آقای رئیس جمهور! تاریخ خوانی را به اهلش بسپرید

بیش از 1000 کانون نهضت استادی بسیج در نامه‌ای خطاب به رئیس جمهوری نوشتند: تبیین تاریخِ اسلام را به اهلِ منبر و درس واگذارید کنید و بیش از این بر زخم‌های معیشتیِ مردم، نمک نپاشید.

 به گزارش باشگاه خبرنگاران دانشجویی(ایسکانیوز)؛ اعضای مجمع عالی، شورای راهبردی و مدیران 1084 کانون نهضت استادی بسیج درباره سخنان اخیر حسن روحانی رئیس جمهوری در هیئت دولت مبنی به صلح امام حسن(ع) نامه‌ای نوشتند.

در بخش ابتدایی این نامه آمده است: سخنانِ اخیرِ شما درباره دلیلِ صلحِ امام حسن - علیه‌السلام- تحلیل تاریخی ناصوابی بود که در همین روزها از سوی پاره‌ای از صاحب‌نظرانِ تاریخ‌دان و اهلِ فضل و علم، پاسخ یافته و ناراو و نابجا بودنِ برداشتِ جنابعالی برای حق جویان روشن کرد. امّا به نظر می‌رسد باید دربارۀ غرضِ شما از نقلِ این تحلیل که نوعی «شبیه‌سازیِ تاریخی»  در جهتِ مشروع‌ جلوه‌دادنِ مذاکرۀ قبلی یا مجدّدِ با دولتِ آمریکا است، بیشتر تأمّل کرد.

در بخش دیگری از این نامه بیان شده است: وجدان‌های آگاه بر آن هستند که آنچه‌ در اثرِ «توافقنامۀ خسارت‌بارِ برجام» بر عموم  ایرانیان رفته از هرگونه  تفسیر و تحلیلی بی نیاز است ؛ چراکه «وضعِ تلخِ معیشتیِ مردم»، به‌روشنی بیانگرِ تلاش‌های هفت‌سالۀ جناب عالی و  ائتلاف اصلاح طلبان - کارگزاران  در زمینۀ «گره‌زدنِ اقتصادِ کشور به مذاکره» است. امروز، غلط‌بودنِ آن نسخۀ ائتلافی  انتخابات  که آلوده به  تحریف و مهندسی افکار نیز بود، بر همگان آشکار گشته و جایی برای «توجیه» و «فرافکنی»  نا کارآمدی‌های ائتلاف مذکور در اداره  کشور باقی  نگذاشته  است. پس مجددا و بعد از ۷ سال  تلاش نکنید تا از طریقِ «استفادۀ ابزاری» از موقعیّتِ تاریخیِ آن امامِ غریب و مظلوم و «تحریفِ» آنچه‌که بر ایشان رفت، گذشته را تطهیر یا آینده را طرّاحی کنید.

استادان در این نامه عنوان کردند: چنانچه شما در طولِ بیش از هفت‌سالِ گذشته، بر «ظرفیّت‌های داخلی» تکیه می‌کردید و چشمِ امید به غرب نداشتید و اقتصادِ داخلی را نسبت به مذاکره، «شرطی» نمی‌کردید، امروز در وضعی قرار نمی‌گرفتید که  مؤتلفین و منتقدین تان  یکپارچه از شما فاصله بگیرند و شما را در ورطه‌ای که در آن گرفتار شده‌اید، تنها بگذارند،  احزاب ائتلافی  اصلاح طلبان و کارگزاران با چنان سرعتی از شما اعلام برائت می جویند که حتی خود را پیشگام اکثریتی می نمایانند که شما را نمی خواهند! جریاناتی که اینک با تردستی به جابجایی اکثریت و اقلیت در سپهر ایران مبادرت می‌کنید؛ اما کیست که نداند حافظه ملّی بزرگتر از هوس‌های زودگذر انتخاباتی آنها است، پس برای احترام به شرف ملّی  باید گفت  اگر در زبان، حاضر نیستند  به «غلط‌بودنِ مسیرِ مذاکره و برجام خسارت بار» اعتراف کنید و  یا اگر بنای عذرخواهی و طلب بخشش از مردمی که اکنون، به‌سختی معیشت می‌گذارنند، ندارید. دست‌کم در عملِ خویش، تغییری ایجاد کنید و تا  این‌ اندازه بر امرِ ناصواب و پوچ، اصرار نورزید ضمن اینکه از جناب عالی  که از آغاز تاکنون، همواره مدّعیِ «عقلانیّت» و «محاسباتِ منطقی» بوده‌اید، انتظار می‌رود که در این فرصتِ اندکِ باقی‌مانده، «تغییرِ مسیر» داده و آزموده را بیش از این نیازمایید که این از شروط عقل سلیم است. 

در نامه خطاب به رئیس جمهور تاکید شده است: تردید نکنید که حتّی «عقلِ سیاسیِ محض» نیز، توجیه‌گر و هموارکنندۀ «بیراهۀ مذاکره» نیست، چه رسد به «سیرۀ اهلِ بیت» - علیهم‌السلام- که سخت از بیگانه‌گُزینی و حقارت و ذلّتِ سیاسی، دور  و یکسره به کرامت  انسان ارجاع می دهد؛  گفته‌های اخیر جناب عالی در باره امام حسن علیه آلاف التحیه و الثنا و توسل مجدد به «صنعت» جابجایی اکثریت و اقلیت از سوی دوستان شما، نه‌تنها «اعتبارِ سیاسیِ سوخته» و «منزلتِ اجتماعیِ ازدست‌رفتۀ» جناب عالی  و گروهای  موتلف شما در حزب های باصطلاح اصلاح طلب و کارگزاران را بازسازی نمی‌کند، بلکه بیش‌ازپیش، موجباتِ فاصله‌گیریِ مردم را از شما فراهم  و بر حجمِ متراکم و انباشته‌شدۀ «نارضایتی‌ها» آنها می‌افزاید. پس بهتر است  به خود آیید و به مردمِ ایران و رهبرِ حکیم  آن و ظرفیّت‌های گسترده  مادی و معنوی  ایران بزرگ  بازگردید و غرب  و آمریکا را برای همیشه  از طمع در نفت و دیگر منابع  سرشار مادی یا شکست اقتدار ملت کنار بگذارید.

در بخش دیگری از این نامه آمده است: تا چه هنگام باید دولتِ شما، هزینۀ سیاسی و اجتماعیِ «اعتماد» و «تکیه» به آمریکا و اروپا متفرعن ، ریا کار و پیمان شکن را بپردازد و شما اما  «فرصت‌ها» و «امکان‌ها» را از دست داده و در این میان به ناحق و ناجوانمردانه، بخشی کوچکی  از مردم گمان برند که حقانیت و برکات  انقلاب محل چالش است؟ در حالی که چالش اساسی اعتماد بی‌حاصل هفت ساله شما به آمریکا است.  هیچ نیازی به «استنادِ تحریف‌آلود» به مواضعِ سیاسیِ اهلِ بیت عصمت و طهارت - علیهم‌السلام- نیست؛ حتّی مردمی که در 2 دوره به شما رأی داده‌اند نیز اکنون دریافته‌اند که از مسیرِ «مذاکره» و «تسلیم» و «وادادگی»، دردهای معیشتی و اقتصادی‌شان علاج نمی‌شود، بلکه از «چاله» به «چاه» می‌افتند! اگر تصوّر می‌کنید این سخن، برخاسته از اغراضِ سیاسی است، به میانِ مردم بروید تا بی‌واسطه  نظرات‌شان را بشنوید. یا اگر باز برخی اطرافیان شما مسیر تبادل فکری تان را با توده  مردم مسدود کردند؛ پیشنهاد می‌شود با طراحی مشترک شورای راهبردی نهضت استادی بسیج و مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری  پرسشی باز و بدون پیچیدگی‌های زبانی و نفاق آلود از ایرانیان استعلام و همه پرسی شود  که آیا به آمریکا در پی ریزی ایران بزرگ و متمدن اعتماد دارند یا خیر؟

استادان در این نامه بیان کردند: امروز اکثریّت مردمِ ایران، معتقد نیستند که باید به آمریکا اعتماد  کرد! برجام، چیزی جز مصالحۀ همراه با عقب‌نشینی‌ها و امتیازدادن‌های یک‌طرفه نبود، امّا نه‌فقط گرهی از کارِ فروبستۀ معیشتِ مردم نگشود، بلکه سفره‌شان را بسیار کوچک‌تر کرد. آقای رییس جمهور ! اینک تلقی و گفتاری در جامعه ایران دست به دست می‌شود که خدایی ناکرده،  شما بنا به  توصیه برخی مشاورین استحاله شده  بنا است از طریقِ گسترانیدن «فشارِ اجتماعی» و اصطلاحا رساندن کارد به استخوان،  دوباره بابِ «مذاکره با آمریکا»  پیمان شکن  را گشوده و نتیجۀ انتخاباتِ آن کشور سلطه گر  را  نوعی راه‌حل برای وجیه سازی دولت متبوع  بشمارید؟ اگرچه فرزندان دانشگاهی ملّت این را نوعی گمانه زنی در برخی لایه‌های اجتماعی ارزیابی می کنند؛ اما شایسته است جنابعالی نسبت به رفع این شبهه ضد ملّی اعتبارزدایی فرمائید چه این که نه در این‌سو مردم چنین اعتقادی به آمریکای پیمان شکن  دارند.

 در بخش دیگری از این نامه آمده است: به نظر می رسد شاید  چنانچه در این ماه‌های اندک باقی مانده، قدم در «مسیرِ دیگر» غیر از اعتماد به آمریکا  بگذارید، اندکی از حیثیّتِ سیاسیِ خویش و دولت محترم  را بازیابید ، امّا اگر همچنان بر طبلِ توخالی «مذاکره» و «صلح» و باصطلاح  «تعاملِ سازنده» با دشمنان ایران و هویت ملی و انقلابی مردم  بکوبید، به مَثَلِ اعلای «ناکارآمدی» و «ناتوانی» و «شکست» در تاریخ ایران  تبدیل خواهید شد که ما هرگز چنین نخواسته و آرزوی مان سربلندی و موفقیت جنابعالی و دولت در خدمت به مردم و آبادانی و پیشرفت کشور است؛ گو اینکه اکنون نیز برخی از اجزاء و بخش های دولت محترم با دلسوزی در حال کار و تلاش است.

در بخش پایانی این نامه آمده است: به‌عنوانِ «رئیسِ قوّۀ مجریّه» و «عالی‌ترین مقامِ اجراییِ کشور»،  خوانش و تبیین تاریخِ اسلام را به اهلِ منبر و درس و بحثِ علمی و کارشناسان  واگذارید و با «گفتار درمانی» ، «توجیه» و «تحریف» و خدایی ناکرده تشبث به عادات رایج سیاستمداران در  «آسمان به ریسمان بافتن»، بیش از این بر زخم‌های معیشتیِ مردم، نمک نپاشید و خود را مغضوب و مطرودِ آنها نسازید.

انتهای پیام/

کد خبر: 1077314

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 4 + 2 =