در شرایطی که تحولات منطقهای، معادلات امنیتی خاورمیانه را با تغییرات جدی مواجه کرده و مسئله تنگه هرمز بیش از گذشته در کانون توجهات بینالمللی قرار گرفته است، بازتعریف شیوه تعامل و مذاکره ایران با طرفهای منطقهای و فرامنطقهای اهمیتی دوچندان یافته است. در چنین شرایطی، پرسش اساسی این است که ایران چگونه میتواند بدون قرار گرفتن در موضع انفعال، از ظرفیتهای ژئوپلیتیکی و موقعیت راهبردی خود برای افزایش قدرت چانهزنی و تأمین منافع ملی استفاده کند؟ از این منظر، نقش عمان و جایگاه تنگه هرمز میتواند در ترسیم مسیر جدیدی برای تعاملات دیپلماتیک ایران مورد توجه قرار گیرد.
حتی در صورت پذیرش مذاکره با آمریکا بهعنوان یک گزینه دیپلماتیک، لازم است الگوی مذاکره تهران-واشنگتن مورد بازنگری قرار گیرد؛ بااینحال، از نظر نگارنده، شرایط کنونی برای بازگشت به مذاکرات مستقیم مساعد نیست. اگر بهانه دولتهای معاند و کشورهای وابسته پیش از این موضوع هستهای بود، اینک ایران فرصت دارد با تغییر الگوی مذاکرات، از تنگه هرمز بهعنوان محور اصلی گفتوگوی طرفین استفاده کند.
مهمترین نکته این است که ایران به هر شکلی نباید اجازه دهد تنگه هرمز چندین کریدور داشته باشد. تعیین و تثبیت یک کریدور یگانه دریایی در دست ایران، یعنی تمامی تأسیسات اتمی جهان را به چالش کشیدن. ایران لازم است ابتدا یک دستاورد راهبردی در این گذرگاه دریایی تثبیت کند و سپس از موضعی قدرتمندتر وارد مذاکرات با آمریکا شود.
عمان در طول تاریخ معاصر همواره رفتار متعادلی نسبت به ایران داشته و به همین دلیل، تغییر مسیر مذاکرات از واشنگتن به مسقط میتواند انتخابی هوشمندانه باشد.
ورود مجدد به میدان مذاکره با آمریکا میتواند موجب صدمه دیدن و جریحهدار شدن افکار عمومی و احساسات ملیگرایانه شود که در نهایت، انسجام اجتماعی را کاهش داده و ایران را آسیبپذیر خواهد کرد. گفتوگوی ایران و مسقط سودمندتر و از نظر سیاسی کمهزینهتر است؛ زیرا بهعنوان مذاکراتی میان دو کشور ساحلی، برای کاهش تنش و تسهیل مسائل کشتیرانی و ترتیبات دریایی معرفی میشود. در این حالت، نمیتوان ایران را سرزنش کرد که چرا به میز مذاکره تحت فشار آمریکا برگشته است.
لذا کمرنگ کردن حضور و نقش آمریکا در مسائل منطقه، راهبرد فکورانه و هوشمندانهای است که ایران اتخاذ کرده. در این راستا، تثبیت نقش ایران در مدیریت تنگه هرمز میتواند ابزار و اهرمی پایدار در اختیار ایران قرار دهد. ایالات متحده، اسرائیل و دیگر کشورهای وابسته منطقه در کنشی جمعی دچار خطای محاسباتی شدهاند. ایران اگر هوشمند باشد، میتواند از این موقعیت برای تثبیت جایگاه در منطقه و در جهان بهره ببرد. ایران میداند که آمریکا بهشدت پیمانشکن، خشونتطلب و مهاجم است؛ به همین دلیل، ورود به هرگونه مذاکره باید از مسیری قدرتمندانه باشد.
جمهوری اسلامی ایران نهتنها امروز، که از این به بعد شایسته است در جستوجوی نقاط دردناک آمریکا باشد. اختلال در مسیر کشتیرانی، تردید در بازارهای انرژی، سردرگمی شرکتهای حملونقل دریایی و ابهام در آینده کشورهای خلیج فارس میتواند آمریکا را تحت فشار قرار دهد و باعث شود واشنگتن و متحدانش بیشازپیش به دنبال راهحل غیرنظامی باشند. تا زمانی که ما بتوانیم از اهرم هرمز و سایر ابزارهای دیگر برای افزایش هزینه ادامه بحران استفاده کنیم، زمان به نفع ما خواهد بود.
بازگشت به مذاکرات مستقیم با آمریکا در شرایط فعلی نه ممکن است و نه منطقی، اما دستیابی به توافق با عمان میتواند بهعنوان نشانهای از مسئولیتپذیری منطقهای ایران محسوب شود. مسئولیتپذیری بههیچوجه به معنای رویکردی نیست که برخی سیاسیون پیش گرفتهاند و از همسایگانشان عذرخواهی میکنند، بلکه اینگونه تعاملات متقابل است که میتواند در کاهش تنشهای منطقه اثرگذار باشد.
اگر تهران ابتدا از طریق تفاهم با عمان، نقش خود در تنگه هرمز را تثبیت کند، میتواند از موضعی قدرتمند در مذاکرات بعدی با واشنگتن حضور داشته باشد، ایران نباید برای ادامه مذاکرات با آمریکا کوچکترین نشانهای از تمایل یا تعجیل نشان دهد. گفتوگوهای ایران با مسقط تلاشی برای تغییر موازنه قدرت پیش از ازسرگیری مذاکرات یا درگیری مستقیم با آمریکا است.
*نویسنده و کارشناس فرهنگی دانشگاه شیراز
انتهای یادداشت/
نظر شما