صداوسیما پیروزی سیاسی ایران را در ذهن مردم به شکست تبدیل کرد/ ریزش مخاطب یعنی تضعیف ارتباط نظام با مردم

کارشناس سیاسی با نقد رویکرد فعلی رسانه ملی پس از آتش‌بس،گفت: صداوسیما به‌جای تصویرسازی درست از دستاوردهای سیاسی کشور، با ایجاد فضای نقد غلط، باعث شد پیروزی‌های راهبردی ایران در ذهن افکار عمومی به شکست سیاسی تبدیل شود چرا که ریزش مخاطب از صداوسیما، در واقع تضعیف فرآیند ارتباطی جمهوری اسلامی با آحاد مردم است.

احسان صالحی، کارشناس مسائل سیاسی، در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی ایسکانیوز با اشاره به عملکرد صدا و سیما در جریان جنگ ۱۲ روزه و همچنین جنگ اخیر، گفت: صدا و سیما در این بازه از خود تلاش زیادی بروز داد. بخصوص نیروهای تولیدی سازمان در سخت‌ترین شرایط اجازه ندادند صدای جمهوری اسلامی ایران قطع شود و این کار بسیار مهمی بود.

وی افزود: از لحاظ فنی تدابیر خوبی در نظر گرفته بودند و هم از لحاظ روحیه و غیرتی که نیروهای تولیدی سازمان از خود نشان دادند و آنتن را زنده و حماسی نگه داشتند، کاری بسیار بزرگ و درخور تحسین است.

وی افزود: اول باید مشخص باشد که اگر نقدی به رویکردها یا تکنیک‌ها وجود دارد، به هیچ وجه نافی تلاش و فداکاری سازمان صدا و سیما و نیروهای غیوری نیست که زیر آتش و موشک، این موقعیت حساس را حفظ کردند.‌

این کارشناس سیاسی با تأکید بر اینکه سیاست‌ها و رویکردها ارتباط چندانی با برنامه‌سازان ندارد و به صورت دستور کار به برنامه‌ها و عوامل تولید ابلاغ می‌شود، اظهار کرد: قطعا در این مدل رویکرد وعملکرد اشکالاتی به نظر می‌رسد.، صدا و سیما در جنگ از لحاظ پوشش رویداد، آگاهی‌بخشی و حفظ روحیه عمومی عملکرد قابل قبولی داشت؛ البته این توفیق مرهون همکاری نزدیک نیروهای مسلح و سایر دستگاه‌های دخیل در امر جنگ و خدمات عمومی با رسانه بود.

صالحی بیان کرد نتیجه این شد آن‌چنان که نظرسنجی‌ها نیز پس از جنگ و تا به امروز نشان می‌دهد، تلقی اکثریت افکار عمومی پیروزی ایران در جنگ نظامی به معنی زدن ضربات اساسی به زیرساخت‌ها و منافع آمریکا، رژیم صهیونیستی و متحدان آن‌ها در منطقه، با حفظ توان تهاجمی و دفاعی ایران و مجبور کردن دشمن به آتش‌بس و توقف جنگ گسترده و فراگیر است.‌

نقد رویکرد پس از آتش‌بس و مسئله انسجام ملی

صالحی تصریح کرد: پس از آتش‌بس و وارد شدن جنگ به مرحله دیگری که شامل محاصره دریایی، تشدید فشارهای اقتصادی و همچنین منازعات سیاسی و دیپلماسی بود، صدا و سیما نتوانسته است آن‌چنان که لازم است الزامات این دوره را رعایت کند و رواج دهد.

وی ادامه داد: از جمله الزامات دوره کنونی منازعه، حفظ انسجام ملی شکل‌گرفته در دوره جنگ بود یا اینکه باید از دستاورد کشور در تبدیل کردن پیروزی نظامی به پیروزی سیاسی در تفاهم اسلام‌آباد تصویرسازی درستی می‌شد.‌

این کارشناس سیاسی با انتقاد از رویکرد سازمان گفت: صدا و سیما در این بخش رویکرد و سیاست غلطی در پیش گرفت و تحت عنوان ایجاد فضای نقد، به سمتی رفت که پیروزی سیاسی ایران در ذهن مردم به عنوان شکست سیاسی جای گرفت.

صالحی با اشاره به سیاست صدا و سیما به عنوان رسانه رسمی نظام که باید با جامع‌نگری دنبال می‌کرد، تلاش برای افزایش اعتماد مردم به مسئولان کشور بود باشد تأکید کرد: در این زمینه نیز نه تنها اهتمام جدی وجود نداشت بلکه برخی برنامه‌ها در پی اعتمادزدایی از مسئولان کشور بود. صالحی تأکید کرد ممکن است کسی بگوید نباید باب انتقاد از مسئولان و سیاست‌های آن‌ها در رسانه‌ها بسته شود و این حرف به صورت کلی درست است، اما انتقاد متفاوت از آن است که رسانه رسمی کشور در قبال سیاست‌های کلان و رسمی کشور شروع به دوگانه‌سازی کند.

وی همچنین گفت: سیاست دیگری که در چند ماه اخیر در رادیو و تلویزیون تضعیف شده است و نیاز به احیا دارد، وزن دادن به سلایق و گرایش‌های سیاسی و مذهبی مختلفی است که در حمایت از ایران و مقابله با متجاوزان به ایران به میدان آمدند.در بطن جامعه این تنوع وجود دارد اما در قاب رادیو و تلویزیون این تنوع به اندازه واقعیت آن مشاهده نمی‌شود.

نقد فرمی؛ از یکنواختی تا غیبت مستندهای حماسی

احسان صالحی با بیان اینکه صدا و سیما از لحاظ فرمی نیز دچار یکنواختی شده است اظهار کرد: اینکه مخاطب هر شب شبکه‌های تلویزیون را زیر و رو کند اما با برنامه جذاب مواجه نشود، نشان‌دهنده یک اشکال در فرم و ارائه محتوا است. در ساعت‌هایی که پیک مخاطب می‌تواند باشد، چند شبکه هم‌زمان دو سه نفر در استودیو نشسته‌اند و با هم صحبت می‌کنند؛ صحبت‌ها هم معمولاً یک‌طرفه است و مهمانان و مجریان با نگاه‌های نزدیک به هم و در حال تأیید سخنان هم هستند.

وی افزود: در حالی که در تلویزیون اصل بر برنامه‌سازی است و در برنامه‌سازی، کار استودیویی صرف با این تعداد بالا که فاقد حداقل‌های جذابیت است، در مخاطب زدگی ایجاد می‌کند.

این کارشناس سیاسی با اتقاد از انتصاب افرادی که در دوره کنونی صدا و سیما مسئولیت‌های کلیدی در سازمان را برعهده گرفتند تصریح کرد: برخی از این افراد تا قبل از آن یا تجربه کار تولیدی رادیو تلویزیونی نداشتند یا تجربه آن‌ها اغلب منحصر به کار مستند بود. متأسفانه در این دوره حتی از آنچه به عنوان مزیت نسبی تیم کنونی حاکم بر صدا و سیما یاد می‌شد هم اثر قابل توجهی یافت نمی‌شود؛ هشت ماه از جنگ گذشته است یک مستند قوی و گیرا از جنگ و زمینه‌های آن و آنچه گذشت پخش نشده است.

صالحی افزود: بیش از سه ماه از تشییع تاریخی رهبر شهید انقلاب می‌گذرد، یک مستند جذاب که بتواند آن حال و هوا را به مخاطب منتقل کند پخش نشده است. برنامه‌سازی با سخنرانی فرق دارد؛ ممکن است یک نفر سخنران یا منتقد خوبی در حوزه رسانه باشد اما وقتی در جایگاه مدیریتی یک رسانه قرار می‌گیرد باید بتواند آنتن و مخاطب را از برنامه‌های جذاب سیراب کند؛ اتفاقی که متأسفانه در دوره فعلی افول شدیدی کرده است.

هشدار درباره ریزش مخاطب و مدیریت رسانه

وی با ابراز تأسف از نبود تخصص و تجربه لازم در تولیدات رسانه ملی و انتخاب افراد برای تولید محتوا گفت: کاش دوستانی که بدون تجربه کافی مسئولیت‌های سیاست‌گذاری و تولیدی را در سازمان برعهده گرفتند، لااقل از پنج سال گذشته، یکی دو سال اول آن را به کارآموزی و تمرکز بر تجربیات موفق برنامه‌سازی در خود سازمان صدا و سیما اختصاص می‌دادند یا دوره‌های فشرده‌ای برای آن‌ها از تجربیات برنامه‌های جذاب رادیو و تلویزیونی در شبکه‌های خارجی گذاشته می‌شد تا در ادامه دوره مسئولیت خود، آنتن به وضعیت تقریباً تهی از محتوا و برنامه جذاب دچار نمی‌شد.‌

صالحی با تأکید بر اهمیت مخاطب و شناخت نیاز جامعه با درک درست از شرایط جامعه و البته جنگی که بر کشور تحمیل شده است اظهار کرد: آنچه در صدا و سیما به عنوان رسانه جمهوری اسلامی باید برای مدیران و سیاست‌گذاران آن اهمیت داشته باشد، مسئله مخاطب است. مدیر صدا و سیما باید بفهمد که رسانه‌ای که در اختیار او قرار گرفته رسانه شخصی‌اش نیست که نسبت به کم و کیف آن بی‌تفاوت باشد و مجاز باشد فانتزی‌های خود را ولو به قیمت از دست دادن مخاطبان دنبال کند. مخاطب صدا و سیما یعنی مخاطب نظام جمهوری اسلامی؛ بنابراین ریزش مخاطب صدا و سیما یعنی تضعیف فرآیند ارتباطی جمهوری اسلامی با مردم.

این کارشناس سیاسی تأکید کرد: اگر این فهم در صدا و سیما حاکم باشد، مخاطب را با چنگ و دندان حفظ می‌کند نه اینکه به مدیران صدا و سیما القاء شود که برای ما بخش وفادار و هسته سخت جامعه ایران فقط اهمیت دارد و مخاطب هدف ما این طیف است. مخاطب هدف صدا و سیما باید آحاد مردم ایران باشد؛ برای آحاد مردم باید فکر کند و برای اطلاع‌رسانی به آن‌ها، سرگرمی و تفریح آن‌ها، آموزش و فرهنگ‌سازی مورد نیاز آن‌ها برنامه‌سازی کند.

احسان صالحی در پایان ضمن ابراز امیدواری برای توجه به بدیهیات در دوره جدید مدیریتی صدا و سیما خاطرنشان کرد: پنج سال گذشته ضمن آسیب‌هایی که برای رادیو و تلویزیون و مخاطب وارد کرد و در نهایت نظام را از منظر تضعیف مکانیسم‌های ارتباطی آن با جامعه دچار خسارت کرد، یک فایده داشت و آن اینکه افراد مدعی و پرگو که از قبل هم مشخص بود بیش از آنکه هنری در ایجاب و جلب و جذب و ساختن داشته باشند، در رویکردهای سلبی و دفع و تخریب تخصص دارند، عیارشان مشخص شد و روی باسکول آمدند و ادعاهایشان در عمل محک خورد.

وی تأکید کرد: این یک فایده مهم برای آینده سازمان و جزوی از تجربه سازمان رسانه‌ای کشور است که ولو به قیمت گزافی حاصل شده است اما در آینده برای انتخاب سیاست‌ها و کارگزاران مفید واقع خواهد شد.

انتهای پیام/

کد مطلب: 1321505

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha