تهران- ایسکانیوز: نشست نقد و بررسی فیلم «گزارش فرار یوسفی» در خانه هنرمندان ایران برگزار شد.
به گزارش خبرگزاری ایسکانیوز، در هشتاد و دومین برنامه سینماتک خانه هنرمندان ایران، دوشنبه 22 دی فیلم «گزارش فرار یوسفی» به کارگردانی حسین توقیری به نمایش درآمد و در ادامه نشست نقد و بررسی فیلم با حضور کارگردان فیلم، رامتین شهبازی منتقد سینمایی و کیوان کثیریان مدیر سینماتک خانه هنرمندان ایران برگزار شد.
در ابتدای این نشست کیوان کثیریان به المانهای سینمای مستند در این فیلم اشاره کرد و گفت: در ابتدای فیلم شاهد تاکید بر روایتهای مختلف هستیم و در واقع به مخاطب آشنایی داده میشود که با فیلمی طرف هستند که سر و شکل مستندی نیز دارد و تاکید میشود که احتمالا تا آخر فیلم هم همین وضعیت را شاهد خواهد بود. نکته دیگر روبرو کردن مخاطب با سه داستان مختلف از آغاز فیلم است که ممکن است عجیب به نظر برسد.
توقیری این شکل از روایت در سینما را دارای سابقه دانست و گفت: استفاده از این شکل روایت در ژانر وحشت مرسومتر است. اما من بهدلیل علاقه به نگاه رئالیستی در سینما و باورپذیر بودن ماجرا برای مخاطب، این سبک را انتخاب کردم تا اثرگذاری بیشتری داشته باشد. البته این شیوه سختیهای خاص خود را نیز دارد. عدهای ممکن است این نوع نگاه و نشان دادن اتفاقات بیربط به هم را دوست داشته باشند. تلاش کردم پروندههای باز شده در فیلم را در انتها به شکلی منطقی ببندم و تا حد زیادی به سوالات مخاطب پاسخ دهند.
در ادامه رامتین شهبازی با اشاره به اینکه در این فیلم سه لایه داستانی در سه زمان مختلف یعنی گذشته دور، گذشته نزدیک و زمان حال شکل میگیرد گفت: کار با روایتهای متقاطع و اطلاعات متقاطع پیش میرود. این شیوه چینش اطلاعات چیز تازهای نیست، چیزی که توانست ذهن من را با خود درگیر کند چیزی است که فراتر از بازیهای روایی قرار میگیرد؛ روایت صرفا به شیوه ارائه اطلاعات محدود نمیشود و در این فیلم نیز با لایهای زیرین مواجه هستیم. فیلم ورای اتفاقات اولیهای که شاهد آن هستیم، سعی میکند در لایههای ثانویه دلالتهایی برای ما ایجاد کند که منجر به کشف و شناخت دنیای اطرافمان شود. در واقع فیلم به دنبال ارائه تصویری از موقعیت امروز جوانان در جامعه است، و در همین راستا رمزگانهای روابط میان تعدادی جوان را مطرح میکند.
وی سپس به دستهبندی روایتها در فیلم اشاره کرد و ادامه داد: ما در فیلم یا با ساختار افقی و توضیحی روبرو هستیم، یا با ساختار ترکیبی. در روایتهای توضیحی فیلم به شکل گام به گام پیش میرود و روند خطی داستان به خوبی قابل فهم است. این ساختارهای افقی عموما برای جذابیت به کار میروند و ارزش زیباییشناختی دارند، و اگرچه مخاطب را با خود درگیر میکنند اما این درگیری پس از خروج از سالن سینما در ذهن مخاطب تمام میشود.
این منتقد سینمایی سپس به ساختارهای ترکیبی پرداخت و گفت: در این حالت ساختار عمودی داستان است که در کشف معنا اهمیت پیدا میکند و با زنجیرهای ترکیبی در ساخته شدن روایتها مواجه هستیم. در ساختارهای ترکیبی از طریق کنار هم چیدن عناصر روایت، معنا و مفهومی ساخته میشود و فیلم از منظرهای مختلفی در ذهن بازخوانی میشود و عمر درگیری ذهنی آن نیز طولانیتر است. این فیلم با یکسری روابط دارای نظم در گذشته شروع میشود؛ روابطی که دارای انسجام هستند اما هرچه به سمت زمان حال حرکت میکنیم این نظم گسسته شده و جای خود را به پریشانی میدهد. در فیلم با جوانهایی روبرو هستیم که نمیتوان جایگاه و هویت مشخصی در جامعه برای آنها قائل شد. هر بار به این شخصیتها رجوع مینیم در جایگاه متفاوتی هستند و در نهایت هم به فاجعه میرسیم. در ابتدا دوربین خانگی است که روابط شخصی آدمها را بررسی میکند، اما در ادامه و با نزدیک شدن به فاجعه، زاویه دید دچار تغییر میشود و از خانه به شهر تسری مییابد. یعنی جایی که دوربینهای شهر ناظر انسانهاست و دیگر دوربین خانگی قادر به ثبت این لحظات نیست.
وی با بیان اینکه انتهای فیلم را دوست ندارد، ادامه داد: تاکید زیادی که بر رفتن این آدم از شهر وجود دارد، بهشدت نمادین است و خارج از خصلت روایی فیلم است. دیگر نقطه ضعف این فیلم را زمان طولانی آن میدانم که میتواند به پاشنه آشیل آن تبدیل شود.
در ادامه توقیری با اشاره به فیلمهایی که در مورد جوانان ساخته میشود، گفت: در اکثر این فیلمها اگر درد جوانان در جامعه مطرح میشود، گویی شکل بیان آن ارتباطی با تجربه زیسته ما ندارد و به مثابه یک ادبیات ترجمه شده است. من به دنبال ساخت فیلمی بودم که اگر سالها بعد جوانی از جوانان امروز آن را دید، بتواند آنرا بیان واقعی دوران جوانی خود بداند. در ساخت این فیلم همچنین تحت تاثیر عکاسی و عکاسان بزرگ بودهام، و چنین موضوعی را اشتباه نمیدانم اگرچه ممکن است مورد پسند عدهای واقع نشود. عکاسی به من میگوید واقعیت لزوما نباید باورپذیر باشد، و گاهی اوقات با مسائلی روبرو میشویم که باورپذیر نیست اما واقعی است. اگر خود را به واقعیت متعهد میدانم، این مسائل نیز جنبهای از واقعیت بهشمار میرود. در هنگام ساخت فیلم میدانستم چنین تعهدی به واقعیت ممکن است در نمایش فیلم مشکلساز شود، و همین اتفاق هم افتاد و به جشنواره فجر راه داده نشد و اجازه اکران هم ندارد.
وی سپس به بازیگران فیلم پرداخت و گفت: بازیگران فیلم به جز یکی دو نفر، همدیگر را نمیشناختند و در روند کار با هم آشنا شدند. در ابتدا نیز حدود 5 ماه به تمرین پرداختیم و سپس کار فیلمبرداری را آغاز کردیم. در خصوص میزانسن نیز باید بگویم بخشهایی از فیلم تا حدودی طراحی شده است اما بخش زیادی از فیلم را در بر نمیگیرد. در واقع میزانسن بهصورت فیالبداهه بین من و بازیگر شکل میگرفت. زوایای فیلمبرداری و نماها نیز در پنجاه درصد مواقع بهصورت لحظهای انتخاب میشد و از پیش برنامهریزی شده نبود.
رامتین شهبازی در بخش پایانی گفتههایش به تفاوت میان رویداد و کنش پرداخت و ادامه داد: در فیلم یا بهدنبال تبعات یک کنش هستیم یا میخواهیم ببینیم چه عواملی منجر به رخ دادن آن شدهاند. در این فیلم گویی تفسیر کنش و آنچه منجر به آن شده درهم آمیخته و از هم جدا نیستند. این درهم تنیدگی، آشفتگی جهان شخصیتها را بیشتر نمایان میسازد. از دیگر جنبههای مثبت این فیلم، تجربه زیسته فیلمساز است که به درک فضا کمک فراوانی میکند. البته این تجربه زیسته، در همین فضا و موقعیت تاثیرگذار است و امیدوارم توقیری از آن گذر کند و متوقف نشود.
در پایان این نشست شاپور شهبازی منتقد سینمایی که در میان تماشاگران فیلم حضور داشت به نکاتی در مورد فیلم اشاره کرد و گفت: این فیلم سوای نکات مثبت فراوان و بهرغم ساختار عمودی جذاب، در ساختار افقیاش مشکل دارد و تقسیم اطلاعات بهخوبی صورت نگرفته است. اگر اطلاعاتی در فیلم بهشکل عامدانه پنهان شود و این پنهان کردن دیده شود، به ضد خودش تبدیل خواهد شد. اما فضاسازی فیلم و پرداخت شخصیتها و روابط بهخوبی انجام شده و نقاب مستندی که فیلم به چهره زده است، فوقالعاده از کار درآمده است.
کد مطلب: 190901