حمید هنرجو نویسنده کتاب «تیترها از تانکها نمیترسند» در گفتوگو با خبرنگار فرهنگی ایسکانیوز درباره سوژه این کتاب که گوشهای از زندگی مرحومه زهرا قیداری از پرستاران دوران دفاع مقدس به زبان یک خبرنگار روایت میشود گفت: خودم بیش از دو دهه خبرنگار و روزنامه نگار بودم و در واقع مشاهدات خودم و تجربههایی که در این سالها داشتم در نگارش این داستان دخالت دارد.
وی ادامه داد: از رنج خبرنگار، از رنج روزنامه نگار، از مشقت عکاس برای به ثبت رساندن لحظات و در واقع آن صحنه هایی که شاید در تاریخ فقط یک بار تکرار بشود از همه آن مسائل آگاه هستم که همه این موارد در اینکه سوژه کتاب را یک خبرنگاری که در حال کشف حقیقت است قرار بدهم دخالت داشت.
هنرجو با بیان اینکه بعضی روایتگران، مولدان فرهنگی و سیاسی چون جلوی کادر و دوربین نیستند و دیده نمیشوند پس در لابلای روزمرگی فراموش میشوند تصریح کرد: هدفم نشان دادن این آدم های پشت صحنه بود که چقدر اینها موثر هستند و چقدر زحمت میکشند. چقدر یک عکاس، یک خبرنگار، یک گزارشگر و حتی کسی که در اتاقی نشسته و تدوین میکند و کسی که گزارش یک خبرنگار را ویراستاری میکند؛ نگاهم این بود که این نیرو و پتانسیل در همه تاریخ و همه دورهها آدمهای پشت صحنه هستند اما به اندازه کافی رنج میبرند و به اندازه کافی هم خدمت میکنند و اطلاع رسانِ قویای از مسائل و حوادث هستند.
وی خاطرنشان کرد: مولفه دیگری که در نظرم بود این بود که نشان بدهم که کشف موضوعات و آدم ها و شناساندن آدمی از نسل قبل به نسل بعد، میتواند کار ارزشمند یک خبرنگار باشد. خبرنگار علاوه بر نوشتن از موضوعات روز، رسالت معرفی و تبیین دیروز را هم دارد و این نشان میدهد که یک خبرنگار و روزنامهنگار و آدمی که در صحنه اطلاع رسانی قرار دارد هم خیلی باید پرشور و هم خیلی پرمطالعه باشد.
نویسنده کتاب «تیترها از تانکها نمیترسند» اظهار کرد: یک خبرنگار باید شخصیتها و مشاهیر گذشته را، در حوزههای علم، عرفان، سیاست، ادبیات، هنر، تاریخ، جهاد و... بشناسد. این موضوعات در ذهن من بود تا اینکه تصمیم گرفتم شخصیت اصلی کتاب که در اصل بانویی بود که از دوران جنگ فقط اسمش به جای مانده بود و همین اسم هم کمرنگ بود را در قالب رمان معرفی کنم.
وی با بیان اینکه این کتاب به چاپ دوم رسیده است ادامه داد: دو بانو در این کتاب معرفی شدند. یکی خانم زهرا قیداری به عنوان بانویی که در گذشته بوده و بانویی که امروز به عنوان خبرنگار نقش معرفی او را بر دوش میکشد و کشف و معرفیاش میکند و همه اینها در قالب یک درام است و من نگاهم اینگونه است که باید دراماتیک به شخصیتها پرداخت.
هنرجو تاکید کرد: ضمن احترام به زندگی نامه نویسی و زندگی نامه نویسها معتقد هستم در نسل جدید این جواب نمیدهد که ما فقط یک روایت حماسی و فقط یک روایت گزارشی ارائه بکنیم و من اعتقاد دارم که باید به این مسائل نگاه هنری داشته باشیم و باید تم هنری وجود داشته باشد، باید لعاب روایت قویای داشته باشد و اثرگذار باشد و حتی به سمت مرزهای دیگر هم برویم.
وی با اشاره به اینکه کشور ما با کتاب و فرهنگ در جهان مطرح شده و نمیتوانیم این را نادیده بگیریم گفت: با پدیده دیجیتالیسم، شبکه های اجتماعی و فضای مجازی شهروند امروزی وقت مطالعه کمتری دارد و ما باید حقایق را درک کنیم و واقعیت ها را ببینیم. ما باید به سمت ایجاد جذابیت بریم، به خلاصه نویسی بپردازیم و به هنری نگاه کردن دقت کنیم. اگر ما با هنر قرابت و گره خوردگی نداشته باشیم حرفی هم برای گفتن نداریم. هنر کلام و تصویر را جاودانه میکند.
نویسنده کتاب «تیترها از تانکها نمیترسند» در پاسخ به این سوال که چون هم خانم قیداری به عنوان قهرمان کتاب و شخصیت خبرنگاری که به کشف این سوژه میپردازد هردو خانم هستند، کتاب به نوعی یک کتاب دخترانه محسوب میشود آیا عمدی در چنین کاری بوده؟ پاسخ داد: عمداً خواستم یک کتاب دخترانه باشد به دلیل اینکه بگویم دختران و زنان سرزمین من اگر قلم به دست بگیرند و هدفمند باشند هم موفقند. اگر اسلحه هم به دست بگیرند بازهم موفقند. بله این کتاب دخترانه دیده شده است.
وی درباره اینکه انتشارات ۲۷ بعثت عمدتا درباره سوژهها و افرادی کتاب منتشر میکند که جزو شهدا و فرماندهان لشکر ۲۷ محمد رسوال الله (ص) باشد پس چرا اینبار به سراغ سوژه متفاوت تری رفته است چنین توضیح داد: جذابیتهای این کتاب باعث شد عزیزان نشر این کتاب را از من قبول کنند. در این انتشارات پروژهای تعریف شده بود که قرار بود تعدادی اثر برای گروه سنی نوجوان تولید بشود. من پیش شرطی گذاشتم که اولا قهرمان این کتاب جزء لشکر۲۷ نیست و اینکه به شهادت هم رسیدن و بر اثر کرونا فوت کردند و گفتم روایت متفاوتی دارم که دوستان نشر هم استثناء قائل شدند و این کتاب چاپ و دیده شد
هنرجو در پایان سخنانش با بیان اینکه این کتاب در اردیبهشت سال ۱۴۰۴ و در روز پنجم نمایشگاه بین المللی کتاب تهران عرضه شد ادامه داد: کتاب در دی ماه امسال به چاپ دوم رسیده و خداراشکر توانست گام دومش را در همان سال اول انتشار بردارد و جای خودش را پیدا کرده است. نوجوانان و شخصیتهای فرهنگی که کتاب را خوانده بودند گله داشتند که حروف کتاب مقداری ریز است و چشم را خسته میکند که این موضوع را به ناشر انتقال دادم و در چاپ دوم سایز و فونت حروف را درشت تر کردند که ۳۵ صفحه به کتاب اضافه شده است.
انتهای پیام/
نظر شما