کمبود معلم در آموزش و پرورش توطئه لیبرال‌هاست/ انقلابی‌ها پروژه تحول بنیادین را جدی نگرفتند

عضو میز تعلیم و تربیت مرکز پژوهش‌های مجلس با هشدار نسبت به آنچه پروژه لیبرال‌ها برای قبضه کردن نظام تعلیم و تربیت ‌نامید، کمبود معلم در آموزش و پرورش را مقدمه‌ای برای خصوصی‌سازی مدارس دانست و به گلایه از جریان انقلابی برای عدم توجه به مطالبه رهبرشهید درخصوص اجرای پروژه تحول بنیادین پرداخت.

به گزارش خبرنگار اجتماعی ایسکانیوز، مدرسه نه فقط مکانی برای انتقال دانش بلکه باید به مثابه کارخانه تولید انسان ببینیم. آن هم انسانی که باید معمار آینده هویت و تمدن باشد.

آنچه امروز در زیرپوست جامعه ایرانی می‌گذرد حکایتگر تکاپوهایی است برای فرارفتن از شیوه زیست کنونی. اما چنین تکاپو و تقلایی دستکم در میدان تعلیم و تربیت دو گذرگاه ناهمسان را پیش پای انسان ایرانی گذاشته است. بنا به روایت یک عضو میز تعلیم و تربیت مرکز پژوهش‌های مجلس، نزاع امروز در صحنه تعلیم و تربیت رقابتی است برسر ساختن الگوی تمدنی انقلاب اسلامی در مصاف با الگوی تمدن غربی.

با همین نگاه او بحران امروز آموزش و پرورش را از تقلیل به یک تجمع صنفی یا چند کلیپ اعتراضی فراتر می‌داند و آن را در قالب «جنگ بر سر بازتولید انسان» می‌گنجاند. این میان هم انگشت اتهامش سمت و سوی جریانی را نشانه می‌رود که هم مقصر بروز مسئله کمبود معلم است و هم با دامن زدن به چنین بحرانی پروژه خروج نهاد تعلیم و تربیت از دست حاکمیت و غربی کردن جامعه ایرانی را دنبال می‌کند.

او البته خودی‌ها را هم از دم تیغ تیز نقد می‌گذراند و پاپس کشیدن و بی عملی جریان انقلابی در پیش بردن بزرگ‌ترین پروژه فرهنگی نظام، __یعنی تحول بنیادین__ را هم‌پای توطئه لیبرال‌ها، سبب‌ساز معطل ماندن تربیت معلم تراز انقلاب اسلامی می‌داند.

در ادامه گفت‌وگوی ایسکانیوز با حجت‌الاسلام محمدامین نخعی، عضو میز تعلیم و تربیت مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی را بخوانید:

نخعی درخصوص انتشار محتواهایی در فضای مجازی از سوی شماری از معلمان مبنی بر استعفا و تمسخر نظام آموزشی و مبانی ارزشی کشور، گفت: اگر فرض کنیم چنین اتفاقی افتاده و شماری از معلمان به‌طور جدی نظام تعلیم و تربیت رسمی را نقد می‌کنند، آن‌گاه این پرسش مطرح می‌شود که آیا آنها محق هستند و حرفشان باید شنیده شود یا نه. من بر اساس آنچه شما گفتید و با فرض صحت آن خبر صحبت می‌کنم. چون ممکن است در اصل واقعه تردیدهایی وجود داشته باشد.

او با طرح اینکه ماجرا را باید از دو زاویه دید، اضافه کرد: یک بار باید از جهت سیاسی به موضوع نگاه کرد و یک بار از جهت علمی.

عضو میز تعلیم و تربیت مرکز پژوهش‌های مجلس در تشریح نگاه سیاسی به این ماجرا، اظهار کرد: اگر بخواهیم از منظر سیاسی نگاه کنیم، ممکن است بگوییم این یک حرکت سیاسی است. با توجه به اینکه ما امروز در میانه جنگ قرار داریم، شاید این حرکت مقدمه‌ای برای شروع اعتراضات صنفی معلمان باشد که بتواند هسته‌ای از یک آشوب شبیه حوادث دی ماه را در کشور رقم بزند.

وی با بیان اینکه این مسئله می‌تواند خطرناک باشد، گفت: با توجه به جمعیت قابل توجه معلمان، این موضوع می‌تواند حلقه شروع یک پروژه خطرناک علیه کشور باشد. اگر شواهدی از اتصال آن افراد به سرویس‌های خارجی در دست باشد، باید آن را یک خطر جدی دانست و با آن برخورد کرد.

نخعی با اشاره به زمان‌بندی روی دادن این اتفاق، خاطرنشان کرد: با توجه به دوره زمانی که این اتفاق می‌افتد، یعنی اوایل مهر و هنگام بازگشایی مدارس، و با توجه به فشار اقتصادی بر کل کشور از جمله معلمان، این تحلیل می‌تواند شواهد جدی هم داشته باشد.

او با اشاره به زمینه مساعد برای شکل دادن به اعتصابات صنفی، گفت: در شهریور ماه خبرهایی به گوش می‌رسید که قرار است شماری از هسته‌های آشوب به بهانه طرح مطالبات صنفی معلمان در خیابان فاطمی و پشت ساختمان مجلس دست به اقداماتی بزنند؛ هرچند آنطور که انتظار می‌رفت آنها موفق به انجام این کار نشدند.

عضو میز تعلیم و تربیت مرکز پژوهش‌های مجلس در تحلیل این موضوع، اظهار کرد: امام شهید با پذیرش برخی از اشکالات، متذکر می‌شدند که مگس همیشه روی یک زخمی می‌نشیند؛ یعنی زمینه‌ای وجود دارد که شماری می‌توانند از آن سوءاستفاده کنند و یک پروژه‌ای را علیه کشور رقم بزنند.

وی با اشاره به هدفگذاری دشمن، گفت: آنها روی همان زمینه و آسیب و زخم سرمایه‌گذاری می‌کنند که مورد سوءاستفاده جریان‌های مختلف و دشمن قرار می‌گیرد. یعنی آن پروژه‌ای که به دستور رهبر شهید باید رقم می‌خورد، آن‌طور که باید رقم نخورد و حالا می‌تواند زمینه بروز آسیب باشد.

نخعی با یادآوری مهم‌ترین مطالبه رهبری شهید در حوزه آموزش و پرورش، خاطرنشان کرد: نمونه این مسئله همان پروژه‌ای است که بارها توسط رهبر شهید با عنوان تحول بنیادین در آموزش و پرورش مطرح شده؛ پرتکرارترین و پربسامدترین فرمایشی که ایشان درباره آموزش و پرورش داشتند را باید با کلیدواژه تحول بنیادین مطرح کرد.

او در واکنش به اینکه در یکی از کلیپ‌های منتشر شده، معلم انصرافی با زیرسوال بردن مبانی اعتقادی، فرار از خدمت سربازی را انگیزه ورود به دانشگاه فرهنگیان دانسته، گفت: نمی‌خواهم ضعف آموزش‌ها را انکار کنم؛ همه اینها شواهد روشنی است که گویای وجود یک پروژه علیه کشور است. اما مسئله اصلی از مدل جذب در نیروی انسانی که دیمی است تا شیوه جذب در دانشگاه فرهنگیان و مقاومت در برابر تغییرات در نوع گزینش را دربرمی‌گیرد.

وی با اشاره به ایجاد تغییری ساده‌ در گزینش آموزش و پرورش از سوی نیروهای بسیجی طی چند سال گذشته، گفت: چند متن روان مانند انسان دویست و پنجاه ساله که به عنوان تغییر در مدل گزینش در دولت شهیدرئیسی اتفاق افتاد باعث برخاستن چه صداهای بلندی شد. گفتند ای وای شما می‌خواهید آموزش و پرورش را ایدئولوژیک کنید. در حالی که ما باید می‌گفتیم آری، ما دقیقا می‌خواهیم آموزش و پرورش را ایدئولوژیک کنیم.

نخعی ادامه داد: مگر ماموریت نظام تعلیم و تربیت در سایر کشورهای جهان بازتولید نیروی انسانی برای تمدن نیست؟ مگر می‌توان پیرو انقلاب اسلامی بود اما کارخانه تولید نیروی انسانی غربی راه انداخت؟

او با بیان اینکه کارخانه بزرگ بازتولید انسان می‌تواند در اختیار ما هم باشد، گفت: مگر من می‌توانم مدعی انقلاب اسلامی باشم؛ اما کارخانه بازتولید انسان، یعنی مدرسه، انسان غربی تولید کند؟ من هم می‌توانم این کار را بکنم. بنابراین می‌توانم به خاطر همین راه‌حل، بخشی از مدل گزینش را اصلاح کنم؛ اما ببینید چه اندازه جریان‌های لیبرال در برابر تغییر گزینش مقاومت می‌کنند.

عضو میز تعلیم و تربیت مرکز پژوهش‌های مجلس با اشاره به مقاومت در برابر تغییر گزینش و مدل‌های فرسوده، اظهار کرد: لیبرال‌ها اجازه نمی‌دهند و نمی‌گذارند تغییر کنیم. بعد با مسخره کردن همین مدل گزینشی، به جریان انقلابی حمله می‌کنند. اینها همه‌ نشان‌دهنده وجود یک پروژه امنیتی است؛ حالا کاملا رد نفوذ معلوم می‌شود. این نیروها به‌صورت دیمی و به خاطر نیازی که لیبرال‌ها پیش آورده‌اند جذب می‌شوند.

وی با اشاره به وجود فشارها برای انحلال دانشگاه فرهنگیان، افزود: مسئله کلید زدن انحلال دانشگاه فرهنگیان یا کاستن از ظرفیت پذیرش را جریان لیبرال هدایت کرد.
نخعی در آسیب‌شناسی مشکلات آموزش و پرورش، گفت: مسئله را خود لیبرال‌ها به وجود می‌آورند و خودشان هم اجازه اصلاح گزینش را نمی‌دهند. بعد دیمی آدم وارد آموزش و پرورش می‌شود و نتیجه‌اش همین بحران امنیتی امروز است. باید عمیق‌تر این مساله را نگاه کرد.

عضو میز تعلیم و تربیت مرکز پژوهش‌های مجلس در خصوص عوامل بروز کمبود معلم در کشور، گفت: موضوع را نباید ساده‌لوحانه دید. نیاز به معلم باعث وارد کردن نیروهای ناکارآمد می‌شود. اما این نیاز را چه جریانی به وجود می‌آورد. در جایی این تولید نیاز اتفاق افتاده است.

نخعی درخصوص پیامدهای افزایش نیاز به نیروی معلم، گفت: بر اساس نمودارهای مختلف همه می‌دانستند که از سال هزار و چهارصد به بعد تا سال هزار و چهارصد و هشت، وارد پیک کمبود معلم و نیروی انسانی می‌شویم. پرسش این است که این پیک را چه کسی به وجود آورد؟ آن کسی که اجازه توسعه دانشگاه فرهنگیان را نداد. آن‌کسی که پایش را در یک کفش کرده بود که اصلا دانشگاه فرهنگیان باید منحل شود.

عضو میز تعلیم و تربیت مرکز پژوهش‌های مجلس در تشریح ایده مخالفان توسعه دانشگاه فرهنگیان، گفت: ایده‌ آن جریان این بود که فشاری برای نبود نیروی انسانی در آموزش و پرورش ایجاد کند، سپس پروژه خصوصی‌سازی آموزش و پرورش را رقم بزند و مدرسه را به‌مثابه یک بنگاه اقتصادی به یک پیمانکار تحویل بدهد که او معلم تربیت کند.

وی با بیان اینکه با یک نامعادله روبه‌رو هستیم، گفت: این نامعادله‌ را یک جریانی به وجود آورده است. آنها با دامن زدن به مسئله کمبود معلم دنبال اجرای پروژه خصوصی‌سازی آموزش و پرورش هستند. یعنی مشکل را ایجاد کرده و بعد مثل مگسی روی این زخم بنشینند و حاکمیت را وادار کنند که از حکمرانی بر نهاد تعلیم و تربیت دست بکشد و آموزش و پرورش را خصوصی کند.

نخعی درخصوص چرایی تلاش جریان لیبرال برای خصوصی‌سازی آموزش و پرورش، اظهار کرد: به خاطر اینکه بتواند به‌راحتی نبض بازتولید انسان در یک کشور را به دست بگیرد. بعد ما با یک مخاطب چند میلیونی دانش‌آموز روبه‌رو هستیم و هر کسی بتواند اینها را آن‌طور که می‌خواهد تربیت کند، بر آینده ایران حاکم خواهد بود.

عضو میز تعلیم و تربیت مرکز پژوهش‌های مجلس با اشاره به هدفگذاری جریان لیبرال برای خارج کردن آموزش و پرورش از دست دولت، تصریح کرد: آنها درباره مسئله‌ای که خودشان ساخته‌اند می‌گویند راه حل جریان انقلابی درست نیست. بعد هم دربرابر تغییر و تحول در نظام گزینش مقاومت می‌کنند. پس این موضوع بسیار عمیق‌تر از یک تجمع صنفی یا آشوب مقابل مجلس است.‌ این‌ها برای آموزش و پرورش از مدت‌ها قبل خواب‌های خیلی بدی دیده‌اند.

نخعی در تشریح این نکته، گفت: این‌ها مدت‌هاست برای چنین خوابی بیدار مانده‌اند و نمی‌خواهند بگذارند کارخانه بازتولید انسان که انقلاب اسلامی می‌خواهد، عملی شود.

عضو میز تعلیم و تربیت مرکز پژوهش‌های مجلس در واکنش به اینکه انتشار محتواهای خلاف شئون هنجاری از سوی برخی معلمان در محیط کلاس نشانه ضعف دانشگاه‌های تربیت معلم است، گفت: این موارد قابل انکار نیست. وجود ضعف در خود دانشگاه فرهنگیان بدیهی است. اما منظور من چیز دیگری است؛ می‌خواهم ببینیم محوریت کجاست و زاویه دقیقا کجا قرار می‌گیرد.

او با طرح اینکه پرسش اصلی جای دیگری است، اضافه کرد: پرسش این است که آیا ما پروژه تحول بنیادین را جدی می‌گیریم یا نه. اگر این پروژه را جدی بگیریم، یعنی در حدی که به تحول در یک کتابخانه کوچک یا یک کانون بسنده نکنیم و واقعا بخواهیم عملیاتی شود، لازمه پذیرش آن تغییر ساختار دانشگاه فرهنگیان به نفع تحول بنیادین است. یعنی دانشگاه فرهنگیان باید به نفع تحول بنیادین تغییر کند.

عضو میز تعلیم و تربیت مرکز پژوهش‌های مجلس با طرح اینکه چه چیزی اجازه نمی‌دهد این اتفاق بیفتد، اظهار کرد: دستی در پشت صحنه است که اجازه نفوذ به جریان تحول‌خواه نمی‌دهد؛ نه در دانشگاه فرهنگیان و نه در بدنه آموزش و پرورش. همان دست پنهانی که اجازه نمی‌دهد نظام گزینش ما در آموزش و پرورش تغییر کند.

نخعی در پاسخ به اینکه آیا متولیان مدارس خصوصی هم در این میان نقش دارند، افزود: من این مؤلفه را برنمی‌دارم، اما نقش اصلی با آن‌ها نیست. البته آنها هم با این جریان همراهی دارند.

او با اشاره به ظرفیت مدارس غیردولتی، گفت: کل مدارس غیردولتی با هم شاید یک صدم از ظرفیت دانش‌آموزان را نتوانند پوشش ‌دهند؛ یعنی با انکار دانشگاه فرهنگیان و انکار نظام دولتی، چیزی به مشتری‌های آن‌ها افزوده نمی‌شود؛ هرچند آن‌ها مایلند هرچه بیشتر نظام تعلیم و تربیت رسمی تضعیف شود.

عضو میز تعلیم و تربیت مرکز پژوهش‌های مجلس با بیان اینکه من در این کار جریان بزرگ‌تری را می‌بینم، افزود: همان جریان لیبرالی که رهبر شهید در آخرین دیدارشان از آن با عنوان کودتا یاد کردند. یکی از بزرگ‌ترین نقطه‌های عزیمت این جریان، نظام تعلیم و تربیت رسمی است.

وی با بیان اینکه جنگ در دو عرصه وجود دارد، گفت: رهبر شهید در دو جا به‌صراحت از جنگ سخن گفتند؛ یکی در اقتصاد و یکی در عرصه آموزش. ایشان بیرون از این دو عرصه جنگ را نمی‌پذیرفت. در این جنگ، یک طرف جریان تحول‌خواهی است که می‌خواهد تحول بنیادین را دنبال کند؛ همان که رهبر شهید بر آن تأکید کرد که باید تحول باشد و نه اصلاحات.

نخعی با اشاره به جریان مخالف، اضافه کرد: جریان مقابل می‌خواهد تحول بنیادین رقم نخورد و به‌جای آن، جریان تعلیم و تربیت کشور بیشتر به‌سمت غربی شدن برود. این جریانی است که معتقد است اساسا نظام تعلیم و تربیت باید خصوصی شود؛ یعنی خصوصی‌سازی در تعلیم و تربیت را با کلماتی مانند چابک‌سازی آموزشی و خرید خدمات مطرح می‌کنند، اما هدفشان در واقع وارد کردن جریان تعلیم و تربیت دولتی ایران در جریان سرمایه‌داری جهان است.

وزیر مجری است نه تصمیم‌ساز

او در پاسخ به اینکه نقش وزیر آموزش و پرورش در این میان چیست، گفت: اینجا کار به وسیله وزیر صورت نمی‌گیرد، بلکه در نهادهایی انجام می‌شود که تصمیم‌سازی می‌کنند و وزیر مجری است، نه تصمیم‌ساز.

نخعی درخصوص موانع پیشبرد پروژه تحول بنیادین جلو، اظهار کرد: نگاه کنید چه کسانی اجازه نمی‌دهند پروژه تحول بنیادین را در نظام تعلیم و تربیت رسمی، دولتی و عمومی کشور حرکت کند و جلو برود؛ در حد دو کتاب، یا برگزاری چند همایش در طول سال، آن را متوقف می‌کنند.

وی در تبیین این موضوع، گفت: پرسش اینجاست که این دستور رهبر شهید بود یا نبود؟ تحول بنیادین دستوری بود که باید اجرا شود یا نه؟ این دستور کجا متوقف می‌شود؟

عضو میز تعلیم و تربیت مرکز پژوهش‌های مجلس در واکنش به اینکه آیا وزارت آموزش و پرورش این دستور را کنار گذاشته است، افزود: من نه می‌گویم کنارگذاشته و نه کنار نگذاشته، بلکه می‌گویم مگر رهبری درباره اقتصاد نفرمود اقتصاد مقاومتی؟ الان روشن است که اقتصاد مقاومتی اجرا نمی‌شود؛ اما چون اجرا نمی‌شود، نمی‌روم وزیر اقتصاد را خائن بنامم. وزیر اقتصاد هم هزار مشکل روزانه دارد که یک مورد آن شبکه تصمیم‌ساز است.

نخعی با تاکید بر اینکه باید یک سوزن به خود بزنیم و یک جوال‌دوز به دیگران، گفت: ما بچه‌های انقلابی اصلا نیامدیم وسط که برای پروژه تحول بنیادین شبکه‌سازی و تصمیم‌گیری کنیم. هر کسی رفت یک گوشه، یک مسجد، یک مدرسه، یک کانون تربیتی درست کرد با این تصور که می‌تواند به انقلاب اسلامی خدمت کند.

او با طرح اینکه باید وارد میدان شد، اضافه کرد: آن‌هایی که واقعا دلشان می‌سوزد، باید می‌آمدند وسط و می‌گفتند، رهبر انقلاب سر تیم تحول بنیادین است و من به اندازه خودم باید یک قدم کار را جلو ببرم. در آن زمان، ما باید شبکه می‌شدیم و به آموزش و پرورش و وزیرش کمک می‌کردیم؛ باید به آقای وزیری که از خانواده شهدا و یادگار حاج کاظم است می‌گفتیم ما آمده‌ایم برای تصمیم‌سازی و تصویب پروژه تحول بنیادین به شما کمک کنیم ولی متأسفانه این کار را نکردیم.

عضو میز تعلیم و تربیت مرکز پژوهش‌های مجلس در پایان این بخش، افزود: جریان لیبرال اصلا نمی‌خواهد این کار مطرح شود. بچه‌های انقلابی ما هم دلشان با همان چند دانش‌آموزی که در کانون تربیتی و مسجد و مدرسه جمع کرده‌اند خوش است.

تحول بنیادین را باید با نگاه تمدنی دید

نخعی با طرح اینکه مساله آموزش و پرورش یک پروژه تمدنی است، افزود: هر کسی که می‌خواهد در گوشه‌ای از این نظام تحولی ایجاد کند، در واقع تغییری کوچک می‌دهد؛ حال آنکه مسئله اصلی، همان تحول بنیادین و انقلابی است.

او با طرح اینکه نباید همه مشکل را به گردن دولت انداخت، اضافه کرد: اگر ما درست عمل می‌کردیم، می‌گفتیم ما درست عمل می‌کنیم، چرا دولت درست عمل نمی‌کند؟ در حالی که باید دید خودمان چه کرده‌ایم. ما همیشه منتظریم دولت بیاید و کار را انجام دهد؛ این شیوه درست نیست.

عضو میز تعلیم و تربیت مرکز پژوهش‌های مجلس با طرح اینکه مهم‌ترین مطالبه معلمان امروز چیست، اظهار کرد: امروز بدنه انقلابی و وفادار به رهبری، برای تحول بنیادین، مطالبه جدی‌اش در جامعه صنفی معلمان، معیشت است یا تحول بنیادین؟ از همین جا می‌توان فهمید چقدر مشکل داریم. مهم‌ترین مسئله معلم امروز معیشت است.

وی با بیان اینکه خودش طرفدار طرح مسئله معیشت است، گفت: نمی‌گویم طرح مسئله معیشت بد یا بی‌جاست؛ خودم طرفدار طرح آن بودم. اما ضریب مطالبه معیشت در بدنه انقلابی ما بیشتر است یا مطالبه تحول بنیادین؟

وی با بیان اینکه متولیان مسئله تحول بنیادین طبیعتا باید طرفداران انقلاب اسلامی باشند، افزود: اما همین بدنه انقلاب اسلامی امروز مهم‌ترین مطالبه‌اش معیشت است. البته مطالبه درستی است، ولی اگر در ضریب دادن به مطالبه‌گری اشتباه می‌کنند. باید همه پای کار بیاید و یکی از اظلاع هم وزارتخانه است.

نخعی با طرح اینکه تقصیرها در یک نقطه جمع نیست، اضافه کرد: من نمی‌گویم وزیر مقصر نیست؛ اما نباید همه تقصیرها را در خیابان وزارتخانه جست. ناعادلانه است که بگوییم چون وزارتخانه یا وزیر بخشی از ماموریت خود را انجام نمی‌دهد، پس خائن است. ما یاد گرفته‌ایم هر کس با ما مخالف بود، به او برچسب خیانت بزنیم؛ این شیوه درست نیست.

عضو میز تعلیم و تربیت مرکز پژوهش‌های مجلس با اشاره به نقش جریان‌های پشت صحنه، اظهار کرد: یک جریان خائن لیبرال در تصمیم‌سازی پشت صحنه وجود دارد. اسامی آن‌ها هم در ذهن من هست؛ اما قطعا آن افراد کسانی مانند آقای وزیر نیستند. آنها کار خودشان را می‌کنند و ما هم باید کار خودمان را بکنیم.

تعلیم و تربیت، میدان اصلی جنگ

نخعی با اشاره به نگاه رهبرشهید به موضوع تعلیم و تربیت، گفت: آقا فرمود تعلیم و تربیت میدان جنگ است. اول باید بفهمیم موضوع جنگ چیست؛ مسئله را تقلیل ندهیم به یک معلمی که کلیپی از خود را منتشر کرده؛ ماجرا بیخ‌دارتر از این تصورات است. در هر حال باید مسئله تحول بنیادین در آموزش و پرورش تعیین تکلیف شود؛ اگر نخواهیم، واقعیت خود را به ما حقنه می‌کند.

وی با بیان اینکه آیا آموزش و پرورش می‌خواهد انسان انقلابی تربیت کند، گفت: بچه‌ای که وارد کلاس اول می‌شود، بعد از دوازده سال قرار است انسانی در تراز شهید حججی شود یا یک انسان لیبرال. یا باید کار را تحویل همان جریان بدهیم و یا باید سازوکاری متناسب با تحول بنیادین ایجاد کنیم.

او در پاسخ به اینکه کدام بخش نظام تعلیم و تربیت باید اصلاح شود، گفت: از ورودی دانشگاه فرهنگیان تا مسئله گزینش، تا کتاب‌های درسی، همه یک زنجیره به هم پیوسته‌اند؛ نمی‌توان آن‌ها را بخش‌بخش نگاه کرد و یک نفر را تنها مقصر دانست. تقصیر به صورت مشاع میان آن‌ها تقسیم شده است.

عضو میز تعلیم و تربیت مرکز پژوهش‌های مجلس در واکنش به اینکه چه تضمینی برای تربیت نسل جدید مطابق الگوهای اعتقادی و مبانی ارزشی وجود دارد، اظهار کرد: هیچ وقت تضمینی وجود ندارد؛ البته باید ما تضمین بدهیم.

نخعی در پاسخ به اینکه چه جذابیتی برای ورود به شغل معلمی ایجاد شده است، گفت: من سؤال می‌پرسم؛ شغل معلمی چه جذابیتی دارد؟ چرا کسی که می‌تواند به دانشگاه شریف برود باید بیاید دانشگاه فرهنگیان؟ من چه جذابیتی برای او ایجاد کرده‌ام؟

وی با بیان اینکه دولتی که تمدنی است باید این جذابیت را بسازد، گفت: در دولتی که تمدنی است، قطعا باید چنین جذابیتی وجود داشته باشد؛ چون می‌خواهد تحول را در تمام تمدن انجام دهد.

او با طرح اینکه تا دانشگاه فرهنگیان جذاب نشود، نتیجه همین خواهد بود، اضافه کرد: مادامی که نتوانید دانشگاه فرهنگیان را به جای درستی تبدیل کنید که افراد مایل به ورود به آن شوند، طبیعتا نتیجه‌اش در فرهنگ همان خواهد بود که امروز می‌بینیم.

عضو میز تعلیم و تربیت مرکز پژوهش‌های مجلس در واکنش به اینکه ادعای تربیت انسان انقلابی با چه چالشی روبروست، اظهار کرد: نمی‌شود از یک سو ادعا کرد ما می‌خواهیم آموزش و پرورشی داشته باشیم که انسان انقلابی تربیت کند و بعد نخبگان را وارد دانشگاه‌های انقلابی و صنعتی کنیم، و از سوی دیگر همین بچه‌ها را به حال خود رها کنیم.

نخعی در پاسخ به اینکه وقتی شأن معلمی با پزشک یا مهندس نخبه هم‌تراز نباشد جذابیتی هم شکل نمی‌گیرد، گفت: شأن را خود ما می‌سازیم. اما مساله فقط معیشت نیست. آن پاسداری که پشت لانچر می‌نشیند با کدام انگیزه وارد این شغل شده؟ انگیزه انقلابی و تمدنی در مبارزه با کفر او را پشت لانچر می‌نشاند.

معلم، فرمانده جنگ تمدنی

عضو میز تعلیم و تربیت مرکز پژوهش‌های مجلس در واکنش به اینکه راه‌حل چیست، اظهار کرد: تنها دلیل معلم شدن، مسئله معیشت نیست. اگر بتوانیم مسئله تحول را حل کنیم و به معلم تازه‌وارد در دانشگاه فرهنگیان بفهمانیم که او آمده‌ تا بزرگ‌ترین عرصه مبارزه تمدنی زندگی را جلو ببرد، چنین معلمی حاضر است صورتش را با سیلی سرخ کند و برای این مبارزه از خودش مایه بگذارد، همچنان که پاسدارهایی که پشت لانچر نشستند و با دشمن جنگیدند نیز همین کار را می‌کنند.

وی با بیان اینکه نمی‌خواهد منکر اصلاح باشد، گفت: عرض من این نیست که معیشت را درست نکنیم؛ بله، باید اصلاح شود. اما حفظ شان معلم فقط در گرو مسائل مالی نیست. در زمان شهیدرجایی و شهید باهنر وضعیت اینگونه نبود.

نخعی با طرح اینکه ساختار کنونی دغدغه معلم را به شغل و معیشت تقلیل داده است، اضافه کرد: می‌خواهم بگویم در ساختاری که ما خودمان از معلمان ساخته‌ایم، معلمی دیگر آن شغل و جایگاه پیشین نیست. خود معلم هم آن را نمی‌سازد.

او در تشریح فضای کنونی مدرسه، گفت: امروز از پچ‌پچه‌های معلمان در دفتر مدرسه می‌فهمیم که جامعه معلمان دچار بحران هویتی شده است. این را مقایسه کنید با پچ‌پچه‌های معلمان در دهه شصت. برونداد حرف‌هایی که در دفتر مدرسه در دهه شصت گفته می‌شد، بسیار بالاتر از امروز بود، در حالی که معیشت معلمان همیشه همین بوده و تازه الان بهتر هم شده است.

عضو میز تعلیم و تربیت مرکز پژوهش‌های مجلس با اشاره به نقش معیشت در هویت معلمی، اظهار کرد: معیشت، عنصر اصلی در بحث هویت معلمان نیست. ما چون پای کار تحول بنیادین نیامده‌ایم، یک هویت جذاب برای معلم نساخته‌ایم به‌طور طبیعی نخبگان در انتخاب رشته معلمی را برنمی‌گزینند. در دفتر مدرسه هم از مسائل اصلی سخنی گفته نمی‌شود.

وی با بیان اینکه بالا بردن حقوق، بحران را حل نمی‌کند، گفت: می‌توانیم مسئله را با بالا بردن حقوق حل کنیم؟ به شما قول می‌دهم همین‌جا اگر ده برابر هم حقوق معلم را بیشتر کنیم، بحران هویت معلمی که امروز داریم حل نمی‌شود. از این کلیپ‌ها هم ده برابرش دوباره ایجاد می‌شود.

نخعی با اشاره به نگاه رهبر انقلاب، افزود: رهبرشهید ما که حکیم بود و همه جوانب را می‌دید، می‌گفت مهم‌ترین مسئله امروز آموزش و پرورش، تحول بنیادین است، نه معیشت. ایشان می‌فهمید معیشت خوب نیست، اما می‌گوید اول تحول بنیادین. یک بار این را آزمایش کنیم؛ آن وقت همه چیزهایی که گفتید حل می‌شود، مسئله معیشت، مسئله بی‌خاصیتی برخی متون دانشگاه فرهنگیان، مسئله هویت معلمی هم حل می‌شود. اما جریانی نمی‌خواهد این اتفاق بیفتد و جریان را به مسائل معیشتی تقلیل می‌دهد.

انتهای پیام/

کد مطلب: 1319951

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha