در تقویم پربار فرهنگ ما، روزهایی است که بهانهای میشوند برای قدردانی از کسانی که چراغ هدایت را در تاریکی جهل روشن نگه داشتهاند. دوازدهم اردیبهشت، سالگرد شهادت استاد مرتضی مطهری، فرصتی است برای تعظیم دوباره در برابر جایگاهی که اسلام و انقلاب اسلامی برای معلم ترسیم کردهاند؛ جایگاهی که نه در چهارچوب شغل که در افقِ رسالت میگنجد. معلمی که شهید مطهری نماد آن است، تبلور آگاهی، ایمان و تعهدی است که سرنوشت ملتها را رقم میزند. امروز که انقلاب اسلامی، فصل تازهای از حیات خود را آغاز کرده و به سوی تمدنسازی حرکت میکند، معلم در کانون این حرکت بزرگ ایستاده است.
روز معلم، یکی از این روزها است؛ روزی که بهپاس تلاشهای بیدریغ آنها که دانایی را چون گوهری گرانبها به ما ارزانی میدارند، جشن گرفته میشود. معلمان، نهتنها آموزگار درس و دانش، بلکه سازندگان فردای جامعه، مربیان اخلاق و پرورشدهندگان روح جوانان هستند. آنها با صبر، عشق و ایثاری ستودنی، مسیر پر پیچوخم علم را هموار میسازند و نسلی آگاه، مسئولیتپذیر و توانمند را تربیت میکنند. این روز، فرصتی است تا از تمام تلاشها، فداکاریها و تعهد بیشائبه آنها سپاسگزاری کنیم و جایگاه رفیع معلم را در جامعه ارج نهیم.
با چنین نگرشی، دور از انصاف است اگر در پاسداشت مقام معلم، مجاهدتهای رهبر شهید انقلاب در مسیر بعثت مردم را به دست فراموشی بسپاریم. همان آموزگاری که با نثار خون خویش، آرمانهای رهبر کبیر انقلاب را متجلی ساخت و طرحی نو درانداخت تا در بستر آن، مکتبی به وسعت یک سرزمین و با چشمانداز تمدنی نوین برای نسلهای فردا شکل گیرد.
در امتداد همان طرح نو و آرمان بلندی که با خون شهیدان به بار نشست، افق پیشِ رو چیزی جز ساختن جامعهای مبتنی بر عدالت، معنویت، دانش و استقلال نیست. چنین جامعهای پیش از هر چیز به انسانهایی نیاز دارد که در تراز این آرمانها پرورش یافته باشند و این انسانها در کلاسهای درس ساخته میشوند. معلم دیگر صرفاً انتقالدهنده دانستهها نیست؛ او معمار شخصیت نسلی است که باید چرخهای تمدن نوین اسلامی را به حرکت درآورد. اوست که میتواند باور «ما میتوانیم» را در دل جوانان زنده کند و در برابر ارادههای خمشده زیر سایه ناامیدی، شعله امید بیفروزد.
در روزگاری که هجمههای فرهنگی و رسانهای، جوان ایرانی را به بیهویتی و وابستگی فرا میخواند، معلمِ مؤمن و انقلابی سنگر هویت و استقلال است. او به دانشآموز میآموزد که آزادی و عزت در سایه ایستادگی بر پایههای دین و ملیت است، نه در تقلید از بیگانه. او عدالتخواهی را نه با شعار، که با منش خود درس میدهد و به نسلی که قرار است سدّ محکمی در برابر فساد و تبعیض باشد، روحیه مطالبهگری و اخلاقمداری میبخشد.
در همین حال، طلیعه این مرحله، درخشان شدن نام ایران در سپهر علم و فناوری است. تحقق این چشمانداز بدون کلاسهایی که کارگاه خلاقیت و پرسشگری باشند، ممکن نیست. معلم است که میتواند به جای ذهنهای انباشته از محفوظات، اندیشههای نقاد و پویا تربیت کند؛ همان گنجینه انسانی که موتور پیشرفت کشور خواهد بود.
اما معلمی که چنین بار سنگینی بر دوش دارد، خود نیازمند بالندگی و حمایت همهجانبه است. تجلیل از معلم نباید به مراسم و سخنرانی فروکاسته شود؛ این تجلیل واقعی، در گرو حل مشکلات معیشتی، ارتقای منزلت اجتماعی و سرمایهگذاری بیوقفه برای توانمندسازی اوست. آینده ایران در دستان معلمان امروز شکل میگیرد و هر کمتوجهی به این قشر، سنگاندازی در مسیر تمدنسازی خواهد بود.
در این روز، فراتر از هر تجلیل، باید به این باور رسید که مسیر آینده از کلاس درس میگذرد. معلم، طلایهدار خاموش گام دوم انقلاب اسلامی است و تا او در مرکز توجه و سرمایهگذاری ملی قرار نگیرد، افقهای تمدنی ترسیمشده دور از دسترس خواهند ماند. قلم معلم است که تقدیر این سرزمین را رقم میزند؛ و هر اندازه این قلم را ارج نهیم، فردای ایران را ارجمندتر ساختهایم.
اکنون و در آستانه ۱۲ اردیبهشت و فرا رسیدن روز معلم، مقام والا و شامخ تمامی معلمان و مربیان ایران عزیز را گرامی میداریم؛ بهویژه یاد و خاطره ۲۶ معلم شهید مدرسه «شجره طیبه» میناب را، که در صبحگاه ۹ اسفند ۱۴۰۴، در کلاس درس، با اشتیاق و عشق به تعلیم دانشآموزان دختر و پسری اهتمام داشتند که آیندهسازان ایران جانمان بودند.
کودکانی بیگناه با هزاران آرزوی رنگارنگ و معلمانی مخلص با هزاران امید و ایده برای دانشآموزان خردسال و کودک.
به روح بلند رهبر شهید که پدر و معلم امت بود و همچنین تمامی معلمان شهید مدرسه «شجره طیبه» درود میفرستم و برایشان بهشت برین الهی را مسئلت دارم.
مبینا عظیمنسب*
انتهای یادداشت/
نظر شما