به گزارش گروه فرهنگ و هنر ایسکانیوز، سینمای ایران در دهههای اخیر همواره در عرصههای بینالمللی حضور داشته، اما ماهیت، کیفیت و رویکرد این حضور همواره دستخوش تحولات و چالشهای بنیادین بوده است. در شرایطی که برخی جریانهای سینمایی و فیلمسازان تازهبهدورانرسیده مأموریت خود را در جشنوارههای خارجی نه بر پایه روایت حقیقت و با اصالت، بلکه در گروی جلب رضایت و لبخند پوشالی داوران غربی و سیاهنمایی از واقعیتهای کشور تعریف کردهاند، چهرههایی چون مجید مجیدی همچنان مظهر ایستادگی بر مدار هویت و انسانیت باقی ماندهاند. کسب جایزه اول جشنواره معتبر فیلم بوسان توسط فیلم «غذای نیمروز» و گشودهشدن مسیر مستقیم آن به رقابتهای اسکار، نه تنها یک موفقیت بزرگ هنری برای سینمایی ملی ماست، بلکه فرصتی مغتنم برای بازخوانی مرز میان هنر متعهد به وطن و هنر سفارشی گداپرور در عرصه بینالمللی است.
مجید مجیدی با این دستاورد تازه، بار دیگر نام خود را به عنوان پیشتاز و رکورددار نمایندگی سینمای ایران در آکادمی اسکار تثبیت کرد. تا پیش از این نیز مجیدی با آثار ماندگار خود سابقه طولانی در این عرصه داشت؛ از نامزدی تاریخی «بچههای آسمان» به عنوان نخستین فیلم ایرانی راه یافته به جمع نامزدهای نهایی اسکار که تا مدتها تنهاترین فیلم تاریخ سینمای ایران بود که توانست به جمع ۵ نامزد نهایی بخش بهترین فیلم خارجیزبان اسکار راه پیدا کند.، تا «رنگ خدا»، «باران» و «آواز گنجشکها»، «محمد رسول الله» و «خورشید» که هر یک به سهم خود پرچم فرهنگ، شرافت و معنویت را در بلندترین مجامع سینمایی جهان به اهتزاز درآوردند. اکنون با راهیابی «غذای نیمروز» که روایتگر دغدغهها و مسائل عمیق انسانی در خطه جنوب کشور و منطقه چابهار است، مجیدی با چهارمین فیلم رسمی خود رکورددار بیرقیب نمایندگی ایران در اسکار میشود؛ رکوردی که حکایت از استمرار نگاه عمیق، دغدغهمند و جهانشمول این فیلمساز دارد.
یکی از درخشانترین ابعاد موفقیت اخیر فیلم «غذای نیمروز» در جشنواره بینالمللی فیلم بوسان، نه صرفاً دریافت جایزه نخست این رویداد معتبر آسیایی، بلکه مواضع و رویکرد ملی مجید مجیدی در هنگام دریافت این جایزه بود. در روزهایی که برخی از سینماگران و چهرههای اصطلاحاً روشنفکر در مواجهه با تریبونهای بینالمللی دچار خودباختگی مفرط شده و برای چند دقیقه تشویق و لبخند محافل غربی، چشم بر واقعیتهای روشن وطن بسته و به سیاهنمایی علیه کشور میپردازند، مجیدی با صلابت، قدرتمند و با اصالت تمام بر روی سن ایستاد.
او در سخنرانی و موضعگیری خود، نشان داد که هنر اصیل ایرانی نیازی به باجخواهی فرهنگی و خوشخدمتی به بیگانگان ندارد. مجیدی با یاد کردن از کودکان شهید مظلوم میناب و جنوب کشور، نام و یاد آنان را در عرصه جهانی زنده نگه داشت و تریبون بینالمللی بوسان را به رسانهای برای فریاد زدن به بی عدالتی جهانی در برابر تحریمهای ۴۰ساله و همچنین یادآوری حمله وحشیانه آمریکا و رژیم صهیونیستی به مردم کشورمان تبدیل کرد. این رویکرد، سیلی محکمی بر صورت جریانهای ناتوانی است که هنر را دستاویزی برای خوشایند بیگانگان قرار دادهاند. در این وانفسای لجنزار فرهنگی که برخی تلاش میکنند با تحقیر هویت ملی، بلیت ورود به جشنوارههای غربی را بخرند، اقدام هوشمندانه و غرورآفرین مجیدی شایسته بالاترین تقدیرها و قدردانیهاست.
تمامی مراحل فیلمبرداری سینمایی «غذای نیمروز» پس از سالها دوری مجید مجیدی از سینما در چابهار انجام شده و داستان آن پیرامون معلمی پارهوقت میچرخد که با وجود تمام مشکلات و موانع، اجازه نمیدهد مدرسه تعطیل شود؛ روایتی از مسئولیت اجتماعی، مقاومت فردی در برابر بحرانها و پافشاری بر ارزشهاست. مجیدی در این فیلم نیز همانند آثار پیشین خود، از افتادن در دام سانتیمانتالیسم ارزانقیمت پرهیز کرده و با دوربین نگاهبان خود، به سراغ وجوه اصیل انسانی در مناطق محروم رفته است.
با تغییر قوانین آکادمی اسکار و گشایش مسیرهای مستقل برای حضور برندگان جشنوارههای معتبر آسیایی نظیر بوسان در رقابت برای جایزه بهترین فیلم بینالمللی اسکار ۲۰۲۷، «غذای نیمروز» اکنون شانس بالایی برای حضور قدرتمند در این ماراتن جهانی دارد. با این حال، تجربه نشان داده است که لابیهای سیاسی و استانداردهای دوگانه حاکم بر محافل غربی، همواره تلاش میکنند تا آثار مروج هویت، معنویت و مقاومت ملی را به حاشیه برانند.
اما امسال سینمای ایران به واسطه حضور چند اثر و سینماگر در بخشهای مختلف، وضعیتی پررنگ، رقابتی و در عین حال پیچیده را تجربه میکند. در شرایطی که معرفی فیلم «غذای نیمروز» به کارگردانی مجید مجیدی از مسیر جشنواره بوسان، موجی از امیدواری را در سینمای ملی ایجاد کرد، حضور دیگر نمایندگان سینمای ایران و آثار مرتبط در بخشهای داستانی و مستند نیز زوایای تازهای از پویایی و چالشهای این عرصه را به نمایش گذاشته است.
در بخش سینمای داستانی، کمیته انتخاب فیلم در ایران (مستقر در بنیاد سینمایی فارابی) پس از بررسی گزینههای مختلف، فیلم «سرزمین فرشتهها» به کارگردانی بابک خواجهپاشا را به عنوان نماینده رسمی کشورمان به آکادمی اسکار معرفی کرد. این دومین بار است که خواجهپاشا با آثار خود این جایگاه مهم را تجربه میکند. روایت این فیلم که به زندگی و چالشهای دردناک کودکان در غزه میپردازد. در روزهای تصمیمگیری و ارزیابی، نام مجید مجیدی و اثر تازه او نیز مطرح بود، اما امیدواری به کسب جایزه جشنواره بوسان سبب شد تا «سرزمین فرشتهها» بلیت رسمی معرفی از سوی کمیته ملی را دریافت کند؛ راهبردی که نهایتاً با موفقیت مجیدی در بوسان، پازل حضور دوگانه سینمای ایران در بخش داستانی اسکار را به شکل جالبی تکمیل کرد.
با این حال، شور و هیجان رقابت در اسکار زمانی ابعاد تازهای به خود میگیرد که نگاهی به بخش مستند بیندازیم. مستند «روباه و ماه صورتی» به کارگردانی مشترک مهرداد اسکویی و ثریا اخلاقی، از دیگر مدعیان جدی در این مسیر است. این اثر که محصول مشترک چند کشور از جمله ایران است، پیشتر با درخشش در جشنواره معتبر ایدفا و کسب بیش از ۴۰ جایزه بینالمللی در بیش از ۷۰ جشنواره جهانی، شایستگیهای خود را به اثبات رسانده و اکنون با حمایت پخشکنندگان معتبر جهانی تلاش میکند به فهرست کوتاه اسکار راه یابد.
در کنار این آثار، نامهای دیگری نیز در معادلات بینالمللی مرتبط با اسکار به گوش میرسد؛ از جمله مستند «تمرینهایی برای یک انقلاب» به کارگردانی پگاه آهنگرانی که به عنوان نماینده بریتانیا در اسکار انتخاب شده و اگرچه محصول جمهوری چک و اسپانیاست، اما در کنار آثار دیگر به عنوان یکی از رقیبان در این دالانهای پرماجرا شناخته میشود.
حضور همزمان آثار ایرانی و چهرههای برخاسته از این بوم در اسکار، بیش از هر چیز گویای تکثر و پویایی جریانهای فیلمسازی است. با این وجود، پاشنه آشیل همیشگی این حضورها، ضعف در سازوکارهای پخش بینالمللی و اکرانهای جهانی است. برخلاف بخش مستند که با استمرار حضور در جشنوارههای معتبر مانند ایدفا و نیویورک شانس خود را محک میزند، سینمای داستانی همچنان نیازمند برنامهریزی مدون برای بازاریابی و دیپلماسی رسانهای است تا بتواند در ماراتن سنگین اسکار به توفیق نهایی دست یابد.
موفقیت «غذای نیمروز» و حضور پرشکوه مجید مجیدی در اسکار، بار دیگر اثبات کرد که هنر متعهد، اصیل و برخاسته از بطن توده مردم، همواره راه خود را به سوی دلهای مخاطبان جهانی باز خواهد کرد. مجیدی با حفظ استقلال هنری و پایبندی به آرمانهایش، به الگویی بدل شده است که ثابت میکند میتوان در بالاترین سطوح بینالمللی درخشید بدون آنکه به شرافت و تعلقات وطنی پشت پا زد. این دستاورد ارزشمند را باید به جامعه هنری متعهد ایران و به ویژه به کودکان محروم اما سرفراز جنوب کشور تبریک گفت؛ کودکانی که نامشان بار دیگر با افتخار بر تارک سینمای جهان خواهد درخشید.
انتهای پیام/
نظر شما