کریدور زنگزور (Zangezur corridor) یک مفهوم کریدور ترابری _ ژئوپولیتیک است که بعد از جنگ ۲۰۲۰ قرهباغ در ادبیات سیاسی بیشتر برجسته شد. این ایده بهعنوان یک مسیر مستقیم زمینی مطرح میشود؛ مسیری که قرار است جغرافیای بین سرزمینهای آذربایجان را دور بزند و امکان اتصال پیوسته ایجاد کند.
در واقع، کریدور زنگزور چیزی فراتر از یک پروژه راهآهن یا جاده است؛ چون بحث اصلی بر سر این است که آیا مسیر عبور باید صرفاً ترابری و تحت چارچوبهای عادی باشد یا تبدیل به چیزی شود که از نظر طرف مخالف، ماهیت سیاسی _ امنیتی و حتی ادعای اثرگذاری بر حاکمیت کشور میزبان پیدا میکند.
ایده کریدور زنگزور معمولاً به این شکل توصیف میشود: آذربایجان سرزمینی (mainland Azerbaijan) و خودمختاری نخجوان (Nakhchivan) بهعنوان یک «اکسکلاو _ سرزمین جداافتاده» (exclave) از خاک اصلی آذربایجان، با عبور از جنوب استان سیونیک _ زنگزور در ارمنستان؛ در واقع کریدور زنگزور قرار است آذربایجان سرزمینی را به نخجوان (بهعنوان بخش جداافتاده همان کشور) از طریق ارمنستان متصل کند.
چرا آذربایجان و ترکیه این ایده را ترویج میکنند؟ در واقع مسئله «فاصله و پیوستگی» است. نخجوان چون از بقیه خاک آذربایجان جداست، برای دسترسی زمینی و لجستیک، مسیرهای محدودی دارد. اگر یک مسیر زمینی پیوسته از درون ارمنستان ممکن شود، چند پیامد کلیدی دارد:
الف) کاهش هزینه و زمان ترانزیت: وقتی یک مسیر کوتاهتر و زمینیتر ایجاد شود، کالا و خدمات میتوانند روانتر جابهجا شوند.
ب) افزایش اهرم ژئوپولیتیک: حاکمیت بر مسیر عبور یعنی داشتن وزن سیاسی. هر چه مسیرهای ترابری امنتر و قابل اتکاتر شوند، بازیگران تلاش میکنند جایگاه خود را در شبکههای منطقهای تقویت کنند.
ج) پیوند با منافع ترکیه و شبکههای منطقهای: این ایده از سوی آذربایجان و ترکیه نیز بهعنوان ارتباط مستقیم تبلیغ میشود. وقتی آذربایجان به نخجوان به شکل زمینی وصل شود، زنجیرهای از منافع ترانزیتی (و حتی شبکهای) میتواند برای همپیمانها فعالتر شود.
چرا ارمنستان با کریدور مخالفت میکند؟ مخالفت ارمنستان دو محور اصلی دارد: ارمنستان میگوید منطق کریدور با مفاد آتشبس قرهباغ همخوان نیست. ارمنستان معتقد است این ایده میتواند به یک شکل از تهدید علیه حاکمیت تعبیر شود.
برخی تصور میکنند این مسیر گاهی بدون پاسگاههای مرزی _ چکپوست در نظر گرفته میشود؛ یعنی احتمال دارد جنجال اصلی دقیقاً بر سر این باشد که کنترل مرزی و چارچوب حقوقی چگونه خواهد بود. وقتی بحث «بدون چکپوست» مطرح میشود، از منظر کشوری مثل ارمنستان میتواند به معنی عبور با سطحی از امتیاز، استثنا تلقی شود و همین موضوع حساسیت حاکمیتی ایجاد میکند.
چرا زنگزور از اساس موضوع مناقشه بوده؟ منطقه زنگزور _ سیونیک بعد از فروپاشی امپراتوری روسیه (۱۹۱۸) میان بازیگران منطقهای مورد منازعه قرار گرفته است. همچنین گفته میشود در زمان شوروی، اتصالات ریلی بین نخجوان و آذربایجان از مسیر ارمنستان وجود داشت، اما بعد از رخدادهای اوایل دهه ۱۹۹۰ این اتصال قطع شد.
پس کریدور زنگزور، فقط یک پروژه جدید نیست؛ در ذهن بسیاری از بازیگران، بازگشت به یک مسیر قدیمی یا تثبیت دوباره یک مسیر جغرافیایی تلقی میشود. اما با اختلاف نظر درباره اینکه امروز قرار است کنترل چارچوبش چگونه باشد.
«کریدور» در ادبیات سیاسی چه تغییر مهمی دارد؟ ایده کریدور در توافق آتشبس ۲۰۲۰ به شکل رسمی حضور نداشت و بعداً بهواسطه ادبیات سیاسی و اظهارات رئیسجمهور آذربایجان (علییف) به کانون بحثها وارد شد. این یعنی حتی اگر بحث بازگشایی حملونقل وجود داشته باشد، تبدیل شدن آن به کریدور میتواند بار معنایی سیاسی جدیتری داشته باشد.
پس در نهایت، برای ایران چرا مهم است؟ ایران چرا باید به کریدور زنگزور حساس باشد؟ پاسخ را میشود از چند زاویه تحلیلی دید و مهمتر اینکه برخی ابعاد ضد و نقیض اشاره شده که نشان میدهد این موضوع صرفاً راه نیست.
ایران با رقابت بر سر شبکههای ترانزیتی روبهرو است؛ یک تغییر جدید در ۲۰۲۵، پروژهای با عنوان TRIPP (Trump Route for International Peace and Prosperity) مطرح شده توضیح ان به شرح زیر هست: به آمریکا حقوق توسعه انحصاری برای اداره یک کریدور تجاری میدهد و هدف آن کاهش نفوذ روسیه، ایران و چین در قفقاز جنوبی معرفی میشود.حتی اگر با اعداد و برچسبها موافق باشید یا نباشید، اصل پیام ژئوپولیتیک روشن است؛ شبکههای ترانزیتی در قفقاز جنوبی تبدیل به میدان رقابت قدرتها شدهاند. وقتی رقابت قدرتها تندتر میشود، منافع کشورهایی مثل ایران که به این شبکهها چشم دارند هم تحت تأثیر قرار میگیرد.
ایران در قفقاز جنوبی معمولاً به کاهش انحصار مسیرها و باز بودن چند گذرگاه علاقهمند است. وقتی یک مسیر مشخص (مثل مسیر زنگزور به شکل خاص) بیش از حد غالب شود، ممکن است: برخی مسیرهای دیگر کمرونق شوند یا وزن ایران در شبکه ترانزیت کاهش یابد یا بازیگران بدون توجه کافی به نقش ایران، مسیر را به سمت قطبهای دیگر تنظیم کنند.
بحث امنیت، پاسگاه مرزی، حاکمیت و منطق کریدور برجسته است. این بدان معناست که هر نسخهای از کریدور که کنترل مرزی و چارچوب سیاسی _ امنیتی را تغییر دهد، میتواند ریسکهای غیرترابری هم بسازد؛ ریسکهایی مثل بیثباتی، تنشهای حقوقی یا درگیریهای کنترلی. برای ایران، هر تنش در قفقاز جنوبی میتواند به شکلهای مختلف اثر بگذارد از تجارت و مسیرهای حملونقل گرفته تا محیط امنیتی مرزها و ثبات منطقهای.
به اینکه ارمنستان به جای کریدور با منطق واحد میگوید مسیرهای متعدد همزمان باز شوند اشاره شده (مفهوم «Crossroads of Peace»). این رویکرد معمولاً با منافع کشورهایی مثل ایران همراستا است؛ چون وقتی مسیرهای متعدد وجود دارد، وابستگی به یک گذرگاه کم میشود و وزن بازیگرهای میانی بیشتر میگردد. درواقع کریدور زنگزور عمدتاً قرار است آذربایجان سرزمینی را به نخجوان جداافتاده از طریق ارمنستان (استان سیونیک _ زنگزور) متصل کند.
این ایده برای حامیان، یعنی آذربایجان و ترکیه، بیشتر به «اتصال مستقیم، کاهش هزینه و افزایش نفوذ شبکهای» برمیگردد. ارمنستان اما با آن مخالفت میکند چون «کریدور» را میتواند خلاف چارچوب آتشبس و حتی تهدیدی علیه حاکمیت بداند بهویژه اگر قرار باشد شکل عبور، کنترل مرزی و امنیت مسیر، از حالت معمول خارج شود.
برای ایران، اهمیت موضوع در این است که کریدور زنگزور در عمل به یک مناقشه بر سر شبکههای ترانزیتی و توازن ژئوپولیتیک تبدیل شده و میتواند جایگاه ایران را در اقتصاد و سیاست منطقهای تحت تأثیر قرار دهد بهخصوص وقتی پروژههای بزرگتر با حضور قدرتهای فرامنطقهای در ادبیات مطرح شوند.
ریحانه امیدی*
انتهای یادداشت/
نظر شما