمی شکل گرفت. مردم هر شب در نقاط مختلف شهر گرد هم آمدند. این گردهمایی‌ها از چند صد نفر آغاز شد اما روزبه‌روز گسترده‌تر شد تا جایی که در شب‌های پایانی، ده‌ها هزار نفر در آیین‌های مختلف حضور پیدا می‌کردند.

بجنورد در این یکصد شب تنها یک شهر نبود؛ به صحنه‌ای بزرگ از همدلی، همبستگی، یادآوری خاطرات تاریخی و گفت‌وگو میان نسل‌ها تبدیل شده بود. پیرمردانی که روزهای نخست انقلاب را به یاد داشتند در کنار نوجوانانی ایستاده بودند که آن دوران را تنها از کتاب‌ها و روایت‌ها شنیده بودند.

مردم از محله‌های مختلف، از روستاهای اطراف، از شهرهای هم‌جوار و حتی از استان‌های دیگر خود را به مراسم می‌رساندند. خیابان‌های منتهی به محل برگزاری مراسم هر شب شاهد موج جمعیتی بود که با پرچم‌ها، تصاویر و پلاکاردهای مختلف حضور پیدا می‌کردند.

این گزارش، روایتی است از یکصد شب حضور مردمی در بجنورد؛ روایتی از اشک‌ها، شعارها، دعاها، خاطرات و امیدهایی که در دل هزاران نفر جریان داشت.

شب‌های نخست؛ بهت، اندوه و ناباوری

سه شب نخست را بسیاری از مردم بجنورد هنوز هم با واژه «ناباوری» توصیف می‌کنند.

در میدان مرکزی شهر جمعیتی گرد آمده بود که سکوت بر آن حاکم بود؛ کمتر کسی توان صحبت داشت و صدای گریه از گوشه و کنار شنیده می‌شد.

حاج مرتضی شجاعی، بازنشسته آموزش و پرورش، آن شب را چنین توصیف می‌کند: هیچ‌کس نمی‌دانست چه بگوید. مردم فقط کنار هم ایستاده بودند. بعضی قرآن می‌خواندند، بعضی اشک می‌ریختند و انگار زمان متوقف شده بود.

سبرذسنترمنتسدرتسدرمسدریمظسیر

مساجد شهر مملو از جمعیت شد. بسیاری از مردم تا سحر در مراسم دعا و عزاداری شرکت می‌کردند. هیئت‌های مذهبی بدون برنامه‌ریزی قبلی مجالس متعددی برگزار کردند.

شکل‌گیری اجتماعات مردمی

از هفته دوم، مراسم‌ها نظم بیشتری پیدا کرد.

گروه‌های مردمی مسئولیت بخش‌های مختلف را برعهده گرفتند. عده‌ای مسئول نظم، برخی مسئول پذیرایی و گروهی مسئول فعالیت‌های فرهنگی شدند.

هر شب پس از نماز مغرب و عشا جمعیت در میدان اصلی شهر گرد هم می‌آمد.

پرچم‌های سیاه در سطح شهر نصب شده بود. بر روی دیوارها تصاویر بزرگی از رهبر شهید دیده می‌شد. خانواده‌ها دسته‌جمعی در مراسم حضور پیدا می‌کردند.

کودکان در کنار پدران و مادران خود راه می‌رفتند و نوجوانان در بخش‌های مختلف مراسم همکاری می‌کردند.

سبرذسنترمنتسدرتسدرمسدریمظسیر

حضور نسل جوان

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های این اجتماعات، حضور گسترده نسل جوان بود.

برخلاف تصور برخی ناظران، بخش بزرگی از جمعیت را نوجوانان و دانشجویان تشکیل می‌دادند.

مصاحبه با دانشجو

پریسا درتومی، دانشجوی رشته حقوق: بسیاری تصور می‌کنند نسل ما نسبت به مسائل کلان کشور بی‌تفاوت است، اما این اجتماعات نشان داد که جوانان همچنان دغدغه دارند. ما هر شب می‌آمدیم چون احساس می‌کردیم بخشی از یک رویداد تاریخی هستیم.

مصاحبه با دانش‌آموز

امیرحسین ۱۷ ساله: بعد ازکلاس‌های درس و همراه پدرم در مراسم شرکت می‌کردم. خیلی از دوستانم هم همین کار را می‌کردند.

نقش بانوان در اجتماعات

بخش مهمی از جمعیت را بانوان تشکیل می‌دادند.

حضور مادران، دختران و بانوان فرهنگی در تمام مراسم‌ها چشم‌گیر بود.

گفت‌وگو با یک بانوی خانه‌دار

فاطمه موسوی: بعضی شب‌ها سه نسل از خانواده ما کنار هم در مراسم شرکت می‌کردند؛ مادرم، خودم و دخترم.

سبرذسنترمنتسدرتسدرمسدریمظسیر

گفت‌وگو با یک پرستار

زهرا رضایی: بعد از پایان شیفت بیمارستان مستقیم به مراسم می‌آمدم. خستگی وجود داشت اما احساس می‌کردم باید در کنار مردم باشم.

شب صدم

شب صدم در بجنورد نه شب پایان بود، نه شب وداع و نه حتی شبی متفاوت از حیث اصل ماجرا؛ بلکه تنها شب عبور این حرکت مردمی از مرز یکصد روز حضور مستمر و پیوسته بود. برای مردمی که از نخستین ساعات آغاز این اجتماعات در میدان‌ها، خیابان‌ها، مساجد و حسینیه‌های شهر حاضر بوده‌اند، عدد صد بیش از آنکه نشانه پایان یک مسیر باشد، نمادی از استمرار، پایداری و ماندگاری یک حرکت اجتماعی است.

در طول یکصد شب گذشته، مردم بجنورد هر غروب با یکدیگر قرار داشته‌اند؛ قرارگاهی که نه با دعوت رسمی، نه با اجبار و نه با برنامه‌ریزی‌های پیچیده شکل گرفته، بلکه با اراده و حضور خود مردم استمرار یافته است. از نخستین شب‌هایی که فضای شهر آکنده از اندوه و ناباوری بود تا امشب که یکصد شب از آن روزها گذشته است، یک موضوع ثابت مانده و آن حضور مردم در صحنه بوده است.

سبرذسنترمنتسدرتسدرمسدریمظسیر

امشب نیز مانند بسیاری از شب‌های گذشته، خانواده‌ها در کنار یکدیگر به محل اجتماع آمدند. کودکان در کنار پدران و مادران خود قدم زدند. نوجوانانی که در شب‌های نخست تنها شرکت‌کننده بودند، اکنون بخشی از نیروهای اجرایی و فرهنگی مراسم محسوب می‌شوند. جوانانی که روزهای اول در میان جمعیت ایستاده بودند، امروز مسئولیت بخش‌هایی از برنامه را بر عهده گرفته‌اند. پیرمردان و پیرزنانی که از اولین شب‌ها حضور داشته‌اند، همچنان در صفوف نخست دیده می‌شوند.

شاید مهم‌ترین ویژگی این یکصد شب آن باشد که این اجتماعات به بخشی از زندگی روزمره مردم تبدیل شده است. بسیاری از شهروندان برنامه روزانه خود را بر اساس زمان برگزاری مراسم تنظیم می‌کنند. کسبه ساعت تعطیلی مغازه‌های خود را با زمان آغاز مراسم هماهنگ کرده‌اند. خانواده‌ها شب‌های خود را با حضور در این اجتماعات تعریف می‌کنند و جوانان بخشی از فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی خود را در همین فضا دنبال می‌کنند.

در این مدت، هزاران نفر از اقشار مختلف جامعه در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند. معلمان، کارگران، کشاورزان، دانشجویان، بازاریان، روحانیون، ورزشکاران، کارکنان ادارات، بانوان خانه‌دار و خانواده‌های شهدا همگی بخشی از این روایت صد شبه بوده‌اند. روایت مردمی که هر شب صفحه‌ای تازه از آن را نوشته‌اند و همچنان نیز در حال نوشتن آن هستند.

آنچه امشب در بجنورد دیده شد، بیش از هر چیز نمایش استمرار بود. جمعیتی که پس از گذشت یکصد شب نه تنها کاهش نیافته؛ بلکه همچنان با همان انگیزه و شور در مراسم حضور پیدا می‌کند. مردمی که از شب اول تا شب صدم مسیر را رها نکرده‌اند و اکنون نیز از شب صد و یکم، صد و دوم و شب‌های بعد سخن می‌گویند.

سبرذسنترمنتسدرتسدرمسدریمظسیر

در گفت‌وگوهای مردم کمتر کسی از پایان مراسم حرف می‌زند. بیشتر صحبت‌ها درباره برنامه‌های آینده، شب‌های پیش رو و ادامه این حضور مردمی است. برای بسیاری از شرکت‌کنندگان، شب صدم تنها یک عدد در تقویم این اجتماعات محسوب می‌شود؛ عددی که نشان می‌دهد این حرکت توانسته یکصد شب متوالی استمرار پیدا کند و همچنان به مسیر خود ادامه دهد.

از همین رو، هنگامی که امشب مردم پس از پایان مراسم به خانه‌های خود بازگشتند، هیچ احساس پایان و خداحافظی در میان آنان دیده نمی‌شد. میدان‌ها خاموش نشدند، قرارها لغو نشد و امید به ادامه مسیر از میان نرفت. همه می‌دانستند که فردا شب نیز چراغ‌های مراسم روشن خواهد شد، موکب‌ها برپا خواهند شد، جمعیت بار دیگر گرد هم خواهد آمد و روایت این حضور مردمی وارد صد و یکمین شب خود خواهد شد.

بنابراین شب صدم را باید نه پایان یک روایت، بلکه تنها یکی از فصل‌های آن دانست؛ فصلی که نشان داد این حرکت پس از گذشت بیش از سه ماه همچنان زنده است و مردم بجنورد همچنان خود را بخشی از آن می‌دانند. امشب، عدد صد ثبت شد؛ اما مسیر همچنان ادامه دارد و صفحات بعدی این روایت هنوز نوشته نشده‌اند.

در طول یکصد شب گذشته، میدان‌ها، مساجد و خیابان‌های بجنورد به صحنه حضور پیوسته و پرشور مردمی تبدیل شد که با وجود گذر زمان، اجتماع خود را حفظ کردند؛ حضوری که از سوگ آغاز شد و به تجربه‌ای جمعی از همبستگی، مشارکت و استمرار بدل گشت و اکنون در آستانه عبور از شب صدم، بیش از هر چیز به عنوان روایتی از پیوند اجتماعی و وفاداری مردمی در حافظه شهر ثبت شده است.

خبرنگار: مهدی عزتی یزدانی

انتهای پیام/

کد مطلب: 1308536

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha