تهران-ایسکانیوز: خواهران برونته را شاید بتوان به جرات مشهورترین خواهرانی دانست که در حوزه ادبیات فعالیت کرده اند. سه خواهر به نام های آن، شارلوت و امیلی برونته خواهران انگلیسی قرن نوزده بودند که در ایران نیز آثارشان جسته گریخته ترجمه شده بود و مورد استقبال اهالی کتاب نیز بود. این کتاب ها مجموعه هفت جلد هستند که مترجم پیشکسوت کشورمان رضا رضایی این بار این کتاب ها را در قالب یک مجموعه کامل و در هفت جلد راهی بازار نشر کرده است. آخرین جلد این کتاب نیز در اواخر سال گذشته منتشر شد تا پرونده ترجمه کتاب های خواهران برونته با انتشار این اثر بسته شود. رضا رضایی در انتخاب آثار برای ترجمه مشخصه های خاصی دارد از جمله اینکه مربوط به ادبیات کلاسیک و حتما از زبان اصلی باشد. به همین مناسبت گفت و گویی داشتیم با رضا رضایی و ازاوضاع ترجمه آثار کلاسیک انگلیسی از او پرسیدیم:

ویژگی های کتاب شرلی از نظر شما چه بود؟

من کل مجموعه آثار خواهران برونته را ترجمه کردم و این آخرین کتاب از مجموعه آثار خواهران برونته بود که من آن را ترجمه کردم. می خواستم یک مجموعه کامل داشته باشم و چندین سال است که مشغول ترجمه آثار کلاسیک ادبیات انگلستان هستم و از زبان اصلی هم ترجمه می کنم و طبیعتا سراغ ادبیات انگلیسی رفتم و با ترجمه این اثر ترجمه هفت جلد رمان به پایان رسید.

قبلا نیز مجموعه آثار جین آستین را ترجمه کردم که شش جلد بود و همان پروژه را ادامه دادم و مجموعه خواهران برونته را نیز ترجمه کردم.

دلیل اینکه شما سراغ ترجمه اثار کلاسی رفته اید چه بود است؟

به دلایل مختلفی سراغ ادبیات کلاسیک رفتم و در اهمیت این آثار جای هیچ چون و چرایی نیست و همیشه در کتابخانه های ما جای این آثار خالی بوده و من ترجیح می دادم از زبان اصلی و از ادبیات انگلیسی ترجمه کنم و دنبال نویسنده هایی می گشتم که بتوان تمام آثارش را ترجمه کنم. خب جین آستین را دیدم شش جلد رمان است و من می توانم در 5 -4 سال تمام آثارش را ترجمه کنم. همین طور هم شد. بعد که آمدم سراغ خواهران برونته همین کار را ادامه دادم که مجموعه آثاری از نویسندگان مهم قرن نوزدهم را انتخاب کنم که بشود به تنهایی آنها را ترجمه و منتشر کرد. مجموعه خواهران برونته هم 5-6 سال طول کشید. کار بعدی هم همین است و دارم همین کار را ادامه می دهم.

جایی خواندم که تصمیم دارید به سراغ جرج الیوت بروید؟

بله، اکنون نیز سراغ جرج الیوت رفته ام و مشغول ترجمه آثار جرج الیوت هستم. اولین آن رو به اتمام است و ترجمه این آثار نیز ممکن است 5-6سال طول بکشد.  فکر می کنم با ترجمه این پروژه جدید من مجموعا نویسندگان کلاسیک مطرح انگلیسی که زن هستند را ترجمه کرده ام.

به نظر شما چرا زنان در ادبیات کلاسیک انگلستان تا این حد مطرح هستند؟

ادبیات انگلیسی تنها ادبیاتی است که نویسندگان مطرح زن دارد و در کشورهای دیگر در قرن نوزده در هیچ ادبیاتی نویسندگان مطرح زن نمی بینیم. در ادبیات فرانسه قرن 19 یا در ادبیات بزرگ روسیه و یا حتی آمریکا، اسپانیا، آلمان که ادبیات بزرگی در قرن نوزده بودند شما نویسندگان مطرح زن نمی بینید. البته الان نویسندگان زن در همه دنیا مطرح هستند.

علتش این بود که جامعه انگلستان پیشرفته تر از جوامع دیگر بوده است. انقلاب صنعتی اول از همه در انگلستان اتفاق افتاد، امپراتوری بزرگ و جامعه پیشرفته تری به نسبت دیگر جوامع بوده است. در نتیجه زنان در آنجا مجال بیشتری داشتند که به فعالیت های اجتماعی  و هنری بپردازند به خصوص در زمینه رمان که شما این سیر را در قرن بیستم هم می بینید.

اوایل قرن بیستم ما نویسنده بزرگی چون ویرجینیا وولف را داریم یا دیگرانی که نویسندگان بزرگ قرن بیست هستند در واقع بر دوش همین نویسندگان قرن نوزده ایستاده اند. نمی توان به این راحتی بحث کرد ولی علت اصلی آن فکر می کنم پیشرفته تر بودن جامعه انگلیس نسبت به بقیه جوامع بود.

استقبال مردم از این مجموعه ها چگونه بود؟

استقبال مردم هم در مقایسه با آثار دیگر خوب بوده است. بعضی از این آثار مشهورتر هستند و طبیعتا استقبال خوبی از آنها می شود و فروش بهتری دارند ولی آنها نیز که شهرت بیشتری نداشتند و خوانندگان ایرانی با آنها آشنا نبودند به واسطه اینکه مجموعه به صورت کامل در اختیارشان قرارمی گیرد طبیعتا به سراغ آنها هم می روند اما به هر حال در مجموعه بعضی آثار کم فروش تر هستند.

اکثر کارهایی که شما به سراغ ترجمه آنها رفته اید حجیم و جزو کتاب های مطرح دنیا هستند، چرا مترجمان جوان اقبالی برای ترجمه کتاب های حجیم ندارند و بسیاری از کارهای مطرح دنیا که حجیم هستند در کشور ما ترجمه نمی شوند؟

به نظرم سوای حجم، بسیاری از آثار مهم ترجمه نمی شود. یک علت عمومی دارد و اینکه همه چیز با شتاب و با حجم کم و به شکل فست فودی است و این حالت در کتاب هم وجود دارد. مترجمان حوصله ندارند که 10 یا 11ماه بر روی اثری وقت بگذارند ترجیح می دهند در یک سال چند کتاب ترجمه کنند. مثلا ترجمه کتابی مثل شرلی حدود 11 ماه از من وقت گرفت اما جوان ترها این حوصله را ندارند.

البته از نقش ناشران هم نبایدغافل شد. ناشر هم باید حمایت کند تا چنین کارهایی به سرانجام برسد. باید حوصله و برای پروژه های بزرگ سرمایه گذاری کنند و این مساله در بین ناشران ما هم کمرنگ است. ترجمه آثار کلاسیک مترجمان پخته می خواهد و مترجم در بدو کار نمی تواند آثار کلاسیک ترجمه کند باید سال ها کار کند به یک پختگی و مهارت برسد تا بتواند سراغ این آثار برود و تازه این مساله مطرح است که آیا موفق شود یا نه؟ خیلی هم نمی توان از جوانان انتظار داشت که در ابتدای کار سراغ این آثار بیایند باید پخته شوند سال ها کار کنند و بعدا که سراغ این آثار بیایند از آن اندوخته و تجربه استفاده کنند تا بتوانند از پس کار بربیایند. ولی خب اگر برهم بیایند، باید یک حمایت اجتماعی باشد و ناشری باشد به هرحال باید وقت زیادی گذاشت برای اینگونه کارها.

پس دلیل ترجمه نشدن آثار مطرح در ایران چیست؟

به نظر من در آن کتاب ها علت حجیم بودن نیست و علت نبود مترجم خوب و کافی است. ما ظاهرا مترجم زیاد داریم اما وقتی پای کار جدی به میان می آید یا خود ما گاهی که کتابی را دوست داریم ترجمه شود و به دوستانمان پیشنهاد می کنیم یا به ناشران، می بینیم مترجمی برای آن کتاب وجود ندارد یعنی شخصی با توانایی های معین که از پس ترجمه آن اثر براید وجود ندارد.

این نشان دهنده آن است که ما در حوزه ترجمه ظاهرا هزاران مترجم داریم اما مترجم متبحر خیلی کم داریم. درد ما یکی دوتا نیست و در عالم ترجمه وضع ما اصلا خوب نیست. برخلاف ظاهر در باطن ترجمه در ایران خیلی ضعیف است و افت شدیدی کرده، بنابراین شما چه انتظاری دارید؟ چه درباره آثار حجیم یا حتی آثار کم حجم باید کسی باشد به درجه ای از معلومات، بینش و مهارت رسیده باشد تا از پس این کار برآید.

به نظر شما راه حل این مشکل چیست؟

برای پیدا کردن راه حل باید اول ببینیم چرا اینطور شد؟ ارتباط آموزش با بازار کار قطع است. یعنی از یک طرف ما دانشگاه هایی داریم که می خواهد مترجم تربیت کند که وارد بازار کار شود و اینگونه کتاب هایی که ما بحث کردیم را ترجمه کنند و متاسفانه از این فیلترهای آموزشی ما مترجمی بیرون نمی آید. در واقع اگر در یک جمله بخواهم بگویم ارتباط تحصیلات آکادمی ما با آنچه در بازار نشر اتفاق می افتد تا حدود زیادی قطع است. و من به عنوان مترجمی که 35سال است به کار ترجمه مشغولم، گهگاهی کسانی که مترجمی می خوانند می بینم چه درس هایی می خوانند و می فهمم اینهایی که می خوانند بیراهه است و هیچ کار کارگاهی با آنها انجام نمی شود و مهارت های مترجمانی که انفرادی کار کرده و به یک پختگی رسیده اند به نسل جدید منتقل نمی شود. این انتقال باید در مراکز آموزشی و در کارگاه ها یا به صورت کار رودررو و سینه به سینه و در محیط انتشارانی باشد که این اتفاق نمی افتد.

البته ممیزی هم به کتاب لطمه می زند و درد ما این است که ما مترجم نداریم. فرض کنیم که اکنون ممیزی را هم برداریم مترجم کجاست؟ بیایید کمی نقدمان را رادیکال تر کنیم ما موافق بحث ممیزی نیستیم. نامه نوشته ایم اعتراض کرده ایم و چوب این جریان را هم خورده ایم ولی این مشکل بیشتر مشکل آموزشی است.

گفت و گو: ساجده سلیمی

 

 


کد مطلب: 247513

وب گردی

وب گردی