به گزارش خبرنگار استانی ایسکانیوز از اصفهان، برخلاف روایتهای مغرضانهٔ دستگاههای تبلیغاتی معاند، سنتهای شیعی نهتنها دالّ بر فرقهگرایی نیستند، بلکه بستری برای همبستگی و همگرایی هویتی پیروان این مکتب فراهم میآورند. جریانهای تکفیری، هرچند ممکن است از ظاهر دین برآمده باشند، اما در باطن، با روح تعالیم سازگاری ندارند. تشیع، با آنکه قرائت خود را به حقیقت نزدیکتر میداند، هرگز به تکفیر دیگری نمیانجامد؛ زیرا این قرائت، در چارچوبی فراتر از خودخواهی بشری تعریف شده است.
از این منظر، آیینهای شیعی همچون اربعین، مفاهیمی برای همگرایی و هویتبخشیِ جمعی هستند. این همگرایی، نه بر پایهٔ نفی دیگران، که بر مدارِ اشتراکاتِ اعتقادی و آرمانهای مشترکِ انسانی شکل گرفته است و ظرفیتِ تبدیل شدن به الگویی برای همزیستیِ مسالمتآمیزِ پیروانِ ادیانِ مختلف را داراست.
هویت شیعی، برآمده از پاسخ مشترک به پرسشهای بنیادین انسانشناسی و بر محوریت نهضت عاشورا شکل گرفته است. ماهیت این آیینها، نفی هرگونه سلطهگری، قلدری و زورگویی است. از منظر جهانبینی عاشورایی، قدرت به صرف در اختیار داشتن ابزارهای سلطه، مشروعیت نمییابد؛ بلکه قدرت مشروع، قدرتی است که در خدمت عدالت و آزادی انسانها باشد و منشأ الهی داشته باشد. این نگاه، عقربه قطبنمای توحیدی شیعیان را به سمت «نه» گفتن به طواغیت زمان هدایت میکند. اربعین، تداوم همین «نه» بزرگ است؛ «نه» به ظلم، استکبار و بیعدالتی.
این گفتمانِ ضدسلطه، محدود به مرزهای جغرافیایی یا مذهبی نیست و میتواند بهعنوان یک الگوی جهانی برای مبارزه با هرگونه استبداد و ستمگری مطرح شود. عاشورا، نمادِ ایستادگی در برابرِ قلدری است و اربعین، تداومِ این ایستادگی در طولِ تاریخ و در گسترهٔ جغرافیا.
کارکرد اجتماعی؛ مغناطیس همبستگی
مناسکِ شیعی، بهویژه راهپیماییِ عظیمِ اربعین، حکمِ یک میدانِ مغناطیسی را دارند که انسانهای پراکنده را از هر مکان و زمانی گرد هم میآورد و جامعهای فراتر از جمعِ جبریِ افراد خلق میکند. این جامعهٔ بزرگتر، نه حاصلِ کنار هم قرار گرفتنِ سلولهای منفردِ انسانی، بلکه پدیدهای است که از دلِ ایمان، عشق و همدلی زاده میشود. اربعین، تصویری از یک «ما»یِ بزرگ و منسجم به نمایش میگذارد که در طولِ تاریخ و در گسترهٔ جغرافیا، همواره جاری و پایدار بوده است.
این همبستگیِ بینظیر، نه با زور و اجبار، که با اختیار و شوقِ درونیِ میلیونها انسان از سراسر جهان شکل میگیرد و نشاندهندهٔ قدرتِ نرمِ این آیین در ایجادِ اجماع و وحدت است. اربعین، برخلاف تعاریفِ مدرنیستی از جامعه، تصویری از یک «ما»یِ بزرگ و منسجم به نمایش میگذارد که در آن، مرزهایِ ملی، نژادی، زبانی و طبقاتی رنگ میبازد و انسانها در سایهٔ یک آرمانِ مشترک، در کنار یکدیگر قرار میگیرند.
چرا دشمن از اربعین هراس دارد؟
ترکیبِ ماهیتِ توحیدی و ضدسلطهٔ عاشورا با کارکردِ اجتماعیِ اربعین، پدیدهای خلق میکند که منافعِ نظامِ سلطه را به خطر میاندازد. تیغِ تیزِ عاشورا، همواره علیه دستگاهِ یزیدیانِ زمان بوده است. اربعین، آیینِ بیداری و نهضتِ بیداران است؛ یادآوریِ غفلتزدایی از انسانِ مدرنِ گرفتار در روزمرگی. همین ویژگیهاست که سبب میشود دستگاهِ استکبار جهانی و نظریهپردازانِ وابسته به آن، با هرگونه حمایتِ مادی و معنوی از این آیین، سرِ عناد داشته باشند.
اربعین، نه فقط یک راهپیمایی، که یک تمدنسازیِ نوینِ مبتنی بر روحِ عاشوراست. این تمدنسازی، در تقابل با تمدنِ مادیِ غرب است که بر پایهٔ مصرفگرایی، فردگراییِ افراطی و سلطهجویی تعریف شده است. اربعین، نشان میدهد که تمدنی دیگر نیز امکانپذیر است؛ تمدنی بر پایهٔ معنویت، ایثار، همدلی و عدالت. از همین رو، دشمنانِ این آیین، با تمامِ توان درصددِ کمرنگکردنِ این پدیده و القایِ چهرهای خشن و فرقهگرا از آن برآمدهاند؛ غافل از اینکه هرچه بر فشارِ تبلیغاتیِ خود بیفزایند، بر عظمت و شکوهِ این آیین افزوده خواهد شد.
اربعین، حماسهای است که نه با گلوله، که با گام نوشته میشود؛ نه با زور، که با عشق؛ نه با نفرت، که با الفت. و این دقیقاً همان چیزی است که نظامهای سلطه از آن هراس دارند؛ چراکه عشق، سلاحپذیر نیست و الفت، تیرِ تبلیغات در آن کارگر نمیافتد.
خبرنگار: حدیثه حاجیان
انتهای خبر./
نظر شما