به گزارش خبرنگار استانی ایسکانیوز از فلاورجان؛ امروز، ۳۰ خرداد ۱۴۰۵، تاریخ شاهد آن است که چگونه «رنگ خون» بر «رنگ جوهر توافق» سایه انداخت. حملات بیرحمانه به لبنان، نه تنها یک اقدام نظامی، بلکه یک «خیانت استراتژیک» در دل مفاد توافقنامهای بود که قرار بود سکون و ثبات را به منطقه بازگرداند.
تحلیل «بند مرگ»؛ تلاش برای قطع رگهای مقاومت
تحلیلهای اولیه نشان میدهد که یکی از اهداف پنهان و غیر منشور در مذاکرات اخیر، فشار بر ایران برای «بیطرفی اجباری» در پروندهی لبنان بود. دشمن با استفاده از فرصت مذاکره، تلاش کرد تا با ایجاد یک «تنش ساختگی»، ایران را در موقعیتی قرار دهد که مجبور به انتخاب میان «تداوم توافق» یا «حمایت از متحدان خود» باشد. حملات امروز به لبنان، در واقع اجرای عملیاتی همان بند کثیف در توافق بود؛ تلاش برای قطع کردن پیوند خونین محور مقاومت و بیجان کردن بازدارندگی لبنان. اما این دشمن غافل بود که در محاسبات ریاضی، نمیتوان «ارادهی یک ملت» را با «بندهای یک قرارداد» مهار کرد.
تنگه هرمز؛ پاسخ سخت به خونریزی بیملاحظه
واکنش فوری و قاطع ایران با بستن تنگه هرمز، یک حرکت صرفاً نظامی نیست؛ بلکه یک «ویدئو کنترلی» بر امنیت انرژی جهانی است. ایران با این اقدام، به جهان پیام داد که: «اگر قیمت صلح، خون مظلومان در لبنان باشد، ما با قیمت فروپاشی اقتصاد جهانی، ثبات را معامله نمیکنیم.» بستن تنگه هرمز، نشاندهنده گذار از «دیپلماسی نرم» به «دیپلماسی سخت» است. ایران با این حرکت، نشان داد که قدرت بازدارندگی خود را نه در میزهای مذاکره، که در کنترلِ گلوگاههای حیاتی جهان حفظ کرده است و هرگونه تقابل غیرقانونی با متحدانش، هزینهای فراتر از تصور را برای نظم جهانی خواهد داشت.
از کربلا تا لبنان؛ پیوند مقدس میدان و محراب
در لایه اجتماعی و روحی، اما آنچه امروز در میادین ایران رخ میدهد، فراتر از یک اعتراض سیاسی است؛ این یک «نهضت هویتساز» است. در ایام پرشور محرم و در روز باشکوه «حضرت قاسم»، مردم ایران با شعار «سلام به لبنان»، پیوندی میان حماسیه ی کربلا و حماسه ی امروز بیروت برقرار کردهاند.
دشمن با این حمله، قصد داشت در بدترین و حساس ترین لحظه تاریخی، «غیرت ایرانیان» را در سنگمحک خون قرار دهد؛ اما غافل بود که یزید زمانه، از حقیقت بنیادین شیعه بیخبر است. دشمن نمیدانست که در قاموس شیعه، «وفا» یک واژه نیست، بلکه یک «عقیده» است. شیعه، مذهبی است که هرگز پشت یاران راه خود را خالی نمیکند و اگر قرار بر انتخاب باشد، میان ماندن در سایهی توافقهای ناپایدار یا فدای جان در راه یاران، همیشه «فداکاری» را برمیگزیند. آنها میخواستند با ضربه به لبنان، ارادهی ما را بشکنند، اما تنها توانستند، شعلهی غیرت ما را برای دفاع از متحدانمان، شعلهورتر کنند.
اتفاقی که امروز در میادین رخ میدهد، بازگشت معنایی «قاسم کربلا» به عصر حاضر است؛ جوانی که با تمام توان برای ایستادگی بر سر حق، جان سپرد. مردم با ایستادگی در روزهای محرم، نشان میدهند که حمایت از لبنان، برای آنها یک «انتخاب سیاسی» نیست، بلکه یک «وظیفهی دینی و اخلاقی» است. این پیوند میان خون شهدای لبنان و اشکهای عزاداران ایرانی، نشان میدهد که «محور مقاومت» تنها یک ائتلاف نظامی نیست، بلکه یک «اتحاد روحی و اعتقادی» است که هیچ توافق صلح کاذبی نمیتواند آن را از هم بگسلد.
پایان عصر مدارا، آغاز عصر ایستادگی مطلق
امروز، ایران از مرز «دیپلماسی منفعل» عبور کرده است. با خونریزی در لبنان، دشمن خود را به نقطهی بیبازگشت رساند؛ نقطهای که در آن، مذاکرات به پایان رسیده و «مقاومت جامع» آغاز شده است. وقتی تنگه هرمز بسته شده و میادین محرم با نام لبنان میلرزند، یعنی دنیای جدید در راه است؛ دنیایی که در آن، دیگر بر سر خون مظلومان، معاملهای انجام نخواهد شد.
در این میدان نبرد جدید، دیگر بحث بر سر مرزهای جغرافیایی نیست، بلکه بحث بر سر «وحدت آیینی و استراتژیک» است. در این حماسهی واحد، پرچم مقاومت حزبالله و پرچم جمهوری اسلامی، نباید تنها در کنار هم قرار بگیرند، بلکه باید در سایهی باشکوهترین بیرقها، یعنی «بیرق ابوالفضل العباس (ع)»، همتراز و همسو باشند. این دو پرچم، زیر سایهی وفاداری عباس، از یک پیوند سیاسی به یک «بدنهی واحد مقاومت» تبدیل میشوند؛ جایی که پرچم ایران و پرچم لبنان، نه به عنوان دو قدرت جدا، بلکه به عنوان یک «ارادهی یگانه» برای درهم شکستن ظلم، جان میگیرند و به سوی هدف مشترک خود در مسیر حق، گام برمیدارند.
خبرنگار: مریم حاجی ربیع
انتهای خبر/
نظر شما