به گزارش خبرنگار اجتماعی ایسکانیوز، جامعه، هر اندازه مدرن و منضبط، باز هم به لحظههایی نیاز دارد که در آن آدمها بیرون از تقویم کار و قاعدههای روزمره، کنار هم بایستند؛ لحظههایی که جامعهشناسان آنها را مناسک جمعی مینامند. تجمعات شبانه پس از جنگ چهلروزه، یکی از همین لحظههاست؛ گردهمآمدنی که در آن همدلی، آیین، شعار و مراقبت در هم آمیخته است. اما هر شوری، اگر از اندازه خود بگذرد، میتواند به ضد خود بدل شود.
در ادامه گفتوگوی ایسکانیوز با محمد زینالی اناری، جامعهشناس و پژوهشگر اجتماعی را بخوانید:
زینالی اناری درپاسخ به اینکه از منظر جامعهشناسی، چه زمانی این موج همبستگی، از یک «کنش اعتراضی یا حمایتی» به سمت «رفتارهای تکبعدی» حرکت میکند و چگونه میتوان مانع از تبدیل شدن این انرژی جمعی به ابزاری برای دوقطبیسازی در سطح جامعه شد، گفت: جامعه ساختاری منتظم دارد. درک انتزاعی ما از جامعه و تنظیم آرایش زندگی اجتماعی در طول زمان و در هر دوره شکل خاص خود را داشته است.
او با اشاره به شکلگیری دولت_ملتها در دوره جدید، اضافه کرد: در دوره امپراتوری، سپس در دورهای که آن را فئودالیسم مینامند و در این دوره جدید که ناسیونالیسم دولت-ملت است، جامعه تنظیم خاص خود را دارد؛ یعنی در هر دوره قراردادهایی برای شکلگیری نظم اجتماعی وجود داشته است.
این پژوهشگر اجتماعی در ادامه درباره اینکه خارج از این قواعد چه اتفاقی میافتد، اظهار کرد: خارج از آن قرارداد انضباطی یا آن قواعد انتظامبخش، ما با حالتی از بههمریختگی جامعه مواجه میشویم؛ یعنی آن نظم روزمره وجود ندارد.
وی با بیان اینکه این بههمریختگی در مناسبات آیینی معنا پیدا میکند، گفت: در مناسبات آیینی، در اعیاد، در تعزیهها، در مرگها و در زلزله و بلایا، در همه این موارد جامعه یا بهطور مقطعی یا بهصورت تناوبی نظم خود را تغییر میدهد.
او با اشاره به وجود اعیاد، مناسبتها و آیینهای اجتماعی، اضافه کرد: در مناسبتی مانند نیمه شعبان جامعه تعطیل شده و فعالیتهای جمعی به برنامههای مربوط به آن اختصاص داده میشود. هر هفته نیز یک روز جمعه هست که تعریفش بیشتر در ارتباط با کار و شغل روزمره است.
زینالی اناری در تبیین کارکرد اجتماعی این تعطیلات، گفت: همه اینها برای بههمریختن قواعد زندگی روزمره و بازگشت به تعطیلاتی است که در آن مردم به صورت متحد و مشترک و خارج از ساختارهای انضباطی کنار هم جمع میشوند؛ مثل نماز جمعه و مثل ماه محرم.
این استاد جامعهشناسی با طرح اینکه در دورههای پیشین ماهیت آیینی جامعه پررنگتر بود، اضافه کرد: تا پیش از فرارسیدن دوره کنونی که از آن به عنوان عصر ناسیونالیسم دولت-ملت سخن میگوییم، شکل جامعه بیشتر همان ماهیت آیینی خود را داشت؛ یعنی همهچیز کم و بیش آیینی بود و همین نظم آیینی به جامعه انتظام میداد.
نظمی که جامعه را سرپا نگه میدارد
وی با بیان اینکه امروز با ساختار انتظامبخش جامعه بسیار درگیریم، گفت: امروز میبینیم که مثلا چقدر بر نظم کاری بانکها تأکید میشود؛ بر همین مسئله تعطیلی شنبه یا پنجشنبه، بر اینکه بانک با نظم جهانی باید کار کند، یا بر موعد چک. در همه اینها ما جامعهای منضبط داریم و اگر این انضباط نباشد، سازوکار اقتصادی ما به هم میریزد.
زینالی اناری در مورد اینکه این نظم جدید در رویدادهای اخیر چگونه نمود پیدا کرد، گفت: حرکتی که در جریان جنگ چهلروزه شکل گرفت، حتی در جنگ دوازدهروزه نیز اتفاق نیفتاد.
او با طرح اینکه ماجرای هجدهم دی موضوعی است که باید با عینک خاصی بررسی شود، اضافه کرد: البته این موضوع را باید بر اساس گزارشهای دقیقتر ارزیابی کرد. اما با وقوع جنگ از مردم دعوت شد که شبها در خیابان باشند که کسی شهرها را به آشوب نکشد.
این پژوهشگر اجتماعی در واکنش به اینکه آیا پدیدار شهادت رهبر انقلاب، برانگیزاننده و محرک اصلی به صحنه آمدن مردم نبود، اظهار کرد: با توجه به آن تعبیری که از آن به بعثت مردم یاد شد، در غیاب رهبرشهید، مردم رهبری را به انهای دیگری روی دوش خود احساس کردند.
وی با بیان اینکه این حضور معنای روشنی دارد، گفت: حضور مردم در صحنه برای پر کردن خلاها و پشتیبانی از دستگاهها برای حفظ و کنترل نظم جامعه بوده است.
او با طرح اینکه این وضعیت مختص دوره جنگ بود، اضافه کرد: در دوره جنگ ما نیازمند بودیم که مردم در کنار نیروهای نظامی، ذرهبین به دست بگیرند و شبها بیرون از خانه باشند که کسی نظم شهری را به آشوب نکشد.
این پژوهشگر اجتماعی با بیان اینکه در شرایط جنگی دشمن درصدد ارعاب و ایجاد ترس در میان مردم بود، گفت: مردم برای اینکه بر این ترس فائق بیایند، در خانه یا در خیابان میماندند؛ یعنی مردم در خلال حمله دشمن با شور جمعی خود، بر ترس ناشی از مرگ فائق آمدند.
زینالی اناری با انکار اینکه حضور شبانه مردم در خیابانها به معنای بههمریختگی انتظامی است، گفت: در طول دوره جنگ مردم با حضور شبانه خود از نظم شهر حمایت میکردند. این حضور نظم را بیشتر میکرد، هرچند مثلاً برخی مسیرهای خیابان مسدود میشد، اما خطر بزرگتری را رفع میکرد.
این پژوهشگر اجتماعی در واکنش به اینکه اگر حضور خیابانی مردم را صرفاً برای ایجاد نظم خیابانی بدانیم به دام نوعی تقلیلگرایی خواهیم افتاد، گفت: من دو گزینه را مطرح کردم، نخست اینکه مقاومت و انگیزه زندگی مردم بالا برود، از مرگ و از جنگ نترسند و به رخ دشمن بکشند که ما در صحنه هستیم؛ دوم اینکه بعثت مردم برای ایجاد نظم و ثبات و آرامش در جامعه بوده است.
او با طرح اینکه در دوره جنگ با حالتی از بینظمی خاص روبهرو بودیم، اضافه کرد: شرایط دوره جنگ مثل زندگی معمولی نبود و وجوه آیینی هم در آن بهشدت دیده میشد؛ یعنی مردم فقط مراقبت نمیکردند، شعار هم میدادند و از نظر بیانی و بلاغی در آن شبها گفتمان و ادبیات خاصی شکل گرفت که جنبه ادبی آن، علاوه بر جنبه احساسی و جنبه انتظامی، کارکردی شبیه یک مارش نظامی داشت.
صدای اقلیت روی موج اکثریت
این استاد جامعهشناسی در واکنش به اینکه پدیده برچسبزنی و اتهامزنی به مسئولان در محیطهای جمعی، چه تأثیری بر سرمایه اجتماعی و پیوندهای میانگروهی در جامعه دارد، گفت: در خیابان که مقاومت و حس خروش خودنمایی میکند، ممکن است شعارهای ضد صلح یا خروشهای جنگی را از سوی مردم غیرنظامی بشنویم که غیرطبیعی هم نیست. مردم وقتی به خیابان میآیند، نوعی غلیان انباشته شکل میگیرد.
او با اشاره به شکلگیری نوعی نظم گفتمانی در طول جنگ رمضان، اضافه کرد: وقتی جهان غرب و دشمنان ما بر طبل جنگ و ترساندن مردم میکوبیدند، غلیان شعارهای جنگی در خیابان را نباید منفی ببینیم.
این پژوهشگر اجتماعی در ادامه تصریح کرد: ممکن است من مخالف جنگ و خواستار صلح باشم، اما وقتی به خیابان میرویم، اعلام میکنیم که آماده جنگیم که این همان کارکرد بلاغی جنگ است که در خیابان اتفاق میافتد.
وی با اشاره به تذکر یکی از چهرههای روحانی برای جلوگیری از بروز رفتارهای انحرافی در تجمعات شبانه، گفت: در برنامههای خیابانی، به قول یکی از روانکاوان، یک شور و حال خاصی وجود دارد که ممکن است انباشته و سرریز شود.
او با طرح این مثال که اگر لیوانی بیش از ظرفیتش پر شود سرریز خواهد کرد، اضافه کرد: من گمان میکنم آن بعثت، نمود عقلانیت جامعه ما برای حفظ جامعه و برای نشان دادن قدرت به دشمن خارجی بود؛ اما اگر بیش از ظرفیتش از آن بهره بگیریم، عملاً وارونه شده و به ضعف ما تبدیل میشود.
این پژوهشگر اجتماعی درخصوص پیامد این وارونگی، اظهار کرد: نشان دادن ضعف، میتواند به خلا سرمایه اجتماعی یا تخریب سرمایه اجتماعی کمک کند و به دشمنان نشان بدهد که کنترل نظم خیابانی در جامعه ما دشوار شده است.
وی با بیان اینکه چنین چیزی عقلانی نیست، گفت: در چنین شرایطی دشمن به این تصور میافتد که تجمع خیابانی شبانه احتمالاً امری بسیار احساسی بوده است و اینجا دیگر آن تعبیر بعثت خدشهدار میشود.
زینالی اناری با طرح اینکه واژه بعثت معنای دقیقی دارد، اضافه کرد: بعثت یعنی برخاستن؛ ما این اصطلاح را بیشتر برای نبوت به کار بردهایم، یعنی نوعی خیزش آگاهانه. اما وقتی احساسات غلبه میکندزینالی اناری در باره تبعات سردادن شعارهای رادیکال و مخدوش کردن وحدت جمعی، گفت: این وضعیت فرافکنی و طغیان است و نه بعثت؛ وقتی شعارهای رادیکال سر داده میشود و به جای پشتیبانی از انتظام کشور، نظم جریان سیاسی که با هماهنگی رهبری انجام شده مخدوش میشود، دیگر با مقوله بعثت روبرو نیستیم.
او با طرح اینکه در چنین شرایطی عوامل و جاسوسهای دشمن در میان جمعیت مردم نفوذ میکنند، اضافه کرد: آنها تلاش میکنند دقیقاً نقطه قوت ما را به نقطه ضعف تبدیل کنند.
این پژوهشگر اجتماعی با بیان اینکه این اقدامات ماهیت مجرمانه دارند، اظهار کرد: اگر کسانی فراتر از سقف لازم شعار بدهند و هنجارشکنی کنند، نظم کشور را به هم ریختهاند. در زمان جنگ، کشور باید پادگانی شود؛ یعنی تا یک حدی انضباط نظامی لازم است. کشور نیازمند یک نظم و همبستگی جمعی است.
زینالی اناری در پاسخ به اینکه وقتی بخشی کوچک در یک تجمع همبسته سعی میکند روایتهای خاص خود را به نام کل جمع پیش ببرد، با چه مکانیسمهای جامعهشناختی روبرو هستیم، گفت: در شرایط جنگی همانطور که نیروهای نظامی بر سر دشمن موشک میریزند، ما هم در خیابان یا حتی در موقعیتهای دیگر، درواقع پای لانچر هستیم و اگر سربازی از موشک خودسرانه استفاده کند، حکمش مشخص است.
او با طرح اینکه رفتار افراطی در تجمعات شبانه به نظم جامعه لطمه میزند، اضافه کرد: نظمی که خود رهبرانقلاب نیز بر آن تأکید دارد، در این صورت خدشهدار میشود؛ بنابراین باید با قانون نظامی با این افراد برخورد کرد زیرا این افراد در حال به هم ریختن یک پادگان هستند. چرا که اکنون کشور دربرابر دشمن به یک پادگان تبدیل شده است.
انتهای پیام/
نظر شما