به گزارش ایسکانیوز؛ تعطیلیهای مکرر مدارس در سالهای اخیر، بهویژه در فصل زمستان، به یکی از چالشهای جدی نظام آموزشی کشور تبدیل شده است. چالشی که نهتنها روند طبیعی یاددهی و یادگیری را مختل میکند، بلکه پیامدهای آموزشی و تربیتی گستردهای برای دانشآموزان، معلمان و خانوادهها به همراه دارد. در چنین شرایطی، اتکا به آموزش مجازی و راهکارهای مقطعی، پرسشهای جدی درباره میزان اثربخشی این شیوهها و نبود برنامهریزی بلندمدت در نظام تعلیم و تربیت ایجاد کرده است.
سحر بیات کارشناس حوزه تعلیم و تربیت در گفتوگو با خبرنگار اجتماعی ایسکانیوز توضیح داد: فرایند یادگیری در کلاس درس، فرایندی مستمر است. به این معنا که زمانی که آموزش بهصورت پیوسته پیش میرود، برای مثال درس ریاضی تا سطحی جلو میرود، فارسی و علوم نیز به همین ترتیب پیشرفت میکنند. ناگهان با تعطیلی یکهفتهای مواجه میشویم. در این شرایط آموزش مجازی معمولاً به ارسال یک جزوه، چند تصویر یا ویدئو و نهایتاً چند تمرین محدود میشود. در چنین وضعیتی بخش عمده فرایند آموزش و یادگیری متوقف میشود.
وی افزود: در زمانی که ذهن دانشآموز در مرحله تثبیت مفاهیم قرار دارد و یادگیری در حال شکلگیری است، این وقفه ناگهانی باعث میشود تمام زنجیرهای که تا آن مقطع ایجاد شده، گسسته شود و مجدداً بهدرستی ترمیم نشود. این مسئله در نهایت آسیب جدی به دانشآموزان وارد میکند.
بیات با اشاره به نبود برنامهریزی و سیاستگذاری مناسب برای آموزش حضوری در مدارس گفت: بدیهی است که این موضوع نیازمند برنامهریزی جدی است. سالهاست که میدانیم در فصل زمستان با چنین چالشهایی روبهرو هستیم، اما هیچ برنامه مشخصی برای آن وجود ندارد. هر بار همان رویکرد همیشگی تکرار میشود. آموزش مجازی در بستر شاد، چند تمرین، حل آنها و ارسال تصویر صورت میگیرد. این رویکرد نشان میدهد که در رأس نظام تعلیم و تربیت، تصمیمگیری و سیاستگذاری مؤثری برای مواجهه با چنین چالشهایی وجود ندارد. نتیجه این تکرار، خروجیهایی است که در آمارها نیز قابل مشاهده هستند، از جمله رتبه ۵۴ در میان ۵۸ کشور در آزمونهای بینالمللی و همچنین نتایج آزمونهای معیار داخلی مانند امتحانات نهایی که به معدلهای پایین منجر میشود.
کارشناس حوزه آموزشو پرورش توضیح داد: آموزش یک مجموعه کامل است، مجموعهای که باید بر اساس برنامهریزی، سیاستگذاری علمی و تخصصی طراحی شود. نتیجه این فقدان برنامهریزی، خروجیهای نامطلوب آموزشی و تربیتی است. از منظر تربیتی نیز باید پرسید که دسترسی کودکان ۷ یا ۸ ساله به تلفن همراه و ورود آنها به فضای آموزش مجازی، بدون نظارت و کنترل کافی آن هم در شرایطی که بسیاری از خانوادهها و بهویژه مادران شاغل هستند چه پیامدهایی برای کودکان دارد. البته این موضوع نیازمند پژوهشهای علمی، تخصصی و دقیق است تا بتوان نتایج قابل استناد و معتبری ارائه داد.
بیات در پاسخ به پرسشی درباره پیامدهای آموزش مجازی برای دانشآموزان بیان کرد: میتوان گفت که پیامدهای تعطیلی از منظر آموزشی بسیار جدیتر است، چراکه امروزه تقریباً همه دانشآموزان حتی در مقطع ابتدایی، به تلفن همراه دسترسی دارند. بنابراین نمیتوان ادعا کرد که آموزش مجازی باعث افزایش دسترسی شده است؛ این دسترسی از مدتها قبل وجود داشته و کودکان در معرض فضای مجازی و مفاهیمی قرار گرفتهاند که لزوماً متناسب با سن آنها نیست. اگر بخواهیم میان ابعاد تربیتی و آموزشی مقایسهای انجام دهیم، به نظر من آسیب آموزشی بسیار فاجعهبارتر است. این وقفههای جدی، پیوستگی لازم برای پیگیری مستمر آموزش را قطع میکند.
وی افزود: نتایج این تعطیلیهای مداوم و پیدرپی را میتوان در نسلهای آینده مشاهده کرد. اگر آمارهایی در خصوص افت تحصیلی دانشآموزان وجود دارد، ارائه آنها میتواند گویای واقعیت باشد. بهویژه پس از دوران کرونا، هر سال در فصل زمستان با این چالش مواجه بودهایم و زمانی که نتایج آزمونهای معیار بینالمللی را در سطح کشور مشاهده میکنیم، ابعاد مسئله روشنتر میشود. البته بدیهی است که این تنها عامل مؤثر نیست و عوامل مداخلهگر متعددی در شکلگیری این نتایج نامطلوب نقش دارند، اما تعطیلیهای مستمر و فقدان سیاستگذاری مبتنی بر پژوهش و دانش علمی، یکی از عوامل جدی آن است.
کارشناس حوزه تعلیمو تربیت در پاسخ به سؤالی درباره میزان اثربخشی آموزش مجازی، با تأکید بر ناکافیبودن این شیوه برای یادگیری مؤثر گفت: در خصوص آموزش در بستر شاد، باید تأکید کرد که پژوهشهای متعددی نشان دادهاند آموزش آنلاین، حتی با بهرهگیری از فناوری، از نظر تأثیرگذاری بر متغیرهای شناختی و فراشناختی، قابل مقایسه با آموزش حضوری نیست. آموزش حضوری همچنان اثربخشی بیشتری دارد. ارسال چند ویدئو و تمرین و دریافت تصاویر تکالیف، عملاً کارایی آموزشی مؤثری ندارد و بیشتر از جنبه آموزشی، جنبه رفع تکلیف دارند.
بیات همچنین با اشاره به چالشهای آموزش مجازی برای معلمان خاطرنشان کرد: آموزش مجازی فشار مضاعفی بر معلمان وارد میکند. چراکه آنها ناچارهستند، بخش قابلتوجهی از زمان شخصی و استراحت خود را صرف ارائه بازخورد کنند در حالی که ابزار دقیقی برای ارزیابی واقعی میزان یادگیری دانشآموزان در اختیار ندارند. تصاویر یا ویدئوهای ارسالشده از تکالیف لزوماً نشاندهنده فهم عمیق مطالب نیست و برای معلم نیز ملموس و قابل اتکا محسوب نمیشود. این شیوه آموزش چالشهای جدی اجتماعی و تربیتی، بهویژه در زمینه شکلگیری تعاملات اجتماعی دانشآموزان، به همراه دارد؛ مسئلهای که لازم است بهطور جدی در قالب یک پروژه پژوهشی علمی بررسی شود تا میزان و ابعاد آسیبهای آن بر مؤلفههای تربیتی کودکان مشخص گردد.
وی افزود: در نهایت، باید توجه داشت که آموزشوپرورش را نمیتوان جدا از کلیت جامعه بررسی کرد. آموزشو پرورش یک نهاد دولتی است که رشد، توسعه یا افول آن بهشدت به سیاستها و متغیرهای کلان جامعه و دولت وابسته است. نمیتوان انتظار داشت بدون حل مسائل اساسی مانند آلودگی هوا، بودجه، ترافیک و سایر چالشهای اجتماعی، صرفاً با راهکارهای مقطعی آموزشی، این مشکل حل شود. در شرایط فعلی، با وجود همه کاستیها و آسیبها، همین راهکارهای نیمهکاره و حداقلی، تنها گزینه موجود تلقی میشوند و در وضعیت کنونی، بهترین راهکار ممکن به شمار میآیند.
خبرنگار: مهدیه امجدیان
انتهای پیام/
نظر شما