دانشگاه‌ها مجازی‌اند؛ بحران کیفیت و بی‌تفاوتی نسبت به آینده

این وضعیت، پرسش‌های جدی و مهمی را درباره عدالت آموزشی، کیفیت یادگیری و آینده آموزش عالی در کشور به‌وجود آورده است. قرار بود آموزش مجازی راه‌حلی موقت برای عبور از شرایط خاص باشد، اما امروز به بخشی از واقعیت آموزشی تبدیل شده است، واقعیتی که در آن، بسیاری از دانشجویان با کلاس‌هایی کم‌کیفیت، ناپایدار و گاهی حتی تشکیل‌نشده روبه‌رو هستند، در حالی که هزینه‌ای که پرداخت می‌کنند تغییری متناسب با این شرایط نکرده است.

به گزارش خبرنگار استانی ایسکانیوز از کاشان؛ همین تضاد میان خدمت کمتر و هزینه بیشتر یا هزینه ثابت یکی از اصلی‌ترین دلایل نارضایتی و نگرانی دانشجویان و خانواده‌های آنان است. این تناقض صرفا مالی نیست، بلکه ریشه در یک نگاه کلان‌تر به اولویت‌های آموزشی و مسئولیت اجتماعی نهادهای علمی دارد.

دانشگاه، صرفاً محل انتقال چند واحد درسی یا دریافت چند نمره نیست. دانشگاه جایی است که در آن دانشجو رشد فکری پیدا می‌کند، روش اندیشیدن را می‌آموزد، مهارت گفت‌وگو و تحلیل را تمرین می‌کند و برای آینده‌ای مسئولانه آماده می‌شود. آموزش عالی، فراتر از انتقال صرف دانش، بستری برای پرورش شخصیت، تقویت روحیه پرسش‌گری، گسترش افق دید و شکل‌گیری هویت حرفه‌ای و اجتماعی است.

اما وقتی آموزش به فضای مجازی منتقل می‌شود، این تجربه عمیق و چندبعدی تا حد زیادی آسیب می‌بیند. کلاس آنلاین، هرچند می‌تواند بخشی از محتوای آموزشی را منتقل کند، اما قادر نیست جایگزین کامل ارتباط زنده، بحث‌های کلاسی، تعامل مستقیم با استاد، انرژی حاصل از حضور در جمع دانشجویان و فضای پویا و انسانی دانشگاه شود. در فضای مجازی، بسیاری از ظرافت‌های ارتباطی، غیرکلامی و بین‌فردی که در فرآیند یادگیری نقش حیاتی دارند، از بین می‌رود.

نتیجه این تغییر، در بسیاری از موارد، افت محسوس کیفیت آموزش است؛ افتی که دانشجو آن را نه در حد یک تصور، بلکه در زندگی روزمره و پیشرفت تحصیلی خود احساس می‌کند. کیفیت یادگیری، عمق پژوهش‌ها، توانایی حل مسئله و حتی انگیزه ادامه تحصیل، همگی تحت تأثیر این تغییر ساختاری قرار گرفته‌اند.

یکی از مشکلات اصلی در این دوره، تشکیل‌نشدن برخی کلاس‌ها یا برگزاری ناقص و صوری آن‌هاست. گاهی کلاس‌ها فقط در ظاهر برگزار می‌شوند؛ زمان آن‌ها کوتاه است، محتوای کافی ارائه نمی‌شود، استادان فرصت یا انگیزه کافی برای تدریس مؤثر ندارند و دانشجو نیز نمی‌تواند ارتباط واقعی و پایداری با فرآیند یادگیری برقرار کند. بسیاری از دانشجویان گزارش می‌دهند که استادان یا به‌طور کلی در کلاس حاضر نمی‌شوند، یا کلاس‌ها را با تأخیر آغاز می‌کنند، یا زودتر از موعد پایان می‌دهند، یا محتوایی را ارائه می‌دهند که هیچ ارتباطی با سرفصل‌های درسی ندارد.

در چنین شرایطی، آموزش از یک فعالیت جدی و هدفمند به یک روند اداری و فرمالیته تبدیل می‌شود. این مسئله به‌تدریج باعث می‌شود که دانشجو احساس کند برای دریافت دانش واقعی هزینه می‌کند، اما در عمل چیزی متناسب با آن دریافت نمی‌کند. این احساس، فقط نارضایتی ساده نیست، بلکه نشانه‌ای از فرسایش اعتماد به نظام آموزشی است.

وقتی دانشجو مطمئن نیست که چه مقدار از مطالب درسی را واقعا آموخته و چه مقدار از آن صرفاً به دلیل حضور در کلاس یا پاس کردن واحدها صورت گرفته، انگیزه او برای یادگیری عمیق و پایدار به‌شدت کاهش می‌یابد. این فرسایش اعتماد، ضربه‌ای جدی به پیکره نظام آموزش عالی وارد می‌کند.

در کنار افت کیفیت، مسئله شهریه همچنان به‌عنوان یک فشار سنگین بر دوش دانشجویان و خانواده‌ها باقی مانده است. در شرایطی که بسیاری از امکانات حضوری دانشگاه مانند آزمایشگاه‌ها، کارگاه‌ها، فضاهای آموزشی، کتابخانه‌ها، سالن‌های مطالعه، خدمات مشاوره حضوری و تعاملات مستقیم به‌صورت کامل استفاده نمی‌شوند، انتظار طبیعی این است که شهریه‌ها نیز متناسب با این تغییر کاهش یابند یا دست‌کم بازنگری شوند. منطق اقتصادی حکم می‌کند که هزینه خدمات باید متناسب با کیفیت و کمیت آن باشد.

با این حال، در بسیاری از موارد چنین اتفاقی رخ نداده است. دانشگاه‌ها همچنان شهریه‌های کامل یا حتی افزایش‌یافته را دریافت می‌کنند، در حالی که سطح خدمات و کیفیت آموزش ارائه شده به‌طور محسوسی کاهش یافته است. دانشجو در موقعیتی قرار گرفته که نه از همه ظرفیت‌های آموزشی حضوری بهره‌مند است و نه از تخفیف یا کاهش هزینه‌ای متناسب با این محرومیت برخوردار می‌شود. این وضعیت، نوعی بی‌عدالتی آشکار را به‌وجود می‌آورد و فشار اقتصادی را برای بسیاری از خانواده‌ها، به‌ویژه خانواده‌هایی که فرزندان محصل بیشتری دارند یا از قشر متوسط و کم‌درآمد جامعه هستند، افزایش می‌دهد. این فشار مالی، خود می‌تواند به عاملی برای کاهش تمرکز دانشجو بر تحصیل و افزایش استرس او منجر شود.

نکته نگران‌کننده‌تر این است که این وضعیت در حال عادی شدن است. یعنی کم‌کم به‌گونه‌ای با آن برخورد می‌شود که انگار کلاس‌های ناقص، آموزش کم‌کیفیت و شهریه‌های سنگین بخشی طبیعی از زندگی دانشجویی هستند. این عادی‌سازی خطرناک است، چون وقتی یک مشکل بزرگ عادی تلقی شود، دیگر کسی برای اصلاح آن احساس فوریت نمی‌کند. سکوت و بی‌تفاوتی جامعه، رسانه‌ها و حتی گاهی خود دانشجویان، این روند را تشدید می‌کند. در حالی که اگر با دقت نگاه کنیم، آینده یک کشور دقیقاً از همین کلاس‌های به‌ظاهر ساده و همین دانشجویان امروز ساخته می‌شود.

کسانی که امروز در دانشگاه تحصیل می‌کنند، فردا قرار است در جایگاه‌های مهمی مانند پزشک، معلم، مهندس، پژوهشگر، مدیر و تصمیم‌گیرنده حضور داشته باشند. بنابراین، کیفیت آموزش آن‌ها مسئله‌ فرعی نیست؛ مسئله‌ سرنوشت‌ساز و حیاتی است. اگر این نسل با دانش ناکافی، مهارت‌های ضعیف و دیدگاه سطحی وارد عرصه حرفه‌ای و اجتماعی شوند، چه انتظاری می‌توان از آینده داشت؟ ضعف در تخصص، ناکارآمدی در مدیریت، کاهش خلاقیت و افت استانداردهای حرفه‌ای، پیامدهای مستقیم چنین رویکردی خواهد بود.

از منظر روانی نیز این شرایط آثار زیادی بر دانشجویان گذاشته است. دانشجویی که می‌بیند بسیاری از کلاس‌ها به‌درستی برگزار نمی‌شوند، استادان گاهی با تأخیر یا بی‌نظمی کلاس می‌گذارند، آموزش عمق کافی ندارد و دانشگاه نیز چندان حساسیتی نسبت به این افت کیفیت نشان نمی‌دهد، به‌تدریج دچار دل‌زدگی، ناامیدی و بی‌انگیزگی می‌شود. او ممکن است تنها برای پاس‌کردن واحدها تلاش کند، نه برای یادگیری واقعی.

این تغییر نگاه، یکی از خطرناک‌ترین پیامدهای آموزش بی‌کیفیت است. زیرا آموزش زمانی موفق است که دانشجو احساس کند مسیر رشد را طی می‌کند، مهارت‌هایش افزایش می‌یابد و آینده شغلی و حرفه‌ای‌اش تضمین‌شده‌تر می‌شود؛ اما وقتی این احساس از بین برود، آموزش به یک فرآیند خسته‌کننده، بی‌ثمر و صرفا رفع تکلیف تبدیل می‌شود. این فرسودگی روانی، می‌تواند منجر به افت تحصیلی، ترک تحصیل، یا ورود دانشجویان با حداقل آمادگی به بازار کار شود.

از طرف دیگر، آموزش مجازی نابرابری‌های موجود را نیز تشدید کرده است. همه دانشجویان امکانات برابر ندارند. برخی اینترنت پرسرعت و محیط مناسب برای مطالعه دارند، اما برخی دیگر در شرایط سخت‌تری زندگی می‌کنند و حتی برای شرکت در یک کلاس ساده با مشکل مواجه می‌شوند. برخی ناچارند هم‌زمان کار کنند تا هزینه‌های زندگی و تحصیل خود را تأمین کنند، برخی در خانواده‌ پرجمعیت زندگی می‌کنند و امکان تمرکز ندارند و برخی نیز از امکانات فنی مناسب مانند لپ‌تاپ یا تبلت برخوردار نیستند.

در چنین شرایطی، آموزش مجازی به‌جای اینکه فرصتی برابر ایجاد کند، می‌تواند شکاف میان دانشجویان را بیشتر کند. دانشجویانی که از امکانات بهتری برخوردارند، توانایی بیشتری برای بهره‌برداری از آموزش مجازی دارند، در حالی که دانشجویانی که با محدودیت‌های بیشتری روبه‌رو هستند، بیش از پیش عقب می‌مانند. این موضوع نشان می‌دهد که نگاه سطحی به آموزش مجازی، بدون توجه به شرایط واقعی دانشجویان، می‌تواند ناعادلانه و آسیب‌زا باشد و عملاً به تشدید نابرابری آموزشی منجر شود.

در این میان، مسئولیت اصلی بر دوش نهادهای آموزشی، وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و سیاست‌گذاران است. آن‌ها نباید صرفاً به برگزاری صوری کلاس‌ها یا حفظ ظاهر سیستم آموزشی اکتفا کنند. لازم است بازنگری جدی در سازوکار دریافت شهریه صورت گیرد؛ به‌گونه‌ای که هزینه‌ها متناسب با خدمات ارائه شده و کیفیت واقعی آموزش باشد. کیفیت کلاس‌ها باید به‌طور واقعی و با استفاده از ابزارهای ارزیابی دقیق سنجیده شود. استادان باید برای تدریس مؤثرتر تشویق، حمایت و نظارت شوند و ضمانت اجرایی برای برگزاری منظم و باکیفیت کلاس‌ها وجود داشته باشد.

همچنین، دانشجویان باید فرصت داشته باشند تا مشکلات و دغدغه‌های خود را به‌طور مؤثر بیان کنند و صدایشان شنیده شود. آموزش عالی، اگر قرار است آینده‌ساز باشد، باید بر پایه مسئولیت‌پذیری، کیفیت و عدالت بنا شود. نمی‌توان از دانشجو انتظار داشت که با تمام توان درس بخواند، اما در برابر او سیستمی قرار داد که هزینه کامل می‌گیرد و خدمات ناقص و کم‌کیفیت ارائه می‌کند. این رویکرد، نه تنها به دانشجو ظلم می‌کند، بلکه سرمایه‌گذاری آینده کشور را نیز به خطر می‌اندازد.

در نهایت، آنچه امروز در دانشگاه‌ها می‌گذرد، فقط یک مسئله آموزشی نیست، بلکه نشانه‌ای از نوع نگاه ما به آینده است. اگر کیفیت آموزش پایین بیاید، اگر شهریه‌ها همچنان سنگین بمانند، اگر کلاس‌های تشکیل‌نشده و ناقص به امر عادی تبدیل شوند و اگر هیچ حساسیت جدی و فراگیری نسبت به این موضوع وجود نداشته باشد، باید نگران بود. نگران این‌که نسلی در حال تحصیل است که قرار است فردا بار اصلی اداره این کشور را بر دوش بگیرد، اما امروز با آموزشی ناکافی، محیطی بی‌روح و هزینه‌ای سنگین روبه‌روست.

به گزارش ایسکانیوز، این نگرانی نه از سر بدبینی، بلکه از سر واقع‌بینی است. هر جامعه‌ که به دانشگاه خود بی‌توجه باشد، در حقیقت به آینده خود بی‌توجه بوده است. آینده‌ که قرار است بر دوش همین دانشجویان امروز ساخته شود، اما امروز آن‌طور که باید برای آن سرمایه‌گذاری نمی‌شود. این وضعیت، نیازمند توجه فوری و اقدام عملی از سوی همه مسئولان و دغدغه‌مندان حوزه آموزش عالی است تا از پیامدهای بلندمدت و جبران‌ناپذیر آن جلوگیری شود.

خبرنگار: ریحانه امیدی

انتهای پیام/

کد مطلب: 1307354

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha