ماشین توسعه ایران در مسیر «تکنوکراسی نظامی»

ابوالفضل کاظمی*

برای حدود سه دهه، یکی از پرسش‌های بنیادین در اقتصاد سیاسی ایران این بوده است که: «چرا با وجود وفور منابع، مسیر توسعه به سرانجام نرسیده است؟» پاسخ‌های رایج معمولا حول محورهایی چون وابستگی به نفت، نوع حکمرانی، تحریم‌های خارجی یا مؤلفه‌های فرهنگی شکل گرفته‌اند. اما در میانه دهه ۱۴۰۰، به نظر می‌رسد پدیده‌ای نوظهور در حال تکوین است که می‌تواند قواعد پیشین تحلیل را دگرگون کند: برآمدن سپاه پاسداران به‌عنوان «موتور محرک توسعه» در قالب الگویی که می‌توان آن را «تکنوکراسی نظامی» نامید.

بحران مزمن سه دهه‌ای: گسست در هم‌افزایی منابع قدرت

یکی از ریشه‌ای‌ترین علل توسعه‌نیافتگی ایران در سه دهه پس از جنگ، نه کمبود منابع، بلکه فقدان انسجام، هماهنگی و انضباط در میان منابع قدرت بوده است. از دوره سازندگی هاشمی تا توسعه‌گرایی خاتمی، از عدالت‌محوری احمدی‌نژاد تا اعتدال روحانی و سپس دولت گام دومی رئیسی و گفتمان وفاق پزشکیان، هر دوره شاهد برآمدن یک رویکرد متمایز و گاه متعارض بوده‌ایم؛ رویکردهایی که در بسیاری از موارد، دستاوردهای دولت پیشین را خنثی یا معکوس کرده‌اند.

برآیند این «چرخش‌های گفتمانی متضاد» چه بوده است؟ انباشت پروژه‌های نیمه‌تمام، صدور تصمیمات متناقض، گاها اتلاف سرمایه‌های مادی و انسانی، و مهم‌تر از همه، فرسایش بدنه کارشناسی و تضعیف تکنوکراسی. در حالی که کشورهایی مانند ترکیه در همین بازه زمانی چندین برنامه توسعه‌ای نسبتا منسجم را به اجرا گذاشتند، ایران عملا با دولت‌هایی مواجه بوده که هر یک «نسخه‌ای متفاوت» از توسعه ارائه کرده‌اند. در نتیجه، شکاف میان ظرفیت بالقوه و عملکرد واقعی اقتصاد ایران عمیق‌تر شده است.

درس کره جنوبی: همگرایی مبتنی بر انضباط

تجربه کره جنوبی در دوران رهبری «پانک چونگ هی» (۱۹۶۱–۱۹۷۹) نمونه‌ای کلاسیک از موفقیت یک الگوی توسعه مبتنی بر تمرکز و انضباط است. در این دوره، دولت نظامی با تکیه بر تکنوکرات‌های کارآمد توانست منابع پراکنده قدرت را حول یک هدف راهبردی سازمان‌دهی کند: «صنعتی‌شدن با محوریت صادرات» نکته کلیدی در این تجربه، صرفا نظامی بودن ساختار قدرت نبود، بلکه ایجاد تداوم در سیاست‌گذاری، انسجام نهادی و انضباط اجرایی در کل حاکمیت بود. ارتش، بوروکراسی، نخبگان فنی و حتی سرمایه‌داران بزرگ، در یک مسیر مشترک حرکت کردند. حاصل این همگرایی، جهش چشمگیر اقتصادی و تبدیل کره جنوبی از کشوری فقیر به یکی از اقتصادهای صنعتی جهان در کمتر از دو دهه بود.

ایران در آستانه یک تغییر الگو

ایران در دهه‌های اخیر، دقیقا از فقدان چنین همگرایی رنج برده است. تعدد دولت‌ها با گفتمان‌های متفاوت-سازندگی، اصلاحات، عدالت‌خواهی، اعتدال، انقلابی و وفاق عملا موجب شده تا نوعی ناپیوستگی ساختاری در مسیر توسعه شکل گیرد. در چنین فضایی، سپاه پاسداران به‌عنوان نهادی با تداوم مدیریتی، انسجام درونی و استقلال نسبی از تغییرات سیاسی، به‌تدریج جایگاه یک بازیگر محوری در عرصه توسعه را به‌دست‌آورده است. آنچه امروز در حال شکل‌گیری است، می‌تواند به‌عنوان نوعی «تکنوکراسی نظامی متمرکز» با الهام آگاهانه یا ناآگاهانه از تجارب موفقی نظیر کره جنوبی تفسیر شود که در پی تحقق اهداف زیر است:

۱ـ ایجاد همگرایی میان منابع قدرت (نهادهای دینی، تکنوکرات‌ها و بدنه اجتماعی، حول یک محور مرکزی).

۲ـ تثبیت تداوم در سیاست‌گذاری توسعه‌ای و جلوگیری از تغییرات مکرر در رویکردهای اجرایی.

۳ـ بهره‌برداری فعال از موقعیت ژئوپلیتیک کشور برای تولید درآمد پایدار، از جمله از طریق کریدورها و مسیرهای راهبردی نظیر تنگه هرمز.

کارآمدی یا مخاطره؟

در افق کوتاه‌مدت و میان‌مدت، چنین مدلی می‌تواند کارآمد باشد. تجربه کره جنوبی نشان داده است که یک دولت توسعه‌گرای منضبط، قادر است در مدت زمانی نسبتا کوتاه، تحولات ساختاری عمیقی ایجاد کند. بااین‌حال، شرط اساسی موفقیت این مدل، جلوگیری از لغزش به سمت رانت‌جویی و انحصارگرایی است.

موفقیت کره جنوبی در این بود که همگرایی قدرت به «توزیع رانت» تقلیل نیافت، بلکه در چارچوب اهداف ملی، با انضباط، پاسخ‌گویی و نظارت همراه شد. اگر این مؤلفه‌ها تضعیف شوند، همان سازوکار هم‌گرا می‌تواند به بستری برای فساد ساختاری بدل شود.

مزیت‌های نسبی ایران

یکی از تفاوت‌های مهم ایران با نمونه کره جنوبی، برخورداری از پیوندهای راهبردی با قدرت‌هایی مانند چین و روسیه است. این روابط می‌تواند در قالب پروژه‌هایی نظیر کریدور شمال ـ جنوب و سرمایه‌گذاری‌های زیرساختی، به تسریع فرآیند توسعه کمک کند و بخشی از محدودیت‌های ناشی از تحریم را جبران نماید. بااین‌حال، بهره‌برداری از این ظرفیت‌ها نیز نیازمند حکمرانی کارآمد و شفاف است.

توسعه در مدار «ژنرال ـ مدیران»

در مجموع، مسئله اصلی توسعه در ایران، طی سه دهه گذشته، بیش از آنکه کمبود منابع باشد، به نحوه مدیریت و هماهنگ‌سازی منابع قدرت بازمی‌گردد. الگوی تکنوکراسی نظامی، با تأکید بر انسجام، تداوم و انضباط، در پی عبور از این بحران است. تجربه‌های تاریخی نشان می‌دهد که این مسیر می‌تواند به موفقیت منجر شود، اما همزمان هشدار می‌دهد که انحراف به سمت منافع خاص، می‌تواند کل پروژه توسعه را با شکست مواجه کند. امروز نیز پرسش اصلی این نیست که آیا سپاه به موتور توسعه تبدیل شده است یا خیر؛ بلکه مسئله اساسی این است که این «موتور» در چه مسیری حرکت می‌کند و آیا سازوکارهای کنترلی لازم مانند شفافیت، رقابت، حاکمیت قانون و تضمین حقوق مالکیت در آن تعبیه شده‌اند یا نه. تجربه جهانی توسعه نشان می‌دهد که بدون این «ترمزهای نهادی»، حرکت اگر سریع باشد، به توسعه پایدار منتهی نخواهد شد. درحال‌حاضر جمهوری اسلامی ایران، با پشت سرگذاشتن مقتدرانه دو جنگ تحمیلی تمام‌عیار و اکنون نیز قرار گرفتن در شرایط آتش‌بس شکننده بعد از جنگ تحمیلی سوم، در نقطه‌ای تعیین‌کننده قرار دارد؛ جایی میان هم‌گرایی منضبط و بازتولید ناهماهنگی و رانت؛ انتخاب مسیر، سرنوشت آینده را رقم خواهد زد.

ابوالفضل کاظمی*

انتهای یادداشت/

کد مطلب: 1304114

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha