در پیچ و خم تاریخ پرفراز و نشیب ایران، همواره شاهد طوفانهایی بودهایم که گمان میرفت ریشههای هویت ملی و اعتقادی ما را متزلزل کند. امروز نیز جامعه ما درگیر گفتوگوها، چالشها و حتی شکافهایی است که گاه به نظر میرسد شکافی عمیق میان نگرشهای متفاوت ایجاد کرده است. در کوچه و خیابان، در فضای مجازی و در حریم خانهها، شاهد مباحثات تندی هستیم؛ از نگاههای متفاوت به پوشش و سبک زندگی گرفته تا تفاوت در اولویتبندیهای اجتماعی و سیاسی.
در این میان، برای برخی، دیدن تفاوت در ظاهر یا سبک پوشش هموطنانشان، به منشأ نوعی حساسیت یا دلنگرانی تبدیل شده است. اما در میان این همه هیاهو و تنوع رفتارها و اعتقادات، یک نقطه ثقل وجود دارد که فراتر از تمامی این تفاوتهای سطحی، قلبهای ایرانیان را به یکدیگر پیوند میدهد: حضرت اباعبدالله الحسین (ع).روایت حسین (ع) در ایران، روایت یک حزب یا یک گروه خاص نیست؛ بلکه روایت مردمی بودن است.
محرم در این سرزمین، نه یک رویداد تقویمی، که یک زیست عمیق فرهنگی است. وقتی صحبت از امام حسین (ع) میشود، انگار یک دکمه مکث در زندگی شلوغ و پرچالش ما فشرده میشود.در این لحظات، آنچه رنگ میبازد، دستهبندیهای سیاسی، استدلالهای حقوقی دربارهی سبک پوشش، یا قضاوتهای اجتماعی است. آنچه باقی میماند، یک اتصال بیواسطه و قلبی است.
شاید بپرسید چگونه در جامعه که درگیر اینهمه چالش هویتی و رفتاری است، همچنان چراغ عزای حسین (ع) روشن است؟ پاسخ در شخصی بودن باور به حسین (ع) نهفته است. برای یک ایرانی، امام حسین (ع) یک مفهوم انتزاعی یا یک تکلیف اداری نیست که بتوان آن را با بخشنامه یا رفتارهای اجتماعی دیگران تغییر داد. باور به حسین (ع)، با تار و پود کودکی، با خاطرات سفرههای نذری، با صدای مداحیهای قدیمی در کوچهها و با آرامشی که در ناامیدیها به دست میآید، گره خورده است. این باور، شخصیترین تجربه هر فرد است؛ تجربهای که هیچ نیرویی، هیچ فشار رسانهای و هیچگونه اختلاف داخلی قادر نیست آن را از دسترس قلبی افراد خارج کند.

حقیقت این است که تنوع در سبک زندگی، پوشش و نگاههای سیاسی دختران و پسران این سرزمین، واقعیتی انکارناپذیر است. جامعه ما رنگارنگ شده است و هر کس مسیر خود را در سبک زندگی انتخاب کرده است. اما نکته تحلیلگرانه اینجاست: تفاوت در سبک زندگی، لزوماً به معنای تفاوت در عمق پیوند با تاریخ کربلا نیست.بسیار دیدهایم که افرادی با ظاهری متفاوت، با تفکری متفاوت درباره مسائل اجتماعی، وقتی به نام حسین (ع) میرسند، گویی به خانه پدری بازگشتهاند.
عزاداری برای حسین (ع)، به مثابه یک مأمن مشترک عمل میکند؛ جایی که همه ما، فارغ از نقابهایی که جامعه بر چهرهمان میگذارد، میخواهیم خود واقعیمان باشیم؛ سوگوار عدالت، سوگوار آزادگی و سوگوار عشقی که در کربلا به اوج رسید.هیچکس نمیتواند این باور را از ما بگیرد، چون این باور از جنس “بیرون” نیست که با تغییرات اجتماعی بیرونی تغییر کند. این باور از جنس درون است.
وقتی در دهه محرم، صدای طبلها در شهر میپیچد، این صداها فراتر از دیوار تفاوتهای عقیدتی ما نفوذ میکند. آن که محجبه است و آن که با پوششی متفاوت در جامعه حضور دارد، هر دو در پی یک گمشدهاند؛ هر دو در جستوجوی مفاهیم متعالیای هستند که حسین (ع) سمبل آنهاست: ایستادگی در برابر ظلم، فداکاری برای حق، و انسانیتی که حتی در میدان جنگ نیز از دست نمیرود.
شاید این تفاوتها در نگاهها، خود بخشی از حکمت حضورِ حسین (ع) در میان ما باشد. محرم، آینهای است که به ما یادآوری میکند علیرغم تمامی اختلافات، ما در یک کشتی هستیم. تماشای عزاداری کسانی که در ظاهر بسیار متفاوت از ما فکر میکنند، میتواند فرصتی باشد برای درک این حقیقت که امام حسین (ع) آنقدر بزرگ است که در دایره هیچ گروه، حزب یا سلیقه خاصی نمیگنجد. حسین (ع)، امام همه است؛ چه آنهایی که در صف اول سینه میزنند و چه آنهایی که از دور، با اشکی پنهانی و در گوشهی دنج خلوت خود، با او نجوا میکنند.
در نهایت، ایران در مسیر گذار است و چالشهای اجتماعی ما، امری طبیعی در این مسیر هستند. اما این گذار، به قیمت از دست دادن ریشههای اعتقادی نخواهد بود. ما یاد گرفتهایم که میان باور قلبی و اختلافات اجتماعی مرزی قائل شویم. ما با هر اخلاق، رفتار و جایگاه اجتماعی که باشیم، حسین (ع) را امید آخر میدانیم.
هیچ شکافی، هیچگونه دستهبندی سیاسی و هیچگونه نارضایتی از شرایط موجود، نمیتواند این پیوند را قطع کند؛ چرا که حسین (ع)، تنها یک شخصیت تاریخی نیست، او صدای وجدان بیدار ماست.
بنابراین، بیایید این محرم را فرصتی بدانیم برای همدلی دوباره، نه برای فاصلهگرفتن. بیایید اجازه دهیم که نام حسین (ع) پلی باشد برای گذر از آنچه ما را از هم جدا میکند. هرگاه که اختلافنظری پیش آمد، هرگاه که در خیابان حس کردیم نگاههایمان به هم نزدیک نیست، به یاد بیاوریم که هر دو در نهایت برای حسین (ع) اشک میریزیم و این، مهمترین سرمایه وحدت ماست. باور به حسین (ع)، قلعه تسخیر ناپذیر روح ایرانی است؛ قلعهای که با هر طوفانی، استوارتر و باصلابتتر، چراغ ایمان را در سینههای ما روشن نگه میدارد. محرم میآید تا به ما بگوید: «هر که هستی، هر چه هستی، بیا؛ حسین هنوز منتظر توست.» و این، تنها پیامی است که فارغ از تمام هیاهوها، در تاریخ این سرزمین تا ابد باقی خواهد ماند.
فعال رسانهای*
انتهای یادداشت./
نظر شما