در سالهای اخیر، تکرار مداوم اخبار مربوط به جنگها و منازعات منطقهای و بینالمللی به بخشی ثابت از چرخه اطلاعرسانی جهانی تبدیل شده است. انتشار مستمر تصاویر خشونتبار، روایتهای تلخ انسانی از مردان، زنان و کودکان درگیر بحران و تحلیلهای نگرانکننده، بسیاری از مخاطبان را دچار فرسودگی و اشباع اطلاعاتی کرده است. با این حال، پدیدهای قابلتوجه در رفتار عمومی دیده میشود: افراد در حالی که خسته و ناراضی از این حجم اخبار منفی هستند، هنوز هم پیگیر همین محتوا باقی میمانند.
این وضعیت نشاندهنده تعارضی عمیق در مصرف رسانه است. از یک سو، مواجهه مکرر با تهدیدات، تنشها و رنجهای انسانی؛ چه نظامیان و چه غیرنظامیان، باعث کاهش تابآوری روانی و احساس خستگی مداوم در فرد میشود. ذهن انسان نسبت به محتوای استرسزا واکنش نشان میدهد و استمرار این محرکها نیاز به استراحت ذهنی را شدت میبخشد. این فرسودگی روانی که گاه به آن استرس مزمن نیز گفته میشود، میتواند تاثیر منفی بر کیفیت زندگی و سلامت روان فرد داشته باشد.
از سوی دیگر، میل به آگاهی و حفظ ارتباط با واقعیت، افراد را از قطع کامل ارتباط با اخبار باز میدارد. در شرایط بحرانی، کسب اطلاعات به شکل یک تلاش برای پیشبینی محیط و به دست آوردن کنترل نسبی بر اوضاع جلوه میکند. ندانستن تحولات، حس بیاطلاعی و غافلگیری را در فرد افزایش میدهد. این نیاز روانشناختی به کنترل با پدیدهای به نام «ترس از بیخبری» گره خورده است و باعث میشود افراد با وجود ناراحتی، همچنان به دنبال دریافت اطلاعات باشند. در فضایی که خبرگزاریها اخبار را به شکل لحظهای منتشر میکنند، نگرانی از عقب ماندن از رویدادهای حیاتی نیز بر این وضعیت دامن میزند.
علاوه بر این، حس مسئولیت اجتماعی و همدلی با افرادی که در جنگ درگیر هستند، اعم از نظامی و غیرنظامی، نقش مهمی ایفا میکند. مشاهده درد و رنج کودکان، خانوادهها و کسانی که زندگیشان تحت تأثیر قرار گرفته، باعث برانگیختن واکنشهای عمیق عاطفی میشود. این حس همدلی، عاملی قدرتمند است که افراد را به دنبال کردن اخبار و آگاهی از جزئیات بحران ترغیب میکند، حتی اگر این پیگیری مستقیماً به افزایش استرس و اضطراب بینجامد. به عبارتی، کنجکاوی برای دانستن و تعهد اخلاقی نسبت به آگاهی، بر نیاز به دوری از منابع استرس غالب میشود.
در مجموع، خستگی از اخبار جنگ نشانه بیتفاوتی نیست، بلکه بیشتر بازتاب فشار روانی ناشی از مواجهه مکرر با بحرانها و چالشهای جهانی است. انسان امروزی در میانه دوگانگی پیچیدهای قرار دارد: از یک سو برای حفظ سلامت روان نیازمند فاصله گرفتن از اخبار منفی است و از سوی دیگر، برای احساس امنیت و اطمینان، خود را مجبور به دنبال کردن همان اخبار میبیند. فهم این دوگانگی میتواند نخستین گام مؤثر در مدیریت مصرف رسانهای و کاهش آثار روانی آن باشد.
زندگی در عصر اطلاعات چالشهایی منحصر به فرد دارد، اما این به معنای ناتوانی در غلبه بر آنها نیست. پذیرش احساس خستگی و درک سازوکارهای روانی پشت آن، نخستین قدم برای بازپسگیری آرامش ذهن و کنترل زندگی است. همانطور که نور خورشید پس از هر طوفانی میتابد، قدرت تابآوری درونی هر انسان نهفته است. بیایید با آگاهی و انتخابهای هوشمندانه، محیطی امن برای ذهن خود ایجاد کنیم و نیروی درونیمان را در مسیر رشد، سازندگی و سلامت روان به کار گیریم.
بیتا حاجی ربیع*
انتهای یادداشت/
نظر شما