بیش از ۸۷ درصد کودکان تحت پوشش، نه بی‌سرپرست، بلکه بدسرپرست هستند/ ناچاریم طرح سرپرستی موقت را برای کودکان بدسرپرست اجرا کنیم

رئیس سازمان بهزیستی کشور، با اشاره به اولویت بازپیوندی کودکان با خانواده‌های زیستی، تأکید کرد هیچ امکاناتی در مراکز اقامتی نمی‌تواند جایگزین عواطف واقعی یک خانواده شود.

به گزارش خبرنگار اجتماعی ایسکانیوز، در عصر حاضر، بازتعریف مفهوم حمایت و ارتقای آن از یک امداد ساده به یک استراتژی جامع، گامی حیاتی برای تضمین سلامت اجتماعی است. سازمان بهزیستی کشور با تغییر پارادایم از مدل‌های مؤسسه‌محور به رویکرد خانواده‌محوری، مسیر بازگرداندن کودکان به کانون عاطفی‌شان را در اولویت قرار داده است. اما پرسش بنیادین این است که آیا این تغییر رویکرد، از سطح بخشنامه‌ها به یک برنامه عملیاتی با پیوست مالی پایدار تبدیل شده است یا خیر؟ رئیس سازمان بهزیستی کشور، از لایه‌های تحول در ساختار خدمات، چالش‌های پذیرش کودکان آسیب‌دیده و جایگاه مدل‌های حمایتی جایگزین در راستای تقویت پیوندهای خانوادگی می‌گوید.

در ادامه گفت‌وگوی ایسکانیوز با سیدجواد حسینی، رئیس سازمان بهزیستی کشور را بخوانید:

حسینی درخصوص ضرورت وجود یک استراتژی پیشگیرانه و جامع برای فرا رفتن از شعار و بخشنامه در اجرای رویکرد خانواده‌محور، گفت: این رویکرد در تمامی معاونت‌های سازمان جاری و ساری است و یک استراتژی پذیرفته‌شده توسط تیم مدیران فعلی است. همه بر اساس این سیاست برنامه‌ریزی می‌کنند چون اعتقاد راسخی به آن دارند.

او با طرح اینکه در حوزه مسئولیت کودکان بی‌سرپرست و بدسرپرست، بیش از هفتاد درصد برنامه‌ها به این سمت سوق پیدا کرده، اضافه کرد: برای تمام این موارد برنامه عملیاتی طراحی کرده‌ایم. این برنامه‌ها بر اساس مطالعات کارشناسی، با زیرساخت‌های علمی و بومی‌شده مطابق با فرهنگ کشورمان تدوین شده است. همچنین برای این برنامه‌ها ردیف بودجه پایدار پیش‌بینی کرده‌ایم تا در سرفصل‌های بودجه تثبیت شوند و با تغییر مدیران، قابل حذف نباشند.

رئیس سازمان بهزیستی کشور در واکنش به وجود نگرانی‌ها درباره ناپایداری رویکردهای حمایتی این سازمان و تضعیف استراتژی‌ها در آینده، اظهار کرد: وقتی نیازی در جامعه ایجاد شود، نهادها و مردم برای پاسخ به آن دست به دست هم می‌دهند و این نیاز از بین نمی‌رود. بنابراین، سازمان ناچار است این مسیر را ادامه دهد و چون زیرساخت بودجه‌ای آن فراهم شده، بنیان این اجرا در ساختار دولت مستحکم است و این استراتژی اکنون ماندگار شده است.

وی با بیان اینکه در حوزه کودکان تحت پوشش، بیش از هشتاد و هفت درصد از آن‌ها بدسرپرست هستند، گفت: بر اساس مصادیق قانونی، از جمله قانون حمایت از کودکان و نوجوانان بی‌سرپرست و بدسرپرست مصوب شهریورماه ۱۳۹۲ و قانون تأمین زنان و کودکان بی‌سرپرست و بدسرپرست مصوب سال ۱۳۷۱، کودک بی‌سرپرست کسی است که اولیای قهری او در قید حیات نباشند. اما امروز هشتاد و هفت درصد کودکان ما بدسرپرست هستند، یعنی اولیای قهری آن‌ها در قید حیات‌اند.

چالش‌های فرزندخواندگی

حسینی در ادامه توضیح داد: در چنین شرایطی، امکان سپردن این کودکان به فرزندخواندگی وجود ندارد، زیرا فرزندخواندگی تنها زمانی ممکن است که اولیای قهری در قید حیات نباشند. بنابراین، سازمان ناچار است مدل‌های دیگری را تعریف کند. به همین دلیل طرح‌هایی مانند «خانواده امین»، «طرح میزبان» و برنامه «بازپیوند خانواده» بر اساس ماده ۱۸۷ قانون مدنی طراحی و در کشور اجرا شده است.

او با اشاره به مفهوم «سرپرستی موقت» در طرح خانواده امین، گفت: لازم است در رسانه‌ها اطلاع‌رسانی شود که منظور از موقت، بازه‌های زمانی کوتاه مانند چند روز یا چند ماه نیست. موقت یعنی کودک با حفظ هویت خانوادگی خود، چون پدر، مادر یا جد پدری‌اش در قید حیات است، برای مدتی مشخص به سرپرستی فرد یا خانواده‌ای سپرده شود. این مدت با نظر سازمان بهزیستی، شرایط کودک و تأیید مرجع قضایی تعیین می‌شود و ممکن است تا بیست سال یا تا سن بلوغ و تصمیم‌گیری خود کودک به طول بیانجامد.

وی با اشاره به وجود نارسایی‌های اجتماعی در جامعه، گفت: اتفاقاتی در کشور افتاده است که باید به آن‌ها توجه کرد؛ از جمله بالا رفتن سن ازدواج و کاهش دوران باروری موفق برای خانواده‌هایی که ازدواج می‌کنند. از منظر متخصصان درمانی و بهداشتی، بهترین سن باروری برای خانم‌ها بین بیست تا سی سال است و این روند کاهش یافته است.

خانواده، تنها تکیه‌گاه عاطفی کودکان

حسینی با تأکید بر اهمیت محیط رشد کودک، گفت: رشد واقعی کودک در کانون خانواده اتفاق می‌افتد، نه در مراکز اقامتی. هر چقدر هم امکانات یک مرکز عالی باشد، باز هم آن فضا خالی از عواطف واقعی است. اگر نتوانیم بر روی ترمیم بنیان‌های عاطفی برنامه‌ریزی کنیم، خروجی ما کودکانی خواهند بود که حتی اگر موفق باشند، عاری از عواطف و احساسات هستند و جامعه‌ای که سلامت اجتماعی‌اش را مدیون این افراد است، با افرادی بدون بنیان‌های عاطفی غنی حتماً به مشکل خواهد خورد.

او در پاسخ به اینکه اتکای تمام این اقدامات به منابع اعتباری دولت نافی رویکرد مبتنی بر مشارکت مردمی است، گفت: در یکی از دفاتر ما، تعداد برنامه‌ها از شش مورد به پانزده مورد افزایش یافته است و هر پانزده مورد این برنامه‌ها ردیف بودجه دارند. البته تمامی این ردیف‌های بودجه دولتی هستند اما برنامه‌هایی پایدار محسوب می‌شوند.

رئیس سازمان بهزیستی کشور درخصوص موضوع جایگزینی منابع دولتی با مشارکت‌های مردمی، اظهار کرد: من ادعا نکردم که مشارکت‌های مردمی جایگزین منابع دولتی شده است؛ اما این سیاستی است که کل سازمان در پیش گرفته است.

حسینی با اشاره به تغییرات جمعیتی و اجتماعی در کشور گفت: افزایش سن ازدواج و کاهش دوران باروری موفق، به‌ویژه برای خانم‌ها، باعث شده است که بسیاری از زوج‌ها بعد از سی سالگی ازدواج کنند و فرصت باروری سالم خود را از دست بدهند. این موضوع در کنار فرهنگ‌سازی‌های سازمان بهزیستی و رسانه‌های کشور که باعث شد نگرش منفی نسبت به سرپرستی و فرزندخواندگی کمرنگ شود، تقاضا برای پذیرش کودکان را به‌شدت افزایش داده است.

او با بیان اینکه امروزه جنبه‌های انسانی بر این موضوع غلبه کرده است، اضافه کرد: از آن‌جا که طبق قانون، همه افراد نمی‌توانند سرپرستی دائم کودک را بپذیرند، سازمان مدل‌های متنوعی را در کنار سرپرستی دائم تعریف کرده است تا طیف گسترده‌تری از متقاضیان بتوانند از این فرصت استفاده کنند و طرح میزبان نیز در همین راستا شکل گرفته است.

رئیس سازمان بهزیستی کشور در واکنش به تغییر رویکرد در ارائه خدمات، اظهار کرد: ما در حال حرکت از مراکز شبانه‌روزی به سمت مدل‌های حمایتی جایگزین هستیم؛ چرا که بیش از هشتاد و هفت درصد کودکان ما بدسرپرست هستند و در نظام خانوادگی آن‌ها حتماً افرادی چون عمو، خاله، دایی یا پدربزرگ و مادربزرگ با صلاحیت اخلاقی وجود دارند که بتوانند از کودک نگهداری کنند.

وی با ذکر مثالی در مورد کودکان دچار آسیب، گفت: گاهی مادر صلاحیت قانونی دارد اما به دلیل نبود پشتوانه مالی یا شرایط سخت زندگی، نمی‌تواند از کودک نگهداری کند و دادگاه حکم به سپردن کودک به سازمان می‌دهد. در چنین شرایطی، ما به‌جای انتقال کودک به مراکز شبانه‌روزی، مراکز روزانه را راه اندازی کرده‌ایم تا کودک در طول روز خدمات دریافت کند و شب‌ها در کنار خانواده یا بستگان خود باشد؛ زیرا هیچ کودکی آرزویی بزرگ‌تر از حضور در کنار خانواده‌اش ندارد.

حسینی در ادامه توضیح داد: حتی در مواردی که پدر یا مادر صلاحیت ندارند، اما مثلاً پدربزرگ و مادربزرگ مایل به نگهداری هستند ولی توانایی رساندن کودک به مدرسه یا رسیدگی کامل را ندارند، این به معنای عدم صلاحیت اخلاقی نیست. ما با ایجاد مراکز روزانه و ارائه خدمات مشاوره و مددکاری، شرایط را فراهم کرده‌ایم تا کودک در امن‌ترین نهاد اجتماعی، یعنی خانواده، رشد کند.

او با اشاره به واقعیت‌های پذیرش کودکان در سیستم بهزیستی، گفت: نباید فراموش کرد که بسیاری از کودکان با آسیب‌های شدیدی وارد سیستم ما می‌شوند؛ مثلاً کودکی که شاهد قتل مادرش توسط پدر بوده است. بنابراین نباید انتظار داشت که همه این کودکان لزوماً به نتایج ایده‌آل برسند. ما بستر خدمات را مطابق با هنجارهای کشور تعریف کرده‌ایم، اما خروجی نهایی به شرایط هر فرد بستگی دارد، درست مانند اعضای یک خانواده که با وجود بهره‌مندی از امکانات یکسان، دستاوردهای متفاوتی دارند.

وی در پایان تأکید کرد: تمام تلاش ما این است که کودک را وارد یک «خانواده امن» کنیم و بر وضعیت او نظارت نماییم؛ زیرا معتقدیم تنها خانواده است که می‌تواند کودک را به‌صورت طبیعی جامعه‌پذیر کند و کارکردهای هفت‌گانه خانواده، به‌ویژه تعاملات عاطفی میان اعضا، حیاتی‌ترین نیاز هر کودک است.

انتهای پیام/

کد مطلب: 1312022

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha