قطع اینترنت؛ خاموشی نامرئی اقتصاد

مجتبی صفابخش*

محدودسازی اینترنت فقط اختلال در ارتباطات نیست، بلکه ضربه‌ای مستقیم به شفافیت، سرمایه‌گذاری، بهره‌وری و اعتماد اقتصادی است.

هر بار که اینترنت در کشور محدود یا قطع می‌شود، فقط چند اپلیکیشن از کار نمی‌افتد؛ بخشی از چرخه اقتصادی، اعتماد عمومی و آینده کسب‌وکارها نیز همزمان متوقف می‌شود. اینترنت امروز یک ابزار لوکس نیست، بلکه ستون فقرات اقتصاد مدرن است و خاموشی آن، هزینه‌ای سنگین بر دوش جامعه می‌گذارد.

قطع یا محدودسازی اینترنت در ایران، سال‌هاست به تصمیمی تکراری در بزنگاه‌های سیاسی و امنیتی تبدیل شده است. تصمیمی که اغلب با توجیه «کنترل شرایط» اتخاذ می‌شود، اما پیامدهای آن بسیار فراتر از مدیریت مقطعی فضاست. هر بار که اینترنت خاموش می‌شود، بخشی از اقتصاد کشور نیز همزمان از حرکت می‌ایستد.

در اقتصاد امروز، اینترنت یک زیرساخت حیاتی است؛ همانند برق، آب و حمل‌ونقل. بدون آن، زنجیره‌های تولید، توزیع، فروش و خدمات مختل می‌شوند. هزاران کسب‌وکار خرد و کلان، استارتاپ‌ها، فروشگاه‌های آنلاین، شرکت‌های صادراتی و فعالان فریلنسری، مستقیماً به اتصال پایدار وابسته‌اند. قطع اینترنت، به‌معنای تعطیلی ناگهانی این بخش گسترده از اقتصاد است.

محدودسازی اینترنت همچنین شفافیت اقتصادی را تضعیف می‌کند. وقتی دسترسی آزاد به اطلاعات، پلتفرم‌های پرداخت، سامانه‌های نظارتی و شبکه‌های ارتباطی مختل می‌شود، فضای فعالیت برای رانت، واسطه‌گری غیرمولد و اقتصاد زیرزمینی فراهم‌تر می‌شود. در چنین شرایطی، نه تولیدکننده واقعی امنیت دارد و نه مصرف‌کننده.

از سوی دیگر، اینترنت یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های جذب سرمایه است. سرمایه‌گذار داخلی و خارجی پیش از هر چیز به ثبات، پیش‌بینی‌پذیری و زیرساخت مطمئن توجه می‌کند. کشوری که در آن اینترنت هر لحظه ممکن است قطع یا محدود شود، برای سرمایه‌گذاری بلندمدت جذاب نیست. نتیجه روشن است: کاهش سرمایه‌گذاری، تعویق پروژه‌ها و خروج تدریجی سرمایه.

قطع اینترنت فقط به بنگاه‌ها آسیب نمی‌زند، بلکه سرمایه انسانی را نیز هدف قرار می‌دهد. متخصصان فناوری، برنامه‌نویسان، طراحان، فعالان دیجیتال و فریلنسرها، بخش مهمی از نیروی کار کشور را تشکیل می‌دهند. بی‌ثباتی ارتباطی، آنان را به مهاجرت یا خروج از بازار داخلی سوق می‌دهد. این یعنی از دست رفتن سرمایه‌ای که جایگزینی آن سال‌ها زمان می‌برد.

از منظر حکمرانی نیز، محدودسازی اینترنت نشانه‌ای از ضعف در مدیریت بحران است. دولت‌هایی که به ابزارهای هوشمند، شفاف و مشارکتی برای اداره جامعه مجهز هستند، کمتر به قطع ارتباطات متوسل می‌شوند. در مقابل، استفاده مکرر از این ابزار، پیام روشنی به جامعه می‌دهد: کاهش اعتماد به گفت‌وگو و مدیریت مدرن.

نکته مهم آن است که قطع اینترنت یک تصمیم صرفاً فنی نیست. این اقدام، شوکی ساختاری به اقتصاد وارد می‌کند. شوکی که آثار آن تنها در روزهای محدودسازی دیده نمی‌شود، بلکه ماه‌ها و حتی سال‌ها باقی می‌ماند؛ در قالب بی‌اعتمادی، کاهش سرمایه‌گذاری، فرار مغزها و رکود کسب‌وکارهای دیجیتال.

تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که هزینه‌های اقتصادی قطع اینترنت، بسیار بیشتر از منافع کوتاه‌مدت آن است. هیچ کشوری نمی‌تواند با زیرساخت ارتباطی ناپایدار، به رشد پایدار، توسعه فناوری و رقابت منطقه‌ای دست یابد.

امروز اینترنت دیگر ابزار سرگرمی یا تجمل نیست؛ ستون فقرات اقتصاد دانش‌بنیان، تجارت مدرن و حکمرانی کارآمد است. تضعیف آن، به‌معنای تضعیف آینده کشور است.

اگر سیاست‌گذاران به‌دنبال رشد اقتصادی، اشتغال پایدار و حفظ سرمایه انسانی هستند، باید اشینترنت را نه تهدید، بلکه فرصت ببینند؛ فرصتی که مدیریت درست آن، بسیار کم‌هزینه‌تر و پربازده‌تر از خاموش کردن آن است. در غیر این صورت، خاموشی اینترنت، همچنان به خاموشی تدریجی اقتصاد و امید اجتماعی منجر خواهد شد.

نویسنده: مجتبی صفابخش - فعال دانشجویی

انتهای پیام./

کد مطلب: 1296720

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 0 + 0 =