تحولات ژئوپلیتیکی زمانی به یکی از دغدغه های جدی جامعه تبدیل می شوند که از سطح اخبار و معادلات سیاسی عبور کنند و به زندگی روزمره مردم برسند. افزایش نااطمینانی اقتصادی، نگرانی از آینده، نوسانات بازار و انتشار مداوم اخبار تهدیدآمیز می توانند احساس امنیت روانی افراد را تحت تاثیر قرار دهند. از این منظر، امنیت ملی تنها به توان دفاعی و قدرت نظامی محدود نیست؛ بلکه آرامش روانی جامعه، ثبات اقتصادی و اعتماد عمومی نیز از مولفه های مهم تاب آوری ملی محسوب می شوند.
همزمانی روز جهانی سلامت روان، دهم اکتبر، با تداوم تنش های منطقه ای فرصتی برای بازخوانی پیوند میان سلامت روان، اقتصاد و امنیت ملی فراهم می کند. سلامت روان صرفا به معنای نبود اختلال روان شناختی نیست؛ بلکه توانایی فرد برای مواجهه با فشارها، تصمیم گیری منطقی و حفظ عملکرد موثر در شرایط دشوار را نیز در بر می گیرد. هنگامی که جامعه به طور مستمر در معرض اخبار نگران کننده، شایعات جنگی و پیش بینی های فاجعه بار قرار می گیرد، احتمال افزایش اضطراب، فرسودگی روانی و کاهش قدرت تحلیل واقعیت بیشتر می شود.
در این میان، تنگه هرمز صرفا یک گذرگاه راهبردی دریایی نیست؛ این آبراه یکی از نقاط حساس اقتصاد جهانی انرژی است و هرگونه تنش در آن می تواند انتظارات بازار، هزینه های حمل ونقل، قیمت انرژی و در نهایت معیشت خانوارها را تحت تاثیر قرار دهد. اهمیت موضوع برای ایران نیز روشن است: امنیت دریایی، پایداری صادرات، ثبات اقتصادی و مدیریت هوشمندانه تنش های منطقه ای با یکدیگر ارتباط دارند. با این حال، نباید میان احتمال وقوع یک بحران و وقوع قطعی آن تفاوت را نادیده گرفت؛ همان طور که هر خبر نظامی لزوما به معنای آغاز جنگ نیست و هر نوسان اقتصادی نیز نباید به پیش بینی فروپاشی یا فاجعه تعبیر شود.
از منظر روان شناسی رشد، قرار گرفتن مداوم در معرض فضای تهدید می تواند بر احساس امنیت، تمرکز، کیفیت خواب و روابط اجتماعی افراد اثر بگذارد. این مسئله برای کودکان و نوجوانان اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا آنان در شکل گیری الگوهای شناختی و هیجانی خود به محیط امن، اطلاعات متناسب با سن و رفتار آرامش بخش بزرگسالان نیاز دارند. انتقال بی وقفه اخبار بحران به خانواده ها، بدون تحلیل و زمینه سازی مناسب، ممکن است به جای افزایش آگاهی، اضطراب جمعی را تشدید کند. در چنین شرایطی، رسانه ها مسئولیتی فراتر از انتشار سریع خبر دارند. تفکیک خبر قطعی از تحلیل و گمانه زنی، پرهیز از تیترهای هراس انگیز، ارائه داده های قابل راستی آزمایی و توضیح سناریوهای احتمالی بدون القای قطعیت، بخشی از مسئولیت حرفه ای رسانه است.
رسانه ای که صرفا بر هیجان و ترس تکیه کند، ممکن است ناخواسته به فرسایش امنیت روانی جامعه کمک کند؛ اما رسانه ای که دقیق، شفاف و مسئولانه اطلاع رسانی می کند، می تواند به افزایش سواد رسانه ای و تقویت تاب آوری اجتماعی یاری برساند. البته امنیت روانی با نادیده گرفتن مشکلات یا دعوت مردم به خوش بینی بی پشتوانه تامین نمی شود. فشار معیشتی، تورم، نااطمینانی شغلی و ضعف در پاسخگویی به مطالبات عمومی، واقعیتهایی هستند که نمیتوان آنها را صرفا با توصیههای روان شناختی برطرف کرد. سیاست گذاری اقتصادی قابل پیش بینی، اطلاعرسانی صادقانه، حمایت هدفمند از خانوارهای آسیب پذیر و مدیریت مسئولانه بحران، از الزامات ایجاد احساس امنیت پایدار هستند.
اعتماد عمومی زمانی تقویت می شود که مردم میان وعدههای رسمی و تجربه واقعی زندگی خود فاصله ای فرساینده احساس نکنند. در نهایت، دفاع از وطن تنها به آمادگی نظامی محدود نمیشود. جامعه ای که قدرت تحلیل دارد، در برابر شایعات آسیب پذیر نیست، فشار روانی را مدیریت می کند و در عین حفظ هوشیاری از گرفتار شدن در چرخه ترس و هیجان دور می ماند، از سرمایه اجتماعی ارزشمندی برخوردار است.
مدرس دانشگاه*
انتهای یادداشت/
نظر شما