میراث رهبر شهید، نقشه‌راهی برای عزتمندی در میدان دیپلماسی و سیاست است

عضو جامعه روحانیت مبارز، با اشاره جامعیت اندیشه و دشمن‌شناسی رهبر شهید، گفت: شهادت ایشان بعثی برای بیداری جامعه است و امروز دولتمردان ما به لطف میراث ایشان، با منطق و عزت در میدان‌های جهانی عمل می‌کنند.

گروه سیاسی ایسکانیوز، شناخت عمیق از شخصیت‌های اثرگذار، اغلب از ریشه‌های مشترک و روزهای آغازین طلبگی شکل می‌گیرد. سیدرضا اکرمی، فعال سیاسی و عضو جامعه روحانیت مبارز، یکی از کسانی است که از همان سال‌های طلبگی و دوران تحصیل در مشهد، شاهد تلاش و کوشش بی‌وقفه‌ی مقام معظم رهبری بود. او در گفت‌وگوی تفصیلی خود با ایسکانیوز با تکیه بر این شناخت قدیمی، ابعاد مختلف شخصیت انسانی و سیاسی رهبر شهید را بازخوانی کرد و به تحلیل این نکته پرداخت که چگونه ترکیبی از تضرع معنوی و هوشیاری سیاسی، توانست ایران را در توفان‌های ۳۷ ساله، عزتمند و آبرومند نگه دارد.

ایسکانیوز: آقای اکرمی، شما سال‌هاست که در لایه‌های مختلف سیاسی و مدیریتی در کنار رهبری بودید. اگر بخواهید از دیدگاه یک همراه قدیمی، تصویری از شخصیت انسانی ایشان ترسیم کنید که شاید در قاب‌های رسمی رسانه‌ها کمتر دیده شده، چه می‌گویید؟

اکرمی: من ایشان را از همان دوران طلبگی شناختم. خاطراتی از آن روزها دارم؛ زمانی که با دوستان با قطار به مشهد می‌رفتیم. از همان سنین پایین، مشاهده می‌کردم که ایشان فردی استثنائی در تلاش و کوشش بود. این ساعی بودن در تمام ابعاد زندگی‌شان جاری بود؛ چه در قلم، چه در بیان، چه در تدریس و چه در تبیین مسائل. این همراهی و تلاش خستگی‌ناپذیر تا آخرین لحظات حیاتشان ادامه داشت.‌

اگر به مسیر زندگی ایشان نگاه کنیم، از صفر شروع کردند و به صد رسیدند. از یک طلبه در مشهد که نزد آیت‌الله العظمی میلانی درس می‌خواند و جوان‌ترین طلبه ایشان بود، تا رسیدن به عالی‌ترین مقام رهبری. در تمام این مسیر، حتی در سخت‌ترین سال‌های جنگ یا در دوران ریاست‌جمهوری، هرگز خلأ یا تردیدی در تصمیمات ایشان ندیدم. ایشان حتی زمانی که با لباس رزم در کنار دکتر چمران در جنگ‌های چریکی بودند، همان قاطعیت و استواری را داشتند.

‌نکته‌ای که شاید برای خیلی‌ها تازگی داشته باشد، ارتباط عمیق ایشان با معنویت و تضرع است. به خاطر دارم وقتی ایشان به مقام رهبری رسیدند، در اولین سفر به مشهد، یک ساعت کامل بر ضریح امام رضا(ع) گریستند و با تمام وجود استمداد کردند.

ما باید درک کنیم که موفقیت‌های سیاسی ایشان، نتیجه مستقیم همین ارتباطات معنوی و تضرع در پیشگاه اهل‌بیت(ع) بود. این تضاد ظاهری بین قاطعیت در میدان و تضرع در محراب، در واقع نقطه قوت ایشان بود؛ یعنی تکیه بر نیروی غیبی برای مدیریت دنیای مادی. این تکیه‌گاه معنوی بود که باعث می‌شد در سخت‌ترین بحران‌ها، آرامش و تسلیم مطلق در برابر اراده الهی داشته باشند و همین تسلیم، تبدیل به قدرت می‌شد.

این تضرع و تواضع در برابر امام رضا(ع) نشان می‌داد که ایشان این مسئولیت سنگین را نه یک قدرت، بلکه یک امانت الهی می‌بینند که برای ادای آن، نیاز به توفیق و کمک معنوی دارند. این ارتباطات معنوی، یعنی ارتباط با خدا و توسل به امام زمان(ع)، در کنار ارتباطات سیاسی و ظاهری، موتور محرک ایشان در مدیریت کشور بود.

جامعیت در اندیشه؛ از رمان‌های جهانی تا مرجعیت فقهی‌

سوال: شما در توصیف‌هایتان به «جامعیت» ایشان اشاره کردید. این جامعیت در عمل چگونه بود؟ به‌ویژه در مورد ذوق مطالعه و آشنایی ایشان با فرهنگ‌های مختلف.

اکرمی: یکی از ویژگی‌های بسیار برجسته و شاید کمتر گفته شده رهبری، افق باز فکر و مطالعه گسترده ایشان بود. ایشان فقط به متون دینی و سیاسی بسنده نمی‌کردند؛ بلکه رمان‌های مختلف از کشورهای دوردست، از آسیا تا آفریقا را می‌خواندند. جالب است که گاهی مقامات خارجی در دیدارهایشان اشاره می‌کردند که رهبر ایران مطالعاتی دارد که حتی ما در کشورهایمان از آن بی‌خبریم. این مطالعه رمان‌ها، در واقع نوعی مردم‌شناسی و شناخت جهان بود تا بفهمند در ذهن مردم کشورهای مختلف چه می‌گذرد.

این یعنی رهبری که نه تنها سیاستمدار، بلکه یک انسان‌شناس بود. مطالعه رمان‌ها برای ایشان صرفاً یک تفریح نبود، بلکه ابزاری بود برای درک روان‌شناسی توده‌ها در کشورهای مختلف. ایشان می‌خواستند بدانند در ذهن مردم کشورهای مختلف چه می‌گذرد و چه نیازهایی دارند تا بتوانند زبان مشترکی با جهان پیدا کنند. این افق باز فکری باعث می‌شد که ایشان در تحلیل‌های سیاسی، دچار تک‌بعدی شدن نشوند و ابعاد انسانی و اجتماعی مسائل را هم در نظر بگیرند.

این جامعیت باعث شد که مسجل شود ایشان را نباید صرفا یک رهبر سیاسی دید. ایشان یک مرجع فقهی واجد شرایط بودند که توانستند همزمان با مدیریت سیاسی، مرجعیت را نیز با موفقیت ایفا کنند. من ایشان را مصداق تام حدیث امام رضا(ع) می‌بینم که می‌فرمایند: «ما کسی را دوست داریم که عاقل، عالم، فقیه، صبور و تیزهوش باشد و بتواند با اقشار مختلف با حوصله برخورد کند.

حتی در برخوردهای اجتماعی، این جامعیت می‌دیدیم. ایشان در عین مدیریت کلان، حواسشان به نامه‌های کوچک، کتاب‌های جدید و مقالات مختلف بود. بازدیدهای ایشان از خانواده‌های شهدا یا حتی دیدار با هم‌وطنان ارمنی، نشان می‌داد که ایشان هرچه باشند، در خدمت مردم هستند و هیچ‌کدام از اقشار جامعه را فراموش نمی‌کنند.

سوال: در دوران سخت تحولات منطقه‌ای، بسیاری از مخالفان ایشان حتی در خارج از کشور، به قدرت مدیریت بحران رهبر شهید اذعان کردند. این توانایی در مدیریت بحران‌ها و شناسایی دقیق دشمن از کجا می‌آمد؟

‌اکرمی: این توانایی، حاصل دو چیز بود: اول، مطالعه دقیق تاریخ و دوم، توکل مطلق به خدا. رهبری ما تاریخ را به درستی و جامع مطالعه کرده بودند. ایشان آثاری مثل «صلح الحسن» را ترجمه و تبیین می‌کردند. مطالعه تاریخ به انسان فکر نو می‌دهد و باعث می‌شود بتواند با درایت و کیاست برنامه‌ریزی کند. ایشان می‌دانستند با بیگانه چگونه برخورد کنند، با منتقد چه رویکردی داشته باشند و با مخالف چگونه تعامل نمایند.

در مورد دشمن‌شناسی باید بگویم، ایشان دقیقاً می‌دانستند که آمریکا و اسرائیل چه هستند. هیچ‌کس در این کشور نمی‌گوید این‌ها ظالم یا غاصب نیستند، اما تفاوت در روش برخورد است. رهبر شهید با تکیه بر شناخت تاریخی و سیاسی، توانستند برنامه‌های دشمن را خنثی کنند. همان‌طور که برخی مقامات غربی (مثل خانم رایس) اعتراف کردند که برنامه‌ریزی‌های ساعت‌های آن‌ها با یک سخنرانی رهبر ایران نقش بر آب می‌شد.

ما در مذاکرات با آمریکا دیدیم که حتی وقتی در اوج فشارها بودیم، متزلزل نمی‌شدیم. چرا؟ چون رهبری به ما جهت داده بود که دشمن‌شناس باشیم و بدانیم که به هیچ عهدی از آن‌ها نمی‌توان اعتماد کرد. این مقاومت و ایستادگی، نتیجه داشتن رهبری بود که هم قدرت نظامی را می‌شناخت و هم هنر دیپلماسی را. ایشان به ما آموختند که قدرت واقعی، در عدم ترس از دشمن و شناخت دقیق نقاط ضعف اوست. امروز پرچم جمهوری اسلامی در جهان به اهتزاز درآمده است، چون دولتمردان ما امروز منطق دارند و این منطق را از رهبرشان آموخته‌اند که چگونه در عین انعطاف، خط قرمزها را حفظ کنند.

ما در مذاکرات با آمریکا دیدیم که حتی وقتی در وسط مذاکره جنگ شروع می‌شد، ما متزلزل نمی‌شدیم. چرا؟ چون رهبری به ما جهت داده بود که دشمن‌شناس باشیم. این مقاومت و ایستادگی، نتیجه داشتن رهبری بود که هم قدرت نظامی را می‌شناخت و هم هنر دیپلماسی را. امروز پرچم جمهوری اسلامی در جهان به اهتزاز درآمده است، چه در میدان‌های ورزشی و چه در میزهای مذاکره، چون دولتمردان ما امروز منطق دارند و این منطق را از رهبرشان آموخته‌اند.

شهادت و تحول

سوال: شما اشاره کردید که شهادت رهبری باعث تحولی در برخی مسئولین و مردم شد. این تحول دقیقاً چه بود و چگونه اتفاق افتاد؟

اکرمی: پیش از شهادت، شاید در برخی لایه‌های جامعه یا بین برخی مسئولین، نوعی نارضایتی یا تزلزل وجود داشت. برخی احساس می‌کردند مدیریتی که در کشور است از پس مشکلات برنمی‌آید و نوعی یاس به افراد دست داده بود. اما شهادت ایشان، مانند یک تکانه شدید، همه چیز را دگرگون کرد.

این شهادت، مردم را منقلب کرد. حضور گسترده مردم در شبانه‌های میدان، نشان داد که این شهادت، عشق و علاقه مردم را دوباره زنده کرد. گویی خدای متعال برکتی در شهادت قرار داده است که باعث شد کسانی که شاید در زندگی ایشان منتقد بودند یا اختلاف‌نظر داشتند، دوباره به جایگاه و جایگاه ایشان پی ببرند و به ایشان دل ببندند.

گویی خدای متعال برکتی در شهادت قرار داده است که باعث شد کسانی که شاید در زندگی ایشان منتقد بودند یا اختلاف‌نظر داشتند، دوباره به جایگاه و جایگاه ایشان پی ببرند و به ایشان دل ببندند. این تحول نشان داد که پیوند رهبری با مردم، فراتر از مسائل اداری و مدیریتی است و ریشه در یک پیوند عاطفی و اعتقادی عمیق دارد. شهادت، پرده‌ها را کنار زد و باعث شد مردم لایه‌های مختلف شخصیت ایشان را دوباره بشناسند و متوجه شوند که این حجم از ایثار، تنها از یک قلب عاشق و خادم به مردم برمی‌آید.

‌در مورد مسئولین باید بگویم، اختلاف نظر در مسائل روزمره امری طبیعی است. ما در مسائل بنیادی (مثل ولایت فقیه و جمهوری اسلامی) کمترین اختلاف را داریم. اما در مسائل عملی، تفاوت‌ها پیش می‌آید. مثلاً رهبر شهید پیشنهاد دادند که دانشگاه‌ها «کرسی آزاداندیشی» داشته باشند تا هر کسی بتواند نظرش را بگوید و از این طریق ایده‌های جدید شکل بگیرد. متاسفانه این پیشنهاد در فضای دانشگاهی به درستی اجرا نشد. وقتی میدان برای بیان آزادانه و علمی باز نباشد، برخی در قالب‌های مختلف، بوی مخالفت یا تقابل می‌دهند. من معتقدم ما باید این کرسی‌های آزاداندیشی را حتی در حوزه‌های علمیه نیز ایجاد کنیم تا هر کسی بر اساس تجربه و مطالعه‌اش، راهکار ارائه دهد.

سوال: شما در دولت‌های مختلفی از آقای روحانی تا شهید رئیسی و دکتر پزشکیان حضور داشتید. در این سال‌ها، چه توصیه‌ها یا برخوردهایی از سوی رهبر شهید داشتید که امروز بتوانیم به عنوان یک الگوی مدیریتی به آن اشاره کنیم؟

اکرمی: من در دولت‌های مختلف بودم، اما حضورم در لایه‌های بسیار نزدیک و خصوصی نبود. با این حال، توفیق داشتم که نظراتم را از طریق نامه‌ها یا دیدارهای پراکنده منتقل کنم. برای مثال، در دولت آقای پزشکیان، در روز تاسوعا نامه‌ای به ایشان نوشتم و با استناد به آیات قرآن مانند «انفسکم» و «مستطعتم»، تأکید کردم که باید به استعدادهای موجود در کشور اعتماد کنیم و بر روی پای خودمان بایستیم.‌

در مورد رهبر شهید، من در دوران ریاست‌جمهوری ایشان نماینده بودم و در سخنرانی‌هایم در ریاست‌جمهوری، ایشان گاهی ابراز محبت می‌کردند و گاهی تذکرات لازم را می‌دادند. ایشان همواره بر این نکته تأکید داشتند که ما باید خوداتکایی و خودکفایی را به جدیت بگیریم.

یکی از بزرگ‌ترین میراث‌های ایشان، آموزش هوشیاری به ما بود. ایشان می‌خواستند ما بدانیم که در مقابل دشمنی مثل اسرائیل که ۷۰ سال است چه رویه‌ای دارد، یا آمریکا که حتی رؤسای جمهورش (مثل ترامپ) مورد انتقاد مردم خودش هستند، چگونه باید با درایت عمل کرد. ایشان به ما آموختند که در عین قاطعیت در برابر دشمن، در برابر خودی‌ها و منتقدان، شرح صدر و حوصله داشته باشیم.

میراثی از جنس سیاست و اخلاق

سوال: در پایان، اگر بخواهید این میراث سیاسی و اخلاقی رهبر شهید را برای جوانان، دانشجویان و مدیران آینده خلاصه کنید، چه توصیه‌هایی دارید؟

اکرمی: من سه توصیه کلیدی برای بهره‌مندی از میراث ایشان دارم: اول، مطالعه عمیق زندگی‌نامه ایشان. کسی که از اندیشه، اعتقاد و رفتار رهبر مطلع نباشد، نمی‌تواند از ایشان الگو بگیرد. خوشبختانه دفتر آثار ایشان تمام منابع را فراهم کرده است تا نسل‌های جدید، چه مذهبی و چه سیاسی و چه اقتصادی، بتوانند ایشان را از نو بشناسند.

دوم، مقایسه رهبری با رهبران جهان. من پیشنهاد می‌کنم جوانان و دانشجویان، دیدارهای ایشان با رهبرانی مثل پوتین یا نامه‌های متبادل را مطالعه کنند. ببینید چه تفاوتی در جهان‌بینی و نگاه استراتژیک ایشان با دیگر مقامات دنیا وجود دارد. این مقایسه، جامعیت و تفاوت ایشان را به وضوح نشان می‌دهد.

سوم، تبدیل «جهاد تبیین» به یک برنامه روزانه. همان‌طور که ما نماز و تلاوت قرآن را در برنامه داریم، بیایید روزی حداقل ۴۰ دقیقه را به مطالعه آثار و دیدگاه‌های رهبر شهید اختصاص دهیم. بیایید تحلیل کنیم که چگونه ایشان توانستند ۳۷ سال، این کشتی متلاطم را در میان توفان‌های جهانی به ساحل برسانند و در عین حال، عزتمند و آبرومند باقی بمانند.‌

ما باید با مطالعه تاریخ و شناخت دشمن، راهی را انتخاب کنیم که هم عزت ملی ما حفظ شود و هم در برابر توطئه‌ها بیدار و هوشیار باشیم. شهادت ایشان، در واقع یک بعثت جدید برای بیداری ماست تا بفهمیم در چه جایگاهی هستیم و به کجا باید حرکت کنیم. میراث ایشان تنها یک سری دستورالعمل سیاسی نیست، بلکه یک "منش" است؛ منشی که در آن، علم در کنار تقوا، و سیاست در کنار تضرع قرار دارد. این همان مدلی است که می‌تواند ایران را به جایگاه واقعی‌اش در منطقه و جهان برگرداند.

در نهایت، باید بگویم که حب الوطن (وطن‌دوستی) بخشی از ایمان است. ما باید به این سرزمین بها بدهیم و با الگو گرفتن از رهبری، در مسیر خودکفایی حرکت کنیم. شهادت ایشان، در واقع یک بعثت جدید برای بیداری ماست تا بفهمیم در چه جایگاهی هستیم و به کجا باید حرکت کنیم.

انتهای پیام/

کد مطلب: 1311787

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha