گروه فرهنگ و هنر ایسکانیوز- در دنیای ادبیات داستانی، ژانرهای فانتزی و ماورایی همواره پتانسیل بالایی برای جذب مخاطب داشتهاند؛ بهویژه زمانی که این ژانر با باورهای مذهبی، روایات تاریخی و مباحث داغی مثل حیات پس از مرگ گره بخورد. کتاب «از پمبا تا ماریانا» به قلم محمد قنبری، یکی از آن دست آثاری است که تلاش کرده با استفاده از فرم رمان، پلی میان واقعیتهای تاریخی، باورهای آیینی و تخیلات سوررئال برقرار کند. اما این کتاب به دلیل محتوای جسورانه و طرح ادعاهایی مرز میان حقیقت و خیال را به چالش میکشد.
یکی از اصلیترین محورهای روایی کتاب قنبری، ورود به حوزهای است که کمتر نویسندهای در قالب داستان به سراغ آن رفته است: نقش موجودات ماورایی در واقعه عاشورا. نویسنده با استناد به آیات قرآن کریم مبنی بر وجود «جن» و جایگاه آنها در نظام هستی، روایتی را پیریزی کرده که در آن اجنه نه بهعنوان تماشاگر، بلکه بهعنوان نیروهایی تأثیرگذار در هستی حضور دارند.
قنبری در این رمان، تصویری از تقابل خیر و شر ارائه میدهد که فراتر از دنیای مادی است. او با استفاده از قدرت خیالپردازی، به بررسی این تئوری میپردازد که آیا اجنهی مومن میخواستند در یاری امام حسین (ع) نقشی ایفا کنند؟ اگرچه این ایده در ادبیات شفاهی و برخی روایاتِ ضعیف یا عامیانه ریشههایی دارد، اما مکتوب کردن آن در قالب یک اثر داستانی، آن هم با ادعای تحلیل فرامادی واقعه، جسارتی است که باید بیشتر در منابع موثق به جست و جوی آن پرداخت.
شاید بتوان گفت جذابترین بخش فنی کتاب، ساختار روایی آن است. نویسنده خواننده را با روح قهرمان داستان در شرایطی همراه میکند که بدن فیزیکی او در کما قرار دارد. این تعلیق میان مرگ و زندگی، نویسنده را قادر ساخته تا با بهرهگیری از توصیفاتِ انتزاعی، جهانی برزخی را پیش روی مخاطب ترسیم کند.
توصیفات قنبری از فضای روح در خارج از بدن، بیشباهت به روایتهای مطرحشده در برنامه تلویزیونی پرمخاطب «زندگی پس از زندگی» نیست. آنجا که قهرمان داستان او در مسیر تجربهای نزدیک به مرگ، با صحنههایی از نور روبهرو میشود و هرچند که خانواده، دوستان و نزدیکان خود را میبیند اما توانایی برقراری ارتباط با آنان را ندارد، ذهن مخاطب ایرانی امروز که با این نوع روایتها بهواسطه رسانه آشناست، بهخوبی درگیر میشود. نویسنده با هوشمندی از این بستر برای تزریق مفاهیم اخلاقی و عرفانی بهره برده، هرچند که در نهایت این «سفر» نیز در خدمت خط اصلی داستان، یعنی پیوند میان دنیای ما و دنیای اجنه قرار میگیرد.
اما گذشته از نام کتاب که اشاره به دو منطقه یعنی جزیره پمبا در تانزانیا و دراز گودال ماریانا در عمیقترین نقطه اقیانوس آرام که این دو منطقه محل تجمع و زندگی اجنه است؛ شاید جنجالیترین بخش «از پمبا تا ماریانا»، ورود نویسنده به مباحث ژئوپلیتیک و تئوریهای توطئه است. قنبری در بخشهایی از کتاب، با نگاهی امنیتی، به وجود واحدهای مخفی در اسرائیل اشاره میکند که با بهرهگیری از علوم غریبه و متافیزیک، موفق به تسخیر اجنه شدهاند تا از آنها در پیشبرد اهداف اطلاعاتی و نظامی خود خصوصا علیه ایران استفاده کنند.
این ادعا که مستقیماً وارد حوزهی «جنگهای متافیزیک» میشود، کتاب را به یک رمان جاسوسی-امنیتی تبدیل کرده است. خواننده هنگام مطالعه این بخشها، بهطور مداوم با این سوال کلیدی مواجه میشود: «کجای این داستان واقعیت است و کجای آن زادهی ذهن نویسنده؟» این پرسش، دقیقا همان نقطهای است که سکوت نویسنده را معنادارتر میکند.
در پی طرح پرسشهای متعددی که در ذهن خوانندگان دربارهی مستندات این کتاب ایجاد شد، خبرنگار فرهنگی ایسکانیوز تلاشهای متعددی برای گفتوگو با محمد قنبری انجام داد. هدف از این مصاحبه، نه نقد ادبی صرف، بلکه شفافسازی دربارهی ادعاهای مطروحه بود؛ اینکه آیا نویسنده برای بخشهای مربوط به حضور اجنه در عاشورا یا فعالیتهای اطلاعاتی-ماورایی اسرائیل در دنیای واقعی، پژوهشهای تاریخی انجام داده است یا خیر؟
با اینحال، پیگیریها برای مصاحبه به جایی نرسید. این عدم پاسخگویی، بر ابهامات پیرامونِ کتاب افزوده است. آیا نویسنده عامدانه قصد داشته مرز واقعیت و تخیل را برای مخاطب مخدوش نگه دارد تا «رازآلودگی» اثرش حفظ شود؟ یا اینکه او خود میداند که زیربنای مستند این ادعاها لرزان است و توان دفاع منطقی از آنها را ندارد؟
تعداد نوبتهای چاپ کتاب «از پمبا تا ماریانا» نشاندهندهی علاقهی شدید بخشی از بازار کتاب به موضوعات رازآلود، ماورایی و جاسوسی-امنیتی است. محمد قنبری موفق شده اثری بنویسد که مخاطب را تا صفحه آخر با خود بکشاند، اما همزمان، این اثر زنگ خطری برای «تاریخنگاری داستانی» و «تداخل باورهای مذهبی با تخیلات فانتزی» محسوب میشود.
تا زمانی که نویسنده سکوت خود را نشکند و پاسخ ندهد که کدام بخشها ریشه در اعتقادات و واقعیتهای تاریخی دارند و کدام بخشها صرفاً مانورهای داستانی برای جذب مخاطب بودهاند، «از پمبا تا ماریانا» بهعنوان اثری در «منطقهی خاکستری» باقی خواهد ماند؛ اثری که میخواهد همزمان یک رمان سرگرمکننده و یک تحلیل-تاریخی باشد، اما در هیچیک از این جایگاهها، پاسخگوی پرسشهای جدی مخاطبان نیست.
کیانوش رضایی- خبرنگار
انتهای پیام/
نظر شما