به گزارش گروه فرهنگ و هنر ایسکانیوز، «رویای نیمهشب» از شناختهشدهترین رمانهای مظفر سالاری که نسخه بازنویسیشده آن توسط انتشارات کتابستان معرفت منتشر شده است. این کتاب به یکی از آثار پرفروش سالهای اخیر در حوزه رمان دینی تبدیل شده است و همین محبوبیت باعث شده تا ساخت سریال رویای نیمه شب با اقتباس از این کتاب توسط سازمان هنری رسانهای اوج کلید بخورد. پشتوانه ادبی این اثر باعث شده که از ابتدا این انتظار جدی مطرح شود که آیا سریال میتواند روح رمان را به تصویر بکشد؟
خبرنگار فرهنگی ایسکانیوز با مظفر سالاری در خصوص ساخت سریال «رویای نیمه شب» که برگرفته از همین رمان است به گفتوگو نشست که شرح آن در ذیل آمده است.
ایسکانیوز: آیا رمان «رویای نیمه شب» در ابتدا با عنوان دیگری نوشته شده بود؟
سالاری: ابتدا این کتاب با عنوان «نیمه شبی در حله» نوشته شد. این کتاب را به خاطر یکی از رفقایی که در یک مجموعه انتشاراتی کار میکرد به یک انتشارات مستقر در قم سپردیم که بیشتر در کار فلسفه و کلام میکردند. این کتاب را کنار کارهای دیگرشان چاپ کردند و چند سالی گذشت و تبلیغات زیادی روی کتاب انجام نشد و طی این چند سال فکر میکنم هشت نوبت بیشتر تجدید چاپ نشد.
تا اینکه کتابستان معرفت شروع به کار کرد و اینها به دنبال من آمدند گفتند به نظر ما حق کتاب «نیمه شبی در حله» ادا نشده و به عنوان اولین رمانی که میخواهیم چاپ کنیم خیلی دوست داریم که روی این کتاب کار کنیم و اگر شما مایل هستید میخواهیم روی آن سرمایه گذاری بکنیم. ناشر قبلی خیلی برایشان مهمم نبود که ما کتاب را ازشان بگیریم یا نگیریم. در نهایت کتاب را از ناشر قبلی گرفتم و به کتابستان معرفت دادم و همه اتفاقات خوبی که افتاد در این نشر بود.
وقتی که این کتاب را به ناشر جدید دادم به ذهنم رسید که کتاب را یک ویرایش زبانی بکنم و یک مقداری تلطیف کنم. از طرفی میخواستیم که بین نسخه قبلی و نسخه جدید یک تفاوتی وجود داشته باشد لذا متن یک مقدار متفاوت است. برای همین در دوره جدید اسم و جلد کتاب را تغییر دادیم تا مردم متوجه بشوند «رویای نیمه شب» ویراست شده همان کتاب قبلی است.
ایسکانیوز: سریال «رویای نیمه شب» که اقتباسی از کتاب شماست، چقدر این سریال را نزدیک به کتاب خودتان میبینید؟ و برای نوشتن فیلمنامه و ساخت سریال چقدر از شما کمک و کشورت گرفته شده است؟
سالاری: هیچ مشورتی با من نکردند. حتی قبل از اینکه سریال پخش بشود یکی از مسئولین صدا و سیما با من تماس گرفت و گفت که عوامل فیلم میگویند که شما فیلم را دیدید و تایید کردید؛ یعنی همچین چیزی هم از طرف من گفته شده که من به عنوان مظفر سالاری نویسنده کتاب، سریال ساخته شده را دیده و تایید کردهام. من این موضوع را تکذیب میکنم. بچههای اوج علیرغم اینکه بچههای خوب و متعهدی هستند و کارهای ارزشمندی انجام دادند و تشکر میکنم که سراغ کتاب من هم آمدند، اما در مدتی که فیلم متوقف بوده اصلا به خودشان زحمت ندادند این را به من بدهند که ببینم.
اصلا دلیل اینکه بین من و جریان ساخت فیلم فاصله افتاد این بود که وقتی به تهران رفتم و با بچه های اوج حرف زدیم و گفتند که ما این کتاب را مثلاً به فلان مبلغ میخواهیم که امتیاز ساخت فیلمش را از شما بگیریم. بگذریم از اینکه در این قضیه کم لطفی کردند و مبلغ بسیار نازلی به من داده شد. سپس گفتند که کتاب شما یک رمان کوچک است و اگر خیلی هنر بکنیم بتوانیم چهار-پنج قسمت بر اساس این کتاب بسازیم لذا یک مینی سریال ازش بیرون خواهد آمد و یک مینی سریال ارزش این را ندارد که بخواهیم مبلغ بیشتری پرداخت کنیم در حالی که میبینیم ۲۴ قسمت بر اساس این کتاب ساختند.
پیشنهاد دادم که اگر مایل هستید من خودم فیلمنامهاش را هم میتوانم بنویسم. آنها گفتند اگر شما فیلمنامه را بنویسید ما فقط همان حق الزمه نوشتن فیلمنامه را به شما میدهیم. اطلاع دارید که بین کتاب رمان و فیلم یک تفاوتهایی وجود دارد. وقتی قرار است یک کتاب تبدیل به فیلم بشود گاهی تغییراتی درش ایجاد میشود.
اینگونه شد که من فاصله گرفتم و البته خودم هم چندان مایل نبودم زیرا هم باید فیلنامهاش را مینوشتم و احتمالا موقع ساختش هم باید کنار دست کارگردان حضور میداشتم تا اگر تغییراتی سر صحنه پیشنهاد میشد آن را تغییر میدادم. مثلا یک بازیگر میگوید این دیالوگ در دهان من نمی چرخد و مدل دیگری بگویم بهتر است و عمدتا این اتفاقات میافتد.
ایسکانیوز: یعنی یک دعوت اولیه از سمت سازمان اوج صورت گرفت و یک مبلغی به شما داده شد اما شما در پروسه تولید فیلم به عنوان ناظر و مشاور و... نقشی نداشتید و حتی نسخه ساخته شده را هم برای بازبینی به شما ندادند؟
سالاری: خیلی تعریف بچههای اوج را شنیده بودم و کارهای خوبی ساخته بودند. تقریبا اطمینان داشتم که خودشان انقدر عوامل، نویسنده، منتقد، ناظر و کارشناس و... دارند که حتما حق مطلب را ادا میکنند. البته وقتی که فیلمنامه شروع به نگارش شده بود پنج قسمت اول فیلمنامه را برای من فرستادند که من همان قسمت اول را که شروع به مطالعه کردم، دیدم درش مغولها هستند که اصلا هیچ ربطی به داستان من ندارد کلا از کار فاصله گرفتم آنها هم دیگر به من زنگ نزدند که بپرسند نظرت راجع به این پنج قسمت چیست. وقتی دیدم خیلی ارتباط بین کتاب و فیلمنامه چون از من هم نظرخواهی نشد لذا من هم حرفی نزدم.
الان هم که سریال را میبینم علیرغم زحمتی که برایش کشیده شده اما واقعا آن را نمیپسندم. تصورم این است که کار خیلی شتاب زده و عجولانه ساخته شده است و خیلی دمدستی کار شده است. مثلا شما نگاه کنید رمان ما وقتی که شروع میشود با هاشم یا همین شخصیتی که در سریال اسمش فتاح است شروع میشود یعنی علی القاعده وقتی که شما یک رمانی را شروع میکنید اول باید شخصیت اصلی خودتان را معرفی کنید که همان اول، خواننده به این دل ببندد و آشنا بشود و کمکم به جلو برویم.
در رمان ما اول هاشم را داریم بعد پدربزرگش ابونعیم را داریم و به تدریج و آرام آرام شخصیتها وارد میشوند. اما سریال که شروع میشود اینها میخواستند شروع پر شتاب، اکشن و خیلی طوفانی داشته باشند و با سوتیهایی که سریال دارد از همان اول همه میفهمند که ما با یک سریال خیلی آبگوشتی، دم دستی و مسخره سروکار داریم.
اصلا به ما اجازه نمیدهند که یک صحنهای را ادراک کنیم، یک شخصیت را کاملا باهاش همراه بشویم و تا میآییم که به حرفش گوش بدهیم که چی میگوید و از چه چیزی میگوید صحنه عوض میشود. آن چند قسمت اول خیلی شتاب آلود بود و الان کم کم از آن تب و تاب افتاده است و دارد روی روال قرار میگیرد اما باز هم ضعف های بسیار عمدهای وجود دارد.
مثلاً کتابهای علامه حلی را میخواهند بسوزانند و خیلی ساده دو نفر میروند کتابها را آتش میزنند و هیچکس آنجا مراقب نیست خاموش میکنن و بعد متوجه میشوند که اولجایتو که در ایران از ایلخانان حکومت داشته گفته که علامه حلی بیاید پیش من و مجبور میشوند که علامه حلی رو نکشند و بفرستنش ایران که ده سال علامه حلی وزیر اولجایتو تو است و بعد از ده سال که اولجایتو میمیرد علامه حلی آزاد میشود و به حله برمیگردد و از آن زمان است که حوزه علمیه حله را رونق میدهد و خودش آنجا تدریس میکند و شروع به کتابت میکند و ایشان حداقل ۱۲۰ جلد کتاب در رشته های مختلف علمی مینویسد که همه اینها مال بعدش است و اینها اصلا توجه نکردند و گذاشتند بعدش.
من ترس این دارم که نقطه ثقل این رمان که تشرف ابوراجح خدمت امام زمان (عج) است این را چطور در میآورند. امیدوارم به آن قسمت آسیبی نخورد. با این همه هیاهو و مسائلی که هست وقتی که به پایان میرسیم انشالله بتوانند خوب جمعاش بکنند که حداقل آنجا یک تاثیر مثبتی داشته باشد.
خودشان گفتند که از این رمان حداکثر میشود یک مینی سریال پنج-شش قسمتی ساخت و الان آمدند ۲۴ قسمت ساختند و به اندازه ۲۰ آن را کش دادند و خودشان هرطوری بوده با داستان های فرعی و شخصیت های فرعی اضافه کردند. خود منتقدین و کسانی که رمان را خواندند متوجه ضعف های این سریال هستند اما امیدواریم که خود مردم انشالله راضی باشند و احساس کنند که سریال قشنگی بوده است.
ایسکانیوز: وقتی سایتها را بررسی میکردیم عمده سایتها به تعریف و تمجید از این سریال پرداخته بودند. به نظر شما تبلیغاتی روی این اثر در حال انجام است؟
سالاری: وقتی که میگویند من فیلم را دیدم و تایید کردم پس تبلیغات هم ممکن است انجام داده باشند. عامه مردم که خیلی قدرت نقد و بررسی ندارند مخصوصاً جوانترها از از این چیزها خوششان میآید یعنی همه نوع سلیقهای ممکن است راجع به یه سریال حرف بزنند حالا امیدواریم که هرچه جلوتر برویم حداقل ضعفهای ابتدایی جبران بشود که بعید میدانم.
اینکه بر اساس موفق ترین رمان فارسی حداقل از نظر استقبال مخاطبین و تعداد چاپ، داستان زیبایی بوده که اینقدر مورد استقبال قرار گرفته و خود بچههای اوج هم تحت تاثیر بودند و بخاطر همین آمدند سراغ این کار و انتظارات بالایی برای ساخت وجود داشته اما متاسفانه به نظر من میرسد که حقش ادا نشده است. همه کسانی که را خواندهاند به اتفاق معتقدند که کار خوبی از آب در نیامده است.
بعید نیست که سراغ آثار دیگر من هم بیایند و اگر این اتفاق بیافتد این دفعه یک مقدار با چشم بازتری برخورد میکنم و در همان قرارداد قید میکنم که حتما ناظر باشم و بر کار فیلمنامه نویس و ساخت و... نظارت کنم که کار به این شکل نشود.
انتهای پیام/
نظر شما