بازخوانی مفهوم أمان؛ دیپلماسی امنیت تمدنی در میراث اسلامی

جواد طلوع*

وقتی سراغ بحث‌های امنیتی امروز می‌رویم، اکثر اوقات می‌بینیم که همه، دور محور امنیت ملی می‌چرخند. یعنی همان داستان مرزها و قدرت نظامی و بازدارندگی. اما اگر کمی زاویه دیدمان را عوض کنیم و به‌جای دولت-ملت به سطح تمدن نگاه کنیم، می‌بینیم تعریف امنیت کاملا عوض می‌شود. در تمدن اسلامی امنیت فقط این نبود که جنگ نباشد یا دیوارهای شهر بلند باشد، بلکه بیشتر شبیه یک مدل زیستی بود برای اینکه چطور با دیگری تعامل کنیم. در این نگاه، مفهوم «أمان و عهد» چیزی فراتر از یک قرارداد سیاسی خشک بودند و در واقع در حال ساختن یک نوع «دیپلماسی تمدنی» بودند.

اگر به تاریخ نگاه کنیم می‌بینیم تمدن اسلامی با یک چالش جدی روبه‌رو بود. اینکه چطور در دنیایی که پر از تضادهای مذهبی و قومی است، محیطی امن بسازیم که هر کسی بتواند در آن رشد کند بدون اینکه مجبور باشد خودش را به بقیه شبیه کند یا حذف شود. پاسخ این تمدن در بازتعریف دیگری بود. اینجا مفاهیمی مثل «ذمه» و «عهد» ابزار سلطه نبودند، بلکه یک نوع سازوکار امنیت متقابل بودند یعنی تمدن اسلامی به‌جای اینکه دنبال نابودی رقیب باشد، دنبال این بود که حقوق طرف مقابل را دقیق تعریف کند و به رسمیت بشناسد.

نکته جالب اینجاست که در این مسیر، ترس جای خودش را به یک اعتماد قانونی داد. وقتی یک معاهده بسته می‌شد، این فقط یک توافق برای توقف جنگ نبود، بلکه یک تعهد تمدنی بود. مفهوم أمان اینجا یعنی یک تضمین وجودی تمدن اسلامی به طرف مقابل. به این معنا که این مفهوم ادعا داشت که حق حیات، دین و مالکیت تو در سایه ما محفوظ است. همین رویکرد باعث شد در خیلی از مناطق، جامعه اسلامی تبدیل به یک چتر امنیتی برای کسانی شود که در تمدن‌های دیگر تحت فشار بودند. حال اگر بخواهیم این را با دیپلماسی امروز مقایسه کنیم تفاوتش کجاست؟ امروز امنیت را بر اساس منفعت متقابل می‌بینیم. یعنی من به تو امنیت می‌دهم اگر تو برایم سودمند باشی. اما در مدل تمدنی اسلامی، امنیت با اخلاق و تعهد الهی گره خورده بود. هنگامی که عهدی بسته می‌شد پیمان‌شکنی فقط یک اشتباه سیاسی نبود؛ بلکه یک گناه تمدنی و مذهبی محسوب می‌شد. یعنی امنیت از یک متغیر سیاسی که هر لحظه ممکن است تغییر کند به یک ثابت اخلاقی تبدیل شده بود و همین ثبات بود که اجازه داد تمدن اسلامی از هند تا اسپانیا را در بر بگیرد بدون اینکه درگیر جنگ‌های دائمی هویت شود. پس می‌توان گفت تمدن اسلامی یک نوع امنیت پویا را تعریف کرده بود، امنیتی که در آن پذیرفتن تفاوت‌ها خودش بخشی از استراتژی بقا بود. در حقیقت، این تمدن یاد گرفت که برای امن بودن خودش باید اول امنیت دیگری را تضمین کند. این یک پارادوکس جذاب است که تضمین امنیت طرف مقابل کوتاه‌ترین راه برای رسیدن به امنیت خودمان است.

اگر بخواهیم این تجربه را به امروز برگردانیم می‌بینیم که امنیت تمدنی در دنیای مدرن با تکنولوژی‌های نظارتی یا قدرت نظامی به دست نمی‌آید. چیزی که تمدن اسلامی به ما یاد می‌دهد این است که امنیت محصول شفافیت در حقوق و پایبندی به اخلاق است. ما امروز به‌جای امنیت ملی که رقابتی و تک‌بعدی است، به امنیت تمدنی نیاز داریم، یعنی بازگشت به مفاهیمی مثل عهد، أمان و عدالت که بتوانند پلی بین تمدن‌ها باشند، نه دیواری برای جدا کردن آن‌ها. این یادداشت در واقع تلاشی است برای بازخوانی متون تاریخی و فقهی از نگاه امنیت‌پژوهی تا شاید بتوانیم الگویی جدید برای همزیستی در جهان امروز پیدا کنیم. الگویی که در آن امنیت نه از طریق حذف دیگری بلکه از طریق شناخت و پذیرفتن حقوقی او به دست بیاید.

* پژوهشگر مقطع دکتری مطالعات تمدنی

انتهای یادداشت/

کد مطلب: 1313110

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha