به گزارش خبرنگار اجتماعی ایسکانیوز، تاریخ انقلاب اسلامی مردم ایران، از همان آغاز با آزمونهای دشواری گره خورده که عبور از هریک از آنها، نیازمند بازخوانی دقیق نسبت میان «مردم» و «حاکمیت» است. در جنگ اخیر و متعاقب شهادت جانسوز آیتالله خامنهای و بسیاری از فرماندهان ارشد، برخلاف الگوهای رایج در علوم سیاسی کلاسیک، این حضور معنادار تودههای مردم بود که خلاءهای ساختاری را پر کرده و نظام را در یکی از حساسترین دورههای انتقال قدرت (تعیین رهبری جدید) حفظ کرد. دکتر علی کاکادزفولی معتقد است که ما با «انسان ایرانی» جدیدی مواجه هستیم که از مرز تبعیت محض عبور کرده و به مقام «فاعلیت تاریخی» رسیده است؛ انسانی که ریشه در اسطورههای زایشی دارد و عقلانیت خود را از چشمهی متعالی وحی میگیرد.
در ادامه، مشروح گفتگوی ایسکانیوز با علی کاکادزفولی، جامعهشناس و استاد دانشگاه را میخوانید.
مردم؛ ستون خیمهی نظام در بحرانیترین دوران انتقال
کاکادزفولی درواکنش به این موضوع که وزن دادن به جایگاه مردم، یکی از بنیادینترین نوآوریهای امام خمینی (ره) و شهید آیتالله خامنهای در نظام سیاسی کشور بود، خاطرنشان کرد: بزرگترین دستاورد شهید آیتالله خامنهای را باید تربیت و پرورش مردمی «مسئول و مسئولیتپذیر» دانست؛ افرادی که مسائل کلان نظام را متعلق به هستی خود میدانند.
این جامعهشناس سیاسی درخصوص تفاوت این الگو با سایر حکومتهای جهان اظهار کرد: در اغلب نظامهای سیاسی دنیا، مردم صرفاً از حکومت مطالبهی امنیت دارند و خود را در قبال بقای نظام مسئول نمیبینند. اما در جمهوری اسلامی، ما با مدلی متمایز مواجه هستیم. در اتفاقات اخیر دیدیم که علیرغم شهادت رهبر و فرماندهان، این حضور مردم در خیابانها بود که حکومت را نگه داشت.
وی با بیان اینکه ادبیات «حضور مردم به عنوان ضامن بقای حاکمیت» در هیچ جای دیگر دنیا مرسوم نیست، گفت: ما امروز از فضای «همراهی مردم با نظام» عبور کردهایم؛ بحث فعلی این است که نظام، عین خود این مردم است و این واقعیت دیگر صرفاً یک شعار نیست، بلکه در صحنهی عمل به اثبات رسیده است.
تجلی فاعلیت انسان ایرانی و الهامبخشی به رهبران
کاکادزفولی با تأکید بر اینکه جامعهی ایران به بلوغی بینظیر دست یافته، اضافه کرد: انسان ایرانی اکنون به جایگاهی رسیده که دیگر منتظر نمیماند تا از سوی نظام به او انگیزه تزریق شود، بلکه او خود دارای «فاعلیت» است و مسیر درست تاریخ را رقم میزند. جالب اینجاست که در این مقطع، حتی رهبران نظام نیز از این حضور و ارادهی مردمی الهام میگیرند.
این جامعهشناس سیاسی در واکنش به موضوع هویت ایرانی و اضلاع سهگانهی (ایرانشهری، سنت اسلامی و مدرنیته) و برجستگی یافتن عناصری از آن در وضعیت کنونی جامعه، تصریح کرد: اگرچه نظریات مصطلحی در این باره وجود دارد، اما واقعیت میدان نشان میدهد که ایران و اسلام به چنان یگانگی درهمتنیدهای رسیدهاند که تفکیک آنها از یکدیگر یک اشتباه راهبردی است. آنچه امروز از «ایرانی بودن» در خیابانها میبینیم، تجلی اسلامی است که در طول قرون متمادی با زیست ایرانیان به وحدت رسیده است.
وی با بیان اینکه قهرمانان واقعی هویت ایرانی همان کسانی هستند که در برابر موشکها و جنگندهها از وجببهوجب این خاک اسلامی دفاع میکنند، گفت: مدعیان باستانگرایی که اسلام را از هویت ایرانی جدا میکنند، امروزه در کنار آمریکا و اسرائیل ایستادهاند و هیچ نقش عینی در مسائل ملی ندارند. این نشان میدهد که ایراندوستی واقعی در امتداد همان جریانی است که امروز پرچمدار مبارزه با استکبار است.
اسطورهها و استعارهها؛ نرمافزا قدرت ایرانی در مواقع بحران
کاکادزفولی با طرح این نکته که ملت ایران یک ملت چند هزار ساله است که با اسطورهها و استعارهها زندگی میکند، خاطرنشان کرد: قدرت اصلی ما در بزنگاههای بحرانی، همین حافظهی مشترک اسطورهای است. وقتی ما از استعارهی «عاشورا» استفاده کرده و جبههی مقابل را «یزیدی» خطاب میکنیم، به سرعت یک فهم مشترک بینالاذهانی در کل جامعه شکل میگیرد که نیاز به تبیینهای طولانی را از بین میبرد.
او اضافه کرد: برخلاف اسطورههای جعلی و موضوعی نظامهای لیبرالدموکراسی (مانند نظریهی پایان تاریخ) که تاریخ انقضای کوتاهی دارند، اسطورههای ایرانی-اسلامی «زایشی» و ریشه در وقایع عینی تاریخی دارند. این غنای فرهنگی اجازه میدهد که مردم در کوتاهترین زمان ممکن، پیرامون یک موضوع به توافق و تفاهم برسند.
این جامعهشناس سیاسی در واکنش به تحلیلهایی که مدعی وجود تناقض یا دوگانگی در شخصیت ایرانی (سلحشوری در مقابل بیگانه پرستی) هستند، اظهار کرد: تمامی این طیفهای فکری، ریشهای در امتداد تاریخ دارند. نیروهایی که امروز کشور را سرپا نگه داشتهاند، همان جریانهای اصیل تاریخی هستند که با فطرت انسانی سازگاری بیشتری داشته و توانستهاند در طول قرون باقی بمانند.
دو عقلانیت متضاد؛ چرا شهادتطلبی، عین پیروزیخواهی است؟
کاکادزفولی در پاسخ به اینکه آیا نزاع اصلی امروز در ایران بر سر دو شیوهی متفاوت عقلانیت باوری و شهادت طلبی است، تصریح کرد: ما با یک عقلانیت الهی مواجه هستیم که «الله» را محور همهچیز میداند و انسان را وجودی متعالی برای زندگی و مرگی در نسبت با حق تعریف میکند. در مقابل، عقلانیت اومانیستی قرار دارد که انسان را مرکز جهان و صرفاً موجودی مصرفکننده و محصور در ترسهای مادی قلمداد میکند.
وی با بیان اینکه عقلانیت الهی ارزشهای متفاوتی برای مفاهیم شکست و پیروزی قائل است، گفت: شهادتطلبی در چارچوب معنایی ما، انتخابی از سر ناچاری نیست؛ بلکه به معنای این است که ما ارادهی خود را فراتر از زیست مادی میبینیم. در این نگاه، هیچ تهدیدی نمیتواند ما را به زانو درآورد، چون مرگ فیزیکی به معنای پایان اراده نیست.
این جامعهشناس سیاسی در واکنش به راهبرد «ترور» توسط دشمن خاطرنشان کرد: دشمن به ترور مهرههای ما روی آورده است چون با «ارادهی فردی» ما مشکل دارد. شخصیتهایی مانند شهید آیتالله خامنهای و سایر فرماندهان، نماد ارادههای پولادین یک ملت بودند. دشمن گمان میکند با حذف فیزیکی، آن اراده از بین میرود، اما در نگاه شهادتطلبانه، زنده ماندن لزوماً پیروزی و تخریب ساختمانها لزوماً شکست نیست.
ارادهای که فراتر از جنگندهها ایستاده است
کاکادزفولی با طرح اینکه دشمن همواره از ابتدای انقلاب با ترور در پی سد کردن مسیر ملت بوده، اظهار کرد: ما حتماً در آینده نیز شخصیتهای ارزشمند دیگری را از دست خواهیم داد، اما نکتهی کلیدی این است که ارادهی ما از گوشت و پوست و استخوان فراتر رفته است. ترور نشاندهندهی هراس استکبار از ارادهای است که حتی در برابر موشکها هم خم نمیشود.
او در ادامه بیان کرد: پیروزی و شکست در دستگاههای فکری مختلف، مفاهیم عمیق و متمایزی دارند. در عقلانیت مقاومت، تا زمانی که ارادهی الهی برقرار است، شکستی وجود ندارد. پیروزی آن است که انسان ایرانی هویت خود را به هیچ بهایی نفروشد و در برابر استکبار، فاعلیت خود را حفظ کند.
انتهای پیام/
نظر شما