رضا مسعودی بازیگر فیلم سینمایی «کوچ» از آثار حاضر در سیوهشتمین جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان درباره نحوه پیوستن خود به این فیلم به کارگردانی محمد اسفندیاری گفت: در مرحله پیشتولید اولیه آقای فرزاد ظریفی دستیار کارگردان و مدیر نور پروژه با من تماس گرفتند و درباره نقش و کلیت کار توضیح دادند. فیلمنامه را خواندم و بعد به دفتر آقای اسفندیاری رفتم و جلسهای با ایشان داشتم. درباره قصه و همچنین کاراکتر آقای تشکری که در فیلم نقش معلم حاج قاسم سلیمانی را دارد، صحبت کردیم. پس از آن قرار شد با من تماس بگیرند اما مدتی خبری نشد و من تصور کردم حضورم در پروژه منتفی شده است.
وی ادامه داد: در حالی که فیلمبرداری شروع شده بود، دوباره با من تماس گرفتند و به پروژه پیوستم. دلیل این اتفاق را دقیق نمیدانم، اما چون از قبل فیلمنامه را خوانده و درباره نقش صحبت کرده بودیم، خیلی سریع وارد کار شدم. ابتدا تست گریم و لباس انجام شد و بعد از آن مقابل دوربین رفتم.
مسعودی درباره همکاری با محمد اسفندیاری، کارگردان «کوچ» بیان کرد: آقای اسفندیاری نخستین تجربه کارگردانی سینمایی خود را پشت سر میگذاشتند، اما پیش از این فیلم کوتاه «۱۳ سالگی» را ساخته بودند که من آن را دیده بودم و فیلم جذابی بود. به نظرم حتی ساخت «۱۳ سالگی» باعث شد ایشان به سمت چنین پروژهای بیایند چون از قبل با فضای قصه و شخصیت اصلی آشنایی داشتند. احساس میکردم آقای اسفندیاری کاملاً به پروژه مسلط است و میداند چه میخواهد. قصه برایش روان بود و شناخت قبلیاش از شخصیتها هم کمک زیادی میکرد. به همین دلیل کار کردن با ایشان برای من تجربه جذابی بود. با اینکه نخستین فیلم سینمایی ایشان بود، تسلط خوبی بر کار داشتند و بخش زیادی از این موضوع به تسلطشان بر فیلمنامه و شناختی که از پروژه داشتند، برمیگشت.
وی با اشاره به یکی از ویژگیهای مهم «کوچ» گفت: به نظرم یکی از نقاط قوت قصه، این است که فیلم وارد یک نگاه ایدئولوژیک و مستقیم نمیشود. آقای اسفندیاری برههای از زندگی حاج قاسم را انتخاب کرده که اتفاقاً حساس است اما در عین حال امکان ارتباط مخاطبان مختلف با آن وجود دارد چراکه فیلم به کودکی، نوجوانی و بخشی از جوانی او میپردازد و پیش از بسیاری از اتفاقات مهم زندگیاش روایت میشود. حتی قصه تا آستانه جنگ پیش میرود و وارد دوره جنگ نمیشود.
بازیگر نقش معلم در فیلم سینمایی کوچ افزود: برای من جذاب است که کودکی یک شخصیت بزرگ را دنبال کنیم و ببینیم او از کجا آمده، چه ویژگیهایی داشته و چه مسیری را طی کرده است. اگر فیلم سراغ دوره جنگ، پس از جنگ یا سالهای منتهی به شهادت میرفت طبیعتاً با قصه متفاوتی مواجه بودیم و احتمالاً حساسیتها و فضای اثر هم تغییر میکرد اما انتخاب این برهه خاص به نظرم یکی از جذابیتهای «کوچ» است و باعث شده فیلم بیشتر روی شکلگیری شخصیت اصلی تمرکز داشته باشد.
وی همچنین درباره تجربه خود در مسابقه فیلمنامهنویسی «مدرسهای که میرفتم» و فیلمنامهای که در این رویداد ارائه کرده است، توضیح داد: پیش از این فراخوانی برای ارائه طرح فیلمنامه سینمایی از سوی بنیاد سینمایی فارابی منتشر شد. من هم طرحی ارائه کردم که از میان ۴۲۳ طرح در جمع چهار طرح برگزیده قرار گرفت. پس از آن وارد مرحله نگارش فیلمنامه شدم.
مسعودی درباره دلیل انتخاب طرحش اظهار کرد: روایت متفاوتی از یک مدرسه در میناب را انتخاب کردم و تلاش کردم ماجرا را از زاویه دیگری ببینم. اتفاق اصلی و فاجعهای که در قصه وجود دارد، بیشتر در ۱۵ دقیقه پایانی اتفاق میافتد و تا رسیدن به آن، روایت مسیر دیگری را طی میکند. فکر میکنم انتخاب کاراکتر و زاویه دید متفاوت در این طرح به دیده شدن آن کمک کرده است.
وی در پایان گفت: امیدوارم شرایطی فراهم شود که این فیلمنامه ساخته شود، چون خودم به آن اعتقاد دارم و قصهاش را دوست دارم. البته فیلمنامه در مرحله اولیه است و قطعاً به بازنویسی نیاز دارد، اما کلیت داستان برایم جذاب است. در این مسیر نیز آقای فرهاد توحیدی به عنوان استاد راهنما و منتور فیلمنامه خیلی به من کمک کردند و فکر میکنم با بازنویسی میتوان این قصه را کاملتر و پربارتر کرد.
انتهای پیام/
نظر شما