اقدام نظامی آمریکا در جنوب ایران، نقض صریح حقوق بین‌الملل و تلاش برای بی‌ثباتی منطقه است

فاطمه یزدان‌پناه، کارشناس روابط بین‌الملل، با واکاوی ابعاد حقوقی و سیاسی حملات اخیر رژیم آمریکا به مناطق جنوبی ایران، این اقدامات را نه یک عملیات نظامی محدود، بلکه بخشی از یک دکترین تغییر سیاست در قبال خاورمیانه دانست که با هدف تخریب ثبات در مسیرهای ترانزیتی انرژی صورت گرفته است.

فاطمه یزدان‌پناه کارشناس امور بین‌الملل در گفت‌وگو با خبرنگار استانی ایسکانیوز از کهگیلویه و بویراحمد گفت: مرزهای جغرافیایی یک کشور، از خط قرمزهای حقوق بین‌الملل محسوب می‌شوند.

وی اظهار داشت: آنچه در چند روز گذشته در پهنه جنوبی ایران شاهد آن بودیم، فراتر از یک برخورد نظامی سنتی، نقض صریح و بی‌پرده مفاهیم بنیادین حاکمیت ملی است. طبق ماده ۲ منشور سازمان ملل متحد، تمامی اعضا باید از تهدید یا توسل به زور علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی هر دولتی پرهیز کنند. اقدام رژیم آمریکا در این زمینه، نه تنها این اصل را زیر پا گذاشته، بلکه موازین حاکمیت بر دریاها را نیز به چالش کشیده است.

وی افزود: از منظر حقوق بین‌الملل دریایی و کنوانسیون‌های مربوطه، ورود غیرقانونی به آب‌های سرزمانی و نقض حریم هوایی یک کشور مستقل، اقدامی است که می‌تواند منجر به فعال شدن حق دفاع مشروع بر اساس ماده ۵۱ منشور سازمان ملل شود.

یزدان‌پناه تأکید کرد: این اقدام به معنای آن است که آمریکا عملاً با نادیده گرفتن نقش شورای امنیت، خود را فراتر از قوانین بین‌المللی قرار داده و در واقع نظم جهانی را به سمت هرج‌ومرج سوق می‌دهد.

این کارشناس روابط بین‌الملل در ادامه با بررسی انگیزه‌های پشت پرده این حمله، گفت: آمریکا در پی ایجاد یک «ترس استراتژیک» در منطقه است. حملات به مناطق جنوبی ایران که از نظر جغرافیایی بسیار حساس و دارای زیرساخت‌های حیاتی است، پیامی به بازیگران منطقه‌ای است مبنی بر اینکه هیچ نقطه‌ای در خلیج‌فارس و دریای عمان از کنترل نظامی آمریکا در امان نیست. اما این یک محاسبات غلط است؛ چرا که تاریخ نشان داده است که اقدامات تهاجمی، به‌جای ایجاد تسلیم، موجب بیداری ملی و افزایش توان دفاعی کشورها می‌شود.

یزدان‌پناه با تغییر محور بحث به سمت امنیت انرژی، خاطرنشان کرد: هدف اصلی این حملات، قطع یا تهدید مسیرهای انتقال نفت و گاز است. جنوب ایران، قلب تپنده امنیت انرژی جهانی است. هرگونه فعالیت نظامی در این منطقه، مستقیماً بر قیمت جهانی نفت و ثبات بازارهای مالی تأثیر می‌گذارد. رژیم آمریکا با هدف قرار دادن مناطق جنوبی، در واقع در حال بازی با امنیت اقتصادی تمام جهان است. این اقدامات نشان می‌دهد که واشنگتن از ابزار نظامی برای اعمال فشار بر اقتصاد جهانی استفاده می‌کند تا بتواند مواضع سیاسی خود را تحمیل کند.

وی در ادامه افزود: اینکه حملات به مناطق حساس زیرساختی نزدیک بوده است، نشان‌دهنده آن است که هدف، آسیب‌رسانی به توان تولید و صادرات ایران است. اما باید دانست که زیرساخت‌های دفاعی ایران در این مناطق با دقت بالایی طراحی شده‌اند و این نوع حملات تنها می‌تواند باعث افزایش هزینه‌های عملیاتی آمریکا در منطقه شود، بدون آنکه بتواند هدف اصلی خود یعنی فلج کردن توان اقتصادی ایران را محقق سازد.

کارشناس روابط بین‌الملل خاطرنشان کرد: آمریکا با این حرکت، عملاً استراتژی خود را تغییر داده است. مدت‌ها بود که واشنگتن سعی می‌کرد از طریق حضور نیروهای دریایی و بازدارندگی، امنیت را در منطقه برقرار کند، اما اکنون شاهد هستیم که آن‌ها به سمت "امنیت از طریق تهاجم" حرکت کرده‌اند. این یک چرخش خطرناک است. وقتی یک قدرت بزرگ، به‌جای میانجی‌گری و دیپلماسی، به سلاح تهاجم متوسل می‌شود، یعنی از ابزارهای سیاسی خود تهی شده است. این اقدامات، اعتماد کشورهای منطقه به نقش آمریکا به عنوان یک ضامن امنیت را به‌طور کامل از بین می‌برد و جای خود را به قدرت‌های منطقه‌ای و همکاری‌های جمعی می‌دهد.

بازآرایی قدرت؛ تقابل غرب و محورهای شرقی

فاطمه یزدان‌پناه در ادامه گفت‌وگو، با تغییر محور بحث به سمت ژئوپلیتیک جهانی، بیان کرد: که این حمله می‌تواند نقطه عطفی در تقویت پیوندهای استراتژیک ایران با قدرت‌های نوظهور باشد. تهاجم نظامی آمریکا به جنوب ایران، در واقع یک دعوت غیرمستقیم برای تقویت همکاری‌های راهبردی میان ایران، چین و روسیه است. در حالی که واشنگتن تلاش می‌کند با استفاده از قدرت نظامی، مرزهای نفوذ خود را بازتعریف کند، قدرت‌های شرقی از این فرصت برای ارائه یک مدل امنیتی جایگزین استفاده خواهند کرد.

وی در این زمینه افزود: چین و روسیه که هر دو از اصول حاکمیت ملی و عدم مداخله در امور داخلی کشورها دفاع می‌کنند، نمی‌توانند نسبت به چنین تعرضی که نظم جهانی را به چالش می‌کشد، بی‌تفاوت باشند. این حمله به معنای آن است که آمریکا با تحریک ایران، ناخواسته باعث می‌شود که این کشور به سوی بلوک‌های اقتصادی و نظامی رقیب متمایل‌تر شود. این موضوع، استراتژی «محاصره ایران» را به استراتژی «انزوای آمریکا» در منطقه تبدیل می‌کند.

یزدان‌پناه همچنین به واکنش کشورهای منطقه اشاره کرد و گفت: این اقدامات تهاجمی، شکاف عمیقی میان ایالات متحده و متحدان سنتی‌اش در منطقه ایجاد خواهد کرد. بسیاری از کشورهای خلیج‌فارس که پیش‌تر تحت سایه امنیت آمریکایی بودند، اکنون با دیدن این سطح از بی‌ثباتی و بی‌قیدوبندی در حملات نظامی، به این نتیجه می‌رسند که حضور آمریکا دیگر تضمین‌کننده امنیت نیست، بلکه خود عامل اصلی بی‌ثباتی است. این امر، زمینه را برای بازگشت به دیپلماسی منطقه‌ای و کاهش وابستگی به قدرت‌های فرامنطقه‌ای فراهم می‌کند.

این کارشناس روابط بین‌الملل با ورود به حوزه اقتصاد سیاسی، هشدار داد که پیامدهای این حمله بسیار فراتر از مرزهای ایران است. وی تصریح کرد: جنوب ایران، به‌ویژه منطقه تنگه هرمز و سواحل جنوبی، شریان حیاتی تجارت جهانی است. هرگونه اصطکاک نظامی در این منطقه، منجر به افزایش ریسک در بیمه حمل‌ونقل دریایی و در نتیجه، جهش بی‌سابقه در قیمت نفت و گاز خواهد شد. رژیم آمریکا با این اقدام، در واقع در حال انجام یک "تروریسم اقتصادی" در سطح جهانی است تا بتواند با ایجاد تنش در بازارهای انرژی، بر سیاست‌های کلان خود فشار وارد کند.

وی در ادامه گفت: اما باید توجه داشت که این نوسانات قیمت لزوماً به سود آمریکا نخواهد بود. افزایش قیمت انرژی، هزینه‌های تولید را در سراسر جهان بالا می‌برد و می‌تواند باعث رکود اقتصادی در بسیاری از کشورهای متحد آمریکا نیز بشود. در واقع، این یک بازی با حاصل‌جمع منفی است که در آن هزینه‌های بی‌ثباتی، بسیار بیشتر از دستاوردهای سیاسی احتمالی خواهد بود.

یزدان‌پناه در پاسخ به این پرسش که آیا این حملات می‌تواند به توان اقتصادی ایران آسیب بزند، گفت: اگرچه هدف از این حملات، ضربه زدن به زیرساخت‌های تولید و صادرات است، اما نباید از تاب‌آوری اقتصادی ایران غافل شد. ایران در سال‌های اخیر، به‌دلیل تحریم‌های گسترده، استراتژی‌های جایگزین و تنوع‌بخشی به مسیرهای تجاری را به کار گرفته است. مقابله با این نوع حملات نیازمند مدیریت هوشمندانه جریان‌های مالی و تقویت امنیت سایبری _ فیزیکی زیرساخت‌هاست تا از هرگونه آسیب احتمالی جلوگیری شود.

فاطمه یزدان‌پناه در بخش پایانی از تحلیل‌های خود، به وضعیت دیپلماسی جهانی پرداخت. وی گفت: امروز ما شاهد یک بحران مشروعیت در نهادهای بین‌المللی هستیم. وقتی کشوری که خود یکی از اعضای اصلی شورای امنیت است، به نقض آشکار منشور سازمان ملل مبادرت می‌کند، این نشان‌دهنده فروپاشی نظام‌های چندجانبه‌گرا است. ایران باید در این مرحله، از تمامی مجامع حقوقی از جمله دیوان بین‌المللی دادگستری برای اثبات تعرضات آمریکا استفاده کند.

وی تأکید کرد: دیپلماسی ایران در این دوران باید دوگانه عمل کند: نخست، استفاده از قدرت نرم و افکار عمومی جهانی برای افشای ماهیت تهاجمی آمریکا و دوم، استفاده از قدرت سخت برای ایجاد بازدارندگی میدانی. تنها از طریق این ترکیب، می‌توان مانع از تکرار چنین حملاتی و حفظ حاکمیت ملی در شرایطی که نظم بین‌الملل دچار فرسایش شده است، نمود.

خبرنگار: سعیده صداقت‌نژاد

انتهای خبر/

کد مطلب: 1312456

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha