وقتی رهبری به سلول‌های انفرادی رسید؛  روایتی از بازدید ۱۵ بهمن ۸۴

احمد شیخی، زندانی سابق سال ۵۳، از بازدید ۱۵ بهمن ۸۴ رهبر شهید انقلاب می‌گوید؛ روزی که حضرت آقا در برابر سلول‌های انفرادی، خاطره شلاق زدن‌ها را مرور کردند و حضورشان در آن فضای خفقان‌آور، حتی نگاه سخت‌گیرترین بازدیدکنندگان و مخالفان را به حقیقتِ رنج‌های ایشان جلب کرد.

گروه سیاسی ایسکانیوز، در حافظه سرد سلول‌های موزه عبرت، قصه‌هایی از شلاق، انفرادی و مقاومت نهفته است؛ قصه‌هایی که هر کدام حکایتی از ایستادگی در برابر نظام طاغوت دارد. احمد شیخی، روایتگر موزه عبرت و زندانی سابق سال ۱۳۵۳، در این گفتگو از تجربه‌های تلخ دوران حبس، واقعیت‌های شکنجه در قصر و اوین و همچنین لحظات متأثرکننده بازدید مقام معظم رهبری در ۱۵ بهمن ۸۴ می‌گوید؛ روزی که رهبری در میانه‌ی سلول‌های تاریک، خاطرات شلاق زدن‌ها را مرور کرد و بر رنج‌های هموطنانش تأمل نمود.

ایسکانیوز: آقای شیخی، شما یکی از افرادی هستید که در روز ۱۵ بهمن ۱۳۸۴، زمانی که مقام معظم رهبری از موزه عبرت بازدید کردند، ایشان را همراهی کردید و برایشان روایت کردید. کمی از خودتان و خاطره آن روز بگویید.

احمد شیخی: من سال ۱۳۵۳ در ارتباط با تکثیر اعلامیه‌های حضرت امام (ره) اسیر شدم. سه چهار روز اول شکنجه شدم و پنج ماه طول کشید تا در دادگاه نظامی محاکمه شوم. بعد از پایان یک سال حبس در زندان قصر (که در حال حاضر تبدیل به موزه عبرت شده)، من به زندان اوین منتقل شدم و دو هفته بعد از آن آزاد شدم. یک نکته‌ای هست که باید بگویم؛ علت اینکه من و برخی از زندانیان محکوم را دو ماه و نیم بیشتر نگه داشتند، این بود که رئیس زندان در آن زمان به دست یکی از مبارزان در همان زندان کشته شده بود.

ما در آن دوران با چهره‌های شاخصی بودیم که نقش داشتند و تاثیرگذار بودند توی شکل‌گیری انقلاب ۵۷ و بعد از اون هم بدنه انقلاب توسط انقلابیون تشکیل شد. در مورد اینکه چه کسانی در آن سه ماه با من همراه بودند باید بگویم که من در بند ۶ این زندان، در طبقه سوم، یکی از سلول‌های عمومی بودم. وقتی که ما از سلول خارج می‌شدیم در حالی که برخی ۱۸ ماه از عمر خود را در انفرادی سپری کرده بودند و زجر کشیده بودند در آن سلول‌های عمومی، وقتی خارج می‌شدیم برای رفتن به انتهای هر بند، سعی می‌کردیم دور از چشم نگهبان یک سلامی به هم بکنیم.

در مورد حضرت آقا (رهبری)، ایشان در دی ماه ۵۳ اینجا حضور داشتند و من آن زمان در زندان قصر بودم. حضرت آقا در زندان کمیته مشترک بودند. اما یادم هست زمانی که در زندان اوین بودیم و برای هواخوری با بند ۲ به حیاط می‌رفتیم و آنجا هواخوری می‌کردیم و مثلاً بازی می‌کردیم و سرگرمی داشتیم، از پشت در بعضی از سلول‌های طبقه پایین، یادم هست که برادر ایشان، آقا محمدحسن خامنه‌ای زندانی بودند و از پشت در با بعضی از زندانیان صحبت می‌کردند؛ اینو من یه فکر کنم تو خاطرم باشه درسته. همچنین آقای علی محمد بشارتی که بعدها در وزارت خارجه بودند هم در زندان بودند.

ایسکانیوز: برویم به سال ۸۴. حضرت آقا بعد از چند سال برای بازدید آمدند؛ از آن روز بگویید.

احمد شیخی: من تقریباً از سال ۸۳ به عنوان یکی از راویان اینجا در خدمت عزیزان بازدیدکننده بودم. روز پانزدهم بهمن ماه ۱۳۸۴، یکی از بهترین روزهای عمر من بود. ما مشغول گفتمان با مردم بودیم که ناگهان مسئولین موزه به ما مراجعه کردند و گوشی‌های موبایل ما را گرفتند. اتفاق برای ما غیرمنتظره بود و تعجب کردیم که چی شده است. بعد از کنکاشی متوجه شدیم که حضرت آقا بدون هیچ سر و صدای زیادی وارد شده‌اند. شاید اگر اشتباه نکنم بعد از ظهر بود. آن روز یکی از بهترین روزهای عمر من در دوران روایتگری بود که افتخار داشتم در خدمت ایشان باشم.

سریعاً یک جلسه توسط مسئولین موزه تشکیل شد و کارهای توضیحات و روایت‌ها تقسیم شد. به من سپرده شد که در اتاق نگهبان‌ها و ابتدای ورودی بند ۳، جایی که عکس زندانیان است، در خدمت ایشان باشم و توضیحاتی عرض کنم. در مراحل پایانی بازدید، ایشان بسیار متأثر بودند. خاطره‌ای نقل کردند از همسر یکی از بازجوهای آن زمان، ایشان فرمودند این خانم در اوایل پیروزی انقلاب به من مراجعه کردند و فرمودند که «همسر من بازوی شما بودند و شما را اذیت نکردند». من به ایشان عرض کردم که آقای مشیری که بازجوی من بود، مرا مورد اذیت قرار نداد و این منجر به آزادی و محاکمه و عدم اعدام شد.

اما نکته‌ای که باید بگویم این است که ایشان در بازدید از موزه عبرت، تا ساعت‌ها در فکر بودند و شاید تا صبح فردای آن روز، هنوز جنایات حکومت پهلوی و اینکه با دوستانشان چه کرده بودند را در ذهن مرور می‌کردند. حال منقلبی داشتند و وقتی دیدند در این زندان با دوستانشان چه کشیده شده است، بسیار متأسف بودند. این نشان‌دهنده این است که چه اثراتی در دوران گذشته داشتیم که بعد از سال‌ها، در جایگاه مقام معظم رهبری نظام، بازدید کردند و برایشان تکان‌دهنده بود؛ چرا چون خودشان بارها در همان بازی‌ها و رنج‌ها بوده‌اند.

در نزدیکی‌های بند ۳ بود که ایشان به یک نکته اشاره کردند و فرمودند: «من را شلاق زدند». ایشان فقط به این موضوع اشاره کردند که من رو شلاق زدند و چیز دیگری نگفتند. من در آن لحظه داشتم از ابزارهای شکنجه توضیح می‌دادم، مثلاً از تخت شلاق می‌گفتم، از آپولو می‌گفتم، از قفس داغ توضیح می‌دادم، اما ایشان فقط اشاره کردند که من را شلاق زدند.

در آن لحظه، چهره حضرت آقا معلوم بود که مقداری بیشتر در فکر این بودند که به دیگران چه می‌گذرد؛ چون صدای ناله‌های زنان و مردانی که به گوش می‌رسید، یکی از بدترین شکنجه‌های روحی بود؛ زمانی که خود انسان متوجه می‌شود دیگران چه می‌کشند. من در آن حالت دگرگونی و ناراحتی حضرت آقا بودم و بسیار متأثر شدم.

حتی خاطرم هست هنگام بازدید رهبری شهید از قسمت حمام موزه، من طبق عادت که همیشه برای بازدیدکنندگان تقلید صدای یکی از شکنجه‌گرهای ساواک را اجرا میکردم، یکباره با صدای همان فرد، فریاد زدم؛ " به من میگن منوچهری؛ به من میگن منوچهری " ، که همان موقع چند نفر از سمت حضرت آقا پیش من آمد گفتند چیزی نگو ایشان ناراحت شدند.

که در پایان بازدید من جلو رفتم و از ایشان حلالیت خواستم و عذرخواهی کردم.

ایسکانیوز: شما قبل از انقلاب اینجا زندانی بودید و شکنجه‌ها را تجربه کردید؛ آدم‌های مختلفی را اینجا دیدید و صحنه‌های دردناکی را تجربه کردید. حالا هم به عنوان راوی در این مجموعه مشغول به کار هستید. تجربه حضور آقا را هم داشتید؛ دیدگاه شما نسبت به ایشان از دوران انقلاب تا الان، چه تغییری کرد؟ یعنی آن ویژگی‌هایی که در ذهنتان به عنوان رهبر در زمان زندانی بودن فعال سیاسی بود، بعدها رئیس جمهور شد و بعد رهبری ایران؛ این تغییرات در تفکر و دیدگاه شما نسبت به ایشان چگونه بود؟

احمد شیخی: من هیچ چیزی بهتر از صداقت نمی‌دانم. من بعد از پیروزی انقلاب، در یکی از ادارات پاکسازی نیروهای مسلح بودم و امام جمعه تهران هم بودند. اما نکته مهم اینجاست که من بعد از شهادت ایشان دارم می‌بینم که پناهگاه هستند. ایشان در خارج از کشور به سر می‌بردند و همه لمس کردند که چقدر در تبلیغات دشمن در اشتباه بودیم. ما باید الان ببینیم که در قبال آنچه که ایشان فدا کردند برای اسلام، برای نظام و برای مردم، چه شخصیت عظیمی را از دست دادیم. من یکی از بهترین چیزهایی که در مورد شخصیت آقا به عنوان خدمت عزیزان عرض کنم، شخصیت ایشان در نگاه بین‌المللی است. مقامات کشورها آنچه که در مورد شخصیت بزرگوار ایشان گفتند، بسیار ارزشمند است و من به آن‌ها بیشتر اهمیت می‌دهم.

ایسکانیوز: شما اینجا با زندانیان مختلف از قشرهای مختلف و با عقاید گوناگون برخورد کردید. آیا تا به حال به این برخورد کردید که بازدیدکنندگانی با دیدن این مکان متوجه شوند رهبری ۸ ماه در انفرادی بوده‌اند و شکنجه شده‌اند و در نتیجه نظرشان تغییر کند؟

احمد شیخی: بله، طی این سال‌ها علیه ایشان زیاد شانتاژ کرده بودند. اما من در اینجا متوجه شدم که برخی نسبت به ایشان نظر منفی داشتند. مثلاً خاطرم هست دختری بود که در ابتدای ورودش می‌گفت «من دست و پای شاه را می‌بوسم»! من به او گفتم اجازه بدهید اول یک بازدیدی داشته باشید و بعد نظر بدهید. حتی به او گفتم من خودم زندانی بودم و شکنجه شدم. انگار این دختر در آن لحظه فروریخت و در پایان بازدید گفت «من نظرم عوض شد؛ ابتدا فکر می‌کردم شاه مردمش را دوست دارد اما الان می‌فهمم با آن‌ها چه کار کرده است».

همچنین روزی نبود که جمعیت عزیز بانوان کشمیری بازدید کنند و وقتی به سلول‌ها می‌رسیدند، انگار که به عاشورا رسیده باشند؛ قبل از شهادت عاشورا گریه می‌کردند و گریه‌شان غیرقابل کنترل بود. اتفاقاتی افتاد که بازدیدکننده‌ها می‌آمدند تا استقبال کنند و ببینند اینجا چه اتفاقی افتاده یا سلول رهبری را ببینند و در نهایت دگرگون و متأثر می‌شدند. متوجه شدم که دیدن شخصیتی با این همه نیکی‌ها و خوبی‌هایی که حتی دشمنان دارند از ایشان می‌گویند، تأثیر می‌گذارد. حتی مخالفین و دشمنان تعریف و تمجید می‌کنند که جهان سوگوار است، نه فقط ایران یا تهران.

در مورد نوجوان‌هایی که می‌آیند و با این صحنه‌ها و این فضا مواجه می‌شوند، احتمالاً تغییراتی در فکرشان ایجاد می‌شود. دشمن در مورد جوانان دروغ می‌گوید، اما وقتی می‌بینند من خودم زندانی بودم و سلول آقا را می‌بینند و می‌فهمند ۸ ماه در انفرادی بوده‌اند، متوجه می‌شوند که قضاوت‌های عجولانه و ناعادلانه آن‌ها غلط بوده است. حتی یک نفر در این سلول بود که چقدر تعریف و تمجید کردند از آنچه که از رفتارها و سکنات ایشان دیده بودند؛ تعریف کردند که شاهد بودند در سلول، آقایی به نام سید علی خامنه‌ای چگونه رفتار می‌کرد. این موضوع برای جوانانی که شاید مقداری اشکالاتی داشته باشند، توصیه بزرگی است که ببینند رهبری در این جایگاه، خودش این رنج‌ها را کشیده است.

ایسکانیوز: در مورد شکنجه‌ها در زندان قصر صحبت می‌کنیم؛ برخی روایت‌ها می‌کنند که مثلاً کف پای شهید غفاری را سوراخ کرده بودند. این‌ها واقعیت دارد؟

احمد شیخی: ببینید، من این مورد را تکذیب می‌کنم. اگر کسی قرار است شکنجه شود، باید در «شکنجه‌گاه» باشد، نه در زندان قصر. زندان قصر جای تنبیه بود، نه شکنجه برای گرفتن اعتراف. مثلاً مرحوم آیت الله غفاری ممکن است به دلیل نماز جماعت خواندن (که ممنوع بود) ضرب و شتم شده باشد و تنبیه شده باشد، اما اینکه کف پایشان را سوراخ کرده باشند، معقول و منطقی نیست. ما در این شکنجه‌گاه که الان موزه شده، سعی کردیم جز واقعیت برای مردم نگوییم، چون مردم جای می‌گیرد.

من این مورد را تکذیب می‌کنم که در زندان قصر غفاری شکنجه شدند. بدترین شکنجه‌ای که در زندان قصر در مورد ایشان می‌توانم گواه بدهم، تراشیدن محاسن ایشان بود؛ آن چهره نورانی را از ایشان گرفتند و این موضوع باعث شد که ایشان متأثر شوند و در نهایت در سرویس بهداشتی سکته کردند و به شیر توالت تکیه دادند و در مدت کوتاهی درمان شدند. حتی در مورد مرحومه اعظم طالقانی حرف‌هایی می‌زدند؛ من این‌ها را قبول ندارم و دروغ است. این‌ها بیشتر از سمت چپی‌ها نقل می‌شد. ما در نظام جمهوری اسلامی هم خاطی داریم، هم مسئول خطاکار و هم اختلاس‌گر، اما اینکه بگوییم فلان کس دروغ گفت یا تهمت زد، درست نیست.

ایسکانیوز: در مورد فضای زندان و شکنجه‌ها، آیا اینطور نبود که فقط افراد غیرمذهبی یا کمونیست‌ها مورد احترام بودند و مذهبی‌ها بیشتر شکنجه می‌شدند؟

احمد شیخی: من این را قبول ندارم. هر کسی که حرف نمی‌زد یا دروغ نمی‌گفت، شکنجه می‌شد. من تکذیب می‌کنم که فقط غیرمذهبی‌ها مورد احترام بودند. مثلاً من پیام‌های امام خمینی را که آیت الله آقای دعایی می‌خواند، ضبط می‌کردم و می‌نوشتم و پیاده می‌کردم؛ ماشین تایپ کرایه می‌کردم و با کاربن انگشت می‌نوشتم.

قشر روحانی ما خیلی مورد ضرب و شتم قرار گرفتند؛ مثلا اِت الله سعیدی در کتاب‌ها و بیانیه‌ها نوشته شده که ایشان بیش از ۲۰ بار دستگیر شده‌اند. بسیاری از روحانیون مورد ضرب و شتم قرار می‌گرفتند. من نام نمی‌برم، اما هر دو تا زندانی بودند و هر دو هم شکنجه شدند. یادم هست یک روز نگهبانی آمد و گفت در سلول فلان روحانی چه کرده‌اند! صحبت کردند و هماهنگی کردند. مثلاً آیت الله سعیدی مدت‌ها نگه داشته شده بود. عکس شهید انصاری را ببینید؛ ایشان روحانی بودند و زیر شکنجه شهید شدند.

همچنین آقای عزت الله شاهی را داریم که ۶ ماه به تخت بسته شده بود و ۷ گلوله خورده بود و در فصل سرما برهنه روی زمین سرد نگه می‌داشتند. در مورد شهید رجایی هم شنیده‌ام که دو سال یکسره در انفرادی بودند و شکنجه شدند. اما در مورد دکتر شریعتی، من جایی نخواندم که شکنجه شده باشند و خانم سوسن شریعتی هم در بازدیدها به من گفت که از پدرشان نشنیده است. اما بدترین شکنجه، شکنجه روحی است؛ مثلاً ۱۸ ماه انفرادی بودن، یعنی زجر کشیدن.

ایسکانیوز: در مورد بازدید مسئولین و چهره‌های مختلف از این مکان چه می‌گویید؟

احمد شیخی: وزرا، شهردارها و مدیران در دوره‌های مختلف بازدید کردند. یادم هست آقای رحیم‌پور ازغدی در زمستان بازدید کردند؛ در آن زمان یک سقف کاذب زده بودند تا سرما تا حدی کنترل شود و ایشان در آنجا سخنرانی مفصلی برای دانش‌آموزان و دانشجویان داشتند.

در مورد فضای زندان باید بگویم، هر کسی بر اساس میزان اعتقاد و ایمانش به جهان آخرت برخورد می‌کرد. ما کسانی را داشتیم که جانشان را از دست دادند اما حتی خودشان را معرفی نکردند. من یادم هست یک بار با چشم بسته مرا از طبقه همکف به طبقه سوم می‌بردند. نگهبان‌ها به من فحش می‌دادند و می‌زدند، اما من در آن لحظات فقط به ایمانم تکیه می‌کردم. این مقاومت‌ها نشان می‌دهد که حتی در بدترین شرایط، اراده‌های پولادین در برابر نظام طاغوت شکست‌ناپذیر ماندند.

ایسکانیوز: در مورد آن روزی که رهبری از زندان کمیته مشترک بازدید کردند، جای خاصی بود که ایشان توقف بیشتری داشته باشند یا حالتی از ناراحتی در چهره‌شان باشد؟

احمد شیخی: بله، توقف داشتند. قطعاً اگر فیلم‌های آن زمان باشد، دیده می‌شود. این زندان به دستور محمدرضا شاه و با کمک سرویس انگلیس بازسازی شده بود و یکی از مخوف‌ترین شکنجه‌گاه‌هاست که بهش می‌گویند کمیته مشترک. رهبری وقتی به آن نقاط رسیدند، متأثر بودند. چون خودشان ۸ ماه در انفرادی بودند و رنج کشیدند. این نقاط، یادآور روزهای سختی است که ایشان و دیگر مبارزان طی کردند. ایشان در بازدید فرمودند که صدای ناله‌ها شنیده می‌شد و این یکی از بدترین شکنجه‌های روحی است؛ زمانی که خود انسان متوجه می‌شود دیگران چه می‌کشند.

انتهای پیام/

کد مطلب: 1311952

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha