به گزارش گروه فرهنگ و هنر ایسکانیوز، در دهه گذشته، با تغییر الگوهای مصرف و افزایش دسترسی به ابزارهای دیجیتال، مفهوم سفر در ذهن ایرانیان از یک امر لوکس و گذرا به یک نیاز و بخشی از سبک زندگی تبدیل شده است. آمارها نشان میدهند که میل به کاوش و سفر به نقاط کمتر شناختهشده ایران، حتی در دورههای اقتصادی دشوار، همواره پابرجا بوده است.
اگر نگاهی به روند تغییرات گردشگری در سالهای اخیر بیندازیم، شاهد یک دگردیسی ساختاری هستیم. در گذشته، گردشگری در ایران عمدتاً حول محور تورهای سازمانیافته و مقصدمحور مانند شیراز، اصفهان یا شمال میچرخید. اما امروزه، با ظهور پلتفرمهای آنلاین رزرو اقامتگاه و نقشآفرینی شبکههای اجتماعی، نسل جدید گردشگران به دنبال تجربههای متفاوتی هستند.
امروزه مردم تنها به دنبال دیدن یک بنای تاریخی نیستند؛ آنها به دنبال زیستن با فرهنگ محلی، خوردن غذاهای بومی و حضور در مناطقی هستند که در کاتالوگهای قدیمی کمتر به آنها اشاره میشد. این تغییر رویکرد، باعث شده است که حتی مناطق دورافتاده و روستایی نیز در کانون توجه قرار بگیرند. افزایش تمایل مردم به سفر، بخشی از آن را میتوان ناشی از نیاز به گریز از تنشهای روزمره و بخشی دیگر را بازتابی از افزایش آگاهی نسبت به غنای فرهنگی و طبیعی ایران دانست. با این حال، این افزایش تقاضا، لزوماً به معنای مدیریت هوشمندانه نیست.
نمیتوان از اهمیت استراتژیک صنعت گردشگری چشمپوشی کرد. در اقتصادهای در حال توسعه، گردشگری یکی از سریعترین راهها برای تزریق نقدینگی به اقتصادهای خرد و محلی است. توسعه گردشگری میتواند زنجیرهای از اشتغالزایی را به دنبال داشته باشد که از راننده خودرو و راهنمای تور گرفته تا صاحبان خانههای بومی و تولیدکنندگان صنایع دستی را در بر میگیرد.
گردشگری باعث میگردد که سرمایه از کلانشهرها به سمت مناطق حاشیهای و محروم جریان یابد. وقتی یک روستای کوچک در کویر یا کوهستان به مقصد گردشگری تبدیل میشود، زیرساختهای پایه مانند جاده، برق و شبکه ارتباطی نیز بهبود مییابند. این چرخه، هم باعث رونق اقتصادی شده و هم به نوعی توازن منطقهای کمک میکند. اما مسئله اینجاست که این رونق، اگر بدون برنامهریزی باشد، میتواند مانند یک سراب باشد که در کوتاهمدت سود میآورد اما در بلندمدت منابع اصلی را از بین میبرد.
اینجاست که با پارادوکس اصلی روبرو میشویم. توسعه بیرویه و کنترلنشده گردشگری، تخریب ناشی از ازدیاد گردشگری (Overtourism) را به همراه خواهد داشت. در بسیاری از مناطق ایران، شاهد هستیم که حجم بالای گردشگران، فراتر از ظرفیت آن مناطق است.
اولین آسیب، تخریب زیستمحیطی است. مدیریت پسماند در مناطق گردشگری ایران یکی از بزرگترین چالشهاست. حجم بالای زبالههای پلاستیکی در پارکهای ملی، غارها و سواحل، اکوسیستمهای حساس را دچار اختلال جدی میکند. همچنین، فشار بر منابع آبی در مناطق خشک و نیمهخشک که مقصد گردشگران هستند، میتواند منجر به خشک شدن چشمهها و کاهش سطح آب زیرزمینی شود.
دوم، تخریب فرهنگی و هویت محلی است. وقتی یک منطقه به شدت تجاری شود، فرهنگ اصیل آن تحت تأثیر فرهنگ مصرفگرایی قرار میگیرد. صنایع دستی که زمانی بخشی از هویت یک قوم بود، به کالاهای بیکیفیت و تولید انبوه برای جذب توریست تبدیل میشود. حتی معماری مناطق تاریخی نیز گاهی قربانی ساختوسازهای نوین و بیرویه میشود که تنها با هدف جذب سرمایه و ایجاد اقامتگاههای مدرن انجام میگیرند، بدون آنکه به انسجام بصری و تاریخی منطقه احترام بگذارند.
سوم، آسیبهای اجتماعی و اقتصادی است. افزایش ناگهانی تقاضا برای مسکن و خدمات در مناطق گردشگری، باعث گرانی مفرط برای خود ساکنان بومی میشود. در برخی مناطق، مردم بومی دیگر توان مالی زندگی در سرزمین خود را ندارند و مجبور به مهاجرت میشوند، در حالی که فضای منطقه تنها برای خدمت به گردشگران بازسازی شده است.
برای اینکه گردشگری هم میتواند موتور اقتصاد باشد و هم حافظ میراث، باید از مدل گردشگری انبوه به سمت گردشگری پایدار حرکت کنیم. این گذار مستلزم تغییر در سه سطح است.
اولین نکته مدیریت از بالا به پایین است. دولت و نهادهای مسئول نباید تنها به فکر ساخت جاده و ایجاد امکانات باشند؛ بلکه باید ظرفیتسنجی را در اولویت قرار دهند. تعیین سقف تعداد بازدیدکننده در مناطق حساس مانند غارها یا مناطق حفاظتشده و مدیریت هوشمند جریان گردشگر، از ضرورتهای غیرقابل انکار است.
دومین مساله آموزش و فرهنگسازی است به طوری که گردشگر باید به عنوان یک مهمان آموزش ببیند، نه به عنوان یک مصرفکننده. ایجاد فرهنگ احترام به محیط زیست و رعایت آداب فرهنگی مناطق مختلف، بخشی از مسئولیت اجتماعی هر مسافری است.
و سومین مساله مشارکت جامعه محلی است. توسعهای که ساکنان بومی در آن نقش فعال ندارند، توسعهای نیست که دوام بیاورد. باید از مدلهای گردشگری خانگی و کسبوکارهای کوچک محلی حمایت کرد تا سود حاصل از گردشگری مستقیماً در دست مردم منطقه باقی بماند و انگیزه آنها برای محافظت از محیط زیست و فرهنگ خود افزایش یابد.
گردشگری میتواند یکی از ستونهای اصلی اقتصاد مدرن ایران باشد، اما تنها در صورتی که با نگاهی بلندمدت و علمی به آن بنگریم. ما نباید اجازه دهیم ولع اقتصادی، میراثی را که هزاران سال در خاک این سرزمین نهفته است، به خاکستر تبدیل کند. توسعه واقعی، توسعهای نیست که امروز بیشترین سود را نصیب ما کند، بلکه توسعهای است که اجازه دهد نسلهای آینده نیز بتوانند از زیباییهای همین سرزمین لذت ببرند.
انتهای پیام/
نظر شما