نگاهی به فضائل و مناقب امام سجاد علیه‌السلام / چرا پیشوای چهارم «زین العابدین» لقب گرفت؟

امام سجاد (ع) در میان مردم از جایگاه والایی برخوردار بود و فضائل اخلاقی، موقعیت علمی و قرابتی که با رسول خدا (ص) داشت، سبب شده بود که عامه و خاصه او را احترام کنند، ولی با وجود چنین برخوردی از طرف مردم، تواضع و فروتنی یکی از ویژگی‌های ممتاز اخلاقی آن حضرت به شمار می‌رفت.

به گزارش خبرنگار فرهنگی ایسکانیوز، امروز دوازدهم محرم سالروز شهادت امام سجاد علیه السلام است. علی بن الحسین علیه السلام (۹۵-۳۸ ق) مشهور به «امام سجاد» و «امام زین‌العابدین»، فرزند امام حسین علیه السلام و چهارمین امام شیعیان است. آن حضرت در محرم سال ۶۱ هجری قمری در جریان قیام امام حسین علیه السلام، در سرزمین کربلا حضور داشت اما به علت بیماری نتوانستند در پیکار شرکت کنند. پس از آن فاجعه دردناک، امامت به ایشان منتقل شد و آن حضرت به مدت ۳۴ سال پیشوای شیعیان بود. بنابر روایات، ایشان در محرم سال ۹۵ ه.ق به دست ولید بن عبدالملک به شهادت رسیدند. مدفن ایشان در قبرستان بقیع کنار قبر امام حسن مجتبی(ع)، امام محمد باقر(ع) و امام جعفر صادق(ع) است. «صحیفه سجادیه» مهم‌ترین اثری است که از امام سجاد به جا مانده است.

دوران امامت آن حضرت، با یکی از سیاه ترین ادوار تاریخ اسلام همراه بود . بعد از حادثه دل خراش عاشورا و پس از انعکاس این خبر در سراسر کشور اسلامی، رعب و وحشت شدیدی بر جامعه حکم فرما شد و برای مردم مسلم شد که یزید، پس از کشتن فرزند رسول خدا، که از قداست و عظمت بالایی برخوردار بود و به اسیری بردن زن و فرزندان او، از هیچ ظلم و جنایتی دریغ نخواهد کرد.

فضائل و مناقب امام سجاد علیه السلام

امام سجاد(ع) دارای فضائل بسیاری بود و بدیهی است که ما هرگز نمی‌توانیم مقام و منزلت واقعی امام سجاد علیه السلام را درک کنیم و تمام فضائل و مناقب او را به رشته تحریر در آوریم، ولی با غور در سیره رفتار آن حضرت، می‌توانیم گوشه‌ای از فضائل و منقبت‌های اخلاقی آن امام همام را برگیریم و وجود خود را از بوی خوش آن عطر آگین سازیم، از این رو شمه‌ای از آن‌ها را به اختصار بیان می‌کنیم.

علم

از فضائل و مناقب بارز ائمه علیهم السلام علم گسترده آن‌ها است که از آن به «علم لدنی » تعبیر می‌شود، علمی که از منبع فیض و ذات حق سرچشمه می‌گیرد. امام باقر علیه السلام می‌فرماید: «ان لله عزوجل علمین: علم لا یعلمه الا هو وعلم علمه ملائکته ورسله فما علمه ملائکته ورسله فنحن نعلمه; خداوند دو گونه علم دارد، یکی علمی که مخصوص اوست و دیگری علمی که به ملائکه و رسولانش تعلیم کرده است و ما (ائمه) از این علم که به ملائکه و رسولان آموخته است، بهره‌مندیم .»

از این رو یکی از ویژگی‌های ممتاز آن حضرت، احاطه علمی ایشان به اصول اعتقادی و احکام اسلامی بود، به گونه‌ای که در مقابل هر سؤالی که از او می‌شد، پاسخی دقیق و اعجاب‌انگیز، بیان می‌کرد. این ویژگی منحصر به فرد، دانشمندان دیگر مذاهب را به تحسین و اعجاب واداشته بود، چنان که زهری، از علمای دربار عبدالملک مروان که از مخالفین اهل بیت علیه السلام به شمار می‌رفت، درباره امام سجاد علیه السلام می‌گوید: «ما رایت احدا کان افقه منه; احدی را فقیه‌تر و دانشمندتر از علی بن الحسین علیهما السلام ندیدم.»

برگی از کتاب علم امام علیه السلام

کتاب شریف صحیفه سجادیه که حاوی ادعیه و مناجات های چهارمین پیشوای شیعیان است، یکی از بزرگ‌ترین و مهم‌ترین گنجینه‌های حقایق و اسرار الهی به شمار می‌رود، به همین خاطر به القابی چون «انجیل اهل بیت» و «زبور آل محمد» و «اخت القرآن» مشهور گشته است و نظر به اهمیت و عظمت این کتاب، شرح‌های زیادی بر آن نوشته شده که صاحب کتاب «الذریعة»، چهل و هفت شرح را نام برده است.

در سال ۱۳۵۳ شمسی آیت الله نجفی رحمه الله نسخه‌ای از صحیفه سجادیه را برای طنطاوی (مفتی اسکندریه) به مصر فرستاد، وی پس از تشکر از دریافت این هدیه گران بها، در پاسخ چنین نوشت: «این از محرومیت ما است که تا کنون بر این اثر گران بهای جاوید، که از مواریث نبوت است، دست نیافته بودیم، من هر چه در آن می‌نگرم آن را از گفتار مخلوق برتر و از کلام خالق پایین‌تر می‌یابم.»

علاوه بر صحیفه سجادیه، رساله گران بهایی از آن حضرت به یادگار مانده که همچون پرتویی از نور، روشنی بخش راه انسان‌هاست. در این اثر جاوید که «رسالة الحقوق » نام دارد، ۵۱ حق و وظیفه برای انسان بیان شده که از حقوق خداوند بر انسان و سپس حقوق اعضاء و جوارح شروع و به حقوق اهل ذمه ختم شده است.

کثرت عبادت

از مهم‌ترین عواملی که انسان را به سوی انجام عبادات بیشتر فرا می خواند، چشیدن طعم شیرین عبادت است و اگر انسان به مرتبه‌ای از کمال برسد که حلاوت عبادت را در اعماق وجود خود حس کند، هرگز وقت خود را در امور دیگر صرف نخواهد کرد، از این رو باید یکی از خواسته‌های ما از درگاه خداوند، این باشد که: «واذقنی حلاوة ذکرک; [پروردگارا] حلاوت و شیرینی یادت را به من بچشان.»

طبیعی است که امام سجاد علیه السلام با آن مقام بلند معنوی و غرق بودن در اقیانوس بی کران یاد خداوند و لبریز بودن وجود او از حلاوت ذکر حق، بیشتر وقت خود را به عبادت بپردازد. امام محمد باقر علیه السلام درباره عبادت پدر خود می‌فرماید: «بلغ من العبادة ما لم یبلغه احد وقد اصفر لونه من السهر ورمضت عیناه من البکاء ودبرت جبهته من السجود و ورمت قدماه من القیام فی الصلاة; به حدی عبادت کرده بود که دیگران به آن حد عبادت نمی‌کنند و از شب زنده‌داری رنگش زرد گشته بود و از گریه چشمانش سرخ شده بود و از سجده پیشانی‌اش برجسته شده بود و از ایستادن برای نماز، پاهایش ورم کرده بود.»

این ویژگی امام سجاد علیه‌السلام چنان برجسته بود که علمای دیگر مذاهب زبان به تحسین او گشوده‌اند، چنان که مالک بن انس (رئیس مذهب مالکی از مذاهب چهارگانه اهل سنت) می‌گوید: «ولقد بلغنی انه کان یصلی فی کل یوم ولیلة الف رکعة الی ان مات; به من خبر رسیده که علی بن الحسین علیهما السلام در شبانه‌روز، هزار رکعت نماز می‌خواند و این کار تا زمان وفات او ادامه داشت.»

خشوع در عبادت

امام زین العابدین، به خاطر معرفت کامل و عشق وافری که به معبود خویش داشت، و مقام الوهیت را به خوبی درک کرده بود، در هنگام امور عبادی به پروردگار خود توجه کامل پیدا می‌کرد و نسبت به تمام امور اطراف خود بی‌توجه می‌گشت، آن چنان قلب او سرشار از یاد و ذکر خدا می‌شد که فضای دل را بر دیگر مخلوقات تنگ می‌کرد. ابو نعیم اصفهانی از علمای اهل سنت نقل می‌کند که: «کان علی بن الحسین اذا فرغ من وضوء الصلاة وصار بین وضوئه وصلاته اخذته رعدة ونفضة، فقیل فی ذلک، فقال: ویحکم اتدرون الی من اقوم ومن ارید اناجی; همواره پس از وضو گرفتن و قبل از اقامه نماز، علی بن الحسین را لرزه‌ای فرا می‌گرفت، از ایشان درباره این حالت سؤال شد، امام علیه السلام فرمودند: وای بر شما! آیا می‌دانید که به درگاه چه کسی می‌ایستم و با چه کسی می‌خواهم مناجات کنم؟»

سیادت و عظمت

حاکمان بنی امیه و تمام کسانی که از اهل بیت علیهم السلام بغض و کینه‌ای به دل داشتند، تمام سعی و تلاششان این بود که با تبلیغات سوء بر علیه این خاندان، آنان را به انزوا کشانده و محبت مردم را نسبت به آنان کم کنند و نور ولایت را خاموش سازند «یریدون لیطفؤوا نور الله بافواههم والله متم نوره ولوکره المشرکون»; «آن‌ها می‌خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش کنند، ولی خداوند نور خود را کامل می‌کند، هر چند کافران خوش نداشته باشند.»

ولی با همه این دسیسه‌ها و نیرنگ‌ها و تبلیغات سوء، این خاندان در بین مردم مقام و منزلت والایی داشتند و مورد احترام و تکریم واقع می‌شدند.

نقل شده که هشام بن عبدالملک از حکام بنی امیه، برای انجام فریضه حج عازم مکه شد، به هنگام طواف، وقتی می‌خواست حجر الاسود را استلام کند، به خاطر ازدحام جمعیت، موفق به این کار نشد، سپس منبری را در کنار حرم گذاشتند و هشام بر روی آن نشست و لشکریان دور او را گرفتند، در همین موقع امام سجاد علیه السلام وارد شد، در حالی که عبایی بر دوش مبارکش بود; «احسن الناس وجها واطیبهم رائحة، بین عینیه سجادة; زیباترین مردم از نظر صورت و خوشبوترین مردم بود و در بین دو چشمش (محل سجده) علامت سجده نمایان بود.»

امام علیه السلام در حال طواف هنگامی که نزدیک حجر الاسود رسید، مردم به خاطر هیبت او و به نشانه تجلیل و احترام، کنار رفتند تا ایشان حجر الاسود را استلام کنند. هشام، از این موضوع خشمگین شد. یکی از اطرافیان هشام، پرسید: این شخص کیست که مردم این گونه احترامش می‌کنند؟ فرزدق (شاعر معروف عرب) که آن حضرت را شناخته بود گفت: من او را می‌شناسم و بالبداهة شروع به خواندن اشعاری کرد و ابیات زیادی را در فضائل امام علیه السلام بیان کرد. در این هنگام، هشام به شدت عصبانی شد و دستور داد فرزدق را در مکانی به نام «عسفان » بین مکه و مدینه، زندانی کنند.

تواضع

چهارمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت، در میان مردم از جایگاه والایی برخوردار بود و فضائل اخلاقی، موقعیت علمی و قرابتی که با رسول خدا صلی الله علیه و آله داشت، سبب شده بود که عامه و خاصه او را احترام و تعظیم کنند، ولی با وجود چنین برخوردی از طرف مردم، تواضع و فروتنی یکی از ویژگی‌های ممتاز اخلاقی آن حضرت به شمار می‌رفت، به حدی که در پاره‌ای از اوقات مورد اعتراض برخی از مسلمانان واقع می‌شد، برای نمونه روزی امام علیه‌السلام وارد مسجد شد و پس از عبور از میان توده مردم، در کنار «زیدبن اسلم» نشست. در این هنگام، نافع بن جبیر لب به اعتراض گشود و به آن حضرت عرض کرد: «غفر الله لک، انت سیدالناس، تاتی تتخطی حتی تجلس مع هذا العبد; مغفرت و رحمت خدا بر تو باد، تو سید و سرور مردم هستی، پس چرا این گونه می‌روی تا در کنار این عبد بنشینی؟» حضرت فرمودند: «العلم یبتغی ویؤتی ویطلب من حیث کان; علم و دانش باید جستجو شود و داده شود و طلب می‌شود از هر جائی که باشد.»

امام سجاد علیه السلام در رفتار با مردم آن چنان متواضع بودند که برخی اوقات سعی می‌کردند در میان مردم ناشناخته باشند تا بتوانند متواضعانه با مردم برخورد نمایند و به آن‌ها خدمت کنند. امام صادق علیه السلام می‌فرمایند: امام سجاد علیه‌السلام هنگامی که مسافرت می‌کرد با قافله ای حرکت می‌کرد که او را نمی‌شناختند و با اهل کاروان شرط می‌کرد که در طول سفر خدمت‌گذار آنان باشد.

دستگیری از ستمدیدگان و نیازمندان

امام زین‌العالدین علیه السلام همان‌طور که در عبادت‌های فردی زبانزد عام و خاص بود، در عبادات اجتماعی نیز، همه را به حیرت واداشته و خدمت به خلق، به‌خصوص دستگیری و دلجویی از نیازمندان را زینت‌بخش رفتار خود قرار داده بود، از این‌رو بسیاری از مورخین، با عبارت‌های گوناگون این موضوع را نقل کرده‌اند.

آن حضرت نسبت به بهبود وضع زندگی فقراء و محرومین، اهتمام فراوانی داشت و چنان بر این کار مداومت می‌ورزید که آثار حمل طعام برای فقرا، بر روی جسم مبارکشان باقی مانده بود، به‌گونه‌ای که نقل شده: «لما مات علی بن الحسین فغسلوه جعلوا ینظرون الی آثار سواد بظهره، فقالوا: ما هذا؟ فقیل: کان یحمل جرب الدقیق لیلا علی ظهره یعطیه فقراء المدینة; هنگامی که علی بن الحسین رحلت کرد و مسلمانان بدن مبارکش را غسل می‌دادند، آثار سیاهی و کبودی را بر پشت آن حضرت مشاهده نمودند، پرسیدند: این آثار برای چیست؟ جواب داده شد که این اثر حمل کیسه‌های پر از طعام است که آن حضرت به فقراء مدینه اعطا می‌کردند.

چرا امام علی بن حسین(ع) «زین العابدین» لقب گرفت؟

در اینکه آن حضرت را زین العابدین می گویند روایات جالبی در بهترین کتب حدیث آمده است که در ادامه به آنها اشاره می‌کنیم:

۱ـ عمران بن سلیم می‌گوید: هر گاه زُهری از علّی بن الحسین مطلبی نقل می‌کرد، می‌گفت: مرا زین العابدین روایت کرد. یکبار سفیان بن عُیَیْنه به او گفت: از چه جهت او را زین العابدین می‌گویی؟

پاسخ داد از سعید بن مسیّب شنیدم که رسول خدا فرمود:

به روز قیامت، فریاد کننده‌ای آواز برآرد: زینت عبادت کنندگان، کجاست؟

یُناد مُنادس: أیْنَ زَیْنُ الْعابِدینَ؟

چنان می‌بینم که فرزندم علی بن الحسین با تمام وقار و سکون در میان مردم محشر براری رسیدن به جایگاهش قدم بر می‌دارد.

همین روایت را کتاب پرقیمت «علل الشرایع» صدوق از طریق علی بن ابراهیم قمّی، از ابن عبّاس، از رسول الهی حکایت می‌کند.

۲ـ سحرگاهی در حالت عبادت و مناجات بود، مناجاتب عاشقنه، و عبادتی خالصانه، ابلیسی به صورتی وحشتناک در برابرش مجسّم شد تا روی را از حال خوشی که با محبوبش داشت باز دارد، آن حضرت کمترین توجّهی به آن شبح هولناک و چهره ترس آور نکرد، به قیام و قعود و به ذکر و مناجاتش ادامه داد، که ناگهان شنید گوینده‌ای از طرف غیب، سه مرتبه فریاد زد:

أنْتَ زَیْنُ الْعابِدینَ حَقّاش!!

به هنگامی که وضو می‌گرفت، رنگ مبارکش به زردی می‌گرائید. زمانی اهل بیت بزرگوارش از او پرسیدند: چرا به وقت وضو اینچنین می‌شوی؟ پاسخ داد: می‌دانید آماده ایستادن در برابر چه آقائی هستم!

چون به نماز می‌ایستاد لرزه بر اندامش می‌افتاد!! در جواب کسی که از حضرت پرسید این چه حال است؟ فرمود: به وقت مناجات و عبادت در پیشگاه محبوبم این حالت به من دست می‌دهد.

روزی در اطاقی که در حال سجده بود آتش افتاد، بیم آن می‌رفت که شعله آتش تمام اطاق را بگیرد، ناگهان فریاد زدند: پسر پیامبر! آتش آتش!!

اهل خانه آتش را خاموش کردند و آن عاشق پاکباخته هنوز در سجود بود، چون از عبادت فارغ شد، عرضه داشتند: چه علّتی شما را از توچّه به حریقی که به اطاق افتاد بازداشت؟ فرمود: آتش آخرت!!

 روایتی بس مهم در باب کیفیّت عبادت عابدان بن مضمون زیر از آنحضرت نقل شده:

إنَّ قَوْماً عَبَدُواللّهَ رَهْبَةً، فَتِلْکَ عِبادَةُ الْعَبیدِ; وَ آخَرینَ عَبَدُوهُ رَغْبَةً، فَتِلْکَ عِبادَةُ التُّجّارِ; وَ إِنَّ قَوْماً عَبَدُوااللّهَ شُکْراً، فَتِلْکَ عِبادَةُ الاْحْرارِ:

گروهی خداوند را از ترس عذاب بندگی می کنند، این عبادت غلامان و بردگان بزدل است. جمعی حضرت دوست را از شوق رسیدن به بهشت عبادت می کنند، این کار تاجران است. و عدّه‌ای وجود مقدّس او را محض شکر و اینکه آنجناب لایق عبادت است، پرستش می‌کنند و این عبادت آزادگان است.

عبادت آنجناب عبادت آزاد از ترس و شوق بود، او با تمام هستی و وجودش خداوند را محض خداوندیش می‌خواست، در هیچ عبادتی از حضرت معبود توقّع اجر و مزد نداشت، و به خاطر ترس از عذاب به هیچ عبادتی قیام نکرد!!

انتهای پیام/

کد خبر: 1150223

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 1 + 1 =