به گزارش گروه فرهنگ و هنر ایسکانیوز، در قلمرو فیلم کوتاه، بار سنگین شکست به اندازه سینمای بلند ترساننده نیست. پایین بودن هزینههای تولید این امکان را به خالق اثر میدهد که با فراغ بال به تجربهگرایی بپردازد و راهکارهای نوآورانهای را آزمایش کند. همین ویژگی منحصربهفرد موجب شده است که بسیاری از فیلمسازان بزرگ و نامآشنای تاریخ سینمای ایران و جهان، مسیر حرفهای خود را از همین مدیوم آغاز کنند.
در دنیای پرالتهاب کنونی که تمرکز مخاطب میان حجم عظیمی از دادهها و محتواها خرد شده است، فیلم کوتاه اهمیتی دوچندان یافته است. این قالب سینمایی نه فقط به عنوان سکوی پرتابی برای ورود به عرصه حرفهای شناخته میشود، بلکه در بسیاری از مواقع، هویت مستقل و اصیلی با منطق و زبان زیباییشناختی ویژه خود پیدا میکند. با این حال، همیشه این سوال مطزح است که آیا فیلم کوتاه صرفاً پلکانی برای دستیابی به سینمای حرفهای و بلند است، یا باید آن را یک سبک فیلمسازی مستقل و همیشگی دانست؟
قدمت فیلم کوتاه به سالهای آغازین پیدایش سینما بازمیگردد. آثار نخستین برادران لومیر یا ژرژ ملییس، هرچند امروز در زمره شاهکارهای کلاسیک جا دارند، از نظر زمانی در قالب فیلم کوتاه میگنجیدند. اما با صنعتی شدن سینما در دهههای بعدی، فیلم بلند به جریان غالب تبدیل شد و فیلم کوتاه به حاشیه رانده شد.
برخلاف انگارههای مرسوم، فیلم کوتاه هرگز نسخه مینیاتوری یا کوچکشده یک فیلم بلند نیست؛ بلکه ساختاری فشرده، موجز و شاعرانه دارد که در آن تکتک نماها، قاببندیها و حتی سکوتها حامل معنایی ژرف هستند.
یکی از برجستهترین مزایای فیلم کوتاه، آزادی عمل خلاقانه است. در سینمای بلند صنعتی، ملاحظات اقتصادی و تجاری ناگزیر محدودیتهایی را بر دوش خلاقیت میگذارد. در مقابل، فیلم کوتاه اغلب با بودجههای اندک و گروههای محدود شکل میگیرد و به همین دلیل، فیلمساز با شهامت بیشتری به سراغ دغدغههای شخصی و فرمهای بصری تجربی میرود.
در این فضا، هزینه پایین ساخت، موجب کاهش دلهره شکست میشود و به هنرمند اجازه میدهد مسیرهای تازهتری را امتحان کند؛ روندی که در کارنامه بسیاری از کارگردانان برجسته همچون کریستوفر نولان، مارتین مکدونا، اصغر فرهادی و ناصر تقوایی به چشم میخورد.
نولان زمانی در باب اهمیت این قالب گفته بود: «فیلم کوتاه برای من حکم آزمایشگاهی را داشت که در آن شیوه روایتگری و درگیر کردن مخاطب را بدون درغلتیدن به پیچیدگیهای ساختار صنعتی آموختم.» این خصلت آزمایشگاهی بودن، در واقع روح حاکم بر فیلم کوتاه است.
با وجود اینکه بسیاری از چهرههای موفق سینما کار خود را از این نقطه شروع کردهاند، عبور از فیلم کوتاه به فیلم بلند همواره مسیر هموار و تضمینشدهای نیست. خلق اثر در قالب کوتاه مهارتهایی میطلبد که هرچند با سینمای بلند همپوشانی دارد، اما کاملاً منطبق بر آن نیست.
از سوی دیگر، ورود به دایره فیلمهای بلند معمولاً مستلزم برخورداری از منابع مالی کلان، روابط گسترده و جلب اعتماد تهیهکنندگان است؛ مؤلفههایی که تنها با تکیه بر استعداد هنری حاصل نمیشوند. به همین خاطر، شمار زیادی از فیلمسازان پس از کسب موفقیت در جشنوارهها، برای تأمین بودجه تولید بلند به بنبست میخورند. عدهای از آنان ترجیح میدهند به جای نگاه ابزاری به فیلم کوتاه، در همین فضا باقی بمانند و زبان هنری خود را اعتلا بخشند؛ چنانکه رویکرد اولیه چهرههایی چون عباس کیارستمی گواهی بر استقلال و اصالت این مدیوم است.
در دهههای اخیر، جشنوارههای سینمایی نقشی اساسی در تعیین مسیر حرفهای فیلمسازان ایفا کردهاند. رویدادهایی نظیر جشنواره کلرمون-فران فرانسه یا جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران، بستر مناسبی برای نمایش آثار نوآورانه و معرفی استعدادهای تازه به شمار میروند.
فیلمسازانی که در چنین رویدادهای معتبری درخشش داشته باشند، سریعتر مورد توجه نهادهای آموزشی و تهیهکنندگان قرار میگیرند. در سطح ملی نیز چهرههایی چون سعید روستایی، احمد بهرامی و محمد کارت از دل همین جشنوارهها به سینمای حرفهای راه یافتند.
جشنواره فیلم کوتاه تهران که قدمت آن به سال ۱۳۶۲ میرسد، به عنوان پایگاهی برای کشف نیروهای تازه و پنجرهای به سوی عرصههای بینالمللی شناخته میشود؛ هرچند که این رویداد بزرگ نیز همواره در طول سالیان با نقدها و چالشهایی روبهرو بوده است.
یکی از کارکردهای اصلی این رویداد، شناسایی و معرفی جوانان مستعد از اقصی نقاط کشور است که بستر دیدهشدن آثار را در سطحی وسیعتر هموار میکند. همچنین برپایی کارگاهها، نشستهای نقد و بررسی و فضای تعاملی میان اهالی فن، به شبکهسازی حرفهای کمک شایانی میکند.
نشان عالی یا جایزه بزرگ این جشنواره به دلیل اعتبار بینالمللی، به عنوان رویدادی با قابلیت معرفی به آکادمی اسکار (یعنی جشنواره کوتاه تهران در لیست جشنوارههایی است که میتوانند “Oscar-qualifying” باشند) شناخته میشود که برای فیلمسازان علاقهمند به حضور در عرصههای جهانی اهمیت فراوانی دارد. افزون بر این، معافیت از هزینه ثبتنام (free submission) موانع اقتصادی ورود را کاهش داده و امکان مشارکت افراد با امکانات محدود را فراهم میسازد.
امیرحسین مهماندوست کارگردان فیلم کوتاه در گفتوگو با خبرنگار فرهنگی ایسکانیوز در خصوص اینکه آیا فیلم کوتاه برای فیلمسازان میتواند زمینه ای برای ورود به فیلم باشد؟ توضیح داد: اگر بخواهم صادقانه بگویم این برمیگردد به رویکرد، مسیر و ریل گذاری که هر فیلمساز برای آینده خودش طراحی میکند. یک فیلمساز دلش میخواهد در مدیوم کوتاه کار بکند و در بلند مدت هم در مدیوم کوتاه بماند و اگر به جنس فیلمهای این دسته از فیلمسازها که نگاه میکنید ایدهها و قصه هایشان اصولاً و عموماً زیر ۱۵ دقیقه است. از نظر ذهنی و فکری خط قصهای که دنبال میکنند قصههای کوچک و جمع و جور است اما یک سری فیلمسازها هستند که مسیر و ریل گذاریشان برای ورود به سینمای بلند است و این فیلم سازها همان هایی هستند که شاید سه فیلم اولشان را خیلی فیلم های جمع و جور میسازند و همینطوری که رفته رفته به فیلم بعدی میرسند فیلم ها از نظر حضور عوامل حرفهای بدنه سینما و از نظر قصه، بزرگتر و درشت تر میشود برای اینکه مسیر را برای خودشان برای ورود به سینمای بلند سهل کنند.

وی خاطرنشان کرد: ساخت یک فیلم کوتاه برای کارگردان و تهیه کنندهاش به مراتب از ساخت یک فیلم بلند سخت تر است. شاید یک سری فیلم سازهایی که سابقه بیشتر و رزومه قویتری دارند این مسیر برایشان سهل تر میشود اما برای بچههایی که تازه کارتر هستند قطعا این مسیر کوتاه برایشان سخت تر است و کسب اعتماد عوامل، تهیه بودجه، مدت زمان فیلمبرداری و... همه اینها چیزهایی است که کار را سختتر میکند.
مهماندوست در پاسخ به این سوال که چرا برخی از فیلمسازان کوتاه به دنبال استفاده از بازیگران چهره و شناخته شده در آثارشان هستند در صورتی که هیچ مخاطبی در فیلم کوتاه به دنبال دیدن بازیگر مطرح و سلبریتی نیست گفت: این موضوع باز هم برمیگردد به اینکه ببینیم که یک فیلمساز چه مسیری را برای آینده فیلمسازی خودش در نظر دارد. یک بخشی از استفاده از بازیگر چهره شاید در جشنوارههای داخلی به دیده شدن فیلم کمک کند که آنهم فقط از نظر مخاطب عام است نه از نظر هیئت داوری و انتخاب چون هیئت داوری و انتخاب فیلم را تخصصی نگاه میکند.
وی تصریح کرد: اما حضور بازیگران چهره و عوامل حرفهای تر برای فیلم سازهایی که قصد ورود به سینمای بلند را دارند یک جاهایی کمک کننده است. اگر قرار باشد یک فیلمسازی بعد از اینکه دوتا فیلم دانشجویی یا کلاسی ساخت یکهو به سینمای بلندورود کند و نه با عوامل بدنه سینما ارتباط داشته باشد و نه با بازیگران چهره ارتباط داشته باشد قطعاً کار برایش سخت میشود.
این فیلمساز کوتاه در پایان سخنانش تاکید کرد: اصلا فرض کنیم که فردی ده تا فیلم کوتاه ساخته و حرفه ای هم ساخته باشد اما ارتباط با بازیگر چهره و ارتباط با عوامل بدنه سینما، جنس ارتباطش با عوامل و دوستانی که در مدیوم فیلم کوتاه با هم فیلم میسازند فرق میکند. یک جاهایی هر فردی در فیلم های آخر کوتاهش باید با یک سری عوامل و بازیگران چهره کار کند و این جنس ارتباط را یاد بگیرد.
میثم عباسی از دیگر فیلمسازان کوتاه نیز در گفتوگو با خبرنگار فرهنگی ایسکانیوز گفت: مشکلات زیادی در ساخت فیلم کوتاه وجود دارد. سرمایه گذار برای هزینه در فیلم کوتاه هیچ رغبتی ندارد، نهادهای دولتی هم به نور چشمیهای خودشان اهمیت و بودجه میدهند و کسی که مثل من بخواهد مستقل کار کند باید خودش از جیبش خرج کند.
وی با بیان اینکه برخی میگویند فیلم کوتاه دروازهای برای ورود به فیلم بلند است به نظر من یک اشتباه محض است افزود: این تفکر اشتباه است به دلیل اینکه ساخت فیلم کوتاه به مراتب سختتر از ساخت فیلم بلند است چون باید کل قضیه را در مدت زمان کم به بیننده برسانیم اما در فیلم بلند فرصت داستان پردازی وجود دارد.

عباسی تاکید کرد: اگر اینگونه است که فیلم کوتاه دروازه ورود به فیلم بلند است پس چرا دوباره افرادی مانند آقای کریم امینی و آقای عادل تبریزی دوباره خبرایی که فیلم بلند و سریال ساختهاند به سمت فیلم بلند کوتاه برگشتند؟ به نظر من یک مسئله و فرمول غلطی است که سازمان سینمایی گذاشته که اگر هرکسی پنج فیلم کوتاه داشته باشد میتواند مجوز فیلم بلندش را بگیرد؛ این دروازه بودن فیلم کوتاه از نظر سیستم اداری است و نه از نظر تجربه. برخی از بچههایی که فیلم کوتاه با این امید که پنج فیلم کوتاهشان را بسازند که بتوانند مجوز فیلم بلند بگیرند کار میکنند.
وی در پاسخ به این سوال که الان یک فیلم کوتاه بحدود نیم ساعت چقدر هزینه برمیدارد گفت: من آخرین فیلمم را قبل از موج گرانیها با رقم حدود ۴۵۰ تا ۵۰۰ میلیون ساختم و دلیلش این بود که فیلمبرداری در شمال کشور بود و از عوامل حرفهای برای کارم استفاده کردم اما اگر فیلم قرار باشد در پایتخت ساخته شود سال گذشته با ۱۰۰ یا ۲۰۰ میلیون تومان میشد این کار را کرد اما الان برای یک فیلم ۱۰ تا ۱۵ دقیقهای کمتر از با ۴۰۰ میلیون تومان هزینه برنخواهد داشت.
این فیلمساز کوتاه کشورمان با بیان اینکه عمده این مبالغ صرف تجهیزات میشود خاطرنشان کرد: بحث لجستیک و ایاب و ذهاب، بحث خورد و خوراک و دستمزد برخی از بازیگران خصوصا بازیگر حرفهای باعث شده هزینه تولید بالا برود.
وی در پایان سخنانش گفت: ارگانهایی مانند انجمن سینمای جوان باید حمایت خودشان را از فیلم سازهایی که در حلقه خودشان هم نیست بیشتر کنند. فیلمساز فیلمش را در پیچینگ میبرد و پس از مدتها جواب نمیدهند یا موضوع یک فیلم شاید حتی قویتر از فیلم دیگری باشد اما در نهایت فیلمهایی پذیرفته میشود که با زدوبند همراه بودهاند.
با وجود تمامی این نقاط قوت، منتقدان بر این باورند که عدم اکران عمومی آثار پس از پایان جشنواره در سینماهای تجاری یا تلویزیون، باعث میشود رویداد، گاه به محفلی درونگروهی تقلیل یابد و تأثیر پایداری بر چرخه اکران سراسری نداشته باشد. بسیاری از خالقان آثار گلهمندند که جوایز جشنواره بدون تضمین اکران، جنبهای تشویقی داشته و کمکی به آینده شغلی آنها نمیکند؛ مسالهای که نیازمند بازنگری در سیاستهای حمایتی پس از جشنواره است.
انتهای پیام/
نظر شما