بازدارندگی به سبک تهران؛ دیپلماسی باز است، پاسخ سخت هم در دستور کار

در فضای کنونی سیاست داخلی، بازدارندگی به یکی از کلیدی‌ترین مفاهیم در منظومه تصمیم‌گیری کشور تبدیل شده است؛ مفهومی که از نخستین پیام رهبر انقلاب به رئیس‌جمهور تا مواضع دولت، مجلس، فرماندهان نظامی و حتی نقش مردم، بر یک اصل واحد تأکید دارد: حفظ انسجام داخلی، تقویت آمادگی و صیانت از منافع ملی.

گروه سیاسی ایسکانیوز، چرا بازدارندگی؟ در تهران، واژه‌ای که این روزها بیش از هر چیز در سخنان مقام‌های ایرانی تکرار می‌شود، بازدارندگی است؛ اما این بازدارندگی فقط به سامانه‌های موشکی یا آرایش نظامی محدود نمی‌شود. در پرونده‌ای که هم‌زمان پای واشنگتن، اروپا، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، و سازوکار بحث‌برانگیز «ماشه» در میان است، ایران می‌کوشد یک پیام روشن بفرستد: فشار بیشتر، لزوماً امتیاز بیشتر نمی‌آورد. برعکس، ممکن است معادله را به سمت سخت‌تر شدن ببرد.

حالا در روزهایی که کشور با فشارهای بیرونی، تنش‌های منطقه‌ای و بحث‌های تازه درباره مذاکره و سیاست خارجی روبه‌روست، نمیتوان بازدارندگی را فقط یک واژه نظامی تلقی کرد؛ این واژه به یک منطق کلی برای اداره کشور تبدیل شده است، منطقی که از همان ابتدا در سطح عالی سیاست هم دیده شد.

در نخستین پیام رهبر انقلاب به رئیس‌جمهور، بر هم‌افزایی، هماهنگی و استفاده از ظرفیت‌های داخلی تأکید شد؛ پیامی که عملاً می‌گفت اگر نهادهای کشور در یک مسیر حرکت کنند، فشار بیرونی هم کمتر اثر می‌گذارد. در چنین چارچوبی، بازدارندگی فقط به معنای قدرت سخت نیست، بلکه یعنی کشور از داخل منسجم بماند و از بیرون هم محاسبه‌پذیر نباشد.

در همین فضا، مسعود پزشکیان از مسیر دولت تلاش کرده نشان دهد که اداره کشور باید بر پایه آرامش، حل مسئله و اعتمادسازی پیش برود. او در عمل، از دولت یک تصویر کارکردی می‌سازد؛ یعنی دولتی که فقط حرف نمی‌زند، بلکه می‌خواهد گره‌های اجرایی را باز کند. یکی از نشانه‌های همین رویکرد، نامه اخیر او به محمدباقر قالیباف درباره بودجه ۱۴۰۵ بود. پزشکیان در آن نامه خواستار اصلاحاتی در لایحه شد؛ از جمله اصلاحات مربوط به حقوق و مزایا، مالیات و شفاف‌سازی منابع و مصارف نفتی. این اتفاق، فراتر از یک مکاتبه اداری ساده است. نشان می‌دهد دولت می‌خواهد در برابر فشارهای اقتصادی و جنگی که به ناحق علیه کشورمان تحمیل شده، دست‌کم در سطح بودجه، ابتکار عمل داشته باشد و صرفاً واکنشی رفتار نکند.

از طرف دیگر، محمدباقر قالیباف هم در مجلس نقش خودش را در همین معادله بازی می‌کند. او در ماه‌های اخیر بارها بر هماهنگی با دولت و حفظ انسجام ملی تأکید کرده و در عین حال، او در کنار تمام توان و قدرتی که در مبارزه با دشمن در این روزهای جنگ هزینه کرده است، تلاش کرده مجلس را از حاشیه‌های فرسایشی دور نگه دارد.

نمونه‌اش همین مواضع اخیر درباره بودجه و نیز تأکید بر وفاق با دولت است. قالیباف حالا بیش از هر چیز می‌خواهد نشان بدهد که مجلس می‌تواند بخشی از راه‌حل باشد، نه بخشی از گره. این موضع، در متن بازدارندگی مهم است، چون وقتی قوه مقننه و قوه مجریه در یک مسیر قرار بگیرند، دست کشور برای مدیریت بحران بازتر می‌شود.

اما روشن‌ترین مصداق بازدارندگی، جایی است که پای قدرت دفاعی و پاسخ عملی به میان می‌آید. در این حوزه، پیام اصلی روشن است: ایران در برابر تجاوز، فقط واکنش نشان نمی‌دهد، بلکه پاسخی می‌دهد که خود آن پاسخ، به عاملی برای بازدارندگی تبدیل می‌شود.

فرماندهان نظامی بارها تأکید کرده‌اند که آمادگی دفاعی کشور در سطح بالایی قرار دارد و هرگونه تعرض می‌تواند با پاسخی سخت و هزینه‌ساز روبه‌رو شود. این همان نقطه‌ای است که بازدارندگی از یک شعار به یک واقعیت عملی تبدیل می‌شود.

ارتش و سپاه این روزها فقط از آمادگی دفاعی حرف نمی‌زنند؛ آن‌ها از یک واقعیت عینی می‌گویند: ایران در حوزه قدرت دفاعی، به‌ویژه موشکی و پدافندی، به سطحی رسیده که نمی‌شود به‌سادگی آن را نادیده گرفت.

مثلا در خبرهای اخیر، فرماندهان ارتش به جز میدان مستقیم نبرد، از افزایش قدرت بازدارندگی نیروی زمینی، توسعه امکانات مرزی، ساخت پادگان‌ها، بازسازی بیمارستان‌ها و تقویت زیرساخت‌های رزمی گفته‌اند.

از آن طرف، مسئولان پدافند هوایی هم از ارتقای توان سامانه‌ها و نقش آن‌ها در حفظ امنیت آسمان کشور سخن گفته‌اند. این‌ها دیگر شعار نیست؛ عدد و اقدام است. وقتی از ساخت ۱۷ پادگان، یا از هزاران واحد سازمانی مسکونی و ده‌ها پروژه عمرانی و دفاعی حرف زده می‌شود، یعنی بازدارندگی فقط در سطح بیانیه باقی نمانده و وارد سازوکار اجرایی شده است.

در این میان، نقش مذاکرات هم باید درست فهمیده شود. مذاکره در این فضا نه جایگزین بازدارندگی است و نه در تعارض با آن. اتفاقاً وقتی کشوری پشتوانه دفاعی و انسجام داخلی داشته باشد، مذاکره برایش از موضع ضعف نیست. چنین کشوری می‌تواند گفت‌وگو کند، اما نه با دست خالی. همین‌جاست که بازدارندگی، خط‌مشی مذاکره را هم تعیین می‌کند؛ یعنی طرف مقابل باید بفهمد که فشار، تهدید یا امتیازگیری یک‌طرفه، نتیجه‌ای نخواهد داشت.

و اما نقش مردم. اگر قرار باشد بازدارندگی فقط در سطح دولت، مجلس یا نیروهای مسلح دیده شود، تصویر ناقص می‌ماند. مردم در این میان فقط تماشاگر نیستند. آن‌ها پشتوانه اصلی هر نوع قدرت ملی‌اند. هرچه اعتماد عمومی، مشارکت اجتماعی و حس همراهی مردم بیشتر باشد، بازدارندگی هم واقعی‌تر می‌شود. کشوری که مردمش از صحنه کنار نرفته‌اند، خیلی سخت‌تر تحت فشار می‌شکند. به همین دلیل است که هم دولت و هم مجلس و هم فرماندهان نظامی، در نهایت به یک نقطه می‌رسند: بدون مردم، هیچ منطق بازدارنده‌ای کامل نمی‌شود.

بازدارندگی در این پرونده، فقط یک مفهوم تئوریک نیست. از پیام رهبر انقلاب تا بودجه ۱۴۰۵، از مواضع پزشکیان و قالیباف تا گزارش‌های میدانی ارتش و پدافند، همه چیز از یک واقعیت حرف می‌زند: کشور دارد برای کم‌اثر کردن فشار بیرونی، روی انسجام داخلی، قدرت دفاعی و مشارکت مردم تکیه می‌کند. این همان نقطه‌ای است که سیاست از حرف، تبدیل به عمل می‌شود.

انتهای پیام/

کد مطلب: 1301064

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha