بازدارندگی فعال؛ فرمول راهبردی رهبر شهید برای خروج از زمین بازی دشمن بود

معاون سیاسی سپاه پاسداران رمز عبور از تهدیدات را در دکترین ایران قوی دانست و تأکید نمود: اولویت‌بندی راهبردی بر توان موشکی و تولید علم، نتیجه مستقیم شناخت عمیق از دشمن و آینده‌نگری رهبر شهید در مدیریت بحران‌های ملی است.

گروه سیاسی ایسکانیوز، رهبر شهید انقلاب اسلامی در طول بیش از سه دهه زعامت خود، با نگاهی فراتر از مدیریت روزمره کشور، تلاش کرد مؤلفه‌های قدرت جمهوری اسلامی ایران را به‌صورت هم‌زمان تقویت کند؛ از اقتدار دفاعی و امنیتی گرفته تا پیشرفت علمی، خودباوری ملی، انسجام اجتماعی و گسترش نفوذ منطقه‌ای. بسیاری از صاحب‌نظران معتقدند جایگاه امروز ایران در معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی، نتیجه راهبردی است که بر پایه «ایران قوی»، حفظ استقلال، عزت ملی و اتکا به ظرفیت‌های داخلی شکل گرفت؛ راهبردی که آزمون‌های دشوار سال‌های اخیر نیز آن را به محک تجربه گذاشت.

سردار یدالله جوانی، معاون سیاسی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در گفت‌وگویی تفصیلی با خبرنگار سیاسی ایسکانیوز با تشریح مبانی فکری رهبر شهید در حوزه قدرت ملی، سیاست خارجی، وحدت و انسجام اجتماعی، دشمن‌شناسی، بازدارندگی دفاعی و شکل‌گیری جبهه مقاومت، گفت: بسیاری از دستاوردهای امروز جمهوری اسلامی ایران حاصل نگاه جامع، آینده‌نگر و راهبردی ایشان است؛ نگاهی که به باور او، مسیر پیشرفت و اقتدار ایران را در سخت‌ترین شرایط نیز تداوم بخشید.

ایسکانیوز: یکی از مسائل اصلی که همواره درباره رهبر شهید انقلاب مطرح می‌شود، نقش ایشان در تغییر معادلات منطقه‌ای و افزایش نفوذ جمهوری اسلامی ایران است. از نگاه شما، رمز موفقیت ایشان در این مسیر چه بود و چه عواملی باعث شد ایران به یک قدرت اثرگذار در منطقه تبدیل شود؟

جوانی: باید ابتدا به شرایط امروز اشاره کنم. ما در آستانه یک رویداد تاریخی قرار داریم؛ آیین وداع و تشییع رهبر شهید که بی‌تردید به یکی از مهم‌ترین رویدادهای تاریخ معاصر تبدیل خواهد شد. مردم از سراسر کشور و همچنین هیئت‌هایی از بیش از ۱۰۰ کشور برای حضور در این مراسم راهی تهران شده‌اند و امیدواریم آنچه در ایران و عراق رقم می‌خورد، نمایش وحدت، اقتدار و عظمت امت اسلام و ملت ایران باشد.

درباره شخصیت رهبر شهید و اندیشه‌های ایشان می‌توان از ابعاد مختلف سخن گفت، اما یکی از مهم‌ترین وجوه، نگاه راهبردی ایشان به منافع ملی، مسائل منطقه و جهان اسلام است. جنگ تحمیلی اخیر نیز نشان داد که ایشان چگونه در طول سال‌های رهبری، ایران را به کشوری قدرتمند و مقاوم تبدیل کردند؛ کشوری که برخلاف برآورد دشمنان، نه‌تنها فرو نپاشید، بلکه با اقتدار در برابر تجاوز ایستاد و بسیاری از محاسبات طرف مقابل را بر هم زد.

امروز بسیاری در جهان این پرسش را مطرح می‌کنند که چگونه رهبر انقلاب طی ۳۷ سال، ایران را به چنین جایگاهی رساندند. پاسخ را باید در نگاه جامع و همه‌جانبه ایشان جست‌وجو کرد. ایشان همزمان به ابعاد مختلف قدرت توجه داشتند؛ از تقویت توان دفاعی و بازدارندگی گرفته تا حفظ انسجام ملی، تقویت هویت دینی و افزایش اعتماد به نفس ملی. نتیجه این رویکرد، شکل‌گیری ایرانی بود که علاوه بر قدرت نظامی، پس از شهادت رهبر خود نیز شاهد وحدت و همبستگی کم‌نظیری شد.

یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های این موفقیت، ماهیت نظام ولایی جمهوری اسلامی است. رهبر شهید به دلیل شایستگی‌های علمی، تقوا، زهد، مدیریت و جایگاه ولایت، در سال ۱۳۶۸ عهده‌دار این مسئولیت شدند. در اندیشه سیاسی شیعه، ولی‌فقیه تنها یک مدیر سیاسی نیست، بلکه اگر مردم در مسیر الهی از او تبعیت کنند، نصرت الهی نیز شامل حال جامعه خواهد شد. همان‌گونه که شهید چمران نیز تأکید می‌کرد که اگر مردم از ولی‌فقیه تبعیت کنند، خداوند او را در تصمیم‌گیری‌ها هدایت خواهد کرد.

در حوزه سیاست خارجی نیز رهبر شهید، تعریفی متفاوت از منافع ملی ارائه کردند. برخلاف برخی دیدگاه‌های رایج که منافع ملی را صرفاً در چارچوب سود مادی تعریف می‌کنند، ایشان عناصر مهمی همچون عزت، استقلال، آزادی، هویت، ارزش‌های دینی، اعتماد به نفس ملی و مسئولیت نسبت به ملت‌های مظلوم را نیز جزء منافع ملی می‌دانستند.

بر همین اساس، سه اصل «عزت، حکمت و مصلحت» را به عنوان مبانی سیاست خارجی جمهوری اسلامی مطرح کردند. از نگاه ایشان، نظام بین‌الملل مبتنی بر سلطه‌گری و سلطه‌پذیری است و اگر کشوری بخواهد استقلال خود را حفظ کند، ناگزیر باید در برابر زیاده‌خواهی قدرت‌های سلطه‌گر ایستادگی کند.

رهبر شهید معتقد بودند که ملت ایران از ظرفیت‌های فراوان انسانی، جغرافیایی و تمدنی برخوردار است و اگر بر این ظرفیت‌ها تکیه کند، می‌تواند در برابر فشارها مقاومت کرده و مسیر پیشرفت را ادامه دهد. ایشان همواره به وعده الهی استناد می‌کردند که اگر ملتی خدا را یاری کند، خداوند نیز آن ملت را یاری خواهد کرد و همین باور، مبنای اعتماد ایشان به آینده کشور بود.

در همین چارچوب، نظریه «ایران قوی» شکل گرفت؛ نظریه‌ای که صرفاً به قدرت نظامی محدود نمی‌شود، بلکه همه ابعاد قدرت ملی از جمله علم، فناوری، اقتصاد، صنعت، فرهنگ، آموزش، امنیت، اقتدار دفاعی و انسجام اجتماعی را در بر می‌گیرد. ایشان معتقد بودند کشوری که قوی باشد، می‌تواند از منافع خود دفاع کند و اجازه ندهد دیگران برای آن تصمیم بگیرند.

رهبر شهید بارها با اشاره به این شعر معروف تأکید کردند:

«برو قوی شو اگر راحت جهان طلبی
که در نظام طبیعت، ضعیف پایمال است.»

به باور ایشان، دلیل اصلی دشمنی آمریکا با جمهوری اسلامی نیز همین بود که ملت ایران حاضر نشد سلطه‌پذیر باشد. آمریکا طی دهه‌های گذشته تلاش کرد جمهوری اسلامی را از میان بردارد، اما موفق نشد و حتی در جریان جنگ اخیر نیز برخلاف همه محاسبات خود، با مقاومت ملت ایران مواجه شد.

امروز بسیاری از تحلیلگران جهان، حتی در کشورهای غربی، به این نتیجه رسیده‌اند که ایران به یک قدرت تثبیت‌شده منطقه‌ای تبدیل شده و این جایگاه، حاصل شیوه حکمرانی، مدیریت و راهبردهای رهبر شهید در طول دهه‌های گذشته است؛ مدیریتی که در سخت‌ترین شرایط تحریم و فشار خارجی نیز مسیر پیشرفت کشور را متوقف نکرد.

ایسکانیوز: به نظر شما رهبر شهید انقلاب در طول این سال‌ها چه راهبرد و استراتژی‌ای را دنبال کردند که امروز شاهد شکل‌گیری و حفظ انسجام و وحدت ملی هستیم؛ انسجامی که در عرصه جهانی نیز بازتاب گسترده‌ای داشته است؟

جوانی: مقام معظم رهبری نگاهشان یک نگاه توحیدی، قرآنی و دینی است و بر اساس آموزه‌های دینی و قرآنی بر این باور بودند که وقتی یک جامعه اسلامی با نظام ولایی و توحیدی شکل می‌گیرد، طبیعتاً دشمنانی خواهد داشت و در برابر این دشمنان باید قوی شود. این قوی شدن نیز ریشه در آموزه‌های قرآن دارد؛ آنجا که خداوند می‌فرماید: «وَأَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّة»؛ همان آیه‌ای که بر نشان سپاه پاسداران نیز نقش بسته است. خداوند همواره جامعه اسلامی را به قدرتمند شدن دعوت می‌کند، اما این قدرت فقط در شمشیر، تفنگ یا موشک خلاصه نمی‌شود.

مقام معظم رهبری بارها به این شعر استناد کردند که «توانا بود هر که دانا بود» و تأکید داشتند که دانایی، اساس توانایی است. این نکته بسیار مهمی است؛ چراکه برخی تصور می‌کنند ایشان صرفاً بر قدرت نظامی، موشکی یا تجهیزات دفاعی تأکید داشتند، در حالی که چنین نیست. ایشان اساس توانمندی ملت ایران را در علم، آگاهی و دانایی می‌دانستند. حتی این شعر را در یکی از سخنرانی‌های خود قرائت کردند و بارها بر آیات قرآن از جمله «هَل یَستَوِی الَّذینَ یَعلَمونَ وَالَّذینَ لا یَعلَمون» تأکید داشتند.

در طول این سال‌ها نیز می‌بینیم که چه اندازه بر توسعه شرکت‌های دانش‌بنیان، پیشرفت علمی کشور و حمایت از دانشمندان تأکید داشتند. خود ایشان تصریح کردند که تا زمانی که زنده هستند از حرکت علمی کشور حمایت خواهند کرد. دیدارهای مستمر ایشان با نخبگان علمی نیز در همین راستا بود.

بنابراین اگر بحث «ایران قوی» را مطرح می‌کردند، به این دلیل بود که اعتقاد داشتند جامعه اسلامی اگر بخواهد مستقل، آزاد، خودباور و پیشرو باشد و رسالت اسلامی و انسانی خود را انجام دهد، باید قدرت داشته باشد؛ زیرا دشمن دارد. ایشان این سؤال را مطرح می‌کردند که آیا باید در برابر دشمن تسلیم شد یا مقاومت کرد؟ پاسخ ایشان روشن بود؛ مقاومت هزینه دارد، اما هزینه آن به مراتب کمتر از سازش است، زیرا سازش به معنای واگذاری همه چیز به دشمن است.

این نگاه دقیقاً با آموزه‌های قرآن نیز همخوانی دارد؛ آنجا که می‌فرماید: «وَلَن تَرضیٰ عَنکَ الیَهودُ وَلا النَّصاریٰ حَتّیٰ تَتَّبِعَ مِلَّتَهُم»؛ یعنی اگر تصور کنیم با عقب‌نشینی و امتیاز دادن رضایت دشمن جلب می‌شود، اشتباه است. آنان زمانی راضی می‌شوند که ما تابع خواسته‌ها و مسیر آنان شویم. بنابراین اگر ملتی بخواهد عزت، استقلال، امنیت، پیشرفت و منافع خود را حفظ کند، ناچار است قدرتمند باشد.

نخستین اصل این است که خداوند جامعه اسلامی را به قوی شدن فرمان داده است و این قدرت نیز همه عرصه‌ها را شامل می‌شود که پایه آن دانایی است؛ از علوم پزشکی گرفته تا صنعت، فناوری و تجهیزات دفاعی. رهبر شهید حتی فرمودند که ایران باید آن‌قدر در علم پیشرفت کند که در آینده اگر کسی در هر نقطه‌ای از جهان بخواهد به دانش روز دسترسی پیدا کند، ناچار باشد زبان فارسی را بیاموزد. این یعنی ایران باید به کانون تولید علم تبدیل شود، نه صرفاً مصرف‌کننده علم دیگران.

همین ظرفیت علمی و انسانی بود که دشمن را نگران کرد و سبب شد طی دهه‌ها فشار، تحریم و دشمنی علیه ایران اعمال شود؛ زیرا آنان می‌دیدند ایران از ظرفیت ژئوپلیتیکی عظیمی برخوردار است و رهبری نیز آمده که این ظرفیت را فعال کرده است. استعداد و خلاقیت جوانان ایرانی نیز در دفاع مقدس و سپس در حوزه‌های مختلف خود را نشان داد؛ همان ملتی که در برابر حمله صدام ایستاد و اجازه نداد رؤیای فتح چندروزه تهران تحقق پیدا کند.

رهبر شهید بر همین مبنا، ایران را برای مقاومت در برابر تهدیدهای آینده آماده کردند. ایشان به خوبی می‌دانستند که دشمن روزی جنگ را بر ایران تحمیل خواهد کرد. به همین دلیل، قدرت دفاعی، صنایع نظامی و دکترین دفاعی کشور را به‌گونه‌ای سامان دادند که ایران بتواند ضربه اول را تحمل کند و سپس وارد مراحل بعدی دفاع و پاسخ شود.

همین اتفاق نیز در جنگ اخیر رخ داد. شاید آغاز جنگ از نظر تاکتیکی با غافلگیری همراه بود، اما از نظر راهبردی، ملت ایران، نیروهای مسلح و ساختار نظام هرگز غافلگیر نشدند. دشمن تصور می‌کرد با شهادت رهبر و فرماندهان ارشد، ساختار کشور فرو خواهد پاشید، اما رهبر شهید طی سال‌ها ساختارهایی را ایجاد کرده بودند که قائم به فرد نباشد. نهادها شکل گرفته بودند، مسئولیت‌ها تعریف شده بود و هر بخش می‌توانست وظیفه خود را انجام دهد.

ایشان همواره بر اعتماد به مردم، مسئولان، نهادها و سازمان‌ها تأکید داشتند تا دشمن بداند جمهوری اسلامی وابسته به یک فرد نیست. دشمن گمان می‌کرد اگر ستون خیمه را بزند، همه چیز فرو می‌ریزد، اما تدبیر رهبر شهید باعث شد ایران حتی در سخت‌ترین شرایط نیز پابرجا بماند.

در سپاه پاسداران نیز مفهومی با عنوان «جزء به مثابه کل» وجود دارد؛ یعنی هر استان باید مانند کل سپاه عمل کند، هر ناحیه همچون یک سپاه باشد و حتی یک پاسدار نیز در صورت نیاز بتواند نقش خود را به‌درستی ایفا کند. شهید سلامی نیز بارها بر همین موضوع تأکید داشتند. نتیجه این نگاه را در همان ساعات نخست جنگ مشاهده کردیم؛ زمانی که دشمن تصور می‌کرد کار ایران تمام شده است، اما ملت ایران ایستاد، مقاومت کرد و امروز دشمن چاره‌ای جز پذیرش اراده ملت ایران ندارد.

رهبر شهید به مردم، به‌ویژه جوانان، ایمان داشتند و بارها تأکید کردند که اگر ملت ایران در قالب یک انسان مجسم شود، باید دست و پای او را بوسید. امروز نیز نتیجه همان اعتماد را می‌بینیم.

در طول ۳۷ سال رهبری، همواره توصیه می‌کردند که نگاه ما باید «آرمان‌گرای واقع‌بینانه» باشد. ایشان در عین آرمان‌گرایی، واقعیت‌های جهان را به‌خوبی می‌شناختند؛ از دشمنی آمریکا و رژیم صهیونیستی گرفته تا تحولات منطقه و انتقال قدرت در نظام بین‌الملل. بر همین اساس، راهبرد مقاومت را دنبال کردند و آن را به بستری برای شکل‌گیری قدرت در جهان اسلام تبدیل ساختند.

در امتداد همین نگاه بود که جبهه مقاومت در منطقه تقویت شد؛ از لبنان و فلسطین گرفته تا یمن و عراق. این جریان‌ها نیروهای نیابتی ایران نیستند، بلکه ظرفیت‌های جهان اسلام هستند که مسیر عزت، استقلال و خودباوری را یافته‌اند. نمونه آن را در یمن دیدیم؛ جایی که ائتلاف سعودی سال‌ها جنگید، اما در نهایت ناچار به عقب‌نشینی شد و امروز انصارالله به یک قدرت راهبردی تبدیل شده است.

رهبر شهید با درک صحیح از واقعیت‌های منطقه، نوعی هم‌افزایی میان جریان‌های مقاومت ایجاد کردند؛ به‌گونه‌ای که امروز تحولات لبنان، فلسطین، یمن، عراق و دیگر میدان‌ها در یک چارچوب واحد دیده می‌شود.

امروز نیز ایرانِ قدرتمند، پس از عبور از جنگ، همچنان توانمند ایستاده است و دشمن راهی جز پذیرش واقعیت قدرت ملت ایران ندارد. البته دشمن به این آسانی عقب‌نشینی نخواهد کرد؛ بنابراین ما نیز باید وحدت، انسجام، قدرت و مقاومت خود را حفظ کنیم.

دشمن خواهان ذلت ملت ایران است، در حالی که خداوند ذلت را برای مؤمنان نخواسته است. آنان به دنبال تسلیم ملت ایران هستند، اما این ملت، ملت امام حسین(ع) است. همان‌گونه که شهید سلیمانی فرمود: «ما ملت امام حسین هستیم» و چنین ملتی هرگز تسلیم نخواهد شد.

از همین رو، معتقدم دشمن ناچار خواهد شد اراده ملت ایران را بپذیرد. امروز حتی در داخل آمریکا نیز برخی شخصیت‌ها اذعان دارند که ایران یک قدرت واقعی است و آمریکا برای تأمین منافع خود ناچار است این واقعیت را بپذیرد.

ایسکانیوز: شما در صحبت‌های خود بارها به مفهوم «ایران قوی» اشاره کردید. به نظر شما رهبر شهید انقلاب اسلامی برای تحقق این راهبرد، طی سال‌های رهبری خود چه مسیری را دنبال کردند و چگونه توانستند انسجام و وحدت ملی را حفظ کنند؛ انسجامی که امروز بازتاب گسترده‌ای در عرصه بین‌المللی پیدا کرده است؟

جوانی: مقام معظم رهبری نگاهی توحیدی، قرآنی و دینی به جامعه داشتند. بر اساس آموزه‌های قرآن، ایشان معتقد بودند هرگاه جامعه‌ای اسلامی بر پایه ولایت و توحید شکل بگیرد، به طور طبیعی دشمنانی خواهد داشت و برای مقابله با این دشمنی‌ها باید قوی شود. این نگاه ریشه در آیه شریفه «وَأَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّه» دارد؛ همان آیه‌ای که بر نشان سپاه پاسداران نیز نقش بسته است.

البته از نگاه ایشان، قدرت فقط در موشک، تجهیزات نظامی یا توان دفاعی خلاصه نمی‌شد. بارها تأکید می‌کردند که «توانا بود هر که دانا بود» و دانایی، پایه و اساس توانایی است. برخی تصور می‌کنند تأکید رهبر شهید صرفاً بر قدرت نظامی بود، در حالی که ایشان ریشه قدرت را در علم، آگاهی و دانش می‌دیدند. به همین دلیل نیز همواره به آیات قرآن درباره جایگاه علم استناد می‌کردند؛ از جمله «هَل یَستَوِی الَّذینَ یَعلَمونَ وَالَّذینَ لا یَعلَمون».

اگر به سه دهه گذشته نگاه کنیم، می‌بینیم ایشان چه اندازه بر توسعه علمی، شرکت‌های دانش‌بنیان، حمایت از پژوهشگران و حرکت علمی کشور تأکید داشتند. بارها تصریح کردند که تا زمانی که زنده هستند از حرکت علمی کشور حمایت خواهند کرد و به همین دلیل نیز همواره با دانشمندان و نخبگان دیدار داشتند.

راهبرد «ایران قوی» از همین مبنا آغاز می‌شود؛ اینکه جامعه‌ای که می‌خواهد مستقل، آزاد، خودباور و پیشرو باشد، ناگزیر باید قدرتمند شود. از نگاه رهبر شهید، جامعه اسلامی باید به این پرسش پاسخ دهد که آیا می‌خواهد در برابر دشمن تسلیم شود یا مقاومت کند؟ ایشان بارها تأکید کردند که هزینه مقاومت بسیار کمتر از هزینه سازش است؛ زیرا سازش به معنای واگذاری همه امتیازات و در نهایت تسلیم شدن در برابر دشمن است.

ایشان برای تبیین این نگاه به آیه «وَلَن تَرضیٰ عَنکَ الیَهودُ وَلا النَّصاریٰ حَتّیٰ تَتَّبِعَ مِلَّتَهُم» نیز استناد می‌کردند و معتقد بودند دشمن تنها زمانی از شما راضی خواهد شد که از هویت، استقلال و ارزش‌های خود دست بردارید. بنابراین اگر ملتی بخواهد عزت، امنیت، استقلال و پیشرفت خود را حفظ کند، راهی جز قدرتمند شدن ندارد.

به همین دلیل، نخستین اصل در اندیشه ایشان این بود که خداوند جامعه اسلامی را به قوی شدن فرمان داده است؛ اما این قدرت باید در همه حوزه‌ها شکل بگیرد؛ از علم و فناوری گرفته تا صنعت، اقتصاد، پزشکی، دفاع و فرهنگ.

رهبر شهید بارها خطاب به دانشمندان، به‌ویژه جوانان، تأکید کردند که ایران باید به مرحله‌ای برسد که تنها مصرف‌کننده علم نباشد، بلکه تولیدکننده علم روز جهان شود؛ تا جایی که در آینده، هر کس بخواهد به مرزهای دانش دست پیدا کند، ناچار باشد زبان فارسی را بیاموزد. این نگاه، نشان‌دهنده افق بلند ایشان در حوزه پیشرفت علمی کشور بود.

از سوی دیگر، ایشان معتقد بودند فشارها، تحریم‌ها و دشمنی‌های چهار دهه گذشته صرفاً به دلیل یک موضوع بوده است؛ اینکه دشمنان ظرفیت‌های ژئوپلیتیکی، منابع انسانی و استعدادهای ملت ایران را می‌شناختند و می‌دانستند اگر این ظرفیت‌ها تحت رهبری صحیح قرار گیرد، ایران به قدرتی اثرگذار تبدیل خواهد شد.

رهبر شهید بر این باور بودند که جامعه اسلامی علاوه بر ضرورت قوی شدن، باید برای روزی آماده باشد که دشمن دست به تجاوز نظامی بزند. به همین دلیل طی سال‌های رهبری خود، توجه ویژه‌ای به توسعه قدرت دفاعی، صنایع نظامی و طراحی دکترین دفاعی کشور داشتند.

ایشان بارها تأکید کردند که اگر دشمن به ایران حمله کند، پاسخ جمهوری اسلامی صرفاً دفاعی نخواهد بود، بلکه قدرت دفاعی ایران می‌تواند به قدرت تهاجمی تبدیل شود. آنچه در جنگ تحمیلی اخیر مشاهده شد، نتیجه سال‌ها برنامه‌ریزی و طراحی راهبردی بود.

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های این راهبرد، آماده‌سازی کشور برای تحمل ضربه نخست و ادامه دادن مسیر مقاومت بود. رهبر شهید می‌دانستند دشمن تلاش خواهد کرد با یک حمله ناگهانی ساختار کشور را فرو بپاشد؛ بنابراین ساختاری طراحی شد که حتی در صورت شهادت فرماندهان ارشد نیز روند اداره کشور و نیروهای مسلح متوقف نشود.

این همان نکته‌ای است که در جنگ اخیر نیز مشاهده شد. دشمن تصور می‌کرد با حذف فرماندهان عالی‌رتبه و حمله به مراکز حساس، نظام از هم خواهد پاشید؛ اما ساختارهایی که طی سال‌ها شکل گرفته بود اجازه چنین اتفاقی را نداد.

ایشان همواره بر اعتماد به نهادها، سازمان‌ها و مسئولان تأکید داشتند و تلاش کردند ساختاری ایجاد شود که وابسته به یک فرد نباشد. دشمن تصور می‌کرد اگر ستون اصلی این خیمه را بردارد، همه چیز فرو می‌ریزد؛ اما رهبر شهید از سال‌ها قبل برای چنین سناریویی نیز برنامه‌ریزی کرده بودند.

از سوی دیگر، ایشان ایمان عمیقی به مردم، به‌ویژه جوانان داشتند. بارها می‌فرمودند اگر ملت ایران در قالب یک انسان مجسم شود، باید دست و پای او را بوسید. این میزان از اعتماد به مردم، سرمایه اصلی انسجام ملی بود.

رهبر شهید در تمام این سال‌ها همواره تأکید می‌کردند که آرمان‌گرایی باید با واقع‌بینی همراه باشد. ایشان شخصیتی آرمان‌گرا بودند؛ از نابودی رژیم صهیونیستی، افول آمریکا، انتقال قدرت جهانی به شرق، شکل‌گیری تمدن نوین اسلامی و زمینه‌سازی ظهور سخن می‌گفتند؛ اما همه این اهداف را بر پایه شناخت دقیق واقعیت‌های منطقه و جهان دنبال می‌کردند.

در همین چارچوب، راهبرد مقاومت نیز شکل گرفت. ایشان معتقد بودند باید ظرفیت‌های جهان اسلام در کنار یکدیگر قرار گیرند. به همین دلیل، محور مقاومت را امتداد همان اندیشه‌ای می‌دانستند که امام خمینی(ره) با تشکیل هسته‌های مقاومت در جهان اسلام مطرح کرده بودند.

نتیجه این سیاست را امروز در شکل‌گیری قدرت‌هایی مانند حزب‌الله، انصارالله یمن، گروه‌های مقاومت فلسطین و دیگر جریان‌های مقاومت مشاهده می‌کنیم. از نگاه رهبر شهید، این جریان‌ها نیروی نیابتی ایران نبودند، بلکه بخشی از امت اسلامی بودند که مسیر عزت، استقلال و خودباوری را انتخاب کرده‌اند.

به همین دلیل امروز، در هرگونه مذاکره یا توافق منطقه‌ای، جمهوری اسلامی ایران صرفاً به یک جبهه نگاه نمی‌کند، بلکه همه میدان‌ها را به صورت یک مجموعه واحد می‌بیند. این نگاه، حاصل سال‌ها سیاست‌گذاری راهبردی است.

امروز ایران کشوری است که جنگ‌های سخت، تحریم‌ها، فتنه‌ها و فشارهای گسترده را پشت سر گذاشته و همچنان مقتدر باقی مانده است. به همین دلیل نیز دشمن ناچار شده بسیاری از واقعیات قدرت ایران را بپذیرد.

البته دشمن به آسانی از اهداف خود دست نخواهد کشید. بنابراین حفظ وحدت، انسجام، قدرت ملی و اعتماد عمومی همچنان ضروری است. دشمن خواهان ذلت ملت ایران است، در حالی که از نگاه رهبر شهید، خداوند عزت را برای مؤمنان قرار داده و ملت ایران هرگز نباید تن به ذلت بدهد.

شهید حاج قاسم سلیمانی نیز بارها تأکید می‌کرد که «ما ملت امام حسین(ع) هستیم» و چنین ملتی هرگز تسلیم نخواهد شد. آنچه در روزهای اخیر در سراسر کشور مشاهده شد، جلوه‌ای از همین ایمان، مقاومت، ولایتمداری و انسجام ملی بود.

رهبر شهید همواره معتقد بودند جامعه‌ای که بر ایمان، وحدت، مقاومت و ولایت استوار باشد، مشمول وعده الهی خواهد بود و بر اساس آیه «وَلَن یَجعَلَ اللهُ لِلکافِرینَ عَلَی المُؤمِنینَ سَبیلًا»، راه سلطه دشمن بر چنین جامعه‌ای بسته است.

از همین رو، ایشان باور داشتند آینده متعلق به ملت‌هایی است که بر ایمان، استقلال، عزت و قدرت تکیه می‌کنند و به همین دلیل نیز معتقد بودند در نهایت، دشمن ناچار خواهد شد واقعیت ایران قدرتمند را بپذیرد و بر اساس آن رفتار کند.

ایسکانیوز: یکی از ویژگی‌هایی که در طول سال‌های رهبری رهبر شهید همواره مورد توجه بوده، قدرت بالای ایشان در تشخیص بحران‌ها و تصمیم‌گیری به‌موقع است. هر زمان که کشور با یک بحران مواجه می‌شد، ایشان با حفظ عزت و منافع ملی، تصمیماتی اتخاذ می‌کردند که مسیر کشور را مدیریت می‌کرد. به نظر شما این قدرت تشخیص و آینده‌نگری ریشه در چه ویژگی‌ها و خصوصیاتی داشت و چگونه موجب شد این رویکرد طی دهه‌های گذشته به‌صورت مستمر در عرصه عمل تداوم پیدا کند؟

جوانی: اگر کسی با زندگی و شخصیت مقام معظم رهبری آشنا باشد و سیر زندگی ایشان را مطالعه کند، به‌خوبی درمی‌یابد که این قدرت تشخیص و آینده‌نگری اتفاقی یا مقطعی نبوده است. کتاب «خون دلی که لعل شد» که به قلم خود ایشان نوشته شده، به‌خوبی نشان می‌دهد که از همان دوران نوجوانی و طلبگی، تیزهوشی، دقت، روحیه مطالعه، قدرت تحلیل و نگاه عمیق در شخصیت ایشان وجود داشته است.

رهبر شهید شخصیتی دانا، حکیم و آگاه بودند. ایران را به‌خوبی می‌شناختند؛ جامعه ایران، جریان‌های سیاسی، ظرفیت‌های کشور، مردم ایران، جهان اسلام، تاریخ اسلام، ادیان مختلف و حتی ساختار و ماهیت دشمن را به‌خوبی می‌شناختند. این گستره شناخت، واقعاً کم‌نظیر بود.

ویژگی دیگر ایشان این بود که با اقشار مختلف جامعه ارتباط مستقیم داشتند. وقتی با شاعران دیدار می‌کردند، گویی سال‌ها در حوزه شعر تخصص داشته‌اند؛ وقتی با کشاورزان، دانشمندان، فعالان شرکت‌های دانش‌بنیان یا فرماندهان نظامی گفت‌وگو می‌کردند، به‌گونه‌ای سخن می‌گفتند که گویی متخصص همان حوزه هستند. این توانایی حاصل سال‌ها مطالعه، تلاش، تجربه و ارتباط مستمر با بدنه جامعه بود.

خود ایشان نیز بارها فرموده بودند که شب‌ها با مطالعه کتاب به خواب می‌روند و کتابخانه‌شان گنجینه‌ای ارزشمند از آثار مختلف است. این روحیه علمی و پژوهشی، یکی از مهم‌ترین عوامل قدرت تحلیل و تصمیم‌گیری ایشان بود.

البته در کنار همه این ویژگی‌های فردی، تجربه مدیریتی گسترده نیز نقش تعیین‌کننده‌ای داشت. رهبر شهید از پیش از انقلاب در مبارزه حضور داشتند، پس از انقلاب مسئولیت‌های مختلفی برعهده گرفتند؛ از عضویت در شورای انقلاب و شورای عالی انقلاب فرهنگی گرفته تا نمایندگی امام در نهادهای مختلف، ریاست جمهوری و سپس بیش از سه دهه رهبری جمهوری اسلامی. طبیعی است که چنین تجربه‌ای اشراف کاملی بر مسائل کشور و منطقه ایجاد می‌کند.

اما از نگاه ما، همه این عوامل تنها بخشی از حقیقت است. شهید چمران نکته‌ای را مطرح می‌کند که به نظر من بسیار مهم است. ایشان می‌گوید گاهی در بحران‌ها، رهبر شهید تنها با یک سخنرانی تمام محاسبات دشمن را بر هم می‌زدند؛ در حالی که دشمن ماه‌ها برای یک عملیات برنامه‌ریزی کرده بود.

من معتقدم در کنار دانش، تجربه، هوشمندی و شناخت عمیق، باید به یک عامل مهم دیگر نیز توجه کرد و آن باور توحیدی و اتکال کامل ایشان به خداوند است.

ایشان حتی در یکی از بیانات خود توضیح می‌دهند که گاهی در لحظه تصمیم‌گیری، ناگهان راه صحیح به ذهن انسان خطور می‌کند و پس از عمل نیز معلوم می‌شود که همان تصمیم درست بوده است. از نگاه ایشان، این همان هدایت الهی است که قرآن وعده داده است.

نمونه این نگاه را می‌توان در تحلیل ایشان از تهدیدهای آمریکا مشاهده کرد. در مقاطعی برخی معتقد بودند برای جلوگیری از حمله آمریکا باید عقب‌نشینی و امتیازدهی کرد، اما رهبر شهید معتقد بودند راه درست، مقاومت و پیشرفت کشور است.

رهبر شهید بارها تأکید می‌کردند که انقلاب اسلامی نیز نمونه‌های فراوانی از این امدادهای الهی را تجربه کرده است؛ از حادثه طبس گرفته تا رخدادهای مختلف دوران دفاع مقدس و حتی جنگ‌های اخیر.

به اعتقاد ایشان، هنگامی که جامعه‌ای با ایمان، اخلاص و مجاهدت در مسیر الهی حرکت کند، وعده‌های الهی نیز تحقق پیدا خواهد کرد.

از همین رو، امروز بیش از هر زمان دیگری لازم است که جامعه، به‌ویژه نسل جوان، با منظومه فکری رهبر شهید آشنا شود. همان‌گونه که خود ایشان بر تبیین مکتب امام خمینی(ره) و پس از آن مکتب شهید سلیمانی تأکید داشتند، امروز نیز شناخت مکتب رهبر شهید ضرورتی اساسی است.

این مکتب، مکتب امید، پیشرفت، عزت، مقاومت و رساندن جامعه به قله‌های پیشرفت است. خود ایشان بارها تأکید می‌کردند که «ما به قله نزدیک هستیم؛ خسته شدن و ناامید شدن ممنوع است.»

نکته مهم دیگر این است که در سراسر سخنان رهبر شهید، هیچ‌گاه نشانی از یأس و ناامیدی نسبت به آینده دیده نمی‌شود. ایشان همواره با امید سخن می‌گفتند؛ زیرا اهل توکل، توسل و اخلاص بودند.

رهبر شهید درباره شهید سلیمانی فرمودند اگر بخواهیم شخصیت او را در دو واژه خلاصه کنیم، آن دو واژه «اخلاص» و «صدق» است؛ یعنی صداقت با خدا و صداقت با مردم. به باور من، همین دو ویژگی درباره خود رهبر شهید نیز صادق بود. ایشان با مردم صادقانه سخن می‌گفتند، برای خدا کار می‌کردند و همه تصمیم‌های خود را بر پایه اخلاص اتخاذ می‌کردند.

به همین دلیل، رمز موفقیت‌ها و دستاوردهایی که برای ملت ایران رقم خورد، در همین صدق، اخلاص، توکل و نگاه راهبردی نهفته بود. آینده نیز در همین مسیر رقم خواهد خورد و ملت ایران این راه را با پرچمی که امروز در دست رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت‌الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای است، ادامه خواهد داد و ان‌شاءالله هم عزت دنیوی و هم سعادت اخروی این ملت در همین مسیر تأمین خواهد شد.

ایسکانیوز: در اندیشه رهبر شهید انقلاب، چگونه میان عزت ملی، منافع ملی و مصلحت سیاسی توازن برقرار می‌شد و این نگاه چه دستاوردی برای ایران به همراه داشت؟

جوانی: یکی از ویژگی‌های مهم منظومه فکری رهبر شهید انقلاب، نگاه منظومه‌ای به مفاهیم بنیادین بود. در این نگاه، عزت ملی، منافع ملی و مصلحت سیاسی مفاهیمی جدا از هم نیستند، بلکه در امتداد یکدیگر تعریف می‌شوند. برخلاف برخی رویکردها که این مفاهیم را در تعارض با یکدیگر می‌بینند، ایشان معتقد بودند منافع ملی زمانی تحقق پیدا می‌کند که عزت، استقلال و ارزش‌های یک ملت نیز حفظ شود.

رهبر شهید در تبیین منافع ملی، صرفاً به ابعاد مادی و اقتصادی توجه نداشتند، بلکه معتقد بودند منافع ملی مجموعه‌ای از ارزش‌های مادی و معنوی یک ملت را در بر می‌گیرد. همان‌گونه که درباره پیشرفت نیز تأکید داشتند که پیشرفت واقعی تنها رشد اقتصادی نیست، بلکه تعالی فرهنگی، معنوی، اجتماعی و حفظ کرامت انسانی را نیز شامل می‌شود.

از همین منظر، ایشان امنیت کشورهای اسلامی و تقویت امت اسلامی را نیز بخشی از تأمین امنیت و منافع ملی ایران می‌دانستند. بر همین اساس، اعتقاد داشتند هرچه ثبات و امنیت در کشورهای منطقه بیشتر باشد، امنیت جمهوری اسلامی ایران نیز پایدارتر خواهد بود. حضور و فداکاری نیروهایی همچون شهید سلیمانی و شهدای مدافع حرم نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است؛ زیرا امنیت منطقه را از امنیت ملی ایران جدا نمی‌دانستند.

رهبر شهید همواره تأکید می‌کردند که تضمین اصلی منافع ملی، قدرت ملی است. تجربه نیز نشان داده است که هیچ تعهد یا تضمین خارجی بدون پشتوانه قدرت، قابل اتکا نیست. به همین دلیل، ایشان قدرت را پشتوانه دیپلماسی، امنیت و تأمین حقوق ملت ایران می‌دانستند و معتقد بودند هرچه قدرت ملی افزایش یابد، امکان دفاع از حقوق و منافع کشور نیز بیشتر خواهد شد.

ایسکانیوز: یکی از موضوعاتی که در سال‌های اخیر بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته، انسجام ملی است. به نظر شما مهم‌ترین دستاورد رهبر شهید انقلاب در تقویت وحدت و انسجام ملی چه بود؟ در اندیشه رهبر شهید انقلاب، چگونه میان عزت ملی، منافع ملی و مصلحت سیاسی توازن برقرار می‌شد و این نگاه چه دستاوردی برای ایران به همراه داشت؟

جوانی: یکی از ویژگی‌های مهم منظومه فکری رهبر شهید انقلاب، نگاه منظومه‌ای به مفاهیم بنیادین بود. در این نگاه، عزت ملی، منافع ملی و مصلحت سیاسی مفاهیمی جدا از هم نیستند، بلکه در امتداد یکدیگر تعریف می‌شوند. برخلاف برخی رویکردها که این مفاهیم را در تعارض با یکدیگر می‌بینند، ایشان معتقد بودند منافع ملی زمانی تحقق پیدا می‌کند که عزت، استقلال و ارزش‌های یک ملت نیز حفظ شود.

رهبر شهید در تبیین منافع ملی، صرفاً به ابعاد مادی و اقتصادی توجه نداشتند، بلکه معتقد بودند منافع ملی مجموعه‌ای از ارزش‌های مادی و معنوی یک ملت را در بر می‌گیرد. همان‌گونه که درباره پیشرفت نیز تأکید داشتند که پیشرفت واقعی تنها رشد اقتصادی نیست، بلکه تعالی فرهنگی، معنوی، اجتماعی و حفظ کرامت انسانی را نیز شامل می‌شود.

از همین منظر، ایشان امنیت کشورهای اسلامی و تقویت امت اسلامی را نیز بخشی از تأمین امنیت و منافع ملی ایران می‌دانستند. بر همین اساس، اعتقاد داشتند هرچه ثبات و امنیت در کشورهای منطقه بیشتر باشد، امنیت جمهوری اسلامی ایران نیز پایدارتر خواهد بود. حضور و فداکاری نیروهایی همچون شهید سلیمانی و شهدای مدافع حرم نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است؛ زیرا امنیت منطقه را از امنیت ملی ایران جدا نمی‌دانستند.

رهبر شهید همواره تأکید می‌کردند که تضمین اصلی منافع ملی، قدرت ملی است. تجربه نیز نشان داده است که هیچ تعهد یا تضمین خارجی بدون پشتوانه قدرت، قابل اتکا نیست. به همین دلیل، ایشان قدرت را پشتوانه دیپلماسی، امنیت و تأمین حقوق ملت ایران می‌دانستند و معتقد بودند هرچه قدرت ملی افزایش یابد، امکان دفاع از حقوق و منافع کشور نیز بیشتر خواهد شد.

ایسکانیوز: رهبر شهید انقلاب پیش از جنگ اخیر تأکید کرده بودند که اگر جنگ دیگری علیه ایران شکل بگیرد، این جنگ ماهیتی منطقه‌ای خواهد داشت. به نظر شما این پیش‌بینی بر چه مبنایی استوار بود؟

جوانی: این تحلیل بر مبنای شناخت دقیق از ماهیت تهدیدها و ساختار امنیتی منطقه شکل گرفته بود. در جنگ اخیر نیز اگرچه رژیم صهیونیستی آغازگر عملیات نظامی بود، اما از همان ابتدا روشن بود که آمریکا در پشت صحنه این جنگ قرار دارد و پس از حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران نیز به‌صورت مستقیم وارد میدان شد.

برآورد طرف مقابل این بود که با وارد کردن ضربه‌ای برق‌آسا، ترور فرماندهان ارشد نظامی و ایجاد اختلال در ساختار فرماندهی، جمهوری اسلامی ایران در مدت کوتاهی دچار فروپاشی خواهد شد. تصور آنان این بود که این اقدامات با ناآرامی‌های داخلی و تحرک برخی گروه‌های معارض همراه می‌شود و در نتیجه، ظرف چند روز اهدافشان محقق خواهد شد؛ اما این محاسبات در عمل با شکست مواجه شد.

دلیل این ناکامی، استحکام ساختارهای جمهوری اسلامی و آمادگی نهادهایی بود که طی سال‌ها شکل گرفته بودند. رهبر شهید انقلاب همواره بر نهادسازی، تداوم فرماندهی و جلوگیری از وابستگی ساختارها به افراد تأکید داشتند؛ به همین دلیل، با وجود شهادت تعدادی از فرماندهان، روند مدیریت و فرماندهی کشور متوقف نشد و نیروهای مسلح توانستند پاسخ خود را با سرعت آغاز کنند.

از همین رو، ایشان معتقد بودند اگر در آینده جنگ دیگری شکل بگیرد، دیگر صرفاً محدود به ایران و رژیم صهیونیستی نخواهد بود، بلکه ابعاد منطقه‌ای پیدا خواهد کرد؛ زیرا در چنین شرایطی آمریکا ناگزیر خواهد شد از همه ظرفیت‌های نظامی خود در منطقه استفاده کند و این به معنای درگیر شدن پایگاه‌های نظامی این کشور در کشورهای مختلف منطقه خواهد بود.

از نگاه رهبر شهید، هر پایگاهی که مبنای اقدام نظامی علیه ایران قرار گیرد، بخشی از صحنه نبرد محسوب می‌شود. جمهوری اسلامی نیز بارها اعلام کرده است که با کشورهای منطقه سر جنگ ندارد، اما اگر از خاک یا پایگاه‌های مستقر در این کشورها علیه ایران استفاده شود، همان مراکز نظامی به اهداف مشروع دفاعی تبدیل خواهند شد.

در کنار این موضوع، طبیعی است که گروه‌های مقاومت نیز در چنین شرایطی نسبت به تحولات بی‌تفاوت نخواهند ماند. آنها ایران را بخش مهمی از محور مقاومت می‌دانند و پیش‌تر نیز مواضع خود را در حمایت از ایران اعلام کرده‌اند؛ بنابراین هرگونه درگیری گسترده، به‌طور طبیعی ابعاد فرامنطقه‌ای و منطقه‌ای پیدا خواهد کرد.

واقعیت این است که تجربه جنگ اخیر نشان داد بسیاری از برآوردهای اولیه طرف مقابل محقق نشد. تصور آنان این بود که ایران فرصت واکنش مؤثر نخواهد داشت، اما پاسخ‌های متقابل جمهوری اسلامی این محاسبات را تغییر داد. به همین دلیل نیز رهبر شهید معتقد بودند هرگونه ماجراجویی جدید، هزینه‌ای بسیار سنگین‌تر از گذشته برای طرف مقابل به همراه خواهد داشت.

امروز نیز به نظر می‌رسد تجربه این درگیری‌ها، در کنار انسجام داخلی، آمادگی نیروهای مسلح و تجربه عملیاتی به‌دست‌آمده، موجب شده است هرگونه محاسبه درباره آغاز یک جنگ جدید با واقع‌بینی بیشتری انجام شود و طرف مقابل ناگزیر باشد قدرت و توان بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران را در معادلات خود لحاظ کند.

ایسکانیوز: آیا خاطره‌ای از رهبر شهید انقلاب وجود دارد که بیش از همه در ذهن شما ماندگار شده باشد؛ خاطره‌ای که هر بار آن را به یاد می‌آورید، احساس و عاطفه خاصی در شما زنده شود؟

جوانی: خاطرات متعددی از دیدارها و جلسات با رهبر شهید در ذهن دارم، اما یکی از آن‌ها برای من حال و هوای دیگری دارد و هر بار که آن را به یاد می‌آورم، همچنان برایم زنده و شیرین است.

چند سال قبل، زمانی که در مسئولیت معاون سیاسی سپاه خدمت می‌کردم، به همراه نماینده محترم ولی‌فقیه در سپاه، حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر حاجی‌صادقی و جمعی از معاونان، توفیق داشتیم به دیدار مقام معظم رهبری مشرف شویم. طبق روال معمول، ابتدا نماز جماعت اقامه شد و پس از نماز، ایشان با حاضران به صورت چهره‌به‌چهره دیدار و احوالپرسی می‌کردند.

همه در صف ایستاده بودیم و نماینده ولی‌فقیه افراد را معرفی می‌کردند. نوبت من که رسید، گفتند: «سردار جوانی، معاون سیاسی سپاه.» وقتی برای سلام و احوالپرسی دست در دست رهبر شهید گذاشتم، برخلاف معمول، دست ایشان را چند لحظه بیشتر نگه داشتم و گفتم: «همسرم گفته...»

همین که جمله را آغاز کردم، ایشان که قد بلندی داشتند، کمی به سمت من خم شدند و با لبخند پرسیدند: «همسرت چه گفته؟»

عرض کردم: «همسرم که خودش هم‌رزم من است، گفته از آقا هم انگشتر بگیر و هم چفیه.»

رهبر شهید با همان لبخند و صمیمیت همیشگی، هم انگشترشان را به من دادند و هم چفیه‌شان را هدیه کردند.

بعد از این ماجرا، آقای حاجی‌صادقی با لحنی شوخ‌طبعانه خطاب به رهبر انقلاب گفتند: «حاج‌آقا! بعد از این همه افرادی که امروز خدمت رسیدند، این اصفهانی هم انگشتر را گرفت و هم چفیه را!»

این خاطره برای من یکی از شیرین‌ترین و ماندگارترین خاطرات زندگی‌ام است؛ خاطره‌ای که هر بار آن را مرور می‌کنم، صمیمیت، محبت و بزرگواری رهبر شهید را به یاد می‌آورم و احساس می‌کنم هنوز آن لحظه مقابل چشمانم زنده است.

ایسکانیوز: بارها گفته شده که رهبر شهید شناخت دقیقی از دشمن و نقاط ضعف او داشتند. به نظر شما این دشمن‌شناسی چگونه در عرصه عملیاتی و نظامی به یک راهبرد تبدیل شد و ایران را به سطحی از بازدارندگی رساند که امروز به عنوان یک قدرت اثرگذار دفاعی در منطقه شناخته می‌شود؟

جوانی:یکی از برجسته‌ترین ویژگی‌های رهبر شهید، شناخت عمیق و همه‌جانبه ایشان از دشمن بود. این شناخت صرفاً محدود به مسائل نظامی نبود، بلکه بر مطالعه مستمر تاریخ، سیاست بین‌الملل، رفتار قدرت‌های بزرگ و شناخت دقیق جهان اسلام استوار بود. بسیاری از افرادی که با ایشان نشست و برخاست داشتند، بارها نقل کرده‌اند که رهبر شهید در دیدارها یا حتی هنگام بازدید از نمایشگاه کتاب، به کتاب‌هایی اشاره می‌کردند که ده‌ها سال قبل مطالعه کرده بودند یا درباره رخدادهای تاریخی و رفتار دولت‌هایی مانند آمریکا و انگلیس در جنگ‌های جهانی و تحولات منطقه‌ای با جزئیات سخن می‌گفتند. این نشان می‌داد که ایشان اشرافی کم‌نظیر بر تاریخ، سیاست و الگوهای رفتاری دشمنان داشتند.

بر اساس همین شناخت، رهبر شهید همواره این باور را داشتند که جمهوری اسلامی باید خود را برای رویارویی با دشمن آماده کند؛ زیرا معتقد بودند اگر دشمن احساس کند امکان غلبه بر ایران را دارد، از اقدام نظامی دریغ نخواهد کرد. به همین دلیل، راهبرد اصلی ایشان ایجاد بازدارندگی فعال بود؛ یعنی ساختن قدرتی که یا دشمن را از حمله منصرف کند یا اگر دچار خطای محاسباتی شد، در همان مراحل نخست هزینه سنگینی بپردازد.

این بازدارندگی تنها به معنای افزایش تجهیزات نظامی نبود. رهبر شهید هم‌زمان بر تقویت قدرت دفاعی، توسعه توان موشکی، گسترش ظرفیت‌های پهپادی، شکل‌گیری جبهه مقاومت، افزایش آمادگی نیروهای مسلح، انسجام ملی و آگاهی عمومی تأکید داشتند. در واقع، از نگاه ایشان بازدارندگی یک مفهوم ترکیبی بود که از قدرت نظامی، سرمایه اجتماعی، وحدت ملی و شناخت صحیح از دشمن شکل می‌گرفت.

یکی از نمونه‌های روشن این نگاه، سرمایه‌گذاری راهبردی بر توان موشکی کشور بود. شاید در مقاطعی برخی تصور می‌کردند که باید بیشترین سرمایه‌گذاری در حوزه نیروی هوایی یا تجهیزات متعارف انجام شود، اما رهبر شهید با شناختی که از ماهیت تهدیدها داشتند، توسعه قدرت موشکی را یک اولویت راهبردی می‌دانستند؛ تصمیمی که امروز آثار آن برای همه آشکار شده است.

در این زمینه خاطره‌ای از شهید سردار حاجی‌زاده دارم که به خوبی عمق نگاه راهبردی رهبر شهید را نشان می‌دهد. چند ماه پس از آنکه ایشان به فرماندهی نیروی هوافضای سپاه منصوب شدند، در جلسه‌ای برای ما نقل کردند که پس از انتصاب، خدمت رهبر انقلاب رسیدند و برنامه‌های خود را برای توسعه هوافضا تشریح کردند. تصورشان این بود که رهبر شهید درباره همان برنامه‌ها اظهار نظر خواهند کرد، اما پس از شنیدن سخنان ایشان، تنها یک جمله فرمودند:«همه این‌ها خوب است؛ اما من از شما یک چیز می‌خواهم؛ موشک‌های بالستیک را نقطه‌زن کنید

شهید حاجی‌زاده می‌گفت وقتی از جلسه خارج شدیم، ذهن همه ما درگیر همین جمله بود. در آن مقطع، نقطه‌زن کردن موشک‌های بالستیک، هدفی بسیار دشوار و حتی برای برخی دست‌نیافتنی به نظر می‌رسید. اما یک باور در میان ما وجود داشت؛ اینکه اگر رهبر انقلاب چنین مطالبه‌ای را مطرح کرده‌اند، حتماً تحقق آن امکان‌پذیر است. همین باور باعث شد شبانه‌روز کار، تحقیق، آزمایش و طراحی کنیم تا سرانجام به فناوری موشک‌های نقطه‌زن دست پیدا کنیم.

امروز وقتی می‌بینیم جمهوری اسلامی می‌تواند اهداف راهبردی را در فواصل طولانی با دقت بالا مورد اصابت قرار دهد، این نتیجه همان نگاه راهبردی و آینده‌نگر است. بازدارندگی امروز ایران صرفاً به تعداد موشک‌ها وابسته نیست؛ بلکه به دقت، اثربخشی و توان عملیاتی آن‌ها بستگی دارد.

رهبر شهید علاوه بر توسعه توان موشکی، بر طراحی نبرد نامتقارن نیز تأکید ویژه داشتند. ایشان معتقد بودند جمهوری اسلامی نباید در زمینی بازی کند که دشمن طراحی کرده است، بلکه باید از ظرفیت‌هایی استفاده کند که برتری فناوری و تجهیزات دشمن را بی‌اثر کند. توسعه توان پهپادی، شناورهای تندرو، قدرت دریایی، استفاده از ظرفیت‌های جغرافیایی مانند تنگه هرمز و ایجاد شبکه مقاومت منطقه‌ای، همگی در همین چارچوب قابل تحلیل است.

در مجموع، معتقدم رهبر شهید شخصیتی کم‌نظیر بودند که مجموعه‌ای از ایمان، شناخت، آینده‌نگری و تجربه را در کنار هم داشتند. دشمن‌شناسی ایشان صرفاً یک تحلیل نظری نبود، بلکه به سیاست، راهبرد، سازماندهی، آموزش و تولید قدرت تبدیل شد. شاید اگر حوادث و جنگ‌های اخیر رخ نمی‌داد، بسیاری از قدرت واقعی جمهوری اسلامی را درک نمی‌کردند، اما امروز برای همگان روشن شده است که این توان بازدارنده حاصل دهه‌ها برنامه‌ریزی، آینده‌نگری و هدایت راهبردی رهبر شهید بوده است.

انتهای پیام/

کد مطلب: 1311229

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha