به گزارش خبرنگار استانی ایسکانیوز از کرمان؛ شهرها گاهی به واسطه یک رویداد تاریخی، شخصیت فرهنگی یا مکان یادمانی، مسئولیتی فراتر از پاسخگویی به نیازهای جمعیت ساکن خود پیدا میکنند. در چنین شرایطی، خیابانها، مراکز اقامتی، شبکه حملونقل و خدمات اضطراری باید علاوه بر وظایف روزمره، توان پاسخگویی به افزایش موقت تقاضا را داشته باشند. این وضعیت، نوعی آزمون عملی برای میزان آمادگی زیرساختها و هماهنگی میان نهادهای مسئول است.
کرمان پس از کشتهشدن قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران، در حمله پهپادی آمریکا در نزدیکی فرودگاه بغداد در سیزدهم دیماه ۱۳۹۸، به یکی از کانونهای اصلی مراسم سالگرد او تبدیل شد. قرارگرفتن محل دفن وی در گلزار شهدای کرمان، سبب شده است این محدوده علاوه بر جایگاه پیشین خود در حافظه تاریخی و خانوادگی شهروندان، برای گروهی از زائران و علاقهمندان از دیگر مناطق کشور نیز اهمیت پیدا کند.
با گذشت سالها، مسئله اصلی مدیریت این مقصد تنها به برگزاری برنامههای مناسبتی محدود نمیشود. افزایش حضور مراجعهکنندگان در دورههای خاص، ضرورت بازنگری در کیفیت دسترسی، ظرفیت خدمات عمومی و نحوه استفاده از فضای شهری را مطرح میکند. چنین شرایطی نیازمند برنامهای است که هم پاسخگوی مراجعهکنندگان باشد و هم حقوق و نیازهای ساکنان محلههای اطراف را در نظر بگیرد.
یکی از مهمترین ویژگیهای اجتماعات بزرگ، تغییر سریع الگوی استفاده از فضاست. معبری که در روزهای عادی ظرفیت مناسبی برای رفتوآمد دارد، ممکن است هنگام حضور همزمان تعداد زیادی از عابران پیاده با تراکم قابل توجه روبهرو شود. این تغییر، ضرورت بررسی عرض مسیر، نقاط ورود و خروج، موانع فیزیکی و امکان تخلیه اضطراری را افزایش میدهد.
در علم مدیریت جمعیت، میان تجمع گسترده و ازدحام خطرناک تفاوت وجود دارد. حضور تعداد زیاد افراد بهتنهایی نشانه وقوع بحران نیست؛ مسئله زمانی اهمیت پیدا میکند که تراکم بیش از ظرفیت ایمن مسیرها افزایش یابد یا امکان حرکت آزادانه افراد محدود شود. تغییر ناگهانی جهت حرکت جمعیت، توقف در نقاط باریک و بستهشدن خروجیها میتواند خطر آسیبدیدگی را افزایش دهد.
برای محدوده گلزار شهدای کرمان، ارزیابی مسیرهای اصلی دسترسی باید از مطالعات فنی مبتنی بر ظرفیت عبور جمعیت آغاز شود. این مطالعات میتوانند مشخص کنند که مسیرهای پیاده در شرایط مختلف چه میزان تردد را تحمل میکنند و کدام نقاط نیازمند اصلاح هندسی یا ساماندهی موقت هستند. تعیین دقیق ظرفیت ایمن بدون اندازهگیری و بررسی میدانی امکانپذیر نیست.
موضوع مهم دیگر، ارتباط میان تردد خودروها و حرکت عابران پیاده است. هنگام برگزاری رویدادهای پرجمعیت، ممکن است بخشی از شبکه معابر به مسیرهای پیاده اختصاص یابد و الگوی حرکت وسایل نقلیه تغییر کند. اگر مسیرهای جایگزین بهدرستی طراحی نشوند، فشار ترافیکی میتواند به محلههای مسکونی منتقل شود و دسترسی ساکنان به خانهها یا مراکز خدماتی را دشوار کند.
از این رو، مدیریت چنین برنامههایی باید بر مبنای تحلیل کل شبکه حملونقل باشد. ایجاد پارکینگهای مناسب در نقاط مشخص، استفاده از ناوگان حملونقل عمومی و تعریف مسیرهای جداگانه برای خودروهای امدادی میتواند بخشی از راهکارهای مورد بررسی باشد. البته انتخاب هر راهکار باید با توجه به ویژگی واقعی شبکه معابر و حجم تقاضای سفر صورت گیرد.
کرمان از نظر موقعیت جغرافیایی نیز شرایط ویژهای دارد. زائرانی که از استانهای دیگر وارد شهر میشوند، ممکن است از مسیرهای جادهای، ریلی یا هوایی استفاده کنند. هماهنگی میان پایانههای ورودی و شبکه حملونقل درونشهری میتواند به کاهش سردرگمی مراجعهکنندگان و توزیع مناسبتر سفرها کمک کند. در مقابل، تمرکز بیش از اندازه ورود و خروج در بازههای زمانی کوتاه ممکن است فشار بیشتری بر زیرساختها وارد سازد.
در کنار حملونقل، مسئله اقامت از نیازهای مهم میزبانی جمعیت غیرمحلی است. همه مراجعهکنندگان شرایط اقتصادی یکسانی ندارند و مدت حضور آنان نیز متفاوت است. برخی ممکن است برای چند ساعت وارد شهر شوند و گروهی دیگر به اقامت شبانه نیاز داشته باشند. برنامهریزی مناسب باید میان خدمات اقامتی رسمی، امکانات موقت و ظرفیتهای موجود تعادل برقرار کند.
در این زمینه، توسعه زائرسرای گلزار شهدای کرمان میتواند بخشی از نیازهای اقامتی را پاسخ دهد. بر اساس مشخصات اعلامشده در شهریور ۱۴۰۵، بلوک نخست این مجموعه با ۲۶ سوئیت و ۱۲ اتاق مستقل طراحی شده و پیشرفت فیزیکی آن در آن مقطع حدود ۸۹ درصد بوده است. این ظرفیت، با وجود اهمیت خدماتی، تنها بخشی از تقاضای احتمالی را پوشش میدهد و برای تعیین میزان پاسخگویی واقعی باید تعداد تختهای قابل استفاده و الگوی اقامت مشخص شود.
تکمیل ساختمان نیز پایان فرایند آمادهسازی نیست. بهرهبرداری از مراکز اقامتی به تأمین نیروی انسانی، رعایت ضوابط ایمنی و بهداشت، خدمات نظافت و نگهداری و تعیین شیوه پذیرش نیاز دارد. همچنین لازم است درباره نحوه استفاده از امکانات در روزهای غیرمناسبتی برنامهریزی شود تا سرمایهگذاری انجامشده در بخش بیشتری از سال مورد بهرهبرداری قرار گیرد.
مسئله استفاده مستمر از زیرساختها یکی از تفاوتهای مهم میان برنامهریزی مناسبتی و توسعه پایدار شهری است. امکاناتی که تنها برای چند روز در سال طراحی شوند، ممکن است در دورههای دیگر ظرفیت بلااستفاده داشته باشند. در مقابل، مجموعههایی که امکان ارائه خدمات فرهنگی، اقامتی یا عمومی در طول سال را دارند، میتوانند بازده اجتماعی بیشتری ایجاد کنند.
برای کرمان، این موضوع بهویژه از آن جهت اهمیت دارد که گلزار شهدا بخشی از ساختار فرهنگی و اجتماعی شهر است. خدماتی مانند سرویسهای بهداشتی، فضای استراحت، روشنایی، راهنمایی مراجعهکنندگان و دسترسی مناسب برای افراد دارای معلولیت، تنها در ایام سالگرد کاربرد ندارند و میتوانند در طول سال نیز کیفیت استفاده از محدوده را افزایش دهند.
یکی از موضوعات کمتر دیدهشده، نیازهای سالمندان و افراد کمتوان در اجتماعات گسترده است. مسافت طولانی پیادهروی، تراکم جمعیت، تغییر شرایط آبوهوایی و محدودیت امکان استراحت میتواند برای بعضی افراد دشوار باشد. پیشبینی مسیرهای دسترسپذیر، نقاط استراحت و خدمات راهنمایی مناسب میتواند به حضور ایمنتر گروههای مختلف کمک کند.
خانوادههای دارای کودک نیز نیازهای متفاوتی دارند. در محیطهای پرتراکم، احتمال جداشدن کودک از همراهان یا دشواری حرکت کالسکه ممکن است افزایش یابد. وجود سامانه مشخص برای راهنمایی خانوادهها، اطلاعرسانی قابل فهم و خدمات حمایتی میتواند بخشی از این خطرها را کاهش دهد. طراحی این امکانات باید متناسب با شرایط واقعی محل و بدون ایجاد مانع تازه در مسیرهای عبور باشد.
حادثه سیزدهم دیماه ۱۴۰۲ یکی از مهمترین نقاط عطف در بررسی ایمنی اجتماعات بزرگ کرمان به شمار میرود. در جریان چهارمین سالگرد قاسم سلیمانی، دو انفجار در مسیر مراجعهکنندگان به گلزار شهدا رخ داد که بیش از ۹۰ نفر جان خود را از دست دادند و شمار زیادی نیز مجروح شدند. این رویداد، علاوه بر پیامد انسانی گسترده، اهمیت آمادگی برای شرایط اضطراری و حفاظت از جان شرکتکنندگان را بهوضوح نشان داد.
پیامد چنین رخدادی تنها در آمار جانباختگان و مصدومان خلاصه نمیشود. خانوادههای آسیبدیده ممکن است برای سالها با پیامدهای جسمی، روانی و اقتصادی حادثه مواجه باشند. کسانی که عزیزان خود را از دست دادهاند یا دچار آسیبهای پایدار شدهاند، ممکن است به حمایت مستمر درمانی و اجتماعی نیاز داشته باشند. پرداختن به این ابعاد باید با رعایت حریم خصوصی و پرهیز از تبدیل رنج افراد به موضوع بهرهبرداری رسانهای انجام شود.
یکی از مسئولیتهای مهم در سالگردهای بعدی، توجه به تجربه بازماندگان حادثه است. بازدید از محل وقوع یک رویداد تلخ میتواند برای بعضی افراد یادآور خاطرات دردناک باشد و واکنشهای متفاوتی ایجاد کند. فراهمبودن مسیرهای دسترسی به خدمات مشاوره و حمایت روانی، در صورت نیاز افراد، میتواند بخشی از برنامه مراقبت اجتماعی باشد.
در کنار حمایت انسانی، ارزیابی تخصصی مدیریت خطر نیز ضرورت دارد. هر رویداد بزرگ ممکن است با مجموعهای از تهدیدهای متفاوت روبهرو شود؛ از ازدحام و حوادث ترافیکی گرفته تا مشکلات پزشکی و شرایط اضطراری دیگر. برنامهریزی باید بر شناسایی خطرهای واقعی، تعیین مسئولیتها و تمرین هماهنگی میان نهادهای خدماتی و امدادی استوار باشد.
وجود برنامه واکنش اضطراری بهتنهایی کافی نیست. کارکنان مسئول باید وظایف خود را بشناسند و سامانه ارتباطی میان واحدهای مختلف نیز در شرایط فشار عملیاتی قابل استفاده باشد. تمرینهای مشترک میتواند به شناسایی ضعفهای هماهنگی کمک کند و امکان اصلاح آنها را پیش از وقوع حادثه فراهم سازد.
از منظر خدمات درمانی، اجتماعات بزرگ نیازمند برنامهای متناسب با تعداد و ویژگی شرکتکنندگان هستند. استقرار امکانات کمکهای اولیه، تعیین مسیرهای انتقال بیمار و هماهنگی میان اورژانس و بیمارستانهای پذیرنده از موضوعات مهم برنامهریزی به شمار میروند. ظرفیت مورد نیاز این خدمات باید بر اساس ارزیابی خطر و سناریوهای محتمل تعیین شود، نه صرفاً بر مبنای تجربه سالهای گذشته.
در این میان، اطلاعرسانی عمومی نیز نقش مهمی دارد. مراجعهکنندگان باید بتوانند اطلاعات لازم درباره مسیرهای دسترسی، خدمات عمومی، محدودیتهای تردد و تغییرات احتمالی برنامه را از مجاری معتبر دریافت کنند. اطلاعات پراکنده یا متناقض ممکن است موجب سردرگمی و حرکت غیرضروری جمعیت میان نقاط مختلف شود.
توسعه ابزارهای دیجیتال میتواند به سازماندهی اطلاعات کمک کند، اما نباید تنها مسیر دسترسی به خدمات باشد. همه شرکتکنندگان از تلفن هوشمند یا اینترنت پایدار برخوردار نیستند؛ بنابراین تابلوهای راهنما، اطلاعرسانی محیطی و حضور نیروهای آموزشدیده نیز ضروری است. ترکیب روشهای دیجیتال و حضوری میتواند دسترسی عادلانهتری ایجاد کند.
یکی دیگر از ابعاد میزبانی ملی، تأثیر آن بر اقتصاد محلی است. حضور مسافران ممکن است تقاضا برای خدمات اقامت، پذیرایی، حملونقل و خرید را افزایش دهد. با این حال، میزان واقعی منفعت اقتصادی به تعداد مراجعهکنندگان، مدت اقامت و الگوی هزینهکرد وابسته است. بدون دادههای معتبر نمیتوان رقم مشخصی برای درآمد ناشی از این سفرها اعلام کرد.
برای کسبوکارهای محلی نیز افزایش موقت تقاضا هم فرصت ایجاد میکند و هم مسئولیت. فروشگاهها، مراکز خدماتی و ارائهدهندگان خدمات حملونقل ممکن است با حجم بیشتری از مشتریان روبهرو شوند. کیفیت خدمترسانی، شفافیت قیمت و آمادگی برای پاسخ به تقاضا میتواند بر تجربه مراجعهکنندگان اثر بگذارد.
در مقابل، ساکنان محلههای نزدیک گلزار شهدا ممکن است در دورههای پرتردد با محدودیت دسترسی یا تغییر شرایط زندگی روزمره مواجه شوند. انسداد موقت خیابانها، افزایش تردد خودروها و فشار بر خدمات عمومی میتواند برای آنان دشواری ایجاد کند. از این رو، حقوق ساکنان باید در کنار نیازهای مراجعهکنندگان مورد توجه قرار گیرد.
مشارکت جامعه محلی در برنامهریزی، یکی از راهکارهای کاهش این تعارضهاست. دریافت نظر ساکنان درباره مسیرهای تردد، نیازهای خدماتی و مشکلات دورههای گذشته میتواند اطلاعاتی فراهم کند که در برنامهریزی صرفاً اداری کمتر دیده میشود. چنین مشارکتی باید امکان تأثیرگذاری واقعی بر تصمیمها داشته باشد و تنها به اطلاعرسانی پس از نهاییشدن برنامه محدود نشود.
ابعاد فرهنگی سالگرد نیز نیازمند نگاهی فراتر از برگزاری یک برنامه محدود است. قاسم سلیمانی برای گروههایی از جامعه شخصیتی مهم در حافظه سیاسی، نظامی و فرهنگی معاصر ایران محسوب میشود، در حالی که برداشتها و ارزیابیهای شهروندان درباره شخصیتهای تاریخی و سیاسی ممکن است متفاوت باشد. برنامهریزی برای فضای عمومی باید این تنوع نگرش را به رسمیت بشناسد و امکان حضور داوطلبانه و محترمانه را فراهم کند.
در چنین شرایطی، حفظ ماهیت عمومی و دسترسپذیر فضاهای شهری اهمیت دارد. گلزار شهدا علاوه بر محل مراجعه زائران، برای خانوادههای دفنشدگان و دیگر شهروندان نیز دارای کارکرد یادمانی است. ساماندهی این محدوده باید بهگونهای باشد که برنامههای دورهای موجب نادیدهگرفتن نیازهای معمول استفادهکنندگان نشود.
مفهوم حافظه جمعی نیز در تحلیل این موضوع جایگاه مهمی دارد. مکانهای یادمانی، رویدادهای تاریخی و تجربههای مشترک میتوانند در شکلگیری روایتهای اجتماعی نقش داشته باشند. با این حال، حافظه جمعی پدیدهای یکسان و بدون اختلاف نیست و گروههای مختلف ممکن است تجربهها و برداشتهای متفاوتی از یک مکان یا رویداد داشته باشند.
برای کرمان، توجه به این تنوع میتواند در طراحی فضاهای فرهنگی و آموزشی سودمند باشد. معرفی تاریخ معاصر، ثبت اسناد و روایتهای معتبر و فراهمکردن امکان مطالعه و گفتوگوی عمومی میتواند به شناخت دقیقتر رویدادها کمک کند. چنین فعالیتهایی زمانی ارزش علمی بیشتری خواهند داشت که میان واقعیت تاریخی، روایت شخصی و تفسیر سیاسی تفاوت قائل شوند.
تجربه دیگر شهرهای ایران نیز نشان میدهد که میزبانی اجتماعات گسترده به نظام مدیریت چندبخشی نیاز دارد. مشهد در ایام پرتردد زیارتی، قم در مناسبتهای مذهبی و برخی شهرهای دیگر هنگام برگزاری رویدادهای ملی، با افزایش موقت تقاضا برای خدمات مواجه میشوند. تفاوت مقیاس و ویژگی این شهرها اجازه الگوبرداری مستقیم را نمیدهد، اما تجربه آنها میتواند از نظر حملونقل عمومی، اسکان و مدیریت خدمات اضطراری قابل مطالعه باشد.
در مقیاس بینالمللی نیز برنامهریزی اجتماعات بزرگ بر اهمیت شناخت ظرفیت مکان، مدیریت جریان جمعیت و ارتباط میان خدمات عمومی تأکید دارد. موفقیت چنین برنامههایی صرفاً با شمار شرکتکنندگان سنجیده نمیشود؛ میزان ایمنی، کیفیت دسترسی، رضایت استفادهکنندگان و توان مدیریت شرایط پیشبینینشده نیز معیارهای مهمی هستند.
برای کرمان، مسئله اصلی آن است که تجربه سالهای گذشته به دانشی قابل استفاده در دورههای آینده تبدیل شود. ثبت دادههای تردد، ارزیابی عملکرد خدمات عمومی و بررسی نقاط ضعف میتواند زمینه بهبود مستمر را فراهم کند. این اطلاعات باید با روشهای مشخص جمعآوری شوند تا امکان مقایسه سالانه وجود داشته باشد.
یکی از شاخصهای مهم، زمان دسترسی به خدمات اضطراری در نقاط مختلف محدوده است. شاخص دیگر میتواند میزان استفاده از حملونقل عمومی یا وضعیت تراکم در مسیرهای اصلی باشد. بررسی رضایت ساکنان محلی و مراجعهکنندگان نیز میتواند تصویری از کیفیت تجربه حضور ارائه دهد. هیچیک از این شاخصها بهتنهایی کافی نیست و ارزیابی باید مجموعهای از معیارهای انسانی و فنی را در بر گیرد.
موضوع منابع مالی نیز اهمیت دارد. توسعه زائرسرا، اصلاح معابر، ایجاد خدمات بهداشتی و نگهداری تأسیسات به بودجه نیاز دارد. شفافیت درباره هزینه ساخت، منابع تأمین مالی و هزینه بهرهبرداری میتواند به ارزیابی بهتر سرمایهگذاریهای عمومی کمک کند. همچنین لازم است مشخص شود چه میزان از امکانات در روزهای عادی مورد استفاده قرار میگیرند.
در افق پنجساله، کرمان میتواند برای محدوده گلزار شهدا و مسیرهای دسترسی آن برنامهای یکپارچه تعریف کند که مدیریت تردد، ایمنی، خدمات عمومی و حفاظت از کیفیت محیط شهری را همزمان در نظر بگیرد. در چنین برنامهای، اقدامات کوتاهمدت هر سال بر اساس هدفهای بلندمدت طراحی خواهند شد و از اجرای طرحهای پراکنده جلوگیری میشود.
در چشمانداز دهساله، توسعه متوازن این محدوده میتواند بخشی از کیفیت عمومی شهر را نیز افزایش دهد. پیادهروهای ایمنتر، امکانات بهداشتی مناسب، خدمات اقامتی قابل استفاده در طول سال و ارتباط بهتر با حملونقل عمومی، زیرساختهایی هستند که میتوانند فراتر از روزهای سالگرد برای شهروندان سودمند باشند.
با این حال، تحقق چنین آیندهای مستلزم تداوم مدیریت و هماهنگی نهادی است. تغییر مسئولان یا اولویتهای اجرایی نباید موجب توقف برنامههای ایمنی و نگهداری شود. برنامهای که با مشارکت نهادهای مسئول و بر اساس شاخصهای مشخص تدوین شده باشد، امکان بیشتری برای استمرار و ارزیابی خواهد داشت.
اهمیت این موضوع پس از حادثه تلخ دیماه ۱۴۰۲ دوچندان شده است. حفاظت از جان انسانها باید در مرکز همه تصمیمهای اجرایی قرار گیرد و هیچ معیار نمادین یا آماری نباید جایگزین آن شود. برگزاری موفق یک اجتماع زمانی معنا پیدا میکند که شرکتکنندگان، کارکنان خدماتی و ساکنان پیرامونی بتوانند با کمترین خطر قابل پیشگیری در محیط حضور داشته باشند.
کرمان در سالهای آینده همچنان با مسئولیت مدیریت یک مقصد یادمانی شناختهشده روبهرو خواهد بود. این مسئولیت میتواند فرصتی برای ارتقای خدمات عمومی و توسعه تجربه مدیریتی استان باشد، مشروط بر آنکه برنامهریزی از نگاه مقطعی فراتر رود و بر ارزیابی مستمر استوار شود.
خبرنگار: زهرا اسکندری
انتهای خبر./
نظر شما