به گزارش خبرنگار استانی ایسکانیورز از کهگیلویه و بویراحمد؛ شهر یاسوج روزهایی را پشت سر میگذارد که شاید تلخی آن، ماندگارتر از هر بارشی باشد. پل مختار، سازهای که قرار بود نماد اتصال و پیشرفت باشد، این بار نه در اثر زلزلهای مهیب و نه سیلابی ویرانگر، که در مقابل بارشهایی که در بسیاری از نقاط دیگر کشور تنها موجب طراوت و سرزندگی میشود، از پا در آمد و فرو ریخت. این حادثه، پیش از هر چیز، زنگ خطری است برای جامعهای که شاهد تکرار اشتباهات مدیریتی است؛ اشتباهاتی که ریشه در کمبود دقت و نظارت دارد.
باران، در فرهنگ ما، همواره نماد برکت، زندگی و طراوت بوده است؛ اما در یاسوج، در حادثه دلخراش فرو ریختن پل مختار، این باران، پیامآور ویرانی شد و چهره تلخ واقعیتهای پنهان مدیریتی را آشکار ساخت. پل مختار، که سالها به عنوان یکی از شریانهای حیاتی ارتباطی در منطقه نقشی اساسی ایفا میکرد، این بار نه در برابر یک بلای طبیعی غیرمنتظره و عظیم، بلکه در مواجهه با شرایط جوی نهچندان استثنایی، تاب نیاورد و فرو ریخت. این فروپاشی، تنها یک اتفاق ناگوار فنی نیست، بلکه محصول زنجیرهای از تصمیمات اشتباه، کمبود نظارت دقیق و شاید بیتوجهی سازمانیافته به استانداردهای فنی و ایمنی است.
واقعیت تلخ این است که در بسیاری از پروژههای عمرانی کشور، مفهوم دقت به یکی از قربانیان اصلی تبدیل شده است. در مورد پل مختار نیز این پرسش بنیادین مطرح است که آیا تمام مراحل طراحی، انتخاب مصالح، اجرا و نظارت بر ساخت این پل، با وسواس و دقت لازم صورت گرفته است؟
آیا مطالعات کارشناسی کافی، پیش از احداث چنین سازه حیاتی، انجام شده بود؟ آیا پتانسیل تأثیرپذیری سازه از عوامل محیطی، از جمله بارشهای فصلی و حتی سیلابهای احتمالی، به درستی ارزیابی شده بود و مهمتر از همه، آیا سیستم نگهداری و پایش مستمر سازه، پس از احداث، بهدرستی فعال بوده است تا هرگونه ضعف احتمالی، پیش از آنکه به مرحله بحران برسد، شناسایی و رفع گردد؟
فرو ریختن پل مختار، پیامدهای ملموس و گستردهای را برای منطقه به همراه داشته است. قطع شریانهای حیاتی حملونقل، افزایش چشمگیر زمان رفتوآمد، بالا رفتن هزینههای لجستیکی و انتقال کالا، و اختلال در فعالیتهای اقتصادی منطقه، تنها بخشی از خسارات کوتاهمدت این حادثه است. اما در بلندمدت، این حادثه میتواند منجر به کاهش اعتماد عمومی به توانایی نهادهای مسئول در تأمین زیرساختهای ایمن و پایدار شود؛ اعتمادی که بازسازی آن، بسی دشوارتر از ساخت یک پل جدید است.
در عصری که جهان با چالشهای روزافزونی همچون تغییرات اقلیمی و رویدادهای جوی شدیدتر و غیرقابل پیشبینیتر مواجه است، اهمیت استحکام، دوام و ایمنی زیرساختها دوچندان میشود. در چنین شرایطی، دقت در طراحی و اجرای پروژههای عمرانی، دیگر یک اولویت درجه دو یا سه نیست، بلکه ضرورتی حیاتی و راهبردی است. عدم توجه به این ضرورت، نهتنها هزینههای اقتصادی هنگفتی را تحمیل میکند، بلکه میتواند جان انسانها را نیز به خطر اندازد.
این حادثه، تلنگری است به همه مدیران، مهندسان و ناظران پروژههای عمرانی در سراسر کشور. آیا زمان آن نرسیده است که دقت را نه به عنوان یک کلمه صرف، بلکه به عنوان یک فرهنگ سازمانی و اصل عملیاتی غیرقابل اجتناب، در تمامی سطوح مدیریتی نهادینه کنیم؟ آیا باید منتظر وقوع فجایع بزرگتر باشیم تا این درس تلخ را بیاموزیم که در مهندسی جامعه، هیچ سرمایهگذاریای مهمتر از سرمایهگذاری بر دقت و مسئولیتپذیری نیست؟
پل مختار یاسوج اکنون به نمادی از پل رفت بدل شده است؛ پلی که رفت تا نشان دهد در جامعهای که دقت در آن رنگ باخته است، حتی باران رحمت نیز میتواند به ابزار ویرانی بدل شود. امید است این فاجعه، سراغازی برای تغییر رویکردها و بازگشت دقت به جایگاه شایسته خود در نظام اجرایی کشور باشد.
خبرنگار: سعیده صداقتنژاد
انتهای خبر/
نظر شما